:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

جمعه 30 شهريور 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : بزرگترين عيب آن است ، چيزي را كه در خود داري بر ديگران عيب بشماري .
 
 

 

تفسیر موضوعی قرآن کریم 

خداشناسی و توحید/ راه‌هاي خداشناسی/ برهانها/ برهان نظم

نشانه‌هاى او در آفرینش شب و روز

مقدمه:

گرچه روز و شب از پدیدههایى است که به وسیله نور آفتاب و حرکت زمین پیدا مىشود و جزء برکات آنها محسوب مىگردد، ولى از آنجا که قرآن در آیات توحیدياش توجّه خاصّى به این دو کرده و در آیات فراوانى روى این دو مسأله تکیه نموده است، لازم است جداگانه مورد توجّه قرار گیرد، تا نشانههاى آن ذات بىنشان را در آن ببینیم و به آفریننده و پروردگار جهان هستى آشناتر شویم و به او عشق ورزیم و سر بر آستانش نهیم.
با این اشاره به دوازده آیه زیر گوش جان فرا مىدهیم:

1-(وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ )(1)

2-(یُقَلِّبُ اللهُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ اِنَّ فى ذلِکَ لَعِبْرَةً لاِؤُلِى اْلأَبْصارِ)(2)

3-(هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسکُنُوا فِیْهِ وَ النَّهارَ مُبْصِرآ اِنَّ فى ذلِکَ لاَیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ)(3)

4-(وَ مِنْ آیاتِهِ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ)(4)

5-(وَ جَعَلْنَا الْلَّیْلَ وَ الْنَّهارَ آیَتَیْنِ فَمَحوْنا آیَةَ اللَّیْلِ وَجَعَلْنا آیَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلا مِنْ رَبِّکُمْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسابِ)(5)

6-(وَجَعَلْنَا الْلَّیْلَ لِباسآ - وَجَعَلْناَ النَّهارَ مَعاشاً)(6)

7-(وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ الَّیْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ یَذَّکَّرَ أَوْ أَرادَ شُکُوراً)(7)

8-(وَ سَخَّرَ لَکُمُ الَّیْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ)(8)

9-(إِنَّ فی اخْتِلافِ الَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ما خَلَقَ اللهُ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَّقُونَ)(9)

10-(قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللهُ عَلَیْکُمُ الَّیْلَ سَرْمَداً إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ مَنْ إِلهٌ غَیْرُ اللهِ یَأْتِیکُمْ بِضِیاءٍ أَ فَلاتَسْمَعُونَ قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللهُ عَلَیْکُمُ النَّهارَ سَرْمَداً إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ مَنْ إِلهٌ غَیْرُ اللهِ یَأْتِیکُمْ بِلَیْلٍ تَسْکُنُونَ فِیهِ أَ فَلاتُبْصِرُونَ وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ الَّیْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ)(10)

11-(وَ اللَّیْلِ اِذا یَغْشى - وَالنَّهارِ اِذا تَجَلَّى)(11)

12-(ذلِکَ بِأَنَّ اللهَ یُوْلِجُ اللَّیْلَ فى النَّهارِ وَ یُوْلِجُ النَّهارَ فى اللَّیْلِ وَ أَنَّ اللهَ سَمِیْعٌ بَصَیْرٌ)(12) 


ترجمه:

1- «او کسى است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید، در حالى که هر یک در مدارى شناورند»
2- «خداوند شب و روز را دگرگون (و جابه جا) مىکند، به یقین در این عبرتى است براى صاحبان بصیرت»
3- «او کسى است که شب را براى شما آفرید، تا در آن آرامش بیابید و روز را روشنى بخش (تا به تلاش براى زندگى بپردازید). در این (نظام نور و ظلمت) نشانههایى است براى کسانى که گوش شنوا دارند!»
4- «و از نشانههاى او، شب و روز و خورشید و ماه است»
5- «ما شب و روز را دو نشانه (عظمت و رحمت خود) قرار دادیم، سپس نشانه شب را محو کرده و نشانه روز را روشنى بخش ساختیم تا (در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبید (و به تلاش براى زندگى برخیزید) و عدد سالها و حساب را بدانید»
6- «و شب را پوششى (براى شما) و روز را وسیلهاى براى زندگى و معاش»
7- «و او همان کسى است که شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد براى کسى که بخواهد متذکّر شود یا شکرگزارى کند (و آنچه را در روز کوتاهى کرده در شب انجام دهد و به عکس)»
8- «او شب و روز و خورشید و ماه را مسخّر شما ساخت»
9- «به یقین در آمد و شد شب و روز، و آنچه خداوند در آسمانها و زمین آفریده، آیات (و نشانههایى) است براى گروهى که پرهیزگارند (و حقایق را مىپذیرند).»
10- «بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند شب را تا روز قیامت بر شما جاودان سازد، آیا معبودى جز خداوند یگانه مىتواند روشنایى براى شما بیاورد؟! آیا نمىشنوید؟!» بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند روز را تا قیامت بر شما جاودان کند، آیا معبودى غیر از خدا مى تواند شبى براى شما بیاورد تا در آن آرامش یابید؟ آیا نمىبینید؟!» و از رحمت اوست که براى شما شب و روز قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشید و هم از فضل خدا بهره گیرید، شاید شکر (نعمت هاى او را) به جا آورید.»
11- «سوگند به شب در آن هنگام که (جهان را) بپوشاند و سوگند به روز هنگامى که جلوه گر شود»
12- «این (وعده نصرت الهى) بخاطر آن است (که او بر هر چیز قادر است، خداوندى) که شب را در روز، و روز را در شب داخل مى کند و خداوند شنوا و بیناست.»


تفسیر و جمع‌بندى

نظام عجیب شب و روز

در قرآن مجید بیش از هفتاد بار واژه «لیل» «شب» و بیش از پنجاه بار واژه «نهار» «روز» تکرار شده است که آیات دوازده گانه بالا نمونههاى مختلفى از این آیات است که در آنها مخصوصاً روى جنبه توحیدى آفرینش لیل و نهار تکیه شده است.
در نخستین آیه، اصل آفرینش شب و روز، و خورشید و ماه که رابطه نزدیکى با آن دارد، به عنوان دلیلى براى رهروان راه توحید و خداشناسى ذکر شده، مىفرماید: «او کسى است که شب و روز را آفرید»: (وَ هُوَ الَّذى خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهار)
همین معنى به شکل دیگر در چهارمین آیه نیز آمده است، مىفرماید: «از نشانههاى او شب و روز و خورشید و ماه است»: (وَ مِنْ آیاتِهِ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ)



در حالى که در دوّمین آیه دگرگون شدن شب و روز به فرمان خدا مورد توجّه قرار گرفته و آن را عبرتى براى صاحبان بصیرت مىشمرد (یُقَلِّبُ اللهُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ اِنَّ فى ذلِکَ لَعِبْرَةً لاُِولى اْلأَبْصارِ)
این دگرگونى ممکن است اشاره به آمد و شد شب و روز، و یا اشاره به کم و زیاد شدن مقدار زمان این دو باشد، یا تفاوتى است که از نظر گرما و سرما در این دو پیدا مىشود.(13) ولى هیچ مانعى ندارد که این دگرگونى همه این معانى را شامل شود.



در حالى که در سومین آیه روى یک از فوائد مهم شب و روز تکیه کرده، مىفرماید: «خدا کسى است که شب را براى آرامش شما قرار داد و روز را روشنى بخش». معلوم است آرامش در تاریکى شب یکى از مهمترین نعمتهاى الهى است، همان‌گونه که روشنایى روز براى انواع فعالیّتها نعمت مهم دیگرى است.
جالب اینکه در این آیه روز «مبصر» شمرده شده و «مبصر» در اصل به معنى بینا است. مىدانیم روز خودش بینا نیست، بلکه از آنجا که سبب بینائى دیگران مىشود این تعبیر شاید به عنوان تأکید و مبالغه بر آن اطلاق شده است.
به راستى اگر تابش نور نباشد هزار چشم بینا بى فایده است و لذا در پایان آیه مىافزاید: «در این موضوع نشانههایى است براى آنها که گوش شنوا دارند» آنها که این آیات قرآنى را مىشنوند و روى آن مىاندیشند (اِنَّ فِى ذلِکَ لاَیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ)



در حالى که در پنجمین آیه هرکدام از شب و روز را یک آیه از آیات پروردگار مىشمرد و مىگوید: «ما آیت شب را محو کردیم و آیت روز را روشنى بخش قرار دادیم». سپس به دو فایده مهم آن اشاره کرده مىفرماید: «هدف این بوده است که در پرتو آن به تلاش زندگى برخیزد و از فضل پروردگار بهرهمند شوید و عدد سالها و حساب را بدانید (لِتَبْغُوا فَضلا مِنْ رَبِّکُمْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنینَ وَ الْحِسابَ)
آیا بهرهگیرى از فضل خداوند تنها از فوائد روز است و دانستن حساب سال و ماه از آثار شب و روز هر دو؟ یا اینکه هر دو فایده رابطه نزدیکى با شب و روز هر دو دارد؟ چرا که استراحت شبانه در نیروى کار براى روز و بهرهگیرى از فضل خدا مسلّماً تأثیر دارد. معنى دوّم از نظر هماهنگى آیه مناسبتر به نظر مىرسد هر چند جمعى از مفسّران همان معنى اول را ذکر کردهاند.



در آیه ششم همین معنى به شکل دیگرى جلب توجّه مىکند، مىفرماید: «ما شب را لباس و پوشش قرار دادیم، و روز را معاش» (وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِباساً - وَ  النَّهارَ مَعاشاً)
«معاش» ممکن است اسم زمان یا مکان باشد یا مصدر میمى و مناسب معنى مصدرى است.(14)
تعبیر به «لِباسَ» در مورد شب تعبیر بسیار جالبى است از این جهت که شب همچون پوششى است براى نیم کره زمین و یا همچون پوششى است براى انسانها، همانگونه که لباس جسم انسان را در برابر انواع آسیبها حفظ مىکند و جمال و زیبائى به او مىدهد، همچنین تاریکى شب و خواب عمیق که در سایه آن دست مىدهد به روح و جسم انسان شادابى و نشاط مىبخشد و او را از بیمارىهاى مختلف حفظ مىکند.



در هفتمین آیه سخن از جانشین شدن شب و روز نسبت به یکدیگر است، مىگوید: «خدا آن کسى است که این دو را جانشین یکدیگر قرارداد»: (وَ هَوَ الَّذِى جَعَلَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً)
«خِلْفَه» (بر وزن فتنه) به گفته راغب در مفردات در جائى گفته مىشود که دو چیز پیوسته جانشین یکدیگر شوند، ولى به گفته فیروز آبادى در قاموساللّغة «خلفه» به معنى مختلف است. در صورت اول تناوب شب و روز مورد توجّه است که اگر این تناوب دقیق و حساب شده نبود موجودات زمین یا از شدّت تابش آفتاب مىسوختند و یا از شدّت سرماى شب منجمد مىشدند و در صورت دوم اشاره به تفاوت شب و روز و پیدایش فصول چهارگانه سال است که آثار ویژهاى در زندگى انسانها دارد. بعضى از مفسّران معنى اول را برگزیدهاند و بعضى به سراغ معنى دوم رفتهاند، ولى جمع میان این دو معنى نیز بىمانع است.
در روایات اسلامى آمده است که انسان مىتواند عباداتى را که از او در شب فوت شده در روز قضا کند، (یا به عکس) و آیه را ناظر به این معنى شمردهاند.(15) این تفسیر با تفاسیر فوق نیز منافاتى ندارد، به هر حال آیه اشاره به نظام خاصّ و متناوب شب و روز است که از علم و قدرت بى پایان پروردگار حکایت مىکند، به طورى که اگر فىالمثل حرکت کره زمین به دور خود کمى تندتر یا کندتر از امروز مىبود، روزها و شبها ممکن بود چنان طولانى شود که حیات و زندگى انسانها، بلکه تمام موجودات زنده روى زمین به خطر بیفتد.



در هشتمین آیه سخن از تسخیر شب و روز و بودن آن دو در خدمت انسانها است، مىفرماید: «خداوند شب و روز را مسخر شما ساخت»: (وَ سَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهار) چون شرح معنى تسخیر در موارد مشابه گذشته است، نیازى به تکرار نمىبینیم.



در نهمین آیه نخست روى مسأله اختلاف شب و روز، و بعد روى تمامى مخلوقاتى که خداوند در زمین و آسمان آفریده است به عنوان نشانههاى عظمت و علم و قدرت او تکیه شده است» (اِنَّ فِى اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَهارِ وَ ما خَلَقَ اللهُ فِى السَّمواتِ وَ اَلاَْرْضِ لاَیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَّقُونَ) این تعبیر نشان مىدهد که خلقت این دو تا چه اندازه اهمّیّت دارد.



در دهمین قسمت از این آیات طى سه آیه، فوائد مهم شب و روز با تعبیرات زیبائى نشان داده شده است، مىفرماید: تو اى پیامبر به آنها بگو اگر خداوند شب را تا قیامت جاودانى مىکرد، آیا کسى جز او مىتوانست نور و روشنائى براى شما بیاورد تا از فوائد و برکات آن بهرهمند شوید؟
یا اگر خداوند روز را جاودانى مىساخت، آیا کسى جز او بود که براى شما تاریکى شب بیافریند که مایه آرامش شما باشد؟
این خداوند است که با رحمتش نظام شب و روز و ظلمت و نور را مقرّر داشت تا هم از آرامش لازم بهرهمند شوید و هم فعالیّت زندگى براى بهرهگیرى از فضل پروردگار داشته باشید، تا این نعمتهاى بزرگ حسّ شکرگزارى شما را برانگیزد و به سراغ خالق آنها بروید.
جالب اینکه در ذیل یک آیه مىگوید: (أفَلا تَسْمَعُونَ) «آیا نمىشنوید» و در ذیل آیه دیگر مىگوید: (أفَلا تُبْصِرُونَ) «آیا نمىبینید»
این تعبیرات شاید اشاره به آن باشد که در این نظام دقیق شب و روز، هم دلائلى حسّى وجود دارد که با چشم باید دیده شود و هم دلائل نقلى که باید با گوش شنیده شود، این نیز قابل دقت است که در مورد جاودانگى شب، «آیا نمىشنوید» مىگوید و در مورد جاودانگى روز «آیا نمىبینید»، چرا که در تاریکى معمولا گوش کار مىظکند و در روشنائى بیشتر چشم.



اهمیّت موضوع شب و روز تا آن حد است که قرآن در آیات متعدّدى به این دو سوگند یاد مىکند از جمله در یازدهمین قسمت از آیات مورد بحث مىگوید: «سوگند به شب هنگامى که همه جا را بپوشاند و سوگند به روز هنگامى که جلوهگر شود (و نور حیات بخش آن زنگ بیدار باش را در جهان حیات همراه انواع برکات به صدا در مىآورد) (وَ اللَّیْلِ اِذا یَغْشى وَ النَّهارِ اِذا تَجَلّى).
همین معنى در جاى دیگر به تعبیر دیگرى آمده است، مىفرماید: (وَ اللَّیْلِ اِذا أدْبَرَ وَ الصُّبْحِ اِذا أَسْفَرَ): «سوگند به شب هنگامى که پشت کند (و رو به سوى روشنائى رود) و سوگند به صبح هنگامى که چهره بگشاید»(16) (و با  روشنائى خود لبخند حیات زند)
در جاى دیگر مىفرماید: (وَ الّلیْلِ اِذا عَسْعَسَ وَ الصُّبْحِ اِذا تَنَفَّس): «قسم به شب هنگامى که پشت کند و به آخر رسد و قسم به صبح هنگامى که تنفس کند»(17) (و با نفس عمیقش روح حیات در کالبد همه موجودات بدمد.)
در جاى دیگر مى افزاید: (وَ الضُّحى وَاللَّیْلِ اِذا سَجَى) «قسم به روز هنگامى که آفتاب برآید و سوگند به شب در آن هنگام که آرام گیرد»(18)(و آرامش ببخشد)
سوگندهاى دیگرى از این قبیل که همه بازگو کننده اهمّیّت زیادى است که قرآن براى شب و روز قائل است در قرآن آمده تا انسانها بیشتر در آنها بیندیشند و نشانههاى خدا را در جاى جاى این دو موجود ببینند، زیرا سوگند همیشه دلیل اهمیّت و ارزش و مایه توجّه و دقت است.



در دوازدهمین و آخرین آیه مورد بحث به تعبیر تازه اى در این زمینه برخورد مىکنیم، مىفرماید: «این به خاطر آن است که خداوند شب را در روز داخل مىکند و روز را در شب» (ذلِکَ بِأَنَّ اللهِ یَولِجُ اللَّیْلَ فِى النَّهارِ وَ یُولجُ النَّهارَ فِى اللَّیْلِ)
«یولج» از مادّه «ایلاج» به معنى داخل کردن است و چون به صیغه فعل مضارع ذکر شده، - و مىدانیم فعل مضارع براى استمرار است - ممکن است اشاره به زیاد و کم شدن تدریجى و منظّم شب و روز در فصول مختلف سال باشد که از یکى کم و به دیگرى اضافه مىشود. این نظام تدریجى که عامل مؤثّرى در پرورش گیاهان و تکامل موجودات زنده است، اگر ناگهان صورت مىظگرفت تعادل این موجودات به هم مىخورد و زیان بار بود لذا خداوند این امر را تدریجى مقرّر فرموده است.
همچنین ممکن است اشاره به مسأله طلوع و غروب آفتاب باشد، زیرا هنگامى که طلوع خورشید نزدیک مىشود نخست اشعّه آن به قسمت بالاى جو مىتابد و کمى هوا روشن مىشود و هر قدر خورشید از پشت افق بالاتر مىآید این روشنائى بیشتر مىگردد و به عکس در هنگام غروب آفتاب، شب یک مرتبه فرا نمىرسد، بلکه اشعّه آفتاب آهسته آهسته از طبقات پائین هوا برچیده شده و تاریکى جاى آن را مىگیرد. این انتقال تدریجى از نور به ظلمت و بالعکس، سبب مىشود که انسان از نظر جسمى و روحى با آن هماهنگ گردد و اگر شب یا روز ناگهان فرا مىرسید مسلّماً آثار سوئى مىگذاشت.
جالب این که ظاهر آیه فوق این است که داخل شدن شب در روز و روز در شب در زمان واحد صورت مىگیرد و به راستى همین است. زیرا در مناطق شمال خط استواء، در فصل تابستان شب تدریجاً کاسته و جزء روز مىگردد، یعنى مصداق (یُولِجُ اللَّیْلَ فِى النَّهارِ) است، و در همان زمان در زیز خط استواء از روزها کم شده و جزء شب مىگردد و مصداق (یُولِجُ النَّهارَ فى اللَّیْل) است!(19)
در حدیث معروف مفضّل چنین آمده است که امام صادق (عليه السلام) مىفرمایند: اى مفَضل! درست در داخل شدن تدریجى شب و روز در یکدیگر بیندیش... اگر داخل شدن یکى در دیگرى ناگهانى صورت مىگرفت به بدن ها زیان مىرسانید، و انسانها را بیمار مىکرد. درست مثل این که کسى از شما ناگهان از حمّام داغى به جاى سرد منتقل شود، مسلّمآ زیان به او مىرساند و بدنش را بیمار مىکند... اگر تدبیر الهى در این نبود چرا این انتقال به شکلى صورت گیرد که سلامت انسان در آن باشد.(20)


توضیحات

1- اهمّیّت نور و ظلمت و فوائد شب و روز

در آیات فوق دیدیم که خداوند چگونه انسانها را به مطالعه این دو پدیده به ظاهر ساده دعوت مىکند و آنها را از آیات خودش مىظشمرد، و به راستى هرچه در این زمینه بیشتر بیندیشیم به نکات تازهاى مىرسیم:
1- مى دانیم شب و روز در مناطق جهان کاملا متفاوت است، در خط استواء در تمام دوران سال شب 12 ساعت و روز هم 12 ساعت است، ولى در منطقه قطبى در مدار 90 درجه، تمام سال یک شب و یک روز بیش نیست که هر کدام تقریبآ شش ماه است! - البته این گونه مناطق غالبآ مسکونى نیست - و در بقیّه مناطق جهان مراحلى میان این دو را تشکیل مىدهد. امّا عجب اینکه با این همه تفاوت، تمام نقاط روى زمین در عرض سال به یک اندازه از نور آفتاب بهره مىبرند و این نظامى است بسیار عادلانه!
2- همیشه در تابستانها طول روزها زیادتر و در زمستانها طول شبها بیشتر است. یعنى دو پدیده هم زمان دست به دست هم مىدهند: افزایش طول روزها،و تابش عمودى (یا متمایل به عمودى) آفتاب و این دو اثر یکدیگر را تکمیل مىکنند، و سبب رسیدن میوهظها و دانهظهاى نباتى و گرمى هوا مىشوند؛ و در زمستان نیز سبب سردى بیشتر و به خواب رفتن درختان و دانه ‌ها مىشود و جالب این که در منطقه استوایى که نور آفتاب کاملا عمودى مى ابد روزها طولانى نمىشود، و الّا خطر گرمازدگى و سوختن گیاهان وجود داشت.
3- همیشه نور آفتاب سبب بیدارى و هوشیارى و جنب و جوش و حرکت است و به عکس تاریکى، سبب سکون و آرامش و خواب است. مخصوصاً در جهان حیوانات این مطلب به خوبى دیده مىشود که پرندگان با طلوع صبح بیدار شده و به صحرا مىروند و با غروب آفتاب به لانه مىآیند و استراحت مىکنند. در روستاها که غالب مردم زندگى سالم طبیعى دارند نیز برنامه همین است، در حالى که با پیشرفت تمدّن ماشینى و ایجاد نورهاى مصنوعى، بسیارى از افراد قسمت زیادى از شب را بیدار مىظمانند و قسمت زیادى از روز را مىخوابند که این خود یکى از عوامل انواع بیمارىها است. قرآن با جمله (هُوَ الّذِى جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً) «او کسى است که شب را براى این قرار داد که در آن آرامش بیابید و روز را روشنى بخش»(21)در حقیقت به اینگونه افراد هشدار داده است که ترک خواب شبانه سبب از دست دادن آرامش روحى است. 



 
2- پدیده شب و روز در قرآن مجید

در قرآن بیش از سى بار پدیده شب و روز به عنوان نشانهاى از وجود خدا و دلیلى بر علم و قدرت او شمرده شده است. ولى گاه مىگوید: این عبرتى است براى اندیشمندان (أُؤلُوا اْلأَلْبابِ)(22)، گاه مىگوید: آیاتى است براى قوم پرهیزگار (23) و گاه مىگوید: آیاتى است براى آنها که اهل ایمانند (24)
در واقع رابطه این سه امر از اینجا روشن مىشود که تفکّر و اندیشه آن هم اندیشهاى پخته و عمیق - آن چنان که در مفهوم «اولواالالباب» افتاده است - سبب ظهور ایمان و تقویت آن مىشود و ایمان نیز به نوبه خود سبب ظهور تقوى در درون قلب و جان مىگردد.
به این ترتیب دقت در آیات عظمت و علم و قدرت خدا در پهنه جهان هستى، هم عقیده را تقویت مىکند و هم انسان را از نظر عمل تربیت مىنماید.

 

پی نوشتها :   

 1. سوره انبیاء، آیه 33.
 2 . سوره نور، آیه 44.
 3 . سوره یونس، آیه 67.
 4 . سوره فصّلت، آیه 37.
 5 . سوره اسراء، آیه 12.
 6 . سوره نبأ، آیات 10 و11.
 7 . سوره فرقان، آیه 62.
 8 . سوره نحل، آیه 12.
 9 . سوره یونس، آیه 6.
 10 . سوره قصص، آیات 71 - 73.
 11 . سوره اللیل، آیات 1 و 2.
 12 . سوره حج، آیه 61.
 13 . این سه احتمال در تفسیر روح المعانى، جلد 18، صفحه 173 و تفسیر فخررازى، جلد24، صفحه 15 آمده است. ولى در تفسیر مجمع البیان فقط از تفسیر اول و دوم یاد شده. (جلد7، صفحه 148)
 14 . بعضى از مفسّران گفته‌اند: تعبیر به «معاش» «زندگى» در مورد روز به خاطر این است که خواب شبانه شبیه مرگ است همانگونه که ضرب‌المثل معروف عرب مى‌گوید: خواب برادرمرگ است؛ بنابراین نقطه مقابل آن که روز است مایه بیدارى و حیات مى‌باشد (حیات با تمامآثارش).
 15 . این تفسیر در حدیثى از پیغمبر اکرم (ص) (طبق آنچه در تفسیر فخررازى) آمده است؛ و در حدیثى از امام صادق (ع) (طبق نقل نورالثقلین، جلد 3، ذیل آیه مورد بحث)روایت شده است.
 16 . سوره مدثّر، آیه 33.
 17 . سوره تکویر، آیه 17.
 18 . سوره ضحى، آیات 1 و2.
 19 . طریحى در مجمع‌البحرین در مادّه «ولج» به این نکته توجّه کرده است!
 20 . بحارالانوار، جلد 3، صفحه 118.

 21 . سوره یونس، آیه 67.

 22 . سوره نور، آیه 44.
 23 . سوره یونس، آیه 6.
 24 . سوره نمل، آیه 86.
 

 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

کریمی شب هفتم محرم1394

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد