:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

چهارشنبه 27 تير 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلّم) مي فرمايند : بد رفتاري با مردم ، باعث جلب بغض و تنفر آنهاست .
 
 

 

 

تفسیر موضوعی قرآن کریم 

خداشناسی و توحید/ راههاي خداشناسی/ برهان ها/ برهان نظم

نشانه‌هاى او در تطّورات جنین

مقدمه 

سالیان دراز دگرگونىهاى جنین در شکم مادر از نظر دانشمندان پنهان بود، تا اینکه سر پنجه علم پرده از روى این جهان اسرارآمیز برداشت و نشان داد که یک نطفه هنگامى که در قرارگاه رحم واقع مىشود و سیر تکاملى خود را شروع مىکند، چه مراحل مختلف و گوناگونى را طى مىنماید تا به صورت یک انسان کامل در آید و عجیب اینکه قرآن مجید در آیات مختلف، در آن عصر و زمان که خبرى از این اکتشافات نبود روى مسأله تطوّرات جنین بارها تکیه کرده، گاه براى اثبات توحید و گاه براى اثبات معاد.
گرچه علم جنین شناسى هنوز مراحل طفولیّت خود را طى مىکند و اطلاعات ما از این عالم اسرارآمیز هنوز بسیار ناچیز است، ولى همین مقدار که دانش بشرى پرده از روى آن برداشته، دنیائى از عجائب و شگفتىها را در برابر چشمان دانشمندان مجسّم ساخته است.
با این اشاره اکنون با هم به آیات زیر گوش جان فرا مىدهیم.

1- (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ مِنْ سُلالَة مِنْ طِین ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرار مَکِین ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ)(1)

2- ( أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیّ یُمْنى ثُمَّ کانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الأُنْثى)(2)

3- ( أَ وَ لَمْ یَرَ الإِنْسانُ أَنّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَة فَإِذا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ)(3)

4- ( قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ أَ کَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُراب ثُمَّ مِنْ نُطْفَة ثُمَّ سَوّاکَ رَجُلاً)(4)

5- ( هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُراب ثُمَّ مِنْ نُطْفَة ثُمَّ مِنْ عَلَقَة ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُسَمّىً وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ)(5)

ترجمه

1- «و ما انسان را از عصارهاى از گِل آفریدیم، سپس او را نطفهاى در قرارگاهِ مطمئن (رَحِم) قرار دادیم، سپس نطفه را بصورت علقه (= خون بسته)، و علقه را بصورت مضغه (= چیزى شبیه گوشت جویده شده)، و مضغه را بصورت استخوانهایى در آوردیم و بر استخوانها گوشت پوشاندیم، سپس آن را آفرینش تازهاى بخشیدیم، پس بزرگ و پر برکت است خدایى که بهترین آفرینندگان است!»
2- «آیا او نطفه‌اى از منى که در رحم ریخته مىشود نبود؟! سپس بصورت خون بسته در آمد و خداوند او را آفرید و موزون ساخت و از آن، دو زوج مرد و زن آفرید.»
3- «آیا انسان نمىداند که ما او را از نطفهاى بى ارزش آفریدیم؟! و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد که) به مخاصمه آشکار (با ما) برخاست»
4- «دوست (باایمان) وىـ در حالى که با او گفتگو مىکرد ـ گفت: «آیا به کسى که تو را از خاک، سپس از نطفه آفرید و پس از آن تو را مرد کاملى قرار داد، کافر شدى؟!»
5- «او کسى است که شما را از خاکى آفرید، سپس از نطفهاى، سپس از علقه (و خون بسته شده)اى، سپس شما را بصورت طفلى (از شکم مادر) بیرون مىآورد، بعد (رشد مىکنید تا) به مرحله کمال قوّت خود مىرسید و بعد از آن پیر مىشوید و (در این میان) گروهى از شما پیش از رسیدن به این مرحله مىمیرند و (در نهایت) به اجل حتمى خود مىرسید، شاید (در این مراحل) بیندیشید»

شرح مفردات 

«عَلَقَة» از مادّه «عَلَق» (بر وزن شفق) در اصل به معنى علاقه و ارتباط به چیزى است و لذا «عَلَقْ» به معنى خون بسته و زالو نیز آمده است و «علقه» که یکى از مراحل تکوّن جنین در رحم مادر است، از این رو علقه نامیده شده که شبیه قطعه خون منعقد شده است.(6)
در مقائیسالّلغة اصل مفهوم این واژه را ارتباط و تعلّق چیزى به موجود عالىترى مىداند که بعدآ مفهوم آن گسترش یافته است.(7)

«مُضْغَة» از مادّه «مَضْغ» به معنى جویدن غذا است و به معنى قطعهاى از گوشت است به اندازهاى که انسان یکبار مىجود، به شرط اینکه هنوز پخته نشده باشد. اطلاق این واژه بر یکى از مراحل جنین که بعد از حالت «علقه» است به خاطر شباهتى است که با چنین گوشتى دارد. در این هنگام جنین به صورت قطعه گوشت سرخ رنگى در مىآید که در آن رگهاى فراوان سبز رنگى است و گاه گفته مى شود «قَلْبُ اْلأَنْسانِ مُضْغَةٌ مِنْ جَسَدِهِ» . «قلب انسان قطعه گوشتى از جسد او است» این تعبیرات همه به یک ریشه باز مىگردد.(8)
«مَنِىّ» در اصل از ماده «مَنْى» (بر وزن سعى) به معنى تقدیر و اندازهگیرى است و از آنجا که آب نطفه، اندازهگیرى یک انسان یا حیوان را در بردارد، این واژه به آن اطلاق شده است و مرگ را از این رو «مَنیّه» مىگویند که اجل مقدّر انسان یا حیوان است.

اطلاق واژه «تمنى» بر آرزوها به خاطر آن است که انسان آن را در دل تصویر و اندازه گیرى مىکند و چون بسیارى از آرزوها با واقعیّت مطابق نیست، واژه «أُمْنِیّة» گاه به معنى دروغ آمده است.(9)


تفسیر و جمع‌بندى

عالم اسرارآمیز جنین

همان‌گونه که اشاره شد، قرآن مجید کراراً روى مسأله مراحل تکامل جنین در رحم مادر تکیه کرده و همه انسانها را به مطالعه دقیق آن دعوت مىکند و آن را یکى از طرق وصول به معرفةالله و همچنین یکى از طرق اثبات امکان معاد مىشمرد.
نخستین آیات مورد بحث به قرینه آخرین جمله آن: (فَتَبارَکَ اللهُ اَحْسَنُ الْخالِقِینَ): « پس بزرگ و پر برکت است خدایى که بهترین آفرینندگان است!» ناظر به مسأله خداشناسى است، هرچند آیات بعد در همین سوره مؤمنون نشان مىدهد که توجّهى به مسأله معاد نیز دارد و به این ترتیب مبدأ و معاد هر دو در آن نهفته است.
نخست به آفرینش انسان از عصاره گِل و سپس از نطفهاى که در قرارگاه مطمئن رحم جاى مىگیرد اشاره مىکند، بعد از ذکر این دو مرحله، به ذکر پنج مرحله دیگر که مجموعاً هفت مرحله را تشکیل مىدهد، مىپردازد:
1- مرحله «علقه» که نطفه تبدیل به خون بستهاى مىشود که عروق فراوان در آن وجود دارد.
2- مرحله «مضغه» که این خون لخته شده به شکل قطعه گوشتى در مىآید.
3- مرحله «عظام» که سلّولهاى گوشتى همگى تبدیل به سلّولهاى استخوانى مىشود.
4- مرحله پوشش استخوانها با گوشت فرا مىرسد که عضلات سرتاسر استخوانها را فرا مىگیرد (ثُمَّ کَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً)
5- در اینجا لحن قرآن عوض مىشود و خبر از تحوّل و آفرینش مهم و جدیدى درباره جنین مىدهد و به صورت یک تعبیر سر بسته و اسرارآمیز مىگوید: «سپس آن را آفرینش تازهاى بخشیدیم» (ثَمَّ أَنْشَأناهُ خَلْقاً اَخَرَ)
هنگامى که این مراحل هفتگانه پایان مىیابد، با جمله: (فَتَبَارَکَ اللهُ اَحْسَنُ الخالِقِینَ) زیباترین توصیف را درباره این خلقت عجیب مىکند، جملهاى که در هیچ آیه دیگر قرآن و درباره آفرینش هیچ موجودى به کار نرفته است. آفرین بر این خلقت و آفرین بر این قدرتنمائى و آفرین بر آن خالق بزرگ!
در اینکه منظور از این جمله سربسته (آفرینش جدید) چیست؟! مفسّران تفسیرهاى گوناگونى ذکر کردهاند.
آنچه از همه نزدیکتر و مناسبتر به نظر مىرسد همان رسیدن جنین به مرحله حیات انسانى است که حسّ و حرکت در آن پیدا مىشود و به جنبش در مىآید و گام به جهان حیوانات و انسانها مىگذارد. قرآن از این جهش بزرگ و عجیب تعبیر به «انشاء» کرده است، اشاره به راهى طولانى است که انسان آن را در مدت کوتاهى طى مىکند.
در حدیثى از امام باقر (عليه السلام) مىخوانیم که در تفسیر جمله: (ثَمَّ أَنْشَأناهُ خَلْقاً اَخَرَ) فرمودند: «هُوَ نَفْخُ الرُّوْحِ فِیْهِ»: «منظور دمیدن روح در او است.»(10)
درست است که جنین از همان لحظه اول موجودى است زنده، ولى تا مدّتى در شکم مادر هیچ حسّ و حرکتى ندارد، در حقیقت بیشتر شبیه به یک گیاه است تا حیوان یا انسان. ولى بعد از گذشتن چند ماه روح انسانى در او زنده مىشود و به همین دلیل در روایات اسلامى آمده است که جنین قبل از آنکه به این مرحله برسد هرگز دیه کامل ندارد. اما وقتى به این مرحله رسید دیه آن دیه کامل یک انسان خواهد بود.(11)

تعبیر به «احسن الخالقین» «بهترین خالقها» با اینکه خالقى غیر از خدا وجود ندارد، از این نظر است که واژه «خلق» تنها به معنى ایجاد بعد از عدم نیست، بلکه در معانى دیگرى مانند: اندازه گیرى و صنعت و دادن اشکال جدید به اشیاء موجود جهان نیز اطلاق مىشود و مسلّم است که انسان مىتواند با نیروى خداداد تغییرات زیادى در مواد مختلف این جهان ایجاد کند. از آهن و فولاد، ابزارها، یا کارخانهاى بسازد، یا از مصالح ساختمانى بناى باشکوهى با اندازهگیرىهاى مختلف احداث نماید.
بنابراین خلق کردن مفهوم وسیعى دارد که این امور را در بر مىگیرد و لذا قرآن مجید از قول حضرت مسیح (عليه السلام) چنین نقل مىکند: (أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللّهِ): «من از گِل، چیزى به شکل پرنده مىسازم، سپس در آن مىدمم و به اذن خدا، پرندهاى مىگردد»(12)
البته خالق حقیقى یعنى آن کس که مادّه و صورت را ایجاد مىکند و تمام قدرتها و خواصّ اشیاء به او باز مىگردد، فقط خدا است کار خالقهاى دیگر که خالقهاى مجازى هستند همان تغییر شکل دادن و مونتاژ کردن مواد است.



دوّمین آیه مورد بحث، نخست به مرحله آغاز پیدایش انسان، یعنى آن زمان که قطره آب ناچیزى به نام منى بود، اشاره کرده و بعد از آن فقط مرحله علقه را از مراحل تطوّر جنین بیان مىدارد و مراحل دیگر را تحت عنوان (فَخَلَقَ فَسَوّى) «خداوند آفرید و نظام بخشید» که تعبیر بسیار جامعى است ذکر مىکند و مخصوصاً روى تولّد جنس مذکّر و مؤنث که یکى از پیچیدهترین پدیدههاى مربوط به جنینشناسى است تکیه مىکند (فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ اْلأُنْثَى)
«سَوَّى» از ماده «تَسْوِیة» به معنى صاف کردن و نظام بخشیدن است، بعضى آن را اشاره به آفرینش روح مىدانند که در آیه قبل به شکل دیگرى بیان شده بود. بعضى نیز «خلق» را اشاره به آفرینش روح و جمله «سوّى» را اشاره به تنظیم و تعدیل اعضاء پیکر آدمى مىشمرند و بعضى دیگر آن را به تعدیل و تکمیل تفسیر کردهاند.
ولى ظاهر این است که تعبیرات آیه چنان جامع و وسیع است که هرگونه آفرینش و تنظیم و تعدیل و تکاملى را که روى علقه تا هنگام وضع حمل، انجام مىگیرد، شامل مىشود.(13)
راغب در کتاب مفردات مىگوید: «تسویه» در جایى گفته مىشود که چیزى را از افراط و تفریط، از نظر اندازهگیرى و کیفیّت، حفظ کند. 



در سومین آیه روى نکته تازه دیگرى تکیه کرده و بعد از اشاره به آفرینش انسان از نطفه مىفرماید: کار او به جائى مىرسد که (خَصِیمٌ مُبِیْن)(جدال کننده آشکار) مىشود.
براى این تعبیر، تفسیرهاى متعدّدى شده است: گاه گفتهاند اشاره به دو مرحله ضعف و قوّت انسان است که یک روز نطفه ناچیزى بود و روز دیگر آنچنان قوى و نیرومند مىگردد که به پرخاشگرى برمىخیزد در برابر همهکس حتى در برابر الله!
گاه گفتهاند: اشاره به قوّه ناطقه و فهم و شعور انسان است که این نطفه ناچیز کارش به جائى مىرسد که نه فقط سخن مىگوید، بلکه به استدلالها و منطقهاى گوناگون و نیروى عقل مجهّز مىگردد و مىدانیم پدیده نطق و بیان و منطق و استدلال از مهمترین پدیدههاى وجود انسان است.
گاه گفته مىشود این تعبیر اشاره به تنازع عجیبى است که میان سلّولهاى نر (اسپرماتوزئید) براى تسلّط و ترکیب با سلّول مادّه (اوول) واقع مىشود. زیرا هنگامى که نطفه نر وارد رحم مىشود هزاران هزار اسپرم با سرعت زیاد به حرکت در مىآیند تا به نطفه مادّه رسند و با آن ترکیب شوند.
اولین اسپرم که به آن مىرسد و در آن نفوذ مىکند، راه را بر بقیّه مىبندد، زیرا قشر مقاومى اطراف (اوول) را فرا مىگیرد و از نفوذ بقیّه مانع مىشود و به این ترتیب در این مبارزه عجیب بقیّه شکست خورده و جذب خون مىشوند، و لذا قرآن مجید بعد از ذکر مرحله نطفه به مسأله «خصیم مبین» بودن آن اشاره کرده است.(14)



در آیه چهارم نیز اشاره به خلقت از خاک، سپس نطفه و بعد مرحله تسویه و نظامبندى شده،و در آیه پنجم که آخرین آیه است علاوه بر این به مرحله تولّد و خروج جنین از شکم مادر به صورت طفل نوزادى اشاره مىکند (ثُمَّ یُخْرِجُکُم طِفْلا)
چنانکه مىدانیم یک از مهم ترین شگفتىهاى جنین، پایان دوران آن است. چه عواملى سبب مىشود که در لحظه معیّن فرمان خروج به جنین داده شود و او را از شکل عادى - در حالى عادى سرجنین به طرف بالا است و صورتش به پشت مادر - دگرگون سازد و سر او را به پائین بفرستد تا تولد او را آسان سازد؟!
نخست کیسه آبى که جنین در آن شناور است پاره مى شود! آبها خارج مىگردد و جنین به تنهایى آماده ورود به دنیا مىشود!
درد شدیدى مادر را فرا مىگیرد، تمام عضلات شکم و پشت و پهلوى مادر روى جنین فشار مىآورند، و او را به خارج هدایت مىکنند. فعل و انفعالات شیمیائى و تغییرات فیزیکى که در بدن به هنگام تولّد صورت مىگیرد به قدرى عجیب و شگفتانگیز است که همه حکایت از این دارد که علم و قدرت بىپایانى این برنامه ریزى را براى چنان هدف مهمى انجام داده است.
به این ترتیب از مجموع آیات فوق، به خوبى استفاده مىشود که نظام پیچیده و بسیار شگفتانگیز تطوّرات جنین، یکى از آیات و نشانههاى مهمّى است که از وجود علم و قدرت بى پایان پدید آورنده آن خبر مىدهد و از سوى دیگر توانائى او را بر مسأله معاد و زندگى پس از مرگ روشن مىسازد، چرا که جنین، هر زمان زندگى تازه و معادى نو به خود مىگیرد و بنابراین تطوّرات مزبور، هم دلیلى است بر توحید و هم معاد.

توضیحات

1- نقش بر آب

ضربالمثل معروفى است که وقتى مىخواهند ناپایدارى چیزى را بیان کنند، مىگویند: همچون نقش بر آب است، چرا که با اندک حرکت و نسیمى به هم مىخورد. ولى عجب اینکه خداوند بزرگ تمام نقشهاى مختلف انسانى و بسیارى از جانداران دیگر را نقش بر آب مىکند و این همه صورتها را بر قطره آب نطفه مىزند و به راستى چه کسى در آب، صورتگرى کرده است جز خداوند بزرگ؟

 2- در ظلمات ثلاث 

عجیبتر اینکه: به گفته قرآن، این خلقتهاى پىدرپى را که در آب نطفه ایجاد مىکند، تا در مدّت کوتاهى، به صورت انسان کاملى در آید، همه را در ظلمت کدهاى که هیچ کس دسترسى به آن ندارد انجام مىدهد، چنانکه قرآن در آیه 6 سوره زمر مىگوید: (یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْق فِی ظُلُمات ثَلاث ذالِکُم اللّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ فَأَنّى تُصْرَفُونَ): « او شما را در شکم مادرانتان در میان تاریکىهاى سه گانه (پوسته شکم، رحم و کیسه جنین) آفرینشى بعد از آفرینش دیگر مىبخشد. این است خداوند، پروردگار شما که حکومت (عالم هستى) از آن اوست، هیچ معبودى جز او نیست، پس چگونه (از راه حق) منحرف مىشوید؟! »
ظلمتهاى سه گانه، چنانکه بسیارى از مفسّران گفتهاند و در بعضى از روایات نیز به آن اشاره شده، ظلمت شکم مادر، سپس ظلمت رحم، و بعد از آن ظلمت «مَشیمه» (کیسه مخصوصى که جنین در آن قرار دارد) مىباشد که به صورت سه پرده ضخیم بر روى جنین کشیده شده است.(15)

نقاشّان و صورت گران چیره دست همیشه باید در مقابل نور و روشنائى کامل، صورتگرى کنند، ولى آن آفریدگار بزرگ در آن تاریک خانه عجیب، چنان نقشى بر آب مىزند که همه را مجذوب و مفتون و محو تماشاى خود مىکند.

3- جایگاه امن و امان

قرآن با صراحت در آیه 13 سوره مؤمنون مىگوید: ما نطفه انسان را در قرارگاه أمن و امانى قرار دادیم (ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِى قَرارٍ مَکِینٍ)
در حقیقت محفوظ ترین نقطه بدن همان جایى است که نطفه و جنین در آن قرار مىگیرد که از هر طرف تحت حفاظت است. از یکسو ستون فقرات و دندهها، از سوى دیگر استخوان پر قدرت لگن خاصره و از سوى سوم پوششها و عضلات متعدّدى که روى شکم را فرا گرفته، بعلاوه به هنگام بروز بعضى از حوادث خطرناک دستهاى مادر نیز به صورت ناخودآگاه سپرى مىشوند در مقابل آن!
از همه اینها شگفتانگیزتر اینکه جنین در میان کیسهاى است مملو از یک آب لزج به طورى که در میان آن کیسه به صورت معلّق و در حالت کاملا بىوزنى قرار دارد. یعنى هیچ فشارى از هیچ سو بر آن وارد نمىشود، چرا که به قدرى ساختمان جنین (مخصوصآ در آغاز کار) ظریف و لطیف است که مختصر فشارى بر آن مىتواند آن را متلاشى سازد.
این کیسه با آن آب مخصوص، حالت ضد ضربه را نیز دارد و درست مانند فنرهاى بسیار نرم که در کامل رین اتومبیلها کار مىگذارند هرگونه ضربهاى که بر اثر حرکات سریع مادر متوجّه آن شود در خود جذب کرده و از میان مىبرد.
جالبتر اینکه درجه حرارت را بر روى جنین در حد اعتدال نگه مىدارد و اجازه نمىظدهد حرارتها و برودتهاى ناگهانى که از بیرون متوجّه شکم مادر مىشود به آسانى روى جنین اثر بگذارد!
آیا قرار گاهى از این مطمئن تر پیدا مىشود؟ و قرآن چه زیبا جایگاه نطفه را «قَرارٍ مِکِین» نام نهاده است؟!

 4 خَصِیْمٌ مُبِینٌ (پرخاشگر آشکار)

این نیز یکى دیگر از شگفتىهاى جنین است، خواه آن را به معنى قدرت انسان بر سخن گفتن و استدلال و محاجّه کردن تفسیر کنیم، آنچنان که جمعى از مفسّران گفتهاند، یا به معنى مسابقه و منازعهاى که میان اسپرمها (نطفه هاى نر) هنگام حرکت به سوى اوول (نطفه ماده) در رحم مادر صورت مىگیرد، که سرانجام یکى از آنان موفّق مىشود با اوول ترکیب گردد و بقیّه که در این مخاصمه شکست خورده اند محو و نابود و جذب خون مىشوند و یا اشاره به هر دو تفسیر بدانیم؟
در هر حال این از نکتههاى ظریف و بدیع جنین است که از موجود به ظاهر پست و ناچیز آنچنان پدیدهاى والا و پر ارزش به وجود مىآید.

 5- تغذیه جنین

از عجائب دیگر، مسأله تغذیه جنین است، چرا که براى پرورش و نموّ سریع جنین، مواد غذایى به طور کامل و از هر نظر پاک و تصفیه شده از یک سو،  اکسیژن از سوى دیگر و آب به حد کافى لازم است که به طور مداوم به جنین برسد. خداوند این وظیفه را بر عهده دستگاهى بنام جفت گذارده است که از همان لحظه نخستین آن را در کنار جنین قرار داده، از یک طرف به وسیله دو شریان و یک ورید به قلب مادر مربوط است و از طرف دیگر از طریق بند ناف با جنین ارتباط دارد.
تمام مواد غذائى و آب و اکسیژن لازم را از طریق سیستم جریان خون مادر جذب کرده و بعد از تصفیه مجدّد به جنین منتقل مىکند و زوائد و فضولات و کربن و مانند آن را جمعآورى کرده به خون مادر باز مىگرداند.
بنابراین جفت هم نقش دستگاه گیرنده و دهنده دارد و هم به منزله یک فیلتر و کابراتور است که به تنهایى انسان از مطالعه ساختمان شگفتانگیز همین جفت مىتواند پى به عظمت خالق برد.
جالب اینکه در حدیثى آمده است که امام (عليه السلام) فرمودند: «بچه از نسیمى که مادر استفاده مىکند بهره مىبرد!»
چند سال است که دانشمندان دانستهاند بچهظاى که ریهاش کار نمىکند و در آب رحم شناور است اکسیژن لازم دارد؟ و چند سال است که فهمیدهاند اکسیژنى که مادر مصرف مىکند وارد خونش شده و به جفت مىرسد و بچّه از راه بندناف از آن استفاده مىنماید؟
هرچه باشد زمان زیادى نگذشته، ولى چشم بیناى امام (عليه السلام) آن را دیده و مىفرماید: بچه از این نسیم استفاده مىکند. آیا در برابر هواى آلودهاى که ما تنفّس مىکنیم تعبیرى بهتر از نسیم که امام براى بیان اکسیژن ذکر فرموده پیدا مىشود؟(16)


6- سرنوشت جنسیت جنین

در این که چگونه و تحت چه عواملى جنین مذکّر یا مؤنث مىشود؟پاسخى در برابر این سؤال ندارد، یعنى علم هنوز جوابى براى آن پیدا نکرده است. ممکن است پارهاى از مواد غذائى یا داروها در این امر مؤثّر باشد، ولى مسلّمًا تأثیر آن سرنوشتساز و تعیینکننده نیست.
ولى با این حال عجیب این است که همیشه یک تعادل نسبى در میان این دو جنس (مرد و زن) در همه جوامع دیده مىشود و اگر تفاوتى باشد چندان چشمگیر نیست.
فکر کنید اگر روزى این تعادل بهم بخورد، و مثلا نسبت مردان با زنان ده در برابر یک باشد، یا به عکس تعداد زنان ده برابر مردان گردد، چه مفاسد عظیمى به وجود مىآید؟ و چگونه نظام جوامع انسانى بهم مىخورد و آیا در جامعهاى که در برابر هر مرد ده زن، یا در برابر هر زن ده مرد وجود داشته باشد مىتواند زندگى آرامى داشته باشد؟
ولى آن کس که انسان را براى زندگى سالم آفریده است این تعادل عجیب و مرموز را در آن حاکم کرده است، آرى خداوند طبق مشیّت و حکمتش به هرکس به خواهد فرزند پسر مىدهد و به هرکس بخواهد فرزند دختر مىدهد (یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ)(17) ولى این مشیّت و اراده حساب شده است.

7- تحوّلات سریع و مرموز

از شگفتىهاى دیگر جنین اینکه نطفه اصلى انسان در آغاز یک موجود تک سلّولى بیش نیست که از طریق تقسیم به صورت تصاعدى افزایش مىیابد. این افزایش و تحوّلات بسیار سریع است و همانگونه که قرآن مىگوید: هر زمان آفرینش تازه اى بعد از آفرینش دیگرى به او مىبخشد (خَلْقآ مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ) رشد و نموّى که اگر بعد از تولّد به همان سرعت ادامه یابد در مدت کوتاهى انسان قامتى به اندازه یک کوه بلند پیدا مىکند! و صفحه زمین براى او تنگ مىشود. ولى همان کس که به جنین سرعت سیر تکاملى مىدهد به مرحله معینى که رسید آهنگ این سرعت را کند کرده و تدریجآ متوقّف مىسازد!

 8- آینده‌نگرى رحم!

چه عاملى سبب مىشود که یک سلّول به هنگام تقسیم به صورتهاى مختلفى مثل: سلّولهاى غضروفى، استخوانى، عضلهاى، پوستى و غیر آن در مىآید؟ آیا این رحم است که آینده این موجود را پیشبینى کرده و سلّولها را هر کدام در جاى خود شکل مىدهد؟ اگر او داراى چنین هوش و قدرت و ابتکارى است چه کسى این هوش و قدرت و ابتکار را به او بخشیده؟!
دانشمند معروف (الکسیس کارل)، در کتاب انسان موجود ناشناخته، مىگوید: «گویى هر جزئى از بدن نیازمندىهاى حال و آینده مجموعه بدن را مىشناسد و خود را بر حسب آن تغییر مىدهد. زمان و مکان براى بافتها مفهوم دیگرى دارد، زیرا آنها به خوبى دور را مانند نزدیک و آینده را چون حال درک مىکنند. مثلا در پایان دوره آبستنى بافتهاى نرم اعضاى جنسى خارج زن نرمتر و قابل اتّساع مىشود و این تغییر وضع در روزهاى بعد هنگام زایمان، عبور جنین را آسان مىکند و در عین حال سلّولهاى پستان را فراوانتر، و عضو بزرگتر مىشود، و حتى پیش از زایمان به کار مىظافتد و شیر مىسازد و براى تغذیه کودک آماده مىگردد... در تمام مدّت رشد جنین در رحم مادر، وضع و رفتار عضلات چنان است که گوئى آینده را از پیش مىدانند و همبستگى اعضاء در دو لحظه متفاوت زمانى یا دو نقطه مختلف مکانى، به خوبى رعایت مىشود!»(18)
نام این موضوع را هر چه بگذاریم تفاوتى نمىکند، ولى به هر حال از وجود مبدأ بزرگ علم و قدرتى که در ماوراى آن است به وضوح خبر مىدهد.

9- پوششى بر استخوان‌ها

در تفسیر آیه 14 سوره مؤمنون خواندیم که قرآن در مورد پیدایش عضلات تعبیر خاصّى دارد، مىگوید: «ما سپس بر استخوانها گوشت پوشاندیم» انتخاب کلمه «کَسَوْنَا» یکى از معجزات علمى قرآن است؛ زیرا امروز ثابت شده که استخوانها قبل از نسوج گوشتى پدیدار مىشوند.(19)

10- انتقال جنین به خارج

همانگونه که در تفسیر آیه 5 سوره حج خواندیم، خداوند بیرون فرستادن جنین را از رحم به خودش نسبت مىدهد، «سپس شما را به صورت طفلى بیرون مىفرستیم»: (ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلا) این تعبیر اهمیّت مسأله تولّد را که امروز دانشمندان به آن پى بردهاند روشن مىسازد.
چه عاملى زمان تولّد را تنظیم مىکند؟ و تحت چه شرایطى فرمان خروج به جنین داده مىشود؟ و چگونه تمام اعضاى بدن خود را آماده براى این تحوّل مهم مىکنند؟ تحت چه عواملى کودک تدریجآ معلّق مىگردد تا با سر متولّد شود؟ آیا مىداند تولّد او با پا غیر ممکن یا بسیار مشکل است؟ چه کسى به تمام عضلات بدن مادر دستور مىدهد شدیدترین فشار را روى جنین براى خارج شدن بیاورند؟
هنگامى که ندرتاً این سیستم به هم مىخورد و اطبّا مجبور به سزارین مىشوند، اهمیّت آن معلوم مىشود و شاید وجود چنین افراد نادرى هشدارى است به همگان تا به اهمیّت این موضوع بیندیشند.
البته در بعضى از موارد زمان تولّد را به طور تقریبى پیش بینى مىکنند، ولى در پارهاى از موارد طفل زودتر از موعد و گاهى دیرتر متولّد مىگردد.
به این ترتیب مسأله تولّد با تمام شاخ و برگ حساب شدهاش، آیتى دیگر از آیات الهى است.

 11- دگرگونى‌هاى شگفت‌انگیز در لحظه تولّد

همانگونه که گفتیم هیچ کس دقیقاً نمىتواند لحظه تولّد را تعیین کند و آنچه به صورت پیشبینى از سوى اطبّا بطور عموم، یا بطور خصوص، به افراد گفته مىشود، جنبه تخمینى دارد، چنانکه در آیه 8 سوره رعد مىخوانیم:
(اللهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ کُلُّ أُثْنى وَ ما تَغِیضُ الأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ کُلُّ شَیءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ): «خدا از جنینهایى که هر مؤنث حمل مىکند، آگاه است، و نیز از آنچه رحمها کم مىکنند (و قبل از موعد معمول مىزایند) و هم از آنچه افزون مىکنند (بعد از موعد مىزایند) با خبر است، و هر چه نزد او اندازهاى دارد»(20)
  
ظاهر آیه این است که این از علوم خاصّ الهى است، که ویژگىهاى جنین را قبل از تولّد از هر نظر مىداند. نه تنها مسأله جنسیت بلکه از تمام استعدادها، ذوقها، صفات ظاهر و باطن جنین با خبر است و همچنین لحظه تولّد جنین را تنها خدا مىداند و براى اینکه تصوّر نشود این کم و زیادها بىحساب و بى دلیل است، بلکه ساعت و ثانیه و لحظه آن حساب دارد، مىافزاید: (وَ کُلُّ شَیءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ): «هر چیز نزد او اندازه و مقدار معینى دارد.»
جالب اینکه در لحظه تولّد، دگرگونىهاى عجیبى در سیستم زندگانى نوزاد، ظاهر مىشود که براى تطبیق دادن او با محیط جدید، کاملا ضرورى است، از میان آنها تنها به دو موضوع اشاره مىکنیم:
الف: دگرگون شدن سیستم گردش خون؛
به این صورت که مسأله گردش خون در جنین یک گردش ساده است، زیرا حرکت خونهاى آلوده به سوى ریهها براى تصفیه انجام نمىگردد، چون در آنجا تنفّسى وجود ندارد، لذا دو قسمت قلب او (بطن راست و چپ) که یکى عهدهدار رساندن خون به اعضاء، و دیگرى عهدهدار رساندن خون به ریه براى تصفیه است به یکدیگر راه دارد. امّا به محض اینکه جنین متولّد شد، این دریچه بسته مىشود و خون دو قسمت مىگردد: بخشى به سوى تمام سلّول‌هاى بدن براى تغذیه فرستاده مىشود و بخش دیگرى به سوى ریهها براى تنفس!
آرى جنین تا در شکم مادر است اکسیژن لازم را از خون مادر مىگیرد ولى بعد از تولّد باید خودکفا باشد و از طریق ریه و تنفس، اکسیژن را دریافت دارد. ریهاى که قبلا در رحم مادر کاملا ساخته و آماده شده با یک فرمان الهى ناگهان به کار مىافتد، که به راستى از عجائب است.
ب- بسته شدن بند ناف و خشکیدن و افتادن آن بند ناف را که طریق تغذیه جنین به وسیله جفت از خون مادر است معمولا بعد از تولّد مىچینند، ولى اگر هم نچینند تدریجاً مىخکشد و مىافتد. یعنى به هنگام تولّد همان طور که راه دریافت اکسیژن عوض مىشود، راه تغذیه نیز ناگهان عوض مىشود و دهان و معده و رودهها که در دوران جنینى کاملا ساخته و آماده شده اما به کار نیفتادهاند ناگهان به کار مىافتند و این یکى دیگر از شگفتىهاى مهم آفرینش انسان است.

12- گریه کودکان

معمولا نوزادان بسیار گریه مىکنند، این گریه ممکن است دلیل بر ناراحتى آنها باشد، چرا که زبانى براى اظهار آن جز زبان گریه ندارند. یا به خاطر گرسنگى و تشنگى و یا به خاطر آزردگى در برابر شرائط جدید زندگى، اعم از گرما و سرما و نور شدید و مانند آن، ولى کودکان بدون این هم ممکن است گریه کنند و این گریه رمز حیات و بقاى آنها است.
زیرا در آن موقع آنها نیاز بسیار شدیدى به ورزش و حرکت دارند، در حالى که قادر به ورزش نیستند. تنها ورزشى که مىتواند تمام وجود آنها را اعم از دست و پا و قفسه سینه و شکم را به حرکت درآورد و خون را به سرعت درتمام عروق به جریان وادارد و تمام سلّولها را مرتبآ تغذیه کند همان ورزش گریه است که براى نوزاد یک ورزش کامل محسوب مىشود و به همین دلیل اگر نوزاد گریه نکند ممکن است آسیب فراوان ببیند و یا حیات او به کلّى به خطر بیفتد.
از این گذشته در مغز اطفال رطوبت فراوانى وجود دارد که اگر در آنجا بماند ممکن است سبب بیمارىها و دردهاى سختى گردد و یا کورى به دنبال داشته باشد. گریه سبب مىشود که رطوبتهاى اضافى به صورت قطرههاى اشک از چشمان آنها بیرون ریزد و سلامتى آنها تضمین شود!
امام صادق (عليه السلام) در حدیث معروف توحید مفضّل بعد از اشاره به این مطلب مىفرمایند: «پدر و مادر چون از منافع گریه کودک بىخبرند سعى دارند به هر وسیله ممکن است او را خاموش کنند و از گریه باز دارند زیرا نمىدانند گریه براى او چه منافعى دارد؟!»(21)
همچنین در همان روایت، امام (عليه السلام) اشاره به جارى شدن آب از دهان اطفال - که در واقع تکمیل کننده اشک چشمهاى کودک است - کرده، مىفرماید: «خداوند دانا چنان مقرّر فرموده که رطوبتهاى اضافى از دهان نوزادان دفع شود تا موجب سلامتى آنها در بزرگى گردد.»(22)


 13- بیدار شدن تدریجى عقل و حواس در کودکان

اگر کودک از آغاز عقل مىداشت، مسلّماً بسیار رنج مىبرد، زیرا احساس ناتوانى و مذلّت مىکرد. چرا که نمىتواند راه برود، غذا بخورد و کمترین حرکتى داشته باشد، باید او را در پارچهاى بپیچند و در گهواره بخوابانند و جامهاى بر او بیفکنند و تر و خشک کنند.
امام صادق (عليه السلام) ضمن اشاره به این مطلب در حدیث معروف توحید مفضّل مىافزایند: «بعلاوه اگر عاقل متولّد مىشد و زندگى مستقل داشت، شیرینى حرکات کودکانه و حلاوت تربیت اولاد و رابطهاى که از این طریق میان فرزندان و پدر و مادر در تمام عمر برقرار مىشود از میان مىرفت.»(23)
گذشته از اینها انتقال به دنیاى کاملا جدید و ناشناخته چنان وحشت و اضطرابى در او ایجاد مىکرد که ممکن بود فکر و اعصاب او را آزار دهد، ولى آن قدرت لایزالى که انسان را براى تکامل آفریده همه این اصول را در او پیشبینى فرموده است.
همچنین اگر حواس او کامل بود، یک مرتبه چشم باز مىکرد و صحنههاى تازه را مشاهده مىنمود و گوش او صداها و آهنگهاى جدید را مىشنید و چه بسا قدرت تحمّل آنها را نداشت، لذا این امور تدریجاً و یکى پس از دیگرى صورت مىگیرد.
جالب توجّه اینکه قرآن مجید مىگوید: (وَ اللّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لاتَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الأَبْصارَ وَ الأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ): «و خداوند شما را از شکم مادرانتان خارج نمود در حالى که هیچ چیز نمىدانستید و براى شما، گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شکر به جا آورید»(24)
طبق این آیه، در آغاز انسان هیچ علمى نداشت و حتّى گوش و چشم نداشت، سپس خداوند قدرت شنیدن و دیدن و اندیشیدن را به او داد. شاید ذکر واژه «سمع» «گوش» قبل از ذکر «ابصار» «چشمها» اشاره به این است که در نوزادان نخست فعالیّت گوش شروع مىشود، و بعد از مدّتى چشمها توانایى دید پیدا مىکند. حتّى همان‌گونه که قبلا اشاره کردیم بعضى معتقدند که گوش در عالم جنین، کم و بیش قدرت شنوایى دارد و آهنگ قلب مادر را مىشنود، و به آن عادت مىکند!

14- غذاى طفل قبل از تولّد آماده است

نوزاد انسان و بسیارى از حیوانات در آغاز تولّد، قدرت استفاده از غذاهاى سخت و سنگین را ندارند؛ به همین دلیل، دست قدرتمند آفرینش، غذاى مخصوصى به نام شیر براى آنها در پستان مادر، فراهم ساخته است. در حقیقت همان خونهاى بدن مادر، که در دوران جنینى مورد استفاده او بود، با یک دگرگونى وسیع و سریع به شکل شیر در مىآید و تا مدّت لازم او را تغذیه مىکند.
پستان مادر، در دوران باردارى تدریجاً تغییر شکل مىدهد و بر اثر ترشّحاتى که از جفت به خون مادر مىریزد و به آنها آماده باش مىظدهد، روز به روز بزرگ تر شده و خود را براى وظیفه سنگین آینده آماده مىسازد. لولههایى که در پستان است و تا نوک پستان امتداد دارد، منشعب و زیاد شده و ترشّح مختصرى دارند و به هنگام تولّد نوزاد، اعلام آمادگى کامل مىکنند.
عجب اینکه ترشح شیر از سلّولهاى پستان دائمى نیست، وگرنه مرتّباً به خارج مىریخت، بلکه به محض اینکه لبهاى نوزاد، به پستان مادر مىرسد و شروع به مکیدن مىکند، تحریکات عصبى از راه اعصاب به نخاع و از نخاع به هیپوتالاموس رفته و باعث دو نوع ترشح مىگردد که یکى از آنها از راه خون به پستانها مىریزد و نسوج اطراف مجارى شیر را منقبض ساخته و به آنها فشار وارد مىکند تا شیر به سوى نوک پستان رانده شود و تمام این اعمال، ظرف 30 ثانیه کامل مىشود و عجیبتر اینکه نه تنها شیر در آن پستانى که به آن لب زده جارى مىگردد، بلکه در پستان دیگرى نیز همین جریان برقرار و آماده مىشود و لذا تأکید شده نوزاد را از هر دو پستان شیر دهند.
شیر یک غذاى کامل است، مخصوصاً شیر مادر براى نوزادش غذاى اکملى محسوب مىشود و هیچ چیز در دنیا جانشین آن نمىگردد.
شیر داراى ویتامین آ، ب، د، پ، و ویتامینهاى دیگر است و 22 نوع مادّه مختلف از سوى دانشمندان در آن کشف شده است، به اضافه انواع آنزیمها.
بسیارى از داروهاى لازم نیز از طریق شیر مادر به نوزاد منتقل مىشود و به همین دلیل کودکانى که از شیر مادر بى بهره مىشوند گرفتار کمبودهاى مختلفى مىگردند.
به نظر مىرسد که شیر مادر تنها جسم کودک را تغذیه نمىکند، بلکه عواطف و روح او را نیز سیراب مىکند، به همین دلیل کسانى که از شیر مادر محروم مىشوند داراى اشکالات و کمبودهاى عاطفى نیز احیانًا خواهند بود.
به همین دلیل قرآن مجید مىگوید: (وَالْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کامِلَیْنِ لِمنْ أرادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضاعَةَ) «مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر مىدهند این براى کسى است که بخواهد دوران شیر خوارگی را تکمیل کند»(25)
عجائب و شگفتىهاى شیر بیش از آن است که در این مختصر بگنجد و اگر بخواهیم عنان قلم را در اینگونه مباحث رها کنیم از بحث تفسیرى خارج مىشویم.(26)



 پی نوشتها:


 1. سوره مؤمنون، آیات 12 - 14.
 2. سوره قیامت، آیات 37 - 39.
 3. سوره یس، آیه 77.
 4. سوره کهف، آیه 37.
 5. سوره غافر، آیه 67. در این زمینه آیات دیگرى نیز در قرآن است؛ که به خاطر شباهت آنهابا آیات فوق تنها به شماره آنها در اینجا اشاره مى‌شود: سوره فاطر، آیه 11 - سوره حج، آیه 5.
 
 6. مفردات راغب.
 7. کتب دیگر لغت مانند: لسان العرب، و مجمع البحرین، نیز تعبیراتى شبیه همین معنى رادارد.
 8. مقائیس الّلغة، مفردات راغب، و مجمع البحرین، و لسان العرب، و صحاح الّلغة.
 9. مفردات راغب، مجمع‌البحرین، و لسان العرب.
 
 10. تفسیر نور الثقلین، جلد 3، صفحه 541، حدیث 56 و 57.
 11. تفسیر نورالثقلین، جلد 2، صفحه 541، حدیث 56 و 57.
 12. سوره آل‌عمران، آیه 49.
 13. تفسیر قرطبى، روح‌المعانى، فى ضلال القرآن، المیزان و فخررازى ذیل آیه مورد بحث.
 14. اعجاز قرآن از نظر علوم روز، صفحه 27.
 
 15. تفسیر مجمع‌البیان، المیزان، فخررازى و تفاسیر دیگر (مرحوم طبرسى در مجمع‌البیاننیز این معنى را در حدیثى از امام باقر (ع) نقل کرده است.)
 
 16. اقتباس از کتاب اولین دانشگاه، جلد 1، صفحه 253.
 
 17. سوره شورى، آیه 49.
 
 18. انسان موجود ناشناخته، صفحه 190.
 
 19. اعجاز قرآن از نظر علوم امروز، صفحه 29.
 
 20. «تغیض» از مادّه «غیض» (بر وزن فیض) به معنى فرو بردن مایع، یا فروکش کردن آناست. سپس به معنى نقصان و نیز به معنى فساد آمده است؛ و لذا در آیه فوق بعضى «تغیض»را به معنى نقصان جنین و بعضى به معنى قبل از موعد تولّد یافتن تفسیر کرده‌اند؛ و مشهورمیان مفسرّین همین معنى است. همین تفسیر در حدیثى از امام باقر یا امام صادق (ع) نیزنقل شده است؛ و ذیل آیه نیز گواه بر آن است.
 
 21. بحارالانوار، جلد 3، صفحه 65 و 66.
 22. بحارالانوار، جلد 3، صفحه 65 و 66.
 
 23. بحارالانوار، جلد 3، صفحه 64.
 24. سوره نحل، آیه 78.
 
 25. سوره بقره، آیه 233.
 26. براى توضیح بیشتر به دائرة المعارف قرن بیستم مادّه «لبن» و کتاب اولین دانشگاه جلد 6،و اعجاز قرآن از نظر علوم امروز، مراجعه کنید. در حدیث توحید مفضّل نیز اشارات جالبىبه این معنى آمده است. (بحار الانوار، جلد 3، صفحه 62).


 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

labbaik

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
  دغدغه جانباز جنگ تحمیلی از بی‌توجهی به قرآن
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد