:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

پنج شنبه 24 آبان 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : هر كس بداند كه گفتار او نيز از اعمال او به حساب مي آيد ، جز به ضرورت سخن نگويد .
 
 

 

تفسیر موضوعی قرآن کریم 

خداشناسی و توحید/ راه‌هاي خداشناسی/ برهانها/ برهان نظم

نشانه‌هاى او در آفرینش خورشید و ماه و ستارگان

مقدمه:
گر چه خورشید و ماه از کواکب و کرات آسمانى محسوب مىشوند و جداگانه درباره عظمت آسمانها سخن گفته شد، ولى از آنجا که این دو به خاطر نزدیکى زیاد به کره خاکى ما، تأثیرات بسیار زیادى بر زندگى ما دارند، قرآن مجید مخصوصاً روى آنها انگشت گذاشته و هریک را به عنوان آیتى از آیات بزرگ خدا معرفى مىکند و نیز به فوائد خاصّ ستارگان اشاره کرده آن را از آیات خدا مىشمرد، به راستى مطالعه هریک از آنها مخصوصآ در پرتو اکتشافات امروز مىتواند عظمت و قدرت خدا را از یک سو، و عظمت تعلیمات قرآن را از سوى دیگر به ما نشان دهد.
با این اشاره کوتاه به آیات زیر گوش جان فرا مىدهیم:

1-(هُوَ الَّذی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنینَ وَ الْحِسابَ ما خَلَقَ اللهُ ذالِکَ إِلّا بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ)(1)

2-(أَ لَمْ تَرَوْا کَیْفَ خَلَقَ اللهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِیهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً) (2)

3-(وَسَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دَائِبَیْنِ)(3)

4-(وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمّىً)(4)

5-(وَ مِنْ آیاتِهِ الَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لاتَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلّهِ الَّذِی خَلَقَهُنَّ إِنْ کُنْتُمْ إِیّاهُ تَعْبُدُونَ)(5)

6-(وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذالِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتّى عادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَها أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لَا الَّیْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ)(6)

7-(وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ الَّیْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ)(7)

8-(فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنّا لَقادِرُونَ)(8)

9-(کَلّا وَ الْقَمَرِ وَ الَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ إِنَّها لِأَحْدَى الْکُبَرِ)(9)

10-(وَ هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ)(10) 

ترجمه :

1- «او کسى است که خورشید را روشنایى بخش و ماه را نورافشان قرار داد و براى آن منزلگاه‌هایى مقدّر کرد، تا عدد سالها و حساب (زمان) را بدانید، خداوند این را جز بحق نیافریده، او آیات (خود را) براى گروهى که آماده درک حقایقند، شرح مىدهد»
2- «آیا نمىدانید چگونه خداوند هفت آسمان را برفراز یکدیگر آفریده است و ماه را در میان آنها مایه روشنایى و خورشید را چراغ فروزانى قرارداده است؟!»
3- «و خورشید و ماه را ـ که با برنامه منظّمى در حرکتند ـ به تسخیر شما درآورد»
4- «و خورشید و ماه را مسخّر (شما) کرده، هر یک تا سر آمد معیّنى به حرکت خود ادامه مىدهد»
5- «و از نشانههاى او، شب و روز و خورشید و ماه است، (ولى) براى خورشید و ماه سجده نکنید، (بلکه) براى خدایى که آفریننده آنهاست سجده کنید اگر تنها او را مىپرستید»
6 - «و خورشید (نیز براى آنها آیتى است) که پیوسته به سوى قرارگاهش در حرکت است، این تقدیر خداوند توانا و داناست و براى ماه منزلگاه‌هایى قرار دادیم، (و هنگامى که این منازل را طى کرد) سرانجام بصورت شاخه کهنه (قوسى شکل و زرد رنگ) خرما در مىآید. نه خورشید راسزاست که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشى مىگیرد و هر یک در مسیر خود شناورند.»
7 - «او کسى است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید، در حالى که هر یک در مدارى شناورند.»
8- «سوگند به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها که ما قادریم.»
9- «هرگز چنین نیست سوگند به ماه و به شب، هنگامى که (دامن برچینید و) پشت کند و به صبح هنگامى که چهره بگشاید، که آن (حوادث هولناک قیامت) از مسائل مهم است!»
10- «او کسى است که ستارگان را براى شما آفرید، تا درتاریکی‌هاى صحرا و دریا، بوسیله آنها راه یابید. ما نشانهها (ى خود) را براى گروهى که آگاهند، (و اهل فکر و اندیشهاند) بیان داشتیم»

تفسیر و جمع‌بندى

سوگند به خورشید و ماه و ستارگان

با اینکه در زمان نزول این آیات، معلومات انسان درباره خورشید و ماه و ستارگان بسیار محدود، و آمیخته با خرافات فراوانى بود (به خصوص در مهد نزول این آیات) با این حال قرآن، از آفتاب و ماه و ستارگان با عظمت عجیبى یاد مىکند و بسیارى از ویژگىهاى آنها را گوشزد کرده و در مجموع همه آنها را آیات حقّ و نشانههاى ذات پاک او مىشمرد.
در نخستین آیه مورد بحث مىفرماید: «او کسى است که خورشید را ضیاء و روشنى و قمر را نور قرار داد»: (هُوَ الَّذِىْ جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً)
بعضى از ارباب لغت (مانند: طریحى در مجمع البحرین) و جمعى از مفسّران گفتهاند: فرق میان «ضیاءِ» و «نور» این است که «ضیاء» به نورى گفته مىشود که از ذات چیزى بر مىخیزد و نور به آن روشنایى گفته مىشود که از دیگرى کسب شده است. بنابراین آیه فوق اشاره لطیفى به این نکته است که نور خورشید از ذات او است، در حالى که نور ماه از طریق تابش خورشید بر صفحه آن ظاهر مىشود. قرآن این سخن را زمانى مىگوید که مردم جهان از آن آگاهى نداشتند.
البته نمىتوان انکار کرد که هریک از این دو واژه، ممکن است در معنى اعمّ از نور ذاتى و اکتسابى به کار رود و ملاحظه موارد استعمال این دو واژه در قرآن مجید و کلمات عرب، شاهد این مدّعا است، ولى هنگامى که این دو درکنار هم قرار مىگیرند، مىتوانند دو معنى متفاوت داشته باشند، آن چنان که در آیه فوق آمده است. 



همین معنى در آیه دوم به تعبیر دیگرى آمده است، که بعد از اشاره به آفرینش هفت آسمان، مىافزاید: «خداوند ماه را در آسمانها، نور قرارداد و خورشید را چراغ روشنى بخش» - در دو آیه دیگر از قرآن نیز از خورشید تعبیر به «سراج» «چراغ» شده است.- (11) و مىدانیم نور چراغ از درون خود آن برمىخیزد و مکتسب از بیرون نیست، در بعضى از متون لغت نیز آمده است که «ضیاء» ، شدیدتر از «نور» است(12) این تفاوت نیز ممکن است از تفاوت اول سرچشمه گیرد و به آن باز گردد.(13)
به هر حال، در اینجا قبل از هر چیز انگشت روى نور خورشید و ماه به عنوان آیات حق و نشانههاى خداوند گذارده شده است.
خورشید با نور عالم تابش نه فقط بستر موجودات جهان را گرم و روشن مىسازد، بلکه سهم عمدهاى در پرورش گیاهان و زندگى حیوانات دارد.
امروز، این حقیقت ثابت شده است که هر حرکت و جنبشى که در کره زمین دیده مىشود از برکت تابش نور آفتاب است. حرکت بادها، ابرها، امواج دریاها، جریان رودها و آبشارها و حیوانات و انسانها، اگر درست بیندیشیم همه بدون استثناء از نور آفتاب سرچشمه مىگیرد. (دقت کنید.)
اگر روزى خورشید خاموش شود و این اشعه حیات بخش از کره زمین قطع گردد، در مدّت بسیار کوتاهى مرگ و سکوت و سکون و ظلمت همه جا را فرا خواهد گرفت. نور زیباى ماه نه فقط چراغ شبهاى تاریک ما است و شبروان را در شهر و بیابان ها رهبرى مىکند، بلکه روشنایى لطیف و ملایماش آرامبخش و نشاطآفرین براى همه انسانها است. جمعى از کشاورزان نیز معتقدند که نور ماه در تربیت میوهها و گیاهان سهم به سزائى دارد. البته اینها همه درباره نور خورشید و ماه است، در مورد سایر برکات آنها جداگانه بحث خواهد شد.
سپس قرآن در پایان این آیه اشاره به یکى دیگر از برکات و فوائد مهم این دو کره آسمانى کرده، مىافزاید: «خداوند منزلگاه‌هایى براى ماه مقدر کرد تا شماره سالها و حساب (زندگى و کارهاى خود) را بدانید» (وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسابَ)
ماه با سیر منظّم و حرکت دقیقش تقویم بسیار روشن و زنده طبیعى است که عالم و جاهل مىتوانند آن را بخوانند! و برنامه هاى زندگى خود را براساس آن تنظیم کنند. اگر درست بیندیشیم مىدانیم که مسأله نظم زندگى انسان ارتباط تنگاتنگ و نزدیکى با حساب سال و ماه و وجود تقویم منظّم و عمومى دارد و ماه و خورشید و حرکت منظّم زمین به دور خود و به دور خورشید عهده دار انجام این مهمند.
تقویم هاى امروز که براساس محاسبات منجمّان تنظیم شده به درد کسانى مىخورد که دسترسى به این نوشتهها دارند. تنها تقویم طبیعى که براى همگان محسوس و مشهود و مفید است تقویمى است که از حرکت ماه به دست مىآید، از آن زمان که هلال است تا هنگامى که به صورت بدر کامل در مىآید و بعد رو به محاق مىرود و اگر انسان کمى دقت کند مىتواند شبهاى ماه را دقیقآ با نگاه کردن به مقدار و اندازه ماه تعیین کند، چرا که ماه هرگز در دو شب به یک حال در آسمان نیست.
همچنین شاید تنظیم برنامههاى عبادات اسلامى براساس ماههاى قمرى از همین جا سرچشمه گرفته است. مجموع این جهات سبب شده که قرآن در پایان آیه مورد بحث مىفرماید: «خداوند این آیات و نشانههاى خود را براى آنها که عالمند شرح مىدهد» (یُفَصِّلُ اْلآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ)

 



در آیه سوّم و چهارم، سخن از تسخیر خورشید و ماه، براى انسانها است (وَ سَخَّرَلَکُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ) منتها در یک آیه، از حرکت این دو تعبیر به دائِبَیْنِ (حرکتى طبق عادت و سنّت ثابت دارند)(14) و در آیه دیگر، تعبیر به (کُلٌ یَجْرِىْ لاَِجلٍ مُسَمّىً) «هریک از این دو تا سرآمد معینى به حرکت خود ادامه مىدهد» آمده است.
این جمله، اشاره به مطلبى است که امروز ثابت شده که حرکت خورشید و ماه در دراز مدّت، پایان مىگیرد و نظام منظومه شمسى، پس از میلیونها سال، دگرگون مىشود و این خود یکى از معجزات علمى قرآن مجید است.
البته منظور از حرکت خورشید در واقع حرکت زمین به دور خورشید است، زیرا در ظاهر چنین به نظر مىرسد که خورشید حرکت مىکند، هرچند در واقع، حرکت زمین است که این احساس را براى انسان به وجود مىآورد، و خورشید نیز همراه منظومه شمسى داراى حرکت مستمرى در درون کهکشان مىباشد که بعداً به آن اشاره مىشود.
منظور از تسخیر خورشید و ماه و سایر موجوداتى که قرآن، آنها را مسخّر انسان شمرده، این است که: آنها در مسیر منافع انسان و خدمت به او، حرکت مىکنند. نور خورشید و ماه، چنانکه گفتیم، نقش مهمّى در زندگى انسانها و تمامى موجودات زنده دارد، مخصوصاً بدون نور خورشید یک لحظه زندگى کردن در روى زمین ممکن نیست. حتى در تاریکى شب ما از باقیمانده گرما و حرارتى که از نور آفتاب، در زمین و هواى آن باقى مانده استفاده مىکنیم و گرنه در تاریکى شب همه موجودات زنده منجمد مىشدند. منافع دیگرى مانند: ایجاد جزر و مدّ در اقیانوسها که منشأ خدمات بسیارى است و به خواست خدا در بحث نشانههاى او در دریاها به آن اشاره خواهیم کرد و همچنین تشکیل تقویم طبیعى و خدمات دیگر.
بدون شک، آنچه امروز ما از برکات خورشید و ماه مىفهمیم، بیش از آن است که گذشتگان و مخاطبین به این آیات در آغاز نزول آنها مىفهمیدند و به همین دلیل درسهاى توحیدى که ما در جبین آنها مىخوانیم بیش از آن است که پیشینیان مىخواندند، لذا در پایان آیه مورد بحث مىگوید: خداوند پروردگار شما، چنین کسى است که این موجودات را به خدمت شما گماشته و مسخّر فرمانتان کرده، اما کسانى را که همتاى او مىخوانید حتى به اندازه پوست یک هسته خرما نیز حاکمیت و مالکیت در این جهان ندارند (و َالّذِینَ تَدَعُونَ مِنْ دُونِهِ ما یَمْلِکُونَ مِنْ قِطْمِیرٍ)(15) 

   



در پنجمین آیه با صراحت آفرینش شب و روز و خورشید و ماه را از آیات و نشانههاى او مىشمرد، ولى در عین حال دستور مىدهد مبادا تصوّر کنید اینها پروردگار و رب شما هستند آنچنانکه آفتابپرستان و ماهپرستان پنداشتهاند، نه، براى آنها سجده نکنید بلکه براى خداوندى سجده کنید که آفریدگار آنها است اگر مىخواهید او را عبادت کنید (لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِوَ اسْجُدُو اللهِ الَّذِى خَلَقَهُنَّ اِنْ کُنْتُمْ اِیّاهُ تَعْبُدُونَ)
به راستى قرآن چقدر حساب شده سخن مىگوید، زیرا شمردن برکات مختلف خورشید و ماه و شب و روز و سایر موجودات این جهان ممکن است در افکار کوتاه این اثر را بگذارد که ما مرهون نعمت هاى این موجودات هستیم پس در برابر آنها سجده بجا آوریم و نیایش کنیم همانگونه که بسیارى از بت پرستان در طول تاریخ از همین رهگذر گرفتار شدهاند.
قرآن مىگوید چشم باز کنید و دیدهاى سبب سوراخ کن داشته باشید تا اسباب را در نور دیده، و در پشت پرده اسباب، ذات مسبّبالاسباب را ببینید و جبین بر درگاه او بر خاک بگذارید و هرگز فریب اسباب را نخورید و در عالم اسباب گم نشوید. 

 



ششمین و هفتمین آیات مورد بحث به وضوح سخن از حرکت خورشید و ماه و قرارگاههاى خورشید و منزلگاههاى ماه مىگوید و در پایان این آیات تصریح شده است که این اجرام آسمانى هرکدام در فلک و مدار و مسیر خود شناورند (وَ کُلٌّ فِى فَلَکٍ یَسْبَحُونَ)(16) این تعبیرات نیز از شگفتىهاى قرآن مجید از یکسو و از عجائب عالم آفرینش و علم و قدرت خداوند از سوى دیگر است.
در اینکه منظور از جمله (وَ الشَمْسُ تَجْرى) «خورشید جریان دارد» و واژه (لمستقّرلها) «به سوى قرارگاهش» چیست؟ در اینجا تفسیرهاى متعدّدى وجود دارد:
نخست اینکه: منظور همان حرکت ظاهرى خورشید است که از هنگام طلوع شروع مىشود و قرارگاهش، غروب است که از نظرها پنهان مىگردد (البته مىدانیم این در واقع نتیجه حرکت زمین به دور خویش است، که چنین پدیدهاى را به نظر ما مجسّم مىکند.)
دوّم اینکه: منظور حرکات محورى خورشید است که از آغاز فصل بهار روى به سمت شمال کره زمین مایل مىشود و این حرکت تا آغاز فصل تابستان ادامه دارد و در آغاز فصل تابستان (در نیم کره شمالى) محاذى مدار رأسالسرطان (مدار 23 درجه شمالى) قرار مىظگیرد که آن را میل اعظم شمالى مىنامند، سپس، حرکت خود را رو به سوى جنوب آغاز مىکند و در اوّل فصل پائیز محاذى خط استواء مىرسد و از آن پس به سوى جنوب کره زمین مایل مىشود و این حرکت تا آغاز فصل زمستان ادامه دارد که محاذى مدار رأسالجدى (مدار 23 درجه جنوبى) مىرسد، که آن را میل اعظم جنوبى مىدانند و باز حرکت آن به سوى شمال آغاز مىگردد و فصل بهار محاذى خط استواء است.
بنابراین منظور از جریان خورشید، همین میل شمالى و جنوبى است، منظور از «مستقر»، آخرین نقطه میل اعظم شمال و جنوب است. (مدار رأسالسرطان و رأسالجدى). البته معلوم است که این حرکت نیز ناشى از حرکت انتقالى زمین به دور آفتاب، با توجّه به انحراف 23 درجه اى محور زمین مىباشد، ولى به نظر ما چنین مىرسد که خورشید داراى حرکت است.
سوّم، منظور حرکت وضعى خورشید به دور خود است، زیرا امروز ثابت شده که خورشید نیز برگرد محور خود مىچرخد - مدّت این حرکت را در یک دوره کامل معادل 25 روز و نیم ذکر کردهاند - در این صورت «لام» در «لمستقرلها» به معنى «فى» خواهد بود، یعنى خورشید در قرارگاهش حرکت دارد. (البتّه بعضى از مفسّران به این تفسیر اشکال کردهاند که با مفهوم کلمه «تجرى» سازگار نیست.
چهارم، منظور حرکت خورشید در برجهاى آسمانى است که در دوازده ماه سال، هر زمان در مقابل یکى از این برجهاى دوازدهگانه قرار دارد و محاذى یکى از این صورتهاى فلکى ستارگان است، از همین جا است که برجهاى دوازدهگانه سال پدید مىآید.(17) بنابراین منظور از «مستقر» و قرارگاه، انتهاى این دوره است.
پنجم و ششم حرکتهایى است که در این اواخر دانشمندان براى خورشید کشف کردهاند: در یک حرکت خورشید با مجموعه منظومه شمسى در دوران کهکشان ما به سوى یکى از صورتهاى معروف فلکى به نام: صورتالجاثى، که نسبت به خورشید در سمت شمال واقع شده است حرکت مىکند و ما در این حرکت هر سال بیش از ششصد میلیون کیلومتر پیش مىرویم. این درست به آن مىماند که عدّه اى در سالن یک هواپیما دور یک مرکز مشغول حرکت دورانى باشند و هواپیما همه را به یک سمت با سرعت پیش مىبرد و گاه به قدرى حرکت هواپیما نرم و ملایم است که این حرکت سریع براى انسان به هیچ وجه معلوم نیست.
حرکت دیگر حرکتى است که منظومه شمسى همراه بقیّه کهکشان به دور مرکز اصلى این کهکشانى که ما متعلّق به آن هستیم مىچرخد و اگر تعجّب نکنید سرعت سیر این حرکت را سرعت سرسام آورى معادل نهصد هزار کیلو متر در ساعت (البته کمى بیشتر) محاسبه کردهاند.(18)
طبق این تفسیر منظور از «مستقر» همان قرارگاهى است که در پایان جهان و آستانه قیامت خورشید بدان مىرسد و در آنجا خورشید بى فروغ مىگردد و نظامش متلاشى مىشود. البته تفسیرهایى که ذکر شد با هم منافاتى ندارد و مىتواند تمام این تفاسیر ششگانه در مفهوم آیه جمع باشد، چرا که نه زمین یک نوع حرکت دارد و نه خورشید.
تعبیر به «یَسْبَحُونَ» «شنا مىکنند» تعبیر لطیفى است که از حرکت سریع و در عین حال نرم و موزون و معتدل خورشید و ماه حکایت مىکند. در مورد ماه نیز قرآن در آیات فوق منزلگاههاى معیّنى براى آن ذکر کرده و مىگوید: «ما براى ماه منزلگاههایى مقدر ساختیم» (وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ)
و منظور همان منزلهاى بیست و هشتگانهاى است که ماه از آغاز هلال تا موقع محاق (تاریکى مطلق) طى مىکند و در شب بیست و هشتم باز به صورت هلال بسیار باریکى درمىآید که زرد و کم فروغ و کم نور است و در دو شب باقیمانده که آن را محاق مىگویند قابل رؤیت نیست.
قرآن هلال باریک آخر ماه را تشبیه به عُرْجُونِ قَدِیم (شاخه کهنه (قوسى شکل و زرد رنگ) خرما) کرده است(19) و این تعبیرى است بسیار لطیف و جالب از جهات مختلف. این بحث را که شاید کمى هم طولانى شد با ذکر دو نکته پایان مىدهیم: نخست اینکه منظور از «فَلَکْ» در آیات فوق همان معنى لغوى آن است نه آن معنایى که علماى هیئت در قدیم قائل بودند. زیرا «فلک» در لغت به معنى مدار ستارگان است و گاه به هر موجود دایره مانندى که از اطرافش بلندتر باشد، اطلاق مىشود؛ به عقیده راغب در اصل از مادّه «فُلک» (بر وزن قفل) که به معنى کشتى است گرفته شده، زیرا کشتىها حرکتهاى دورانى در مسیر خود در دریاها دارند.(20)
 ولى منجّمان قدیم به پیروى از بطلمیوس معتقد بودند که آسمان از طبقات نهگانه اى که مانند پوست پیاز روى هم قرار گرفته است تشکیل شده، ولى چون این طبقات از مادّه شفّاف بلور مانندى است که ستارگان و کواکب، در وسط آنها میخکوب شده است و با گردش افلاک گردش مىکند، تنها گردش ستارگان به چشم مىخورد و از گردش افلاک چیزى نمایان نیست.
البته این اعتقاد، امروز به طور کامل ابطال شده، و مسلّم گشته است که ستارگان در فضاى بى کران معلقاند و تحت قانون جاذبه و دافعه در مسیرهاى معیّنى در حرکتند، قابل توجّه اینکه قرآن در زمانى نازل شد که همان هیئت
قدیم بطلمیوسى با تمام قدرت برجوامع علمى حکومت مىکرد، ولى تعبیرات قرآن - مانند تعبیر به «جریان» و «سباحت» (شناورى) که در آیات فوق آمده - به هیچ وجه با هیئت قدیم، سازگار نیست و با آخرین اکتشافات مسلّم علمى، امروز هماهنگ است. (دقت کنید.)

 



در هشتمین و نهمین آیه، سوگندهایى اندیشه برانگیز، یاد شده است. در یک جا مىفرماید: «به پروردگار مشرقها و مغربها سوگند»: (فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ) این تعبیر ممکن است به مشرقها و مغربهاى مختلف مکانى اشاره باشد، چرا که کرویّت زمین سبب مىشود که به تعداد مناطق روى این کره، مشرق و مغرب وجود داشته باشد و یا اشاره به مشرقها و مغربهاى زمانى باشد، زیرا مىدانیم حرکت زمین به دور آفتاب سبب مىشود که هرگز دو روز پشت سرهم خورشید از یک نقطه طلوع و غروب نکند.
این تفاوت مشرقها و مغربها که با نظم بسیار دقیق و حساب شده انجام مىگیرد از یکسو سبب پیدایش فصول چهارگانه سال با آن همه برکات است و از سوى دیگر باعث تعدیل حرارت و برودت و رطوبت در سطح زمین مىشود و زندگى انسانها و حیوانات و گیاهان را سر و سامان مىبخشد که هریک از اینها آیتى از آیات خدا و نشانهاى از نشانههاى او است.
در جاى دیگر، قسم به ماه مىخورد و به شب هنگامى که پشت کند و به صبح هنگامى که چهره بگشاید، سپس مىافزاید: این سوگندها براى این است که هشدارى در زمینه معاد دهد و بگوید: «حوادث هولناک قیامت و دوزخ از مسائل مهم است» (اِنَّها لاَِ حْدَى الْکُبَرِ)(21)
در آغاز سوره شمس نیز به خورشید و اشعّه جان پرورش، و ماه و هنگامى که در پى غروب خورشید در آید سوگند یاد شده است.(22)
این را نیز مىدانیم که همیشه سوگند به چیزى یاد مىشود که داراى اهمیّت خاصّى باشد و اگر این سوگند از شخص بزرگى صادر شود اهمّیّت بیشترى خواهد داشت، و اگر براى موضوع مهمّى سوگند یاد شود باز اهمّیّت بیشترى پیدا مىکند. حال فکر کنید وقتى خداوند بزرگ براى مسأله مهم معاد به خورشید و ماه سوگند یاد مىکند، دلیل بر عظمت فوقالعاده این دو اختر تابناک است و گویاى این واقعیّت مىباشد که این دو اختر از نظر قرآن اهمّیّت فوق العادهاى دارند.
وانگهى چرا خداوند براى اثبات مسأله قیامت و حساب به کواکب آسمانى و شب و روز سوگند یاد مىکند؟ براى اینکه نظام حاکم بر این امور نشان مىدهد که تمام ذرّات عالم داراى حساب است، بنابراین چگونه ممکن است اعمال انسانها که گل سر سبد عالم هستى هستند بدون حساب و کتاب باشد، و معاد و محکمه عدالتى وجود نداشته باشد.

 



دهمین و آخرین آیه مورد بحث سخن از نعمت وجود ستارگان و نظم دقیقى که بر آنها حاکم است به میان آورده؛ مىگوید: «خداوند همان کسى است که ستارگان را براى شما قرارداد تا در تاریکهاى صحرا و دریا به وسیله آن هدایت شوید» (وَ هُوَ الَّذِىْ جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدوا بِها فِى ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ)
سپس مىافزاید: «ما نشانهاى خود را براى کسانى که عالمند بیان داشتیم» (قَدْ فَصَّلْنَا اْلآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ)
همیشه و در تمام طول تاریخ یکى از مهمترین وسائل راهیابى انسان در شبهاى تاریک، ستارگان آسمان بودهاند که با کمک آنها در سفرهاى دریا و بیابان از گمراهى نجات مى یافتهاند. حتى جمعى از دانشمندان معتقدند که پرندگان مهاجر، همان پرندگانى که گاه در طول سال هزاران کیلومتر راه را طى مىکنند و جمعى از آنها شب و روز بدون وقفه به پرواز خود ادامه مىدهند، مسیر دقیق خود را روزها از آفتاب، و شبها از ستارگان آسمان پیدا مىکنند، به همین دلیل اگر هوا کاملا ابرى باشد موقّتآ توقّف مىکنند تا آسمان باز و ستارگان پیدا شوند! و عجب اینکه فصول سال را نیز مىتوان از روى ستارگان تشخیص داد.
به هر حال این آیه همه انسانهاى اندیشمند را متوجّه این نکته مىکند که حرکت ستارگان در آسمان و قرارگاه آنها در این صحنه عظیم از نظم و حساب مخصوصى برخوردار است؛ و گرنه هیچ کس به وسیله آنها نمىتوانست راه خود را در ظلمت شب پیدا کند. این نظام نشان مىدهد که خالق مدبّر آگاهى براى آن برنامهریزى کرده، و به این ترتیب نظام حاکم بر ستارگان آسمان ما را از ظلمت شرک و کفر نیز رهائى مىبخشد!
با پیشرفت علم و دانش فلکى، دانشمندان موفّق شدهاند سرعت سیر بسیارى از کواکب آسمان و حجم و فاصله و سایر خصوصیات آنها را اندازهگیرى کنند و از این طریق به حقایق تازهاى از این نظام بزرگ راه یابند. درست است که امروز ابزار و وسائل دقیقى اختراع شده که انسان به کمک آنها مىتواند راه خود را در دیا و صحرا پیدا کند، ولى نباید فراموش کنیم که همه مسافران دریا و صحرا از این وسائل مختلف علمى برخوردار نیستند. بعلاوه گاهى در این ابزار و آلات دقیق اختلالاتى رخ مىدهد که مایه گمراهى است و اگر انسان از مواقع و مواضع نجوم و ستارگان آگاه باشد مىتواند حتى خطاهاى این ابزار را به وسیله آن اصطلاح کند.
در بعضى از روایات اهل بیت: تفسیر دیگرى براى آیه فوق ذکر شده که مىتواند جزء بطون و معانى ثانویه آیه محسوب شود و آن اینکه منظور از «نجوم» همان رهبران الهى و پیشوایان معصوم اند که مردم به وسیله آنها در بیابانهاى تاریک حیات از گمراهى نجات مىیابند. چنانکه در تفسیر علىبنابراهیم در توضیح معنى آیه (وَ هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فى ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ) آمده است که فرمود: «ا لنُّجُومُ، آلُ مُحَمَّدٍ »: «ستارگان آل محمد هستند»(23) البته جمع میان این دو معنى، (ستارگان مادى و معنوى و نجات ظاهرى و باطنى) امکان پذیر است. 

 


توضیحات

1- شناسنامه خورشید!

کره خورشید امروز براى ما تقریباً یک کره شناخته شده است و مىدانیم یک میلیون و سیصد هزار مرتبه از زمین بزرگتر است. یعنى اگر کره خورشید میان تهى بود ممکن بود، یک میلیون و سیصد کره زمین در آن، جاى مىگرفت! این عظمت خیره کننده با توجّه به قطر متوسط خورشید - که قریب یک میلیون و چهارصد هزار کیلومتر است - روشنتر مىشود. فاصله آن با ما تقریبآ 150 میلیون کیلومتر است و نور آن که با سرعت 300 هزار کیلومتر در ثانیه راه طى مىکند در حدود هشت دقیقه به ما مىرسد.
جرم عظیم خورشید، سبب مىشود که وزن مخصوص اشیاء در آن، بسیار سنگین باشد. مثلا انسانى که در کره زمین، شصت کیلوگرم وزن دارد، اگر در سطح خورشید باشد بیش از 1500 کیلوگرم وزن خواهد داشت!
وزن خورشید را دانشمندان، معادل دو میلیارد میلیارد تُن - یعنى عدد 2 که در کنار آن 27 صفر باشد - برآورد کردهاند و بالاخره سنّ خورشید را از آن زمان که به شکل کنونى در آمده است، حدود پنج میلیارد سال تخمین مىزنند.
خورشید حداقل، سهگونه حرکت دارد: حرکتى به دور خود (تقریبآ در هر 25 روز یکبار) و حرکتى همراه منظومه شمسى در دل کهکشان به سوى صورت فلکى الجاثى که در هر ساعت بیش از ششصد کیلومتر از مکان خودش دور مىشود و حرکتى به دور مرکز کهکشان و در این حرکت در هر 250 میلیون سال یک بار به دور این مرکز مىچرخد.
اما حرارت سطح و مرکز خورشید بسیار عجیب است. محاسبات دانشمندان نشان مىدهد که حرارت سطح خورشید حداقل معادل 6000 درجه سانتیگراد است، همان حرارتى که در کره زمین در هیچ آزمایشگاه و در هیچ کورهاى به وجود نمىآید. دلیل آن هم روشن است، زیرا تمام مواد دیرگدازى که سراغ داریم و ممکن است با آن کورهاى ساخت، نه تنها در چنین حرارتى ذوب، بلکه به صورت بخار در مىآیند و به همین دلیل تمام مواد موجود در سطح خورشید همواره به صورت بخار است! از آن عجیبتر حرارت عمق آن است که بالغ بر 2 میلیون درجه سانتیگراد مىشود!
از سطح خورشید شعلههایى زبانه مىکشد که ارتفاع آنها گاهى بالغ بر 160 هزار کیلومتر است و کره زمین به آسانى مىتواند در وسط آن گم شود. (زیرا قطر کره زمین بیش از 12 هزار کیلومتر نیست.)
این حرارت به واسطه سوختن به وجود نمىآید، والّا به گفته: ژرژ گاموف در کتاب پیدایش و مرگ خورشید اگر جرم خورشید از زغال سنگ خالص ساخته شده بود در عرض چند هزار سال به کلّى تمام مىشد و چیزى جز خاکستر برجاى نمىماند. حقیقت این است که مفهوم سوختن در مورد خورشید صادق نیست آنچه صدق مىکند انرژى حاصل از تجزیههاى اتمى است. ولى با این حال طبق محاسبات دانشمندان هر ثانیهاى که بر خورشید مىگذرد 4 میلیون تن از وزنش کاسته مىشود، یعنى این مقدار از اتمهایش تبدیل به انرژى مىگردد، گرچه این مطلب در کوتاه مدّت تأثیرى در وضع خورشید ندارد، ولى مسلّمآ در دراز مدّت به نابودى خورشید کمک خواهد کرد و همان‌گونه که قرآن صریحآ در آیاتش گفته، روزى این چراغ عظیم و پر فروغ آسمان بى فروغ مىگردد.(24)


2- برکات عظیم خورشید

ما هر قدر درباره فوائد وجود این کره آسمانى و تأثیر عمیق آن در زندگى انسان و سایر موجودات زمینى بحث کنیم، کم گفته ایم و در حقیقت یک کتاب بزرگ در این زمینه مىتوان نگاشت که فهرست قسمتى از آن چنین است:
1- جاذبه خورشید سبب مىشود کره زمین در مدار ثابت خود به گردش ادامه دهد، وگرنه به صورت کرهاى سرگردان در این فضاى بى کران به گوشهاى پرتاب مىشد.
2- حرارت ناشى از خورشید که روزها مستقیماً مىتابد و شبها به صورت ذخیره در اجسام روى زمین به سوى ما باز مىگردد، موجب رشد و نمو گیاهان و ادامه حرکت و حیات حیوانات است. خورشید نورى بسیار سالم و رایگان و به طور دائم نه چندان گرم و سوزان و نه سرد و بى روح در اختیار انسانها مىگذارد و اگر قیمت انرژى حاصل از خورشید را با قیمت منابع دیگر انرژى حساب کنیم خواهیم دید که اگر قرار بود براى نور و حرارتى که به طور رایگان از خورشید دریافت مىکنیم طبق بهاى معمولى برق پول بپردازدیم لازم بود مردم روى زمین در هر ساعت یک میلیارد و هفتصد میلیون دلار پول بپردازند! حال باید فکر کرد که این هزینه براى یک سال چقدر خواهد بود؟!
به تعبیر دیگر اگر مردم روى زمین بخواهند حرارتى را که خورشید به آنها مىدهد با افروختن زغال سنگ تأمین کنند باید 61 هزار میلیارد تن زغال سنگ براى هر سال تهیه نمایند، یا به عبارت دیگر براى هریک نفر 20 هزار تن!(25) چه هزینه گزافى؟!
3- مىدانیم نور خورشید مرکب از 17 نور است که در هم ترکیب شده و به صورت نور سفید و تابان کنونى در آمده است. این نور به گیاهان کمک مىکند که گاز کربونیک هوا را جذب کرده و در مقابل اکسیژن که مایه حیات ما است پس دهد و به کربن گیرى گیاه و پرورش آن کمک کند.
ما معمولا اشیاء را به وسیله رنگهاى آن تمیز مىدهیم و این رنگها به طور کامل در پرتو نور آفتاب پیدا مىشود، زیرا هر موجودى طبق ساختمان خود بخشهایى از رنگهاى خورشید را جذب مىکند و آن بخش جذب نشده همان است که ما رنگ آن موجود مىنامیم. یعنى مثلا برگ سبز گیاهان تمام رنگهاى خورشید جز رنگ سبز را در خود مىمکد و جذب مىکند، پس نور خورشید پدیده آورنده تمام رنگها است.
4- اشعه ماوراء بنفش که یکى از پرتوهاى خورشید است براى از بین بردن 90 درصد از میکربها مفید است و عمل ضد عفونى را به نحو کامل انجام مىدهد و اگر نبود کره زمین تبدیل به بیمارستان بزرگى مىشد و شاید به همین دلیل یکى از مطهّرات در اسلام تابش مستقیم نور آفتاب ذکر شده است. (البته با شرایط مخصوص).
5- دانشمندان با متمرکز ساختن نور و حرارت خورشید به وسیله ذرّهبینهاى محدّب بسیار بزرگ توانستهاند حرارت زیادى تولید کنند که کارخانههاى مهمّى را مىتواند بگرداند و شاید در آینده نه چندان دور بسیارى از تأسیسات مهم صنعتى با استفاده از نور آفتاب گردش کند و در خانهها جانشین برق گردد.
6- مسأله پیدایش ابرها، بر اثر تابش آفتاب بر سطح اقیانوسها و سپس پیدایش بادها بر اثر تفاوت درجه حرارت مناطق روى زمین، آن هم به خاطر تابش آفتاب، سپس حرکت ابرها به سوى زمینهاى تشنه و نزول باران حیات بخش یکى دیگر از فوائد بسیار مهم نور و حرارت آفتاب است.
7- حرکت منظّم خورشید در برجهاى آسمانى (صور فلکى) و طلوع و غروب حساب شده آن که با نظم و تفاوت دقیق و حساب شدهاى در ایّام سال، صورت مىگیرد؛ علاوه بر تشکیل فصول مختلف، به پیدایش تقویم و حساب منظّم زمان که براى زندگى اجتماعى بشر فوقالعاده اهمّیّت دارد، کمک مىکند.(26)


3- ماه و برکات آن 

ماه، کره نسبتًا کوچکى است که طبق محاسبات دانشمندان 49 مرتبه از کره زمین کوچکتر است و به همین دلیل نیروى جاذبه آن یک ششم نیروى جاذبه زمین مىباشد و فاصله متوسط آن از کره زمین بیش از 384 هزار کیلومتر مىباشد و به همین دلیل نور ماه کمى بیش از یک ثانیه، به ما مىرسد.
سرعت سیر آن به دور کره زمین تقریبآ در هر ثانیه، یک کیلومتر است و در یک ماه قمرى (کمى بیش از 29 روز) یک بار به دور کره زمین گردش مىکند و در همین مدّت نیز یک بار به دور خود مىگردد و چون این دو حرکت، هماهنگ است، آن سمت از ماه که روى به کره زمین است، همیشه ثابت مىباشد و اگر تعجّب نکنید نور ماه، در شب بدر که به حدّ کامل مىرسد 460 هزار مرتبه از نور خورشید کمتر است، ولى همین نور مختصر شبهاى مهتابى را، روشن مىکند، و چراغى پر فروغ و زیبا و دلانگیز با منظرهاى بسیار شاعرانه و دلپذیر به وجود مىآورد.
نه تنها در آیات فوق، که در آیات زیادى از قرآن مجید، به ماه و برکات و فوائد آن اشاره شده و در آیاتى نیز به آن، قسم یاد شده است. مجموعاً در بیست و هفت آیه از قرآن، سخن از «قمر» به میان آمده، و در هفت آیه از این آیات به تسخیر ماه اشاره شده است که از اهمّیّت فوائد آن در زندگى بشر حکایت مىکند.(27) فوائد و برکات ماه نیز بسیار است که به قسمتى از آن فهرست وار در اینجا اشاره مىشود:
1- گردش منظّم ماه به دور کره زمین، تقویم طبیعى جالبى را به وجود مىآورد که شرح آن در بحث هاى گذشته تفسیرى بیان شد.
2- روشنایى ملایمى که ماه ایجاد مىکند هرچند تاریکى شب را به کلّى از میان نمى‌برد - و نباید از بین ببرد چون این تاریکى خود فلسفه مهمّى دارد - ولى تا حد قابل توجّهى مىتواند به انسان در بسیارى از شبها کمک کند تا راه خود را در شهرها و بیابانها و دریاها پیدا کند. مخصوصاً نور ماه چنان آرام بخش و ملایم است که مزاحم خواب و استراحت شبانه انسان و موجودات دیگر نیست، بلکه انسان در نور ماه آرامش خاصّى احساس مىکند.
3- مسأله جزر و مد دریاها یکى از آثار مهم وجود ماه است. کسانى که در کنار دریاهاى آزاد رفته باشند مىتوانند در هر شبانه روز ناظر این معنى باشند که دو بار آب دریا پائین و بالا مىآید و از آن تعبیر به جزر و مد مىشود، و تقریباً هر کدام در حدود 6 ساعت طول مىکشد.
به هنگام مد آب بالا آمده و بسیارى از سواحل را مىپوشاند و به هنگام جزر پائین مىرود و قسمتى از کف دریاها آشکار مىشود.
این جزر و مد فوائد بسیار مهمّى در زندگى بشر دارد، از جمله: عقب زدن رودخانههاى آب شیرین که به دریا مىریزد و مشروب ساختن زمینهاى وسیعى به کمک آن، همانگونه که در نخلستانهاى وسیع و گسترده ساحلى خوزستان دیده مىشود.
از دیگر استفادههاى جزر و مد در کارخانهها براى حرکت توربینها است و فعالیّت در مخازن الکتریسته و نیز استفاده براى کشتیرانى به طورى که کشتىهاى بزرگ به هنگام مد مىتوانند در بسیارى از ساحلها پهلو بگیرند و بارگیرى یا تخلیه بار کنند، و همچنین براى شتشوى بندرها، ماهىگیرى، به هم زدن آب دریا و تعدیل حرارت و مواد ترکیب آن، و امور دیگر.(28)
4- ماه و خورشید در کلمات پیشوایان بزرگ اسلام.
هنگامى که چشم امام سجّاد على بن الحسین (عليه السلام) به هلال ماه مىافتاد آن را مخاطب ساخته، این کلمات را که یک پارچه درس توحید و خداشناسى است زمزمه مىفرمود: « أَیُّها الْخَلْقُ الْمُطِیعُ! الدّائِبُ السَّرِیعُ الْمُتَرَدِّدُ فِى مَنازِلِ التَّقْدِیرِ اَلْمُتَصَرِّفُ فِى فَلَکِ التَّدبِیرِ، آمَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَبِکَ الظُّلَمَ، وَ أَوْضَحَ بِکَ الْبُهَم، وَ جَعَلَکَ آیَةً مِنْ آیاتِ مُلْکِهِ، وَ عَلامَةً مِنْ عَلاماتِ سُلْطانِهِ... سُبْحانَهُ ما أَعْجَبَ مادَبَّرَ فى أمْرِکَ وَ أَلْطَفَ ما صَنَعَ فِى شَأنِکَ جَعَلَکَ مِفْتاحَ شَهْرٍ حادِثٍ لاَِمْرٍ حادِثٍ...»:
«اى مخلوق مطیع! واى گردنده سریع که در منزلگاههاى معین پیوسته در رفت و آمدى و در فلک تدبیر متصرّفى، ایمان آوردم به کسى که تاریکىها را به وسیله تو روشن ساخته و مبهمات را با تو واضح کرده، و تو را نشانهاى از نشانههاى حکومت و علامتى از علامات سلطانش قرار داده... منزّه است او، چقدر عجیب کار تو را تدبیر فرموده! و چه لطیف است آنچه در شأن تو انجام داده! تو را کلید ماه نو، براى کار نو قرار داده است...».(29)
امام صادق (عليه السلام) در روایت مفضّل مىفرمایند:
«اى مفضّل! در طلوع و غروب خورشید اندیشه کن که خداوند حاکمیت روز و شب را با آن برپا مىدارد. اگر طلوع خورشید نبود کار جهان به کلّى به هم مىخورد و مردم توانایى بر امر معاش و تدبیر کارهایشان را نداشتند، دنیا براى آنها تاریک و زندگى با نبودن نور خورشید و آثار آن ناگوار مىشد و فوائد طلوع آفتاب آشکار است و بى نیاز از شرح. در منافع غروب آن بیندیش، اگر غروب آفتاب نبود مردم آرامش و قرار نداشتند، با اینکه احتیاج زیادى براى آسایش جسم و آرامش روح به آن دارند...
سپس در ارتفاع و انخفاض خورشید که سبب پیدایش فصول چهارگانه و منافع و آثار آن است، بیندیش... و همچنین در انتقال خورشید در برج هاى دوازدهگانه براى تکمیل دوره سالانه... این تغییر موضع آفتاب سبب رسیدن غلّات و میوهها و آغاز نشو و نماى گیاهان است...
به کیفیّت طلوع خورشید در این جهان بنگر که چگونه خدواند براى آن برنامهریزى کرده. اگر خورشید در یک گوشه از آسمان ثابت مىماند، هرگز شعاع و منافع آن به نقاط زیادى نمىرسید، گردش آن سبب مىشود که همه موجودات از آن بهره گیرند.
آیا مردم نمىبینند این امور مهمّه چگونه انجام مىگیرد؟ و هیچگونه تخلّف و ناموزونى در امورى که به سود مردم جهان و بقاى آن است در آن دیده نمىشود!
به وسیله ماه خدا را بشناس که مردم با نظام مخصوصش ماهها را مىشناسند و حساب سال را نگه مىدارند... ببین چگونه شبهاى تاریک را روشن مىسازد؟ و چه فایدهاى در آن نهفته است؟ زیرا با تمام نیازى که مردم براى آرامش و خنک شدن هوا به ظلمت شب دارند؛ صلاح این نیست که شبها یک پارچه تاریک باشد که هیچ کارى نتوان انجام داد. بلکه گاه مردم به خاطر تنگى وقت یا گرماى هوا در اعمال روزانه، نیاز به ادامه کار در شب دارند، در این حالت مىتوانند قسمتى از کارهاى لازم را در نور ماه انجام دهند و اینکه نور ماه در همه شب نیست و از نور خورشید کمتر است، براى این است که مردم برنامه مفصّلى براى کار در شب نچینند و آرامشى که منظور است به کلّى از دست نرود.»(30)



پی نوشتها:

 1. سوره یونس، آیه 5.
 2. سوره نوح، آیات 15 و 16.
 3. سوره ابراهیم، آیه 33.
 4. سوره فاطر، آیه 13.
 5. سوره فصّلت، آیه 37.
 6. سوره یس، آیات 38 - 40.
 7. سوره انبیاء، آیه 33.
 8. سوره معارج، آیه 40.
 9. سوره مدّثر، آیه 32 - 35.
 10. سوره انعام، آیه 97.
 
 11. سوره فرقان، آیه 61، سوره نبأ، آیه 13.
 12. تفسیر کشّاف، جلد 2، صفحه 329 - و روح البیان، جلد 4، صفحه 12.
 13. توجّه داشته باشید که «ضیاء» هم به صورت مفرد به کار مى‌رود هم به صورت جمع.بعضى معتقدند در آیه فوق معنى جمعى دارد و اشاره لطیفى به ترکیب نور آفتاب از هفترنگ است!
 14. «دائبین» از مادّه «دئوب» به معنى ادامه کار طبق یک عادت و سنّت مستمرّ است؛ و تعبیرى براى حرکت منظم و حساب شده خورشید و ماه، از این تعبیر بهتر تصوّر نمى‌شود.
 15. «قطمیر» به گفته جمعى از مفسّران پوسته نازک سفید رنگى است که هسته خرما رامى‌پوشاند و به گفته بعضى دیگر، فرو رفتگى کوچکى است که در پشت هسته خرما وجوددارد؛ و در هر حال کنایه از موجودات بسیار کوچک و بى‌ارزش است.
 16. «یسبحون» از ماده «سباحت» به معنى حرکت سریع در آب یا هوا است. (مفردات راغب)
 17. منظور از برج در اینجا مجموعه‌اى از ستارگان است که روى هم‌رفته صورت خاصّى راتشکیل مى‌دهند؛ و برج‌هاى دوازده گانه به ترتیب زیر است: حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد،سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدى، دلو و حوت.
 18. به کتاب: از جهان‌هاى دور، صفحه 293، و تسخیر ستارگان، صفحه 392 مراجعه فرمائید.
 19. «عرجون» از مادّه «انعراج» به معنى اعوجاج و کجى است؛ و بعضى آن را به معنى آن قسمت از شاخه قوسى شکل مى‌دانند که بر درخت خرما بعد از چیدن میوه باقى مى‌ماند و«قدیم» به معنى کهنه است.
 20. لسان العرب و مفردات، راغب مادّه «فلک».
 21. فخررازى مى‌گوید: دوزخ، مقامات و درکات هفت‌گانه‌اى دارد؛ به این ترتیب: جهنم،لَظى، حطمه، سعیر، سقر، جحیم و هاویه (جلد 30، صفحه 209).
 22. جمعى آن را اشاره به بدر کامل (ماه شب چهارده) مى‌دانند که بلافاصله بعد از غروب خورشید طلوع مى‌کند و این کامل‌ترین و زیباترین چهره ماه است.
 23. تفسیر نورالثقلین، جلد 1، صفحه 750، حدیث 203.
 
 24. اقتباس از کتاب‌هاى: 1- ساختمان خورشید 2- نجوم بى‌تلسکوپ 3- پیدایش و مرگ خورشید 4- تاریخ علوم 5- از جهان‌هاى دور 6- اسلام و هیئت.
 
 25. نجوم بى تلسکوپ، صفحه 74.
 26. چنانکه گفتیم عامل پیدایش این امور در واقع، حرکت انتقالى زمین به دور خورشیداست؛ ولى چون در ظاهر، معلول حرکت خورشید، دیده مى‌شود، قرآن مجید، خورشید وماه را هر دو «حسبان» (وسیله‌اى براى نظم و حساب) مى‌شمرد (سوره انعام - آیه 96).
 
 27. سوره اعراف، آیه 54، سوره رعد، آیه 2، سوره ابراهیم، آیه 33، سوره نحل، آیه 12، سوره لقمان، آیه 29، سوره فاطر، آیه 13، سوره زمر، آیه 5.
 28. اعجاز قرآن از نظر علوم امروز، و دائرة المعارف مصاحب و کتب دیگر.
 29. بحارالانوار، جلد 55، صفحه 178، حدیث 36.
 30. بحارالانوار، جلد 55، صفحه 175، حدیث 35 (با تلخیص).  
  

 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

امام زمان،تو ای عشقو ای تمام وجودم(علی فانی)

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد