:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

چهارشنبه 27 تير 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : چيز اندك كه با اشتياق تداوم يابد ، بهتر از فراواني است كه رنج آور باشد .
 
 

 

تفسیر موضوعی قرآن کریم 

خداشناسی و توحید/ راه‌هاي خداشناسی/ برهانها/ برهان نظم

نشانه‌هاى او در آفرینش حیوانات

مقدمه:

حیوانات، بخش عظیمى از موجودات زنده جهان را تشکیل مىدهند. حیوانات با ساختمان‌هاى مختلف و اشکال گوناگون و تنوّع فراوان، و شگفتى‌هاى عظیم، توجّه هر بیننده‌اى را به خود جلب مى‌کند، و مطالعه درباره هریک از آنها، انسان را به علم و قدرت بى‌پایان آفریننده آنها آشنا مى‌سازد.
اهمیّت این مسأله وقتى روشن‌تر مى‌شود، که ما این حیوانات را در یکجا در کنار هم ببینیم. مثلاً قدمى به باغ وحش بگذاریم، و از غرفه‌هاى ماهى‌ها و انواع پرندگان، میمون‌ها، شیر و ببر و پلنگ و زرّافه و فیل، یکى پس از دیگرى دیدن کنیم، و حرکات و عادات و عجائب خلقت هریک را از نظر بگذرانیم. ممکن نیست کسى، کمترین بهره‌اى از عقل و هوش داشته باشد و به هنگام دیدن آنها در فکر و اندیشه فرو نرود و در برابر آفریننده این موجودات متنوّع و عجیب، سر تعظیم فرود نیاورد.
از میان این حیوانات، حیوانات اهلى که در خدمت انسان‌ها هستند و منافع و برکات گوناگونى براى بشر دارند، بیشتر قابل توجّه‌اند. به همین دلیل قرآن مجید در آیات توحیدى خود، روى تمام جنبندگان به طور کلّى، و روى انعام و چهار پایان بالخصوص تکیه کرده، و قسمت‌هایى از شگفتى‌هاى آنها را در آیات متعدّد بر شمرده است.
با این اشاره، به آیات زیر، گوش‌جان فرا مى‌دهیم:

1- (وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِیهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلى جَمْعِهِمْ إِذا یَشاءُ قَدِیرٌ)(1)

2- (إِنَّ فِى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ فِی خَلْقِکُمْ وَ ما یَبُثُّ مِنْ دابَّةٍ آیاتٌ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ)(2)

3- (أَفَلا یَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ)(3)

4- (وَ إِنَّ لَکُمْ فِی الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقِیکُمْ مِمّا فِی بُطُونِها وَ لَکُمْ فِیها مَنافِعُ کَثِیرَةٌ وَ مِنْها تَأْکُلُونَ وَ عَلَیْها وَ عَلَى الْفُلْکِ تُحْمَلُونَ)(4)

5- (وَ إِنَّ لَکُمْ فِی الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقِیکُمْ مِمّا فِی بُطُونِهِ مِنْ بَیْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشّارِبِینَ)(5)
 

6- (وَ اللهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ بُیُوتِکُمْ سَکَناً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعامِ بُیُوتاً تَسْتَخِفُّونَها یَوْمَ ظَعْنِکُمْ وَ یَوْمَ إِقامَتِکُمْ وَ مِنْ أَصْوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشْعارِها أَثاثاً وَ مَتاعاً إِلى حِینٍ)(6)
 

7- (وَ مِنَ النّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ کَذلِکَ إِنَّما یَخْشَى اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ)(7)

8- (أَوَلَمْ یَرَوْا أَنّا خَلَقْنا لَهُمْ مِمّا عَمِلَتْ أَیْدِینا أَنْعاماً فَهُمْ لَها مالِکُونَ وَ ذَلَّلْناها لَهُمْ فَمِنْها رَکُوبُهُمْ وَ مِنْها یَأْکُلُونَ وَ لَهُمْ فِیها مَنافِعُ وَ مَشارِبُ أَ فَلا یَشْکُرُونَ)(8)

9- (وَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْواجَ کُلَّها وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنَ الْفُلْکِ وَ الْأَنْعامِ ما تَرْکَبُونَ لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْکُرُوا نِعْمَةَ رَبِّکُمْ إِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَ تَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما کُنّا لَهُ مُقْرِنِینَ)(9)

10-(أَللهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَنْعامَ لِتَرْکَبُوا مِنْها وَ مِنْها تَأْکُلُونَ وَ لَکُمْ فِیها مَنافِعُ وَ لِتَبْلُغُوا عَلَیْها حاجَةً فِی صُدُورِکُمْ وَ عَلَیْها وَ عَلَى الْفُلْکِ تُحْمَلُونَ وَ یُرِیکُمْ آیاتِهِ فَأَىَّ آیاتِ اللهِ تُنْکِرُونَ)(10)


 

ترجمه

1- «و از آیات اوست آفرینش آسمان‌‌ها و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده، و او هرگاه بخواهد بر گردآورى آنها تواناست»
2- «بى‌شک در آسمان‌ها و زمین نشانه‌هاى (فراوانى) براى مؤمنان وجود دارد و نیز در آفرینش شما و جنبندگانى که (در سراسر زمین) پراکنده ساخته، نشانه‌هایى است براى گروهى که اهل یقینند»
3- «آیا آنان به شتر نمى‌نگرند که چگونه آفریده شده است؟!»
4- «و در آفرینش چهارپایان براى شما عبرتى است، از آنچه (از شیر) در درون آنهاست به شما مى‌نوشانیم، و براى شما در آنها منافع بسیار (دیگرى) است، و از (گوشت) آنها مى‌خورید و بر آنها و بر کشتی‌ها سوار مى‌شوید»
5- «و در آفرینش چهارپایان، براى شما (درسهاى) عبرتى است: از درون شکم آنها، از میان غذاهاى هضم شده و خون، شیر خالص و گوارابه شما مى‌نوشانیم»
6- «و خدا براى شما از خانه‌هایتان محلّ سکونت (و آرامش) قرار داد، و از پوست چهارپایان نیز براى شما خانه‌هایى (خیمه‌هایى) قرار دادکه روز کوچ کردن و روز اقامتتان، به آسانى مى‌توانید آنها را جا به جا کنید، و از پشم‌ها و کرک‌ها و موهاى آنها، براى شما وسایل زندگى تا زمان معیّنى قرار داد»
7- «و از انسان‌ها و جنبندگان و چهار پایان انواعى با رنگ‌هاى مختلف آفریدیم، آرى (آفرینش جهان با عظمت) چنین است. و تنها از میان بندگان او، دانشمندان خدا ترسند، خداوند توانا و آمرزنده است»
8- «آیا ندیدند که از آنچه با قدرت خود به عمل آورده‌ایم چهارپایانى براى آنان آفریدیم که آنان مالک آن هستند؟! و آنها را رام ایشان ساختیم، هم مرکب آنان از آن است و هم از آن تغذیه مى‌کنند، و براى آنان بهره‌هاى دیگرى در آن (حیوانات) است و نوشیدنی‌هایى گوارا، آیا با این حال شکرگزارى نمى‌کنند؟!»
9- «و همان کسى که همه زوج‌ها را آفرید، و براى شما از کشتی‌ها و چهارپایان مرکب‌هایى قرار داد که بر آن سوار مى‌شوید، تا بر پشت آنها بخوبى قرار گیرید، سپس هنگامى که بر آنها قرار گرفتید، نعمت پروردگارتان را یاد کنید و بگویید: «پاک و منزّه است کسى که این را مسخّر ما ساخت، وگرنه ما توانایى تسخیر آن را نداشتیم»
10- «خداوند کسى است که چهارپایان را براى شما آفرید تا بعضى را سوار شوید و از بعضى تغذیه کنید. و براى شما در آنها منافع بسیارى (جز اینها) است، تا بوسیله آنها به مقصدى که در دل دارید برسید، و بر آنها و بر کشتی‌ها سوار مى‌شوید. او آیاتش را همواره به شما نشان مى‌دهد، پس کدام یک از آیات خدا را انکار مى‌کنید؟!»

شرح مفردات

«دابَّة» - چنانکه قبلا نیز گفته‌ایم - از مادّه «دبیب» ، به معنى راه رفتن آهسته و ملایم است، ولى معمولاً به همه جنبندگان اطلاق مى‌شود. این واژه بر مذکّر و مؤنّث و موجوداتى که روى زمین راه مى‌روند و حتّى پرندگان آسمان اطلاق مى‌گردد، و جمع آن، «دوابّ» است به معنى جنبندگان.
گاه، در مورد نفوذ و حلول چیزى در موجود دیگر، نیز به کار رفته است، مثلاً گفته مى‌شود: «دبَّ الشَّرابُ فى الجِسْمِ وَ دَبَّ السُّقْمُ فى البَدَنِ»: «نوشابه در جسم و بیمارى در تن نفوذ کرد.»
این واژه حتى انسان را نیز شامل مى‌شود، و موارد استعمال آن در قرآن مجید، شاهد این مدعّى است.(11)
«اَنْعام» جمع «نَعَم» (بر وزن قَلَم) در اصل از مادّه «نعمت» گرفته شده است. سپس به شتر اطلاق شده، زیرا شتر در نزد عرب، برترین نعمت بود. به چهار پایان دیگر، مانند گاو و گوسفند نیز این واژه اطلاق مى‌شود، مشروط بر اینکه شتر نیز جزء آنها بوده باشد.(12)
جمعى از ارباب لغت تصریح کرده‌اند که «نعم» معنى جمعى دارد و مفردى براى آن نیست، و «انعام» جمع‌الجمع است.(13)
ابن منظور در لسان‌العرب مى‌گوید: «نَعَم» به معنى حیوانى است که به چرا مى‌رود، سپس از بعضى نقل مى‌کند که «نعم» به خصوص شتر گفته مى‌شود، و از بعضى دیگر، نقل مى‌کند که به شتر و گوسفند گفته مى‌شود.
«نُعامَة» به معنى شتر مرغ است، زیرا به خاطر بزرگى جُثّه شباهت زیادى به شتر دارد. سپس به همین مناسبت به سایبان‌هایى که در کوه‌ها، یا غیر آن، درست مى‌کنند، و یا پرچم‌هایى که در بیابان‌ها براى پیدا کردن راه نصب مى‌نمایند «نعامه» گفته شده است.
به هر حال معنى نخستین واژه «انعام» هر چه بوده، در اطلاقات معمولى به حیواناتى که به چرا مى‌روند (گاو و گوسفند و شتر) اطلاق مى‌شود.

تفسیر و جمع‌بندى

در عالم حیوانات چه خبر است؟

در اولین و دومین آیه از آیات مورد بحث، بعد از اشاره به نشانه‌هاى خداوند در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و همچنین آفرینش انسان، اشاره به خلقت تمامى جنبندگان که در آسمان‌ها و زمینند کرده، مى‌فرماید: «از آیات خداوند آفرینش آسمان‌ها و زمین و جنبندگانى است که در آنها خلق و پراکنده ساخته»: (وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّمواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِیْهما مِنْ دابَّةٍ)
«بَثّ» در اصل به معنى پراکنده ساختن چیزى است، همانگونه که باد، خاک‌ها را پراکنده مى‌سازد. این تعبیر در آیه مورد بحث به معنى ایجاد و آفرینش و آشکار ساختن موجودات مختلف، و منتشر نمودن آنها در مناطق گوناگون است.
به هر حال این تعبیر تمامى جنبندگان و حیوانات و انسان‌ها را شامل مى‌شود. از موجودات زنده ذرّه‌بینى که داراى حرکت ظریف و مرموزى هستند گرفته تا حیوانات غول پیکرى که ده‌ها متر طول و گاه بیش از یکصد تن وزن دارند.(14) از انواع پرندگان و صدها هزار نوع حشرات گوناگون، و هزاران هزار انواع حیوانات وحشى و اهلى و درندگان و خزندگان و ماهیان کوچک و بزرگ و موجودات زنده دریائى همه را در بر مى‌گیرد.
اگر کمى بیشتر در وسعت مفهوم «دابّه» و شمول آن نسبت به تمام انواع جنبندگان بیندیشیم، دنیائى از عجائب و شگفتى‌ها و قدرت نمائى‌ها در برابر ما مجسّم مى‌شود، که هریک به تنهایى کافى است ما را به علم و قدرت مبدأ بزرگ آفرینش آشنا سازد.
هزاران هزار کتاب به زبان‌هاى مختلف درباره خصوصیات ساختمان و زندگى انواع جانداران نوشته شده، و فیلم‌هاى زیادى در این زمینه تهیه کرده‌اند، مجله‌هاى گوناگونى به زبان‌هاى مختلف درباره همین موضوع نشر مى‌شود که مطالعه و مشاهده آنها انسان را در دریائى از شگفتى‌ها و اعجاب غرق مى‌کند، و تازه تمام این تلاش‌هایى که از ناحیه دانشمندان در طول هزاران سال براى شناخت آنها انجام شده، تنها از گوشه‌اى از زندگى آنها پرده برداشته، و مسلّماً در آینده هر روز اسرار تازه‌اى از زندگانى آنها کشف مى‌شود.
بعضى از دانشمندان تنها بیست سال از عمر خود را صرف مطالعه زندگى مورچگان کرده‌اند، و اگر با همین روش بخواهند زندگى همه انواع جانداران را مطالعه کنند معلوم نیست عمر تمام بشریت کافى براى شناخت همه اسرار آنها باشد. قابل توجّه اینکه آنچه ما از آن سخن مى‌گوئیم موجودات زنده زمین است، در حالى که از تعبیر «فیهما» (در آسمان‌ها و زمین) استفاده مى‌شود که جنبندگان زیادى در آسمان‌ها نیز وجود دارد که مطلقاً از دسترس مطالعات دانشمندان ما بیرون است، و شاید روزى انسان‌ها با مسافرت‌هاى فضائى به موجودات زنده عجیب و غریب دیگرى در کرات دیگر دست یابند که امروز حتى تصوّر کردن شکل و خصوصیات آنها براى ما ممکن نیست.
بعضى از مفسّران گفته‌اند: منظور از جنبندگان آسمان‌ها همان فرشتگانند، در حالى که کلمه «دابّة» بر فرشته اطلاق نمى‌شود، و بعضى نیز به گمان اینکه در آسمان‌ها غیر از فرشتگان موجود زنده‌اى نیست، توجیهات و تفسیرهاى دیگرى براى آیه ذکر کرده‌اند، در حالى که امروز این معنى براى ما روشن است که موجودات زنده منحصر به کره زمین ما نیست، و به گفته دانشمندان میلیون‌ها میلیون کره در این فضاى بیکران است که قابل سکونت براى انواع جنبندگان و جانداران مى‌باشد.
همچنین قابل توجّه اینکه موجودات زنده تنها از نظر ساختمان و طرز زندگى و جنبه‌هاى مختلف حیات از آیات خدا نیست، بلکه از نظر فوائد گوناگون و برکات زیادى که براى جهان انسانیت به ارمغان مى‌آورند نیز آیتى از آیات خدایند.
اگر مى‌فرماید: این آیات براى گروهى است که اهل یقینند اشاره به کسانى است که آماده پذیرش حق و ایمان آوردن هستند نه افراد لجوج و متکبّر و
خودخواه.


در سوّمین آیه مورد بحث، به صورت یک استفهام توبیخى، مى‌فرماید: «آیا آنها به شتر نگاه نمى‌کنند که چگونه آفریده شده است»؟! (أَفَلا یَنْظُرُوْنَ اِلَى الأبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ)
جالب اینکه پشت سر آن اشاره به عظمت آفرینش آسمان، و سپس کوه‌ها و بعد زمین شده است، و قرار گرفتن شتر در کنار این امور، خود دلیل بر اهمیّت خلقت این حیوان چهارپا است. دقت در حالات این حیوان، نشان مى‌دهد ویژگى‌هاى مختلفى دارد که او را از چهارپایان دیگر جدا مى‌سازد، و با توجّه به این ویژگى‌ها به خوبى روشن مى‌شود که چرا قرآن، مخصوصاً روى این موضوع تکیه کرده است. از جمله:
1- مقاومت شتر، بى‌نظیر است، مخصوصاً در مقابل گرسنگى، تحمّل بسیار دارد و در برابر تشنگى از آن سخت‌تر است. گاه تا ده روز یا بیشتر مقاومت مى‌کند و به همین دلیل، بهترین مرکب براى پیمودن بیابان‌هاى خشک و سوزان است، و از این رو آن را کشتى بیابان نام داده‌اند، چرا که او مى‌تواند مواد غذائى و آب را براى مدّت زیادى در خود ذخیره کند و در مصرف آن نیز صرفه جوئى نماید.

2- او در تغذیه، مقیّد به نوع خاصّى از غذا نیست، غالباً از تمام آنچه در بیابان‌ها مى‌روید، استفاده مى‌کند.
3- از آن عجیب‌تر اینکه در میان طوفان‌هاى پر گرد و غبار، و مملّو از شن که چشم و گوش انسان را کور و کر مى‌کند، مى‌تواند به راه خود ادامه دهد. او مى‌تواند سوراخ بینى خود را موقتاً ببندد، و گوش‌هاى خود را از گرد و غبار شن مصون دارد! چشم او داراى دو پلک است، که در این مواقع یکى را بر هم مى‌نهد، و از پشت آن مى‌بیند! و اینکه بعضى گفته‌اند: شتر با چشم بسته راه مى‌رود، منظور همین است. حتى بعضى از مفسّران نوشته‌اند در شب‌هاى تاریک نیز به خوبى راه را پیدا مى‌کند!
4- چهار پایان مختلفند، بعضى استفاده گوشتى دارند، بعضى به درد سوارى مى‌خورند، و بعضى تنها از شیرشان استفاده مى‌شود، و بعضى براى باربرى. ولى در شتر، تمام این چهار جهت، جمع است، هم براى سوارى و باربرى خوب است و هم شیر و گوشت و پوست و کرک آن مورد استفاده مى‌باشد.
5- از عجائب استثنائى این حیوان این است که برخلاف چهارپایان دیگر هنگامى که خوابیده است بار بر او مى‌نهند یا سوار او مى‌شوند و با یک حرکت از جا برمى‌خیزد و روى پاى خود مى‌ایستد، در حالى که چنین قدرتى در چهارپایان دیگر نیست.
بعضى نوشته‌اند این به خاطر قدرت عجیبى است که در گردن دراز او نهفته شده که طبق قانون فیزیکى اهرمها که براى نخستین بار به وسیله ارشمیدس کشف شد، عمل مى‌کند. - مى‌گویند ارشمیدس مى‌گفت: من اگر نقطه اتکائى در خارج از کره زمین پیدا کنم با یک اهرم بزرگ مى‌توانم تمام این کره را از جا تکان دهم! و در واقع همین است. چرا که مطابق قانون اهرم‌ها فشار وارد بر یک طرف اهرم در فاصله‌اى که با نقطه اتکاء دارد ضرب مى‌شود و در سر دیگر اهرم که با نقطه اتکاء فاصله کمى دارد فشار عظیم ظاهر مى‌گردد - و به این ترتیب گردن شتر با توجّه به نقطه اتکاى آن که پاهاى جلو مى‌باشد حکم یک اهرم را پیدا مى‌کند و با یک تکان سریع و محکم بارى را که بر پشت او است سبک مى‌سازد و به شتر اجازه مى‌دهد که بتواند پاهاى عقب را آزاد کرده برخیزد!.(15)
اینها و شگفتى‌ها و ویژگى‌هاى دیگر، سبب شده که به عنوان آیتى از آیات بزرگ خدا روى آن تکیه شود، نه فقط به خاطر این که شتر یکى از ارکان مهم زندگى اعرابى بوده است که نخستین بار مخاطب این آیات بوده‌اند.
چه کسى مى‌تواند این همه شگفتى و برکات را در یک موجود بیافریند؟ و سپس آن را چنان رام انسان سازد که اگر کودک خردسالى مهار یک قطار شتر را در دست بگیرد مى‌تواند آن را به آنجا برد که خاطر خواه او است، و عجب اینکه آوازهاى موزون (همچون حدى) نیز در او اثر مى‌گذارد و او را به شور و نشاط و شوق حرکت وا مى‌دارد.
آیا اینها نشانه‌هایى از عظمت و قدرت آفریدگار نیست؟ آرى فقط آنها که به سادگى از کنار این آیات نمى‌گذرند، مى‌توانند اسرار آنها را درک کنند. (فراموش نکنید که جمله (اَفَلا یَنْظُرُون) از مادّه نظر به معنى نگاه کردن است، اما نه نگاه عادى، بلکه نگاه کردن همراه با اندیشه و دقت و تفکّر. (دقت کنید.)




در چهارمین و پنجمین آیه مورد بحث، ضمن اشاره به منافع مختلف چهار پایان براى انسان‌ها، مى‌فرماید: «براى شما در چهارپایان، عبرت مهمّى است.» (وَ اِنَّ لَکُمْ فى اْلأَنْعامِ لَعِبْرَةً)
در اینجا «عبرت» به صورت نکره ذکر شده که دلیل بر اهمّیّت فوق‌العاده آن است. به گفته راغب در کتاب مفردات، «عِبْرَتْ» از مادّه «عَبْر» (بر وزن ابر) به معنى عبور کردن و گذشتن از حالتى به حالت دیگر است، و از آنجا که شخص عبرت گیرنده حالتى را مشاهده مى‌کند و از آن به حقیقتى که قابل مشاهده نیست پى مى‌برد به آن عبرت گفته‌اند. بنابراین مفهوم آیه این است که شما، با مشاهده اسرار و شگفتى‌هاى چهارپایان، مى‌توانید به معرفت خداوند و عظمت و علم و قدرت مبدأ بزرگ آفرینش پى ببرید.
سپس قرآن در شرح این معنى، به چهار قسمت از فوائد مهم چهارپایان اشاره کرده، نخست مى‌گوید: «ما از آنچه در درون آنها است شما را سیراب مى‌کنیم»: (نُسْقِیْکُمْ مِمّا فِى بُطُوْنِها)
آرى شیر، این مادّه گوارا که هم نوشیدنى و هم غذاى نیروبخش و کاملى است از درون این حیوانات و از لابه‌لاى خون و گوشت آنها بیرون مى‌آید، همین معنى با تأکید بیشترى در آیه پنجم آمده است. مى‌فرماید: «از درون شکم حیوانات، از میان غذاهایى هضم شده و خون، شیر خالص و گوارا به شما مى‌نوشانیم»: (نُسْقِیْکُمْ مِمّا فى بُطُوْنِهِ مِنْ بَیْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً سائغاً لِلشّارِبِیْنَ)(16)

این چه قدرتى است که از لابه‌لاى این همه اشیاء آلوده چنین غذاى پاک و خالص و لذتبخش بیرون مى‌فرستد؟ رنگ آن سفید، طعم آن شیرین، بوى آن معطّر، از هر نظر گوارا است. عجب اینکه دانشمندان مى‌گویند: براى اینکه یک لیتر شیر در پستان حیوان تولید شود، باید در حدود پانصد لیتر خون از این عضو عبور کند تا مواد لازم براى آن یک لیتر شیر از خون گرفته شود! و براى تولید یک لیتر خون در عروق باید مواد غذائى زیادى از روده‌ها بگذرد، و اینجا است که مفهوم «مِنْ بَیْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ» روشن مى‌شود.
درباره ترکیب شیر و چگونگى پیدایش آن در پستان‌ها، و انواع مواد حیاتى و ویتامین‌هاى موجود در آن، و خواص نیروبخش و فرآورده‌هاى مختلفى که از شیر حاصل مى‌شود، و مفید بودن آن براى هر سن و سال، مطالب بسیار زیادى گفته شده که اگر جمع‌آورى گردد کتاب مهمّى را تشکیل مى‌دهد، و ورود در آن ما را از بحث تفسیر خارج مى‌سازد.
در اینجا تنها به ذکر روایتى پرمعنى از پیغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) قناعت مى‌کنیم که فرمود: «اِذا أَکَلَ أَحَدُکُمْ طَعاماً فَلْیَقُلْ اَللّهُمَّ بارِکْ لَنا فِیْهِ وَ أَطْعِمْنا خَیْراض مِنْهُ، وَ اِذا شَرِبَ لَبَناً فَلْیَقُلْ اَللّهُمَّ بارِکْ لَنا فِیْهِ وَزِدْنا مِنْهُ، فَاِنِّى لا أَعَلَمُ شَیْاًآ أَنْفَعُ فِى الطَّعامِ وَ الشَّرابِ مِنْهُ». «هنگامى که یکى از شما غذائى مى‌خورد، بگوید: خداوندا، ما را در آن برکت عطا کن و بهتر از آن را روزى ما فرما، اما هنگامى که شیر مى‌نوشد بگوید: خداوندا، ما را برکت در آن عطا کن و بیشتر روزى ده، چرا که من چیزى از غذاها و نوشیدنى‌ها را مفیدتر از شیر نمى‌دانم.»(17)
سپس به دومین فایده چهارپایان پرداخته، در یک جمله کوتاه و سربسته مى‌فرماید: «براى شما در آن منافع بسیارى است» (وَ لَکُمْ فِیْها مَنافِعُ کَثِیْرَةٌ)
این تعبیر ممکن است اشاره به پشم و کرک و موى چهارپایان باشد که همیشه انواع لباس‌ها و پوشش‌ها و فرش‌ها را از آن تهیه مى‌کنند، و همچنین اشاره به پوست و روده و چرم و استخوان و شاخ آنها است که وسائل مختلف زندگى از آن تهیه مى‌شود، حتى مدفوع آنها براى پرورش درختان و تقویت زراعت و گیاهان مورد استفاده است.
در سومین مرحله به فایده دیگر اشاره کرده، مى‌فرماید: «و از آنها مى‌خورید» (وَ مِنْها تَأْکُلُوْنَ)
با تمام زیان‌هایى که جمعى از غذاشناسان براى گوشت ذکر کرده‌اند، و با تمام ایراداتى که از نظر طبّى و اخلاقى و غیر آن بر گوشتخواران جهان گرفته‌اند، بسیارى را عقیده بر این است که مصرف گوشت به مقدار کم، نه تنها مضر نیست، بلکه براى بدن انسان لازم است، و تجربه اى که در افراد گیاهخوار شده نیز نشان مى‌دهد که آنها گرفتار اختلالات و کمبودهایى مى‌شوند و رنگ پریده چهره آنها نشان این کمبودها است، این به خاطر آن است که در گوشت و پروتئین پاره‌اى از مواد حیاتى است که در هیچیک از گیاهان پیدا نمى‌شود، و اهمیّت دادن قرآن به این مسأله نیز حاکى از همین معنى است. ولى بدون شک افراط در گوشت‌خوارى هم از نظر اسلام مذموم است، ومهم از نظر طب امروز.
در آخرین و چهارمین قسمت از این آیه، اشاره به بهره‌گیرى از چهارپایان و غیر آنها براى سوارى کرده، مى‌فرماید: «بر آنها و بر کشتى‌ها، سوار مى‌شوید»: (وَ عَلَیْها وَ عَلَى الْفُلْکِ تُحْمَلُوْنَ)
همیشه این حیوانات، وسیله خوبى براى باربرى و سوارى بوده‌اند، حتّى امروز که عصر اتومبیل و خودروهاى موتورى است، بشر از وجود این حیوانات براى سوارى و حمل بار، بى‌نیاز نشده است. مخصوصاً در بعضى از مناطق کوهستانى و جاده‌هایى که هیچ وسیله نقلیه جدیدى قابل استفاده نیست، از چهارپایان براى حمل و نقل استفاده مى‌شود. براى فرستادن مهمّات در جبهه هاى جنگ بر فراز کوه‌هاى صعب‌العبور نیز بهترین وسیله، چهارپایانى همچون قاطرهاى نیرومند است، و بدون وجود آنها تسلّط بر ارتفاعات سوق‌الجیشى مشکل مى‌باشد. به این ترتیب، خداوند منافع فراوانى در این حیوانات آفریده، و آثار عظمت و لطف خویش را نسبت به انسان با آن نمایان ساخته است.
جالب اینکه: در این جمله از آیه، چهارپایان، در برابر کشتى‌ها قرار گرفته‌اند و این نشان مى‌دهد که اینها کشتى‌هاى خشکى هستند!.(18)




در ششمین آیه به عنوان معرّفى خداوند یا ذکر نعمت‌هایى که انسان را به معرفت او مى‌کشاند، به بعضى از منافعى که از پوست و پشم حیوانات، عائد انسان مى‌شود اشاره کرده، مى‌فرماید: «خداوند براى شما از خانه‌هایتان محل سکونت و آرامش قرار داد»: (وَ اللهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ بُیُوْتِکُمْ سَکَناً)
سپس مى‌افزاید: «و براى شما از پوست چهارپایان، خانه‌هایى قرارداد، بسیار سبک و کم وزن که روز کوچ کردن و روز اقامت، به آسانى، آنها را جابجا مى‌کنید»: (وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ جُلُوْدِ اْلأَنْعامِ بُیُوتاً تَسْتَخِفُّونَها یَوْمَ ظَعْنِکُمْ وَ یَوْمَ اِقامَتِکُمْ)
آرى همیشه خانه‌هاى ثابت جوابگوى نیازهاى انسان نیست. در بسیارى از مواقع انسان نیاز به خانه‌هاى متحرّک دارد که بتواند آنها را به آسانى حمل و نقل کند و در عین حال در برابر سرما و گرما، و با دو طوفان و مانند آن مقاوم باشد. یکى از بهترین خانه‌هاى سَیّار، خیمه‌هایى است که از پوست ساخته مى‌شود که در این آیه به آن اشاره شده است، و به مراتب از خیمه‌هاى تهیه شده از پشم یا پنبه محکم‌تر و مقاومت‌تر و راحت بخش‌تر است.
در پایان آیه به بخش دیگرى از منافع مهم آنها پرداخته، مى‌افزاید: «و از پشمها و کرک‌ها و موهاى آنها براى شما اثاث و متاع و وسائل زندگى تا زمان معینى قرارداد»: (وَ مِنْ أَصْوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشْعارِها أَثاثاً وَ مَتاعاً اِلى حِیْنٍ)(19)

البته مى‌دانیم پشم از آن گوسفند، کرک از آن شتر، و مو از آن بز است، و نیز مى‌دانیم از این سه مادّه، انواع لباس‌ها، فرش‌ها، پوشش‌ها، پرده‌ها، خیمه‌ها، سفره‌ها، طناب‌ها، و مانند آن تهیه مى‌کنند، که در زندگى انسان نقش بسیار مهمّى دارند.
گرچه امروز از مواد صنعتى و نفتى انواع لباس و فرش مى‌سازند؛ ولى مطالعات دانشمندان نشان داده که اینها وسائل سالمى براى زندگى انسان محسوب نمى‌شود، و غالبآ عکس‌العمل هاى نامناسبى در سلامت انسان دارد؛ در حالى که لباس‌هاى پشمین و کرکین و موئین از سالم‌ترین لباس‌ها محسوب مى‌شوند.
تعبیر به «اِلى حِیْن» را بعضى اشاره به مقدار دوام وسائلى که از این مواد سه گانه تهیه مى‌کنند دانسته‌اند، و جمعى آن را اشاره به این مى‌دانند که همه این وسائل فانى شدنى است و نباید دل به آنها بست؛ و این معنى مناسب‌تر به نظر مى‌رسد.




در هفتمین آیه که در ضمن آیات توحیدى در سوره فاطر آمده است، توجّه پیغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) را، به آفرینش انسان و جنبندگان و چهار پایان معطوف ساخته، مى‌فرماید: همانگونه که از میوه‌ها و کوه‌ها، الوان مختلفى آفرید، «از انسان‌ها و جنبندگان و چهارپایان، موجوداتى آفریده است که الوان مختلفى دارند»: (وَ مِنَ النّاسِ وَ الدَّوابّ وَ اْلأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ کَذلِکَ)(20)
یعنى همانگونه که خداوند میوه‌هاى گوناگون با الوان مختلف آفریده، و رنگ کوه‌ها نیز با یکدیگر مختلف است، همچنین در جانداران اعم از انسان و جنبندگان و چهارپایان، الوان مختلفى آفریده است. گرچه بسیارى از مفسّران، «الوان» را در اینجا به معنى رنگ‌هاى مختلف ظاهرى گرفته‌اند(21) ولى ظاهر این است که تعبیر مزبور، مفهوم وسیع‌ترى دارد، و اشاره به اختلاف انواع و اصناف انسان‌ها و جنبندگان و چهارپایان است، که یکى از مهمترین عجائب و شگفتى‌هاى خلقت مى‌باشد.
زیرا مى‌دانیم امروز صدها هزار نوع جنبنده و حیوان در عالم وجود دارد، بلکه بعضى از دانشمندان، انواع آنها را بالغ بر یک میلیون و پانصد هزار نوع! مى‌دانند، و این تنوّع عجیب با ویژگى‌هایى که هر کدام دارد، آیتى از آیات بزرگ حق، و نشانه‌اى از نشانه‌هاى علم و قدرت او است.
آرى این نقّاش چیره دست با یک قلم و یکنوع رنگ، انواع بى‌شمارى ازنقش‌ها و نمونه‌هاى رنگارنگى از تابلوها ابداع کرده است که هریک، شاهکارى از صنعت آفرینش است.
منتهى، اندیشمندان و دانشمندانند که چشم دل باز کرده، و جان جهان را در این صحنه‌هاى بدیع مى‌بینند، و آنچه نادیدنى است، آن مى‌بینند. لذا در ذیل آیه مى‌فرماید: «از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او خشیت دارند، و خداوند عزیز و غفور است»: (اِنَّما یَخْشَى اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ اِنَّ اللهَ عَزِیزٌ غَفُوْرٌ)
رنگ‌هاى مختلف ظاهرى مخلوقات، افراد سطحى را به خود مشغول مى‌دارد، و رنگ‌هاى باطنى و خلقت‌هاى متفاوت آنها اهل دل و معنى را. رنگ‌هاى ظاهرى گل‌ها، حشرات و زنبوران عسل را به خود جذب مى‌کند، تا در امر بارورى به آنها کمک کنند، و نیز حیوانات نر و مادّه را (مخصوصاً در میان پرندگان) به سوى یکدیگر مى‌کشاند، ولى رنگ‌هاى درونى و ساختمان‌هاى مختلف آنها، علماء و صاحبان فکر را به سوى خود مى‌خواند، تا اندیشه خود را از بذر توحید بارور سازند.
«خَشْیت» به معنى ترس آمیخته با تعظیم، ناشى از علم و آگاهى است، و در حقیقت مجموعه‌اى است از بیم و امید، و به همین دلیل بلافاصله خداوند را با دو وصف «عزیز» و «غفور» : «قدرتمند و بخشنده» توصیف نموده که اوّلى مبدء بیم است و دوّمى سرچشمه امید، و به این ترتیب ذیل آیه در حقیقت از علت و معلول ترکیب یافته است.
ضمناً ذکر «اَنْعام» (چهار پایان) بعد از «دَوابّ» (جنبندگان) از قبیل ذکر خاص بعد از عام است، و به خاطر اهمیّتى است که چهارپایان در زندگى انسان‌ها دارند.



در هشتمین آیه با یک استفهام توبیخى مشرکان و کافرانى که راه را گم کرده و خالق جهان را گذارده، به سوى بت‌ها رفته‌اند، مورد سرزنش قرار داده، مى‌گوید: «آیا آنها ندیدند که ما از آنچه با قدرت خود ایجاد کرده‌ایم چهارپایانى براى آنها آفریدیم که مالک آن هستند؟!» (أوَلَمْ یَرَوْا أَنّا خَلَقْنا لَهُمْ مِمّا عَمِلَتْ أَیْدِیْنا أَنْعاماً فَهُمْ لَها مالِکُوْنَ)
تعبیر به «لَهُمْ» «براى آنها» مفهوم بسیار وسیعى دارد که منافع گوناگونى را که در تمام اجزاى این چهار پایان است شامل مى‌شود. آرى لطف او ایجاب کرده که «خالق» او باشد و «مالک» دیگران!
سپس به نکته تازه‌اى در مورد چهارپایان اشاره کرده، مى‌افزاید: «ما آنها را براى ایشان رام و مطیع ساختیم به طورى که مرکب آنها از آن است، و تغذیه آنها نیز از آن- و منافع دیگر، و نوشیدنى‌هایى نیز در آنها دارند»: (وَ ذَلَّلْناها لَهُمْ فَمِنْها رَکُوْبُهُمْ و مِنْها یَأْکُلُونَ - وَ لَهُمْ فِیْها مَنافِعُ وَ مَشارِبُ)
در پایان مى‌فرماید: آیا با این همه نعمتظهایى که خدا به انسان‌ها داده شکر او را بجا نمى‌آورند؟ و به سراغ معرفت ذات پاک او نمى‌روند؟ (أَفَلا یَشْکُرُوْنَ)
تعبیر (مِمّا عَمِلَتْ أَیْدِیْنا) ممکن است اشاره به پیچیدگى مسأله حیات و زندگى باشد که هنوز معمّاى آن براى بشر کشف نشده و این تنها از قدرت بى پایان او سرچشمه مى‌گیرد.
تعبیر به «مَشارِبْ» (نوشیدنى‌ها) بعد از ذکر «مَنافِع» از قبیل ذکر خاص بعد از عام است که به خاطر اهمیّتش روى آن تکیه شده. ضمناً «مَشارِبْ» جمع «مشرب» به معنى نوشیدنى است - زیرا مصدر میمى است که به معنى اسم مفعول آمده - و ممکن است اشاره به انواع مختلف شیرهاى چهارپایان باشد که هر کدام آثار و خواصّى ویژه خود دارد، و یا اشاره به فرآورده‌هاى مختلفى است که از شیر به دست مى‌آید، و چون ریشه همه آنها شیر است واژه «مشارب» بر آنها اطلاق شده است، و مى‌دانیم که امروز قسمت مهمّى از غذاى انسان‌ها را شیر و فرآورده‌هاى آن تشکیل مى‌دهد.(22)
درباره (ذَلَّلَناها) (ما چهار پایان را رام و ذلیل انسان ساختیم) بحث جالبى داریم که در بخش توضیحات به خواست خدا خواهد آمد.




نهمین آیه مورد بحث، نیز در سلک آیات مربوط به خداشناسى، و توحید است چرا که در آیات قبل مى‌فرماید: اگر از آنها سؤال کنى، خالق زمین و آسمان‌ها کیست؟ مى‌گویند: خالق آنها خداوند قادر و دانا است. سپس به معرفى خداوند قادر و دانا پرداخته، مى‌گوید: او کسى است که از آسمان، آبى نازل کرد و به وسیله آن، زمین مرده را زنده فرموده. سپس در آیه مورد بحث مى‌افزاید: «و او کسى است که تمام جفت‌ها را آفرید»: (و الّذِىْ خَلَقَ اْلأَزْواجَ کُلَّها)
چنین به نظر م‌ رسد که منظور از «ازواج» در اینجا جفت‌هاى نر و مادّه از حیوانات و جانوران است، به خصوص که بعد از آن نیز مى‌افزاید: «و خداوند براى شما از کشتى‌ها و چهارپایان، وسیله سوارى قرارداد» (کشتى در دریاها و چهارپایان در خشکى (وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ الْفُلْکِ وَ اْلأَنْعامِ ما تَرْکَبُوْنَ)
به این ترتیب، ذکر «انعام» ، بعد از «ازواج» ، از قبیل ذکر خاص بعد از عام است. ولى جمعى از مفسّران معتقدند که «ازواج» در اینجا اشاره به اصناف مختلف موجودات است، اعم از حیوان و گیاه و جماد، چرا که هریک جنس مخالفى دارد. در حیوانات و گیاهان، نر و ماده، و در غیر آنها نور و ظلمت، آسمان و زمین، خورشید و ماه، خشک و تر، حتّى در درون افکار انسان نیز خیر و شر، کفر و ایمان، تقوى و فجور، و مانند آنها موجود است. تنها وجودى که هیچگونه دوگانگى در ذات مقدّسش راه ندارد، و از هر نظر یکتا و یگانه است، ذات پاک خدا است. ولى تفسیر اوّل به قرینه‌اى که گفتیم صحیح‌تر به نظر مى‌رسد.
به هر حال، در این آیه، آفرینش ازواج از یک سو، و آفرینش چهارپایان براى سوارى از سوى دیگر، به عنوان نشانه‌هایى از وجود مقدّس خداوند شمرده شده است.
نظام دقیقى که بر تولید مثل موجودات زنده و حیوانات، حاکم است، نظام بسیار پیچیده و عجیبى است. چه عواملى سبب مى‌شود که جنینى در رحم مادر، مذکّر یا مؤنّث مى‌شود؟ و چه عواملى سبب مى‌شود که تعادل میان جنس نر و مادّه برقرار گردد؟ چه عواملى آنها را به سوى یکدیگر جذب مى‌کند، تا مقدّمات بارورى حاصل شود؟ و چه عواملى در دوران پر فراز و نشیب زندگى جنینى، آنها را هدایت و تکمیل مى‌نماید؟
ااگر درست بیندیشیم، در هر گامى در این راه طولانى آیات عظیمى از خدا به چشم مى خورد، همچنین در مورد رام شدن حیوانات براى سوارى.
سپس از تسخیر این حیوانات نیرومند و قوى پیکر در برابر انسان سخن به میان آورده؛ مى‌فرماید: «هدف این بوده است که به راحتى بر پشت این چهار پایان سوار شوید، سپس نعمت پروردگارتان را به خاطر آورید و بگوئید: پاک و منزه است خدائى که اینها را مسخره ما ساخت، و گرنه ما توانائى آن را نداشتیم»: (لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُوْرِهِ ثُمَّ تَذْکُروُوا نِعْمَةَ رَبِّکُمْ اِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَ تَقُوْلُوا سُبْحانَ الَّذِىْ سَخَّرَلَنا هذا وَ ما کُنّا لَهُ مُقْرِنیْنَ)
درست است که ما به خاطر عادات روزانه این مسأله را ساده مى‌انگاریم که قافله‌هاى عظیمى از شتران و اسب‌ها، و حتى حیواناتى بزرگ‌تر مانند: فیل‌ها، مسخّر فرمان یک کودک ضعیف انسان هستند، و گاه افسار قطارى از آنها را به کودکى مى‌سپارند و به هر سو بخواهد مى‌برد. ولى در حقیقت این یک مسأله ساده نیست، اگر کمترین حال تمرد و پرخاشگرى در یکى از آنها بود به هیچوجه به درد سوارى نمى‌خورد، بلکه نگهدارى آنها در محیط زندگى انسان کار خطرناکى بود.
ما هرگز نمى‌توانیم یک باز شکارى پرخاشگر، و یا حتى یک گربه خشمگین و عصبانى را در کنار خود نگهداریم، با این حال چگونه ممکن است این حیوانات عظیم نیرومند که بعضى شاخ دارند و بعضى دندان‌هاى برنده و فک قوى، و بعضى پاهاى بزرگ و محکم براى کوبیدن و لگد زدن، اگر رام نباشند در کنار خود نگهداریم، و بر آنها سوار شویم؟ و راستى اگر تسخیر الهى نبود ما هرگز قدرت بهره‌گیرى از آنها را نداشتیم (ما کُنّا لَهُ مُقْرِنِیْنَ)(23)
این نکته نیز قابل ملاحظه است که پشت چهارپایان آنچنان آفریده شده است که براى سوارى انسان، بسیار متناسب و آماده است.
قابل توجّه اینکه نخستین هدف را سوار شدن بر این مرکب‌ها ذکر مى‌کند، و هدف متوسط را یاد نعمتهاى پروردگار، و هدف نهایى را معرفت ذات پاک او و تسبیح و تقدیسش مى‌شمرد، و همیشه توجّه به نعمت‌ها انسان را در مسیر معرفت منعم قرار مى‌دهد. همه این مواهب آفرینش بهانه‌اى است براى معرفة‌الله و مقدمه‌اى است براى شناخت او.
ههمین معنى در دهمین و آخرین آیه به اضافه منافع دیگر ذکر شده است، و در واقع در این آیه، به پنج فایده عمده که در چهار پایان است، اشاره گردیده و آنها را از آیات الهى مى‌شمرد.
نخست مى‌فرماید: «خداوند همان کسى است که چهارپایان را براى شما آفرید تا بعضى را سوار شوید»: (اللهُ الَّذِىْ جَعَلَ لَکُمُ اْلأَنْعامَ لِتَرْکَبُوا مِنْها)، «و از بعضى تغذیه مى‌کنید»: (وَ مِنْها تَأْکُلُوْنَ)
و بعد به منافع مختلفى، همچون شیر و پشم و پوست و مواد داروئى و امثال اینها اشاره کرده، به طور جمعى مى‌فرماید: «و براى شما در آنها منافع است»: (وَ لَکُمْ فِیْها مَنافِعُ) «منافع» به صورت نکره ذکر شده تا دلالت بر اهمّیّت این منفعت ها بکند.)
در چهارمین مرحله، مى‌گوید: «و غرض این بوده، که به وسیله آنها به مقصدى که در دل دارید برسید»: (وَ لِتَبْلُغُوْا عَلَیْها حاجَةً فى صُدُوْرِکُم) ذکر این معنى، به صورت یک منفعت مستقل، با اینکه مسأله رکوب و سوارى قبلا ذکر شده است، ممکن است از این جهت باشد، که منظور از آن حمل و نقل بارها و مایحتاج زندگى است، همان‌گونه که در آیه 6 سوره نحل نیز به آن اشاره شده است، و یا مقاصد تفریحى و سیاحت و مسابقه‌ها و یا کسب قدرت، در میدان جهاد، یا مبارزه با بعضى از حیوانات وحشى و یا عبور از رودخانه‌ها به وسیله شناى حیوانات است، زیرا اینها در واژه جامع «حاجةً» مندرج است، و اینها نیازهایى است غیر از مسأله سوارى در سفرها.
در پنجمین و آخرین منفعت مى‌فرماید: «و بر آنها و بر کشتى‌ها حمل مى‌شوید»: (وَ عَلَیْها وَ عَلَى الْفُلْکِ تُحْمَلُوْنَ)
تعبیر به «حَمْل» مفهومى غیر از مفهوم «رکوب»: «سوارى» دارد، و به نظر مى‌رسد که مقصود از آن، محمل‌ها و کجاوه‌هایى است که در سابق بر چهارپایان مى‌گذاردند و زنان و کودکانى را که توانائى بر سوارى نداشتند، در آنها مى‌نشاندند، و همچنین براى بیماران و پیرمردان و افراد ضعیف و ناتوان، از آن استفاده مى‌شد. ذکر جمله «تُحْمَلُوْنَ»: «حمل کرده مى شوید» به صورت فعل مجهول، و قرار گرفتن آن در کنار کشتى‌ها که شباهت این دو را به یکدیگر مى‌رساند (کشتى در دریا و چهارپایان در خشکى) قرینه‌هاى دیگر بر تفسیر فوق است، و به این ترتیب، تفاوت این سه جمله (لِتَرْکَبُواْ - وَلِتَبْلُغُوا... - وَ عَلَیْها وَ عَلَى الْفُلْکِ تُحْمَلُوْنَ) روشن مى‌شود، هرچند جمعى از مفسّران در تفسیر اینها دچار مشکلاتى شده‌اند، و گاه آنها را به یک معنى تفسیر کرده‌اند!
گرچه جمعى معتقدند که «انعام» در این آیه تنها به معنى شتران است، ولى با توجه به گستردگى مفهوم «انعام» و عدم وجود قیدى در آیه، محدود ساختن آن دلیلى ندارد، به خصوص اینکه تکرار «منها» - با توجّه به اینکه «من» در اینگونه موارد به معنى تبعیض است - نشان مى‌دهد که بعضى از چهارپایان به درد سوارى مى‌خورند، و بعضى به درد تغذیه، در حالى که اگر منظور شتر باشد به درد همه اینها مى‌خورد.
جالب اینکه: در آیه بعد از آن به صورت یک نتیجه گیرى کلّى مى‌فرماید: «خداوند آیاتش را همواره به شما نشان مى‌دهد، پس کدامین آیات او را انکار مى‌کنید»؟: (وَ یُرِیْکُمْ آیاتِهِ فَأَىَّ آیاتِ اللهِ تُنْکِرُوْنَ)
اشاره به اینکه هریک از این امور براى اندیشمندان و خردمندان آیتى از آیات خدا است، آیتى آشکار و غیر قابل انکار، و آنها که منکرند سزاوار هرگونه ملامت و سرزنش مى‌باشند. به این ترتیب ملاحظه مى‌کنیم که در این بخش از نشانه‌هاى او یعنى در جهان جانداران و حیوانات، مخصوصاً چهارپایان، در هر قدمى به آیتى از آیات او و نشانه‌اى از علم و قدرت و حکمت و لطف و مرحمت او مواجه مى‌شویم، و هر کدام با زبان بى‌زبانى به ما درس توحید و خداشناسى مى‌دهند و حس شکرگزارى را در ما برمى‌انگیزند، و همین شکرگزارى ما را دعوت به معرفت او مى‌کند.

توضیحات

شگفتى‌هاى جهان حیوانات

کتاب بزرگ آفرینش و خلقت، کتابى است که در هر جمله بلکه در هر کلمه و هر حرف آن نکته‌ها نهفته است، به گونه اى که انسان نه از مطالعه آن خسته مى‌شود، و نه جنبه تکرارى دارد. اگر صد بار هم یکى از جمله‌هاى این کتاب بزرگ را مطالعه کند؛ هربار مفهوم تازه و اسرار نوینى براى او کشف مى‌شود.
جهان حیوانات و چهار پایان که گوشه‌اى از این کتاب بزرگ را تشکیل مى‌دهد نیز مملّو از اسرار و شگفتى‌ها است که از میان آنها به چند قسمت قناعت مى‌کنیم و شرح بیشتر را باید به کتاب‌هایى که در این زمینه نوشته شده موکول کرد.

1- رام شدن حیوانات
قابلیت براى اهلى شدن حیوانات، یک مسأله بسیار مهم است.
براى پى بردن به اهمّیّت هر نعمتى، باید حالتى را که در فرض از دست رفتن آن، حاصل مى‌شود مورد توجّه قرار داد.
اگر امروز حیوانات اهلى مبدّل به حیوانات وحشى شوند، شتر مانند یک پلنگ حمله کند و با آرواره‌هاى نیرومندش انسان‌ها را پاره نماید، و گاو شاخ بزند، و اسب‌ها با لگد، پشت و پهلوى کسانى را که به آنها نزدیک مى‌شوند بشکنند، آن وقت است که نه تنها این گلّه گوسفندان و شتران و گاوها، سرمایه موجودى محسوب نمى‌شود، بلکه باید براى نجات از شرّ آنها به هر وسیله نابود کننده‌اى متوسّل شویم و عطایشان را به لقایشان ببخشیم. در حال حاضر نیز گهگاه، این حیوانات رام و سر به زیر، خشمگین و خطرناک مى‌شوند، فیل‌ها یاد هندوستان مى‌کنند، شترهاى عصبانى به صاحبان خود حمله‌ور مى‌شوند، و اگر کمى غفلت شود، ممکن است به نابودى آنها منتهى گردد، گوئى خدا مى‌خواهد نشان دهد که اگر من فرمان تسلیم و خضوع را از آنها بگیرم ببینید به چه صورتى در مى‌آیند!
قرآن با تعبیرهاى مختلفى از این واقعیت یاد کرده است، گاه مى‌فرماید: (وَ ذَلَّلْناها لَهُمْ): «ما آنها را ذلیل (و رام) انسان ها ساختیم»(24) و گاه مى‌فرماید:
«هنگامى که سوار بر چهار پایان مى‌شوید: بگوئید: (سُبْحانَ الّذِى سَخَرَّلَنا هذا وَ ما کُنّا مُقْرِنینَ): «منزه است خداوندى که این را براى ما تسخیر کرد و ما توانائى آن را نداشتیم»(25)
در توحید مفضّل نیز به این نکته اشاره شده، و بعد از بیان خلقت چهار پایان مى‌فرماید: «ثُمَّ مُنِعَتْ اَلذِّهْنَ وَ الْعَقْلَ لِتَذِلَّ لِلأَنْسانِ فَلا تَمْتَنِعَ عَلَیْهِ إذا کَدَّهاَ الْکَدُّ الشَّدِیْدُ و حَمَّلَهاَ الْحِمْلَ الثَّقِیْلَ»: «سپس خداوند عقل و هوش را از چهارپایان برداشت تا تسلیم و رام انسان شوند، و هنگامى که زحمات شدید و بارهاى سنگین بر آنها تحمیل مى‌گردد سرپیچى نکنند.»(26)
البته نداشتن عقل و ذهن قسمتى از دلیل رام شدن آنها است، زیرا علاوه بر این، خداوند حکیم آنها را چنان آفریده است که به زودى رام مى‌شوند و براى همیشه به همان حال باقى مى‌مانند، در حالى که بعضى از حیواناتى که در هوش و عقل همانند آنها هستند (مانند گرگ و پلنگ) اگر با زحمت زیاد رام شوند جنبه موقتى دارد و در همان حال نیز باید شدیداً از آنها احتیاط کرد، و گاه با مختصر غفلتى صاحبان خود را مى‌درند.

2- هوش حیوانات
شاید انتخاب این عنوان بعد از آنچه در بحث گذشته گفته شد عجیب و متناقض به نظر آید، در حالى که چنین نیست، با اینکه حیوانات ظاهراً موجوداتى کم هوش یا بى‌هوش هستند، و ما انسان‌ها معمولا افراد کودن را به چهار پایان تشبیه مى‌کنیم، ولى آنها در پاره‌اى از مسائل چنان هوش و درایتى از خود نشان مى‌دهند که اعجاب‌آور است.
بسیارى از ما دیده‌ایم که وقتى گلّه گوسفندان از صحرا باز مى‌گردند - در روستاهایى که هرچند رأس گوسفند و بز متعلّق به خانواده‌اى است - نزدیک آبادى که مى‌رسند هر کدام از آنها با سرعت از پیچ و خم‌هاى کوچه‌هاى ده مى‌گذرد و بدون اشتباه به خانه صاحب خود مى‌رود.
همچنین دیده‌ایم که هیچ گوسفندى اجازه نمى‌دهد غیر از نوزاد خودش از پستانش بنوشد، و هنگامى که در تاریکى شب نوزادان را رها مى‌کنند و وارد گله گوسفندان مى‌شوند، هر نوزادى به سراغ مادر خود مى‌رود، و مادر بعد از شناخت او آماده شیر دادنش مى‌شود، و این شناخت تنها از طریق بوئیدن صورت مى‌گیرد، و این به آن معنى است که به تعداد گوسفندان جهان بوهاى مختلف داریم، و هرگوسفند بوى نوزاد خود را از میان این بوها تشخیص مى‌دهد!
(کرسى موریسن) در کتاب راز آفرینش انسان مى‌گوید: «غالب حیوانات در شب ظلمانى راه خود را پیدا مى‌کنند، و به آسانى راه مى‌روند، و اگر چشمان آنها در تاریکى کند باشد، اختلاف هواى اطراف جاده را درک مى‌کنند، و نور بسیار ضعیف ماوراى قرمز که از سطح جاده مى‌تابد در چشم آنها اثر مى‌گذارد.»
طرز خانه‌سازى، پرورش فرزندان، چگونگى مبارزه با دشمن، حتى معالجه کردن خود هنگامى که بیمار مى‌شوند در حیوانات عجیب است؛ و شرح هریک از آنها احتیاج به بحث مشروحى دارد.
یکى از زیست‌شناسان معروف به نام (پرفسور هانرمنرو) در کتاب خود در زمینه استعداد پاره‌اى از حیوانات براى معالجه بیمارى خویش مى‌نویسد:
«بعضى از کشفیّات پزشکى از روى معالجات آنها گرفته شده است. مثلا نوعى مرغ ماهى خوار است که به سبب پاهاى بلندى که دارد، گاه هنگام پرواز دسته جمعى یا نشستن در روى زمین، پاهایش آسیب مى‌بیند. او کاملاً به خواص گچ گیرى و معالجه شکستگى آشنائى دارد، و در ساحل دریا و نقاط باتلاقى که گل آن، آلوده به گچ هاى مخصوص گچ گیرى است، مى رود و پاهایش را در گچ‌هاى تر، فرو برده، بعد در آفتاب مى‌نشیند تا خشک شود، سپس مدتى پاهایش را در همین حال، مراقبت مى‌کند تا محل شکستگى کاملا جوش بخورد...
اتفاقاً گچ‌هایى را که پزشکان در بیمارستان‌ها به کار مى‌برند، از نوع همین گچى است که مرغ ماهى خوار براى معالجه خود به کار مى‌گیرد، چون بسیار چسبنده و گیرنده است.»(27)
دانشمندان معتقدند، بسیارى از حیوانات براى خود زبانى دارند، و به وسیله آن با یکدیگر تفاهم مى‌کنند. مورچه‌ها با تماس بدنى، یا برخورد شاخک‌هاى خود با هم صحبت مى‌کنند، و پیام مبادله مى‌نمایند، و بعضى از آنها به هنگام خطر با کوبیدن پاهایشان به کف لانه (مانند تلگرام) پیام‌هاى رمز، مخابره مى‌کنند.
بیشتر جانوران علاوه بر زبان خصوصى، داراى یک زبان همگانى هستند که به کمک آن، زبان یکدیگر را مى‌فهمند، و به کمک همین زبان است که کلاغ‌ها هنگام احساس خطر، با صداى مخصوصى به حیوانات دیگر هشدار مى‌دهند تا هرچه زودتر از منطقه خطر بگریزند، این حیوانات در واقع جاسوسان جنگلند!
زیست‌شناسان در مطالعات خود به این نتیجه رسیده‌اند که حشرات بعد از انسان‌ها، از سیستم ارتباطى تکامل یافته‌اى برخور دارند، به ویژه مکالمه و سیستم مخابراتى زنبورها، عجیب‌ترین و کم‌نظیرترین آنها است.(28)
یک جانور شناس سوئدى در دانشگاه لاند، سخنرانى جالب توجهى درباره زبان زنبوران عسل کرده است و نتیجه این تحقیق و تجربه، زبانى است که جانور شناس به یارى دستگاه‌هاى خود، و به وسیله مقایسه، به آسانى مى‌تواند به معنى آن پى ببرد.(29)
شگفتى‌هاى جهان حیوانات بیش از آن است که بتوان حقّ آن را در یک کتاب و ده کتاب ادا کرد، چه بهتر که به همین قناعت کنیم و این دفتر را همین جا ببندیم و با نهایت خضوع و تواضع به پیشگاه خداوند عرضه داریم: «سُبْحانَکَ اللّهُمَّ وَ بِحَمْدِکَ لا تُحْصى عَجائِبُ خِلْقَتِکَ وَ اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیىءٍ قَدِیْرٌ.»



پی نوشتها:

 1. سوره شورى، آیه 29.
 2. سوره جاثیه، آیات 3 و 4.
 3. سوره غاشیه، آیه 17.
 4. سوره مؤمنون، آیات 21 و 22.
 5. سوره نحل، آیه 66.
 6. سوره نحل، آیه 80.
 7. سوره فاطر، آیه 28.
 8. سوره یس، آیات 71 تا 73.
 9. سوره زخرف، آیات 12 و 13.
 10. سوره غافر،آیات 79 تا 81. آیات دیگرى نیز در این زمینه در قرآن مجید وجود دارد ، مانند: سروه شعراء، آیه 33 - سوره انعام، آیه 142 - سروه زمر، آیه 6 و سوره زخرف ،آیه 11.
 11. لسان العرب، مفردات راغب، و مجمع البحرین مادّه «دبّ».
 12. مفردات راغب.
 13. مجمع البحرین و اقرب الموارد.
 
 14. وزن بعضى از نهنگ‌هاى غول پیکر به یکصد و بیست تن مى‌رسد که به گفته نویسنده کتاب نظرى به طبیعت و اسرار آن (پرفسور لئون برتن) این وزن معادل با وزن هزار و پانصدمرد قوى هیکل! یا بیست و چهار فیل بزرگ است! نامبرده محاسبه‌اى نیز روى وزن اجزاءبدن آن کرده: قلب او را ششصد کیلو، خون هشت هزار کیلو، ریه‌ها یک تن، عضلات پنجاه تن، پوست و استخوان و امعاء و احشاء او را شصت تن برآورد کرده است! (صفحه 238).
 15. در کتاب اولین دانشگاه، جلد 6، صفحه 32 اشاره کوتاهى به این مسأله شده است، و درکتب دیگر اشارتى مشروح‌تر.
 16. «فرث» به معنى غذاى هضم شده و «دم» به معنى خون است، و «سائغ» یعنى گوارا، همان چیزى که به آسانى از گلو مى‌گذرد و به راحتى هضم مى‌شود. قابل توجّه اینکه در آیه سوره مؤمنون «بُطُونها» با ضمیر مؤنث ذکر شده که اینگونه موارد معنى جمعى دارد و در آیه سوره نحل «بُطُونِه» با ضمیر مذکر که معنى مفرد دارد. جمعى از مفسّران گفته‌اند «انعام» اسم جمع است اگر ملاحظه ظاهر لفظ شود ضمیر مفرد به آن بر مى‌گردد، و اگر ملاحظه معنى آن گرددضمیر جمع، و بعضى گفته‌اند ضمیر مفرد به خاطر مفهوم جمع و ضمیر مؤنث به خاطرمفهوم جماعة (به تفسیر کشّاف و فخررازى و روح‌المعانى و ابوالفتوح رازى مراجعه شود.)
 17. «روح‌البیان»، جلد 5، صفحه 48.
 18. شبیه همین مضمون در آیات 5 تا 8 سوره نحل نیز آمده است؛ که به منافع گوناگون چهارپایان اشاره مى‌کند.
 19. «بیوت» جمع «بیت» به معنى اطاق یا خانه و مأواى شبانه انسان است، و واژه «بیتوته» که به معنى توقف شبانه است نیز از همین جا گرفته شده. «ضعن» به معنى کوچ کردن و انتقال ازنقطه‌اى به نقطه دیگر است در مقابل اقامت، و «اصواف» جمع «صوف» به معنى پشم و «اوبار»جمع «وَبر» به معنى کرک و «اشعار» جمع «شعر» به معنى مو و «اثاث» از مادّه «اث» به معنى کثرت و درهم پیچیدگى است و به وسائل منزل گفته مى‌شود چرا که داراى کثرت است وبعضى آن را به معنى پوشش و لباس و لحاف و بعضى به معنى فرش گرفته‌اند و بعضى آن را بامتاع که وسیله تمتع و بهره‌گیرى در زندگى است یکى دانسته‌اند.
 20. من الناس خبر مبتداى محذوفى است، و در تقدیر چنین است: «ما هو مختلف الوانه» و«کذلک» اشاره به میوه‌هاى مختلف و رنگ‌هاى متفاوت کوه‌ها است که در آیه قبل آمده است.
 21. «المیزان» و «تفسیر ابوالفتوح رازى» و «تفسیر فى ضلال» و «تفسیر قرطبى» و غیر آن.
 22. بعضى از مفسّران «مشارب» را اشاره به ظروف مختلفى مى‌دانند که از پوست حیوانات ساخته مى‌شود؛ مانند انواع مشک‌ها و ظرف‌هاى دیگر. ولى این تفسیر بسیار بعید به نظرمى‌رسد چرا که این موضوع اهمیّت فوق‌العاده‌اى ندارد که بعد از ذکر منافع روى آن تکیه شود.
 23. ضمیر مفرد در «ظهوره» و «علیه» و «له» همگى به «انعام» باز مى‌گردد، زیرا همانگونه که قبلا گفتیم «انعام» معنى جمعى دارد، ولى لفظا مفرد است. بعضى نیز احتمال داده‌اند که این ضمائر به «ما» در «ماترکبون» باز مى‌گردد، و در این صورت هم شامل چهار پایان مى‌شود وهم کشتى‌ها ضمنآ «مُقرنین» از مادّه «اِقران» به معنى توانائى بر چیزى است، و بعضى آن را به معنى ضبط و نگهدارى کردن تفسیر کرده‌اند.
 24 . سوره یس، آیه 72.
 25 . سوره زخرف، آیه 13.
 26 . توحید مفضّل (بحارالانوار، جلد 3، صفحه 91).
 27 . بهترین راه شناخت خدا، صفحه 197.
 28 . مجله شکار و طبیعت، شماره 72.
 29 . پرورش زنبور عسل، صفحه 60.




 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

labbaik

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
  دغدغه جانباز جنگ تحمیلی از بی‌توجهی به قرآن
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد