:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

چهارشنبه 30 آبان 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : قبل از آزمودن اشخاص اطمينان پيدا كردن ، از عجز و ناتواني است .
 
 

 

تفسیر موضوعی قرآن کریم 

خداشناسی و توحید/ راه‌هاي خداشناسی/ برهانها/ برهان نظم

نشانه‌هاى او در آفرینش سایه‌ها

مقدمه:

آیا سایه هم چیزى است که بتوان از آن به آفریدگار جهان پى برد؟
آرى در آیات قرآن به هنگام توصیف نعمتهاى پروردگار و معرّفى ذات پاک او روى همین مسأله به ظاهر ساده نیز انگشت گذارده شده، شاید به این دلیل که مىخواهد این حقیقت را روشن سازد که در این جهان سراسر شگفتىها و رازها بر هر چه بنگرى آثار عظمت او در آن است و دلائل حکمت و قدرتش در پیشانى تمامى موجودات کوچک و بزرگ ثبت است.
با این اشاره به آیات زیر گوش جان فرا مىدهیم:

1-(أَلَمْ تَرَ إِلى رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساکِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَیْهِ دَلِیلاً ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَیْنا قَبْضاً یَسِیراً)(1)

2-(وَ اللهُ جَعَلَ لَکُمْ مِمّا خَلَقَ ظِلالاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنَ الْجِبالِ أَکْناناً وَ جَعَلَ لَکُمْ سَرابِیلَ تَقِیکُمُ الْحَرَّ وَ سَرابِیلَ تَقِیکُمْ بَأْسَکُمْ کَذالِکَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ)(2)

3-(أَوَلَمْ یَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللهُ مِنْ شَیْءٍ یَتَفَیَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْیَمِینِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ)(3)

4-(وَ لِلّهِ یَسْجُدُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْاصَالِ)(4) 

ترجمه:

1- «آیا ندیدى چگونه پروردگارت سایه را گسترده ساخت؟! و اگر مىخواست آن را ساکن قرار مىداد، سپس خورشید را دلیلى بر آن قرار دادیم سپس آن را آهسته جمع مىکنیم (و نظام حیات بخش سایه و آفتاب را حاکم مىسازیم)»
2- «و (نیز) خداوند از آنچه آفریده است سایههایى براى شما قرار داده و از کوهها پناهگاه‌هایى و براى شما پوششهایى آفریده، که شما را از گرما (و سرما) حفظ مىکند و پوششهایى که به هنگام جنگ، حافظ شماست، اینگونه نعمتش را بر شما کامل مىکند، شاید تسلیم (فرمان او) شوید»
3- «آیا آنها مخلوقات خدا را ندیدند که سایهظهایشان از راست و چپ حرکت دارند، در حالى که با خضوع براى خدا سجده مىکنند؟!»
4- «کسانى که در آسمانها و زمین هستند از روى اختیار یا اجبار ـ و همچنین سایههایشان ـ هر صبح و شام براى خدا سجده مىکنند» 


شرح مفردات

«ظِلالْ» جمع «ظِلَّ» به معنى سایه است، ولى دانشمند و مفسّر معروف: راغب در کتاب مفردات مىگوید: هرجا که نور آفتاب بر آن نتابیده سایه محسوب مىشود، خواه قبلا به آن تابیده باشد یا نه. ولى «فیىء» (بر وزن شىء) تنها به جائى گفته مىشود که قبلا آفتاب تابیده و بعد سایه بر آن افتاده است. در حالى که بعضى از ارباب لغت این دو را به یک معنى گرفتهاند و بعضى گفتهاند: «ظل» سایههایى است که در طرف صبح مىافتد و «فیىء» به سایههاى بعد از ظهر گفته مىشود. ولى معنى اول با موارد استعمال این دو واژه بهتر سازگار است. واژه «ظل» به عنوان کنایه در مورد عزّت و قدرت و رفاه و آسایش نیز اطلاق مىشود، زیرا این امور معمولا در سایه حاصل مىشود.(5)



تفسیر و جمع‌بندى

آیا سایه هم نعمت بزرگى است؟

در این آیات سخن از سایهها است. مسأله ي ظاهراً سادهاى که مطالعه دقیق آن مىتواند ما را به خالق جهان نزدیکتر و آشناتر سازد.
در نخستین آیه پیغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) را مخاطب ساخته، مىگوید: «آیا ندیدى چگونه پروردگارت سایه را گسترده است»: (ألَمْ تَرَ اِلى ربِّکَ کَیْفَ مَدَّالظِّلَ) «و اگر مىخواست آن را ساکن قرار مىداد»: (وَ لَوْشاءَ لَجَعَلَهُ ساکِناً). در پایان این آیه مىافزاید: «سپس ما خورشید را دلیل بر وجود سایه قرار دادیم»: (ثُمَّ جَعَلْناَ الشَّمسَ عَلَیْهِ دَلِیلاً).
در آیه بعد مىافزاید: «سپس ما آن را آهسته جمع مىکنیم» (ثُمَّ قَبَضْناهُ اِلَیْنا قَبْضآ یَسیراً). در اینکه منظور از این سایه چیست که خدا آن را مىگستراند و تدریجاً جمع مىکند؟ بعضى گفتهاند: منظور سایه شب است که به طور متناوب بر تمام سطح زمین گسترده و جمع مىشود و وجود خورشید دلیل و گواه بر آن است، چرا که هر چیز را با ضدّش مىتوان شناخت «تُعْرَفُ الأَشْیاءُ بِاَضْدادِها»
بعضى آن را اشاره به سایه کشیده و گستردهاى مىدانند که بینالطلوعین (میان طلوع صبح و طلوع آفتاب) صفحه زمین را مىپوشاند و لذتبخشترین انواع سایهها و ساعات است. بعضى نیز آن را به معنى سایههایى مىدانند که در اثناء روز به خاطر برخورد نور آفتاب به کوهها و درختان و اجسام دیگر به وجود مىآید و تدریجاً جابهجا مىشود. از آنجا که میان این تفسیرهاى سه گانه تضادى نیست، و تعبیر آیه نیز مطلق و جامع است، ممکن است اشاره به همه اینها باشد که هر کدام نعمتى است پر ارزش.
مىدانیم شب در واقع همان سایه نیم کره زمین است که در برابر آفتاب قرار  گرفته، سایهاى است مخروطى که در طرف مقابل در فضا گسترده مىشود و دائماً در حرکت است. اگر سایه شب نبود نور آفتاب و حرارت ناشى از آن همه موجودات زنده را مىسوازنید و نسل انسان به سرعت از پاى در مىآمد. اگر سایههاى دیگر نبود و انسان مجبور بود تمام طول روز را در آفتاب بگذراند فوقالعاده به زحمت مىافتاد و زندگى مخصوصاً در فصل گرما و تابستان براى او مشقّت بار بود. خداوند نعمت سایهها را به انسان داد تا هم خودش و هم آنچه متعلّق به او است آرامش و آسایش یابد.
به تبعیر دیگر بعضى از اشیاء «کدر آفریده شدهاند، و بعضى شفّاف که نور را از خود عبور مىدهند. اگر همه اشیاء شفّاف بودند و سایه اى مطلق وجود نداشت، زندگى بشر در برابر نور مداوم آفتاب به جهنم سوزانى مبدّل مىگشت و اگر کمى انسان در این زمینه بیندیشد عظمت و اهمّیّت این نعمت را در مىیابد و از آن مىتواند به آفریدگار حکیم پى برد.
ضمناً تصریح به نظام تدریجى سایه در آیه فوق، شاید اشاره به این واقعیّت است که اگر سایهها دفعتاً پیدا یا محو مىشدند، زیانهاى فراوانى داشتند، چرا که انتقال دفعى از نور به ظلمت و بالعکس، یا از گرما به سرما و بالعکس، زیانش بر کسى پوشیده نیست. ولى سایه با تمام برکات و لطفش اگر ثابت و جاودانى شود آن هم زیان بار است، چرا که انسان را از نعمت نور محروم مىکند. لذا در آیه فوق مىفرماید: اگر خدا مىخواست آن را ساکن قرار مىداد (ولى به لطف و کرمش این کار را نکرد تا بندگان از نعمت نور و سایه هر دو بهره گیرند.) 



دوّمین آیه که در ضمن آیات توحیدى در سوره نحل بیان شده، بعد از بر شمردن بخشى از آیات آفاقى و نعمتهاى پروردگار، مىگوید: «خداوند براى شما از آنچه آفریده است سایههایى قرارداد»: (وَ اللهُ جَعَلَ لَکُمْ مِمّا خَلَقَ ظِلالاً)بعضى از مفسّران گفتهاند: منظور در اینجا اشیائى است که سایهها را به وجود مىآورند، مانند: کوهها، درختان، ابرها، سقف و دیوار خانهها.(6) بدون شک اگر همه اشیاء - چنانکه قبلا نیز اشاره شد - مانند بلور شفّاف و درخشنده بود و سایهاى در عالم وجود نداشت، زندگى براى انسان مرگ بار بود. در ادامه آیه به نعمتظهاى دیگرى اشاره مىظکند که در واقع مکمّل وجود سایهاند، مانند پناهگاههایى که در کوهها به صورت غارها و شکافهاى کوه آفریده شده است و همچنین لباسهایى که انسان را از حرارت سوزان آفتاب مىپوشاند، و یا در میدان جنگ (مانند زره) جلو ضربات دشمن را مىگیرد (وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنَ الْجِبالِ أَکْناناً وَجَعَلَ لَکُمْ سَرابِیلَ تَقِیکُمُ الْحَرَّ وَ سَرابِیلَ تَقِیکُمْ بَأْسَکُمْ)(7) در اینکه چرا در آیه فوق لباس را فقط به عنوان پوششى در برابر گرما ذکر کرده، بى آنکه اشارهاى به سرما کند؟ بعضى از مفسّران گفتهاند: به خاطر آن است که در مناطقى که این آیات نازل شد مسأله گرما بیشتر مطرح بود، یا اینکه خطرات گرمازدگى و سوختگى در مقابل آفتاب بیشتر و سریعتر است، در حالى که طرق دفاع انسان در مقابل سرما بیشتر مىباشد. ولى نباید فراموش کرد که در ادبیات عرب، در بسیارى از موارد هنگامى که مىخواهند به دو ضد اشاره کنند، یکى را براى اختصار حذف کرده و تنها یکى را ذکر مىکنند و این مطلب نظائر فراوانى دارد. قابل توجّه اینکه در پایان این آیه بعد از ذکر این نعمتهاى سه گانه (سایهها، مسکنها، و لباسها) مىگوید: «اینگونه خداوند نعمت هایش را بر شما تمام مىکند تا در برابر فرمان او تسلیم شوید» (کَذلِکَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ)

آرى توجّه به این نعمتها و اسرار مختلف آنها از یک سو انسان را به علم و قدرت خدا آشنا مىظسازد و از سوى دیگر به خاطر تحریک حسّ شکرگزارى او را وادار به تسلیم در برابر فرمان پروردگارى که این همه لطف و مرحمت دارد مىکند.
 
 


سوّمین آیه در شکل آیات توحیدى، مشرکان را مورد ملامت و سرزنش قرار داده، مىگوید: «آیا آنها خلوقات خدا را ندیدند که چگونه سایههایشان از راست و چپ براى خدا سجده مىکنند، در حالى که خاضعند؟»: (اَوَلَمْ یَرَوْا اِلى ما خَلَقَ الله مِنْ شَىءٍ یَتَفَیَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْیَمِینِ وَ الشَمائِلِ سُجَّداً للهِ وَ هُمْ داخِرُونَ)(8) چه تعبیر جالبى! سایه ها همه سر بر زمین نهاده و در برابر ذات پاک او سجده مىکنند، چرا که تسلیم فرمان او هستند و این خضوع و تسلیم در برابر قوانین آفرینش سجده آنها در پیشگاه حق است! چگونه انسان حتى از سایهها کمتر باشد و در برابر بتها و نه در مقابل پروردگار سجده کند. سجده سایهها جزئى از سجده عمومى تمام موجودات آسمان و زمین است و لذا در ادامه همین آیه، اشاره به این سجده عمومى کرده، مىفرماید: «و آنچه در آسمانها و زمین از جنبندگان است براى خدا سجده مىکنند» (وَ للهِ یَسْجُدُ ما فى السَّمواتِ وَ ما فى اْلأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ) در اینجا بحثهاى مشروحى است که به هنگام بحث از سجده عمومى موجودات جهان در برابر حق مطرح خواهد شد. به هر حال این آیه نیز اشاره لطیفى به اهمّیّت سایهها و آثار آن دارد که مى تواند به عنوان یک منبع الهام بخش توحید مورد توجّه قرار گیرد.

 


در چهارمین آیه سایهها را در ردیف موجودات آسمان و زمین که همگى براى خداوند خضوع و سجده مىکنند قرار داده، مىفرماید: «تمام کسانى که در آسمان و زمین هستند و همچنین سایهها آنها، هر صبح و عصر از روى اطاعت و تسلیم یا اجبار و اکراه براى خدا سجده مىظکنند»: (وَ للهِ یَسْجُدُ مَنْ فِى السَّمواتِ وَ اْلأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ اْلآصالِ). تعبیر به «طَوْعاً و کَرْهاً» ممکن است اشاره به این باشد که موجودات عاقل و با شعور از روى میل و رغبت و موجودات فاقد عقل، همچون سایهها، به حکم قوانین الزامى آفرینش تسلیم فرمان خدا هستند، یا اینکه مؤمنان از روى میل و رغبت، و غیر مؤمنان که حاضر به سجده اختیارى نیستند تمام ذرّات وجودشان به حکم قوانین الزامى آفرینش تسلیم فرمان خدا است و سجود تکوینى در برابر ذات پاک او دارند، یا اینکه مؤمنان در همه حال (در راحتى و مشکلات، و در آرامش و اضطراب) در برابر او پیشانى بر خاک مىنهند، ولى کافران تنها در حال اضطرار و به هنگام هجوم مشکلات رو به سوى او مىآورند. البته در میان این تفسیرهاى سه گانه تضادى نیست و جمع آنها در مفهوم آیه ممکن است.
تعبیر به «مَن» در آیه فوق گرچه ظهور در صاحبان عقل دارد، ولى این احتمال بسیار نزدیک به نظر مىرسد که در اینجا مفهوم عامّى داشته باشد و شامل تمام موجودات عاقل و غیر عاقل گردد و تعبیر به «مَن» به اصطلاح از باب تغلیب باشد.
اما تعبیر به «غدو» و «آصال» (صبح و شامگاهان) شاید به این دلیل است که در وسط روز ممکن است سایه ها محو شوند و یا بسیار محدود و کوچک گردند، در حالى که در صبح و شام چنین نیست. از این گذشته این تعبیر در بسیارى از مواقع براى بیان دوام و عمومیت است، مثلا مىگوئیم: فلان کس هر صبح و شام درس مىخواند، یا مزاحم شخص دیگرى است، یعنى همیشه چنین است.
از مجموع این آیات به خوبى استفاده مىشود که قرآن حتى براى سایهها اهمیّت خاصّى قائل شده و آنها را از نشانههاى عظمت خدا مىشمرد و تعبیر به «یَسجُدُ» که نهایت خضوع است، اشاره لطیفى به همین معنى است. 

 


توضیحات

اگر سایه‌اى وجود نداشت...

براى پى بردن به اهمّیّت یک موجود لازم است فرض کنیم در یک لحظه یا یک روز و یک ماه به کلّى از میان برود و بعد پیامدهاى آن را در نظر بگیریم.
در مسأله سایهها که در ابتدا موضوع ساده و کم اهمیّتى به نظر مىرسد مطلب همینگونه است. فرض کنید یک هفته هرگونه سایه و سایبان از کره زمین برچیده شود؛ نه کوهها، نه درختان، نه دیوار و سقف خانهها و نه حتى سایه نیمکره زمین روى نیمکره دیگر که شب نام دارد، همه اینها یک مرتبه از میان برود و تمام اجسام این جهان حالت بلورین پیدا کنند و نور آفتاب را از خود بگذرانند، راستى زندگى چقدر مشکل و طاقت فرسا خواهد شد. نور آفتاب بطور مداوم مىتابد و همه چیز را تحت فشار قرار مىدهد، هرگونه آسایش و آرامش و راحتى را از انسان و همه موجودات زنده مىگیرد و اگر چنین فرضیهاى در فصل تابستان رخ دهد در همین مدّت کوتاه همه موجودات زنده هلاک مىشوند. بنابراین مىتوان گفت وجود سایهها در زندگى انسانها نقش بسیار مؤثّر و حیاتى دارد. زیرا:
1- براى تعدیل نور و حرارت آفتاب، وجود سایهها نهایت ضرورت را دارد. چرا که اشعّه حیات بخش آفتاب اگر با نوازش متناوب سایهها تعدیل  نشود، در مدّتى کوتاه همه چیز را پژمرده کرده و مىسوزاند.
فخررازى در تفسیر خود مىگوید: ظلمت خالص، مورد تنفّر انسان است و روشنائى خالص نیز او را کاملا آزار مىدهد. بنابراین بهترین حال همان سایه است و لذا یکى از نعمتهاى مهم بهشتى (ظِلٌ مَمْدُودٌ) «سایههاى کشیده» ذکر شده است.(9)
2- نقش سایهها مخصوصاً سایه هاى متحرّک، براى مسافران و بیابان گردان حیاتى تر به نظر مىرسد. آنها به کمک سایبانها و خیمهها و وسائل نقلیه سقفدار مىتوانند خود را در برابر خطرات تابش ممتد آفتاب به خوبى حفظ کنند.
3- مسأله بسیار قابل ملاحظه دیگر، اینکه: برخلاف تصوّر عمومى، نور به تنهایى براى رؤیت اشیاء کافى نیست، بلکه همیشه باید نور با سایهها توأم گردد تا امکان مشاهده اشیاء حاصل شود. به عبارت روشنتر: اگر نور از چهار طرف به موجودى چنان بتابد که هیچگونه سایه و نیم سایهاى نداشته باشد، آن جسم که در تمام جهات غرق نور یکنواخت است قابل مشاهده نیست! پس همان‌گونه که در ظلمت مطلق انسان نمىتواند اشیاء را ببیند، در نور مطلق نیز قادر به مشاهده اشیاء نیست. بلکه این دو باید دست به دست هم دهند تا مشاهده اشیاء را ممکن سازند. (دقت کنید.) آفریدگارى که این نقشهاى مهم و اساسى را به موجودى به این سادگى سپرده است، شایسته هرگونه بندگى و خضوع و سجده است.
این سخن را با جملهاى از یکى از مفسّران پایان مىدهیم. او به یکى از افرادى که سجده را براى خدا به دست فراموشى سپرده بود، مىگوید: سایه تو (که موجود ضعیف و کم ارزشى است) براى خدا سجده مىکند، اما تو خودت سجده نمىکنى! (چقدر زشت و زننده و ناپسند است؟!).(10)


 

پی نوشتها :

1. سوره فرقان، آیات 45 و 46.
2. سوره نحل، آیه 81.
3. سوره نحل، آیه 48.
4. سوره رعد، آیه 15.
 
5. لسان العرب، مفردات راغب.
 
6. روح المعانى، جلد 14، صفحه 186، و قرطبى، جلد 6، صفحه 3775.
7. «سَرابیل» جمع «سِربال» (بر وزن مِثقال) بعضى آن را به هرگونه لباس تفسیر کرده‌اند؛ وبعضى آن را به معنى پیراهن مى‌دانند. (همچنین زره که مانند پیراهن در تن مى‌کنند) ولىمعنى اول در اینجا مناسب‌تر است.
8. «یَتَفیَّؤُا» از مادّه «فیىء» به معنى بازگشت و رجوع است؛ و بعضى آن را منحصرآ به معنىسایه‌هاى موجودات به هنگام عصر که آفتاب بر مى‌گردد مى‌دانند، و اطلاق این واژه برقسمتى از غنائم جنگى یا به خاطر رجوع آن به مسلمین، و یا زوال و فناى نهائى آنها همچونسایه‌ها است؛ و «داخر» به معنى متواضع مى‌باشد.
 
9. تفسیر فخررازى، جلد 24، صفحه 88.
10. تفسیر فخررازى، جلد 20، صفحه 43.

 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

امام زمان،تو ای عشقو ای تمام وجودم(علی فانی)

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد