:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

يكشنبه 1 مهر 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : سخت ترين گناهان گناهي است كه گناهكار آن را سبك بشمارد .
 
 

 

تفسیر موضوعی قرآن کریم 

خداشناسی و توحید/ راه‌هاي خداشناسی/ برهانها/ برهان نظم

نشانه‌هاى او در عالم گیاهان و میوهها

مقدمه:

گستردهترین موجودات زنده روى زمین گیاهانند، و از نظر تنوّع و کثرت، عجائب و شگفتىها و زیبائىها، و همچنین از نظر آثار مفید و ارزنده نیز در ردیف اول قرار دارند.
به همین دلیل قرآن مجید در آیات توحیدى خود کراراً روى مسأله آفرینش گیاهان، و ویژگىهاى مختلف آنها تکیه کرده است، و انسان را به مطالعه اسرار این موجودات بدیع جهان آفرینش دعوت نموده. موجوداتى که تنها یک برگ آن مىتواند دفترى از معرفت کردگار را ارائه دهد.
با این اشاره به آیات زیر و نکات جالب آنها گوش جان فرا مىدهیم.

1- (أَوَلَمْ یَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ کَمْ أَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ)(1)

2- (أَمَّنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها ءَ إِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُونَ)(2)
 
3- (خَلَقَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَ أَلْقى فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ وَ بَثَّ فِیها مِنْ کُلِّ دابَّةٍ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ هذا خَلْقُ اللهِ فَأَرُونِی ما ذا خَلَقَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ بَلِ الظّالِمُونَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ)(3)

4- (وَ آیَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَیْتَةُ أَحْیَیْناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبّاً فَمِنْهُ یَأْکُلُونَ وَ جَعَلْنا فِیها جَنّاتٍ مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فِیها مِنَ الْعُیُونِ لِیَأْکُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَ فَلا یَشْکُرُونَ سُبْحانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْواجَ کُلَّها مِمّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمّا لایَعْلَمُونَ)(4)
 

5- (وَ هُوَ الَّذی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُتَراکِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهاقِنْوانٌ دانِیَةٌ وَ جَنّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ یَنْعِهِ إِنَّ فی ذلِکُمْ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ)(5)

6- (وَ فِی الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِیلٌ صِنْوَانٌ وَ غَیْرُ صِنْوَانٍ یُسْقَى بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِی الْأُکُلِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَأَیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ)(6)
 

7- (هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً لَکُمْ مِنْهُ شَرابٌ وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِیهِ تُسِیمُونَ یُنْبِتُ لَکُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّیْتُونَ وَ النَّخِیلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ)(7)

8- (وَ هُوَ الَّذی أَنْشَأَ جَنّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَیْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُکُلُهُ وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمّانَ مُتَشابِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ وَ لاتُسْرِفُوا إِنَّهُ لایُحِبُّ الْمُسْرِفینَ)(8)

9- (وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَیْنا فِیها رَواسِیَ وَ أَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ شَیْءٍ مَوْزُونٍ وَ جَعَلْنا لَکُمْ فِیها مَعایِشَ وَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرازِقِینَ)(9)

10- (إِنَّ اللهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى...ذالِکُم اللهُ فَأَنّى تُؤْفَکُونَ)(10)

ترجمه:

1- «آیا آنان به زمین نگاه نکردند که چه قدر از انواع گیاهان پرارزش در آن رویاندیم؟! در این، نشانه روشنى است (بر وجود خد، ولى بیشترشان هرگز مؤمن نبودهاند»
2- «(آیا بتهایى که معبود شما هستند بهترند) یا کسى که آسمان‌ها و زمین را آفریده؟! و براى شما از آسمان، آبى فرستاد که با آن، باغ‌هایى زیبا و سرورانگیز رویاندیم، شما هرگز قدرت نداشتید درختان آن را برویانید! آیا معبودى با خداست؟! (چنین نیست،) بلکه آنها گروهى هستند که (از روى نادانى، مخلوقات را) دررديف (پروردگارشان) قرار مىدهند»
3- «(او) آسمان‌ها را بدون ستونى که آن را ببینید آفرید، و در زمین کوههاى استوارى قرار داد مبادا شما را بلرزاند (و آرامش را از شما بگیرد) و از هر گونه جنبندهاى روى آن منتشر ساخت، و از آسمان آبى نازل کردیم و بوسیله آن در روى زمین انواع گوناگونى از گیاهان پرارزش رویاندیم (بگو) این آفرینش خداست، امّا به من نشان دهید (معبودانى) غیر او چه چیز را آفریدهاند؟! ولى ستمکاران در گمراهى آشکارند»
4- «و زمین مرده براى آنها نشانهاى (از عظمت خدا) است که ما آن را زنده کردیم و دانه (هاى غذایى) از آن خارج ساختیم که از آن مىخورند و در آن باغ‌هایى از نخلها و انگورها قرار دادیم و چشمههایى آن جارى ساختیم،تا از میوه آن بخورند در حالى که با دست خود آن را به عمل نیاوردهاند. آیا شکر (خدا را) به جا نمىآورند؟! منزّه است کسى که تمام زوجها را آفرید، از آنچه زمین مىرویاند، و از خودشان، و از آنچه نمىدانند»
5- «اوست آن کس که از آسمان، آبى نازل کرد و بوسیله آن، انواع نباتات را رویاندیم; و از آن، ساقهها و شاخههاى سبز، خارج ساختیم; و از آنها دانههاى متراکم، و از شکوفه نخل، خوشههایى با رشتههاى باریک خارج ساختیم; و باغ‌هایى از انواع انگور و زیتون و انار، (گاه) شبیه به یکدیگر، و (گاه) بىشباهت! هنگامى که میوه مىدهد، به میوه آن و طرز رسیدنش بنگرید که در آن،نشانههایى (از عظمت خدا) براى گروه مؤمنان است»
6- «و در روى زمین، قطعات متفاوتى در کنار هم وجود دارد; و باغهایى از انگور و زراعت و نخل‌ها، (و درختان میوه گوناگون) که گاه بر یک پایه مىرویند و گاه بر دو پایه; (و عجب آن که) همه آنها از یک آب سیراب مىشوند! و با این حال، بعضى از آنها را از جهت میوه بر دیگرى برترى مىدهیم; در اینها نشانههایى است براى گروهى که مىاندیشند»
7- «او کسى است که از آسمان، آبى فرستاد، که هم از آن مىنوشید و هم گیاهانى که حیوانات خود را در آن به چرا مىبرید، از آن حاصل مىشود خداوند با آن (آب)، براى شما زراعت و زیتون و نخل و انگور، و از همه میوهها مىرویاند، به یقین در این، نشانهاى (روشن از عظمت خدا) براى اندیشمندان است»
8- «اوست کسى که باغ‌هاى معروش (باغ‌هایى که درختانش روى داربستها قرار دارد)، و باغ‌هاى غیر معروش (باغهایى که نیاز به داربست ندارد) را آفرید، و (همچنین) نخل و انواع زراعت را، که ازنظر میوه و طعم باهم متفاوتند; و (نیز) درخت زیتون و انار را، که از جهتى با هم شبیه، و از جهتى تفاوت دارند، (برگ و ساختمان ظاهریشان شبیه یکدیگر است، ولى طعم و میوه آنها متفاوت مىباشد.) از میوه آن، به هنگامى که به ثمر مىنشیند، بخورید; و حق آن را به هنگام برداشت (محصول)،بپردازید و اسراف نکنید، که خداوند مسرفان را دوست ندارد.»
9- «و زمین را گستردیم و در آن کوه‌هاى استوارى قرار دادیم، و از هر گیاه موزون، در آن رویاندیم و براى شما انواع وسایل زندگى در آن قرار دادیم، همچنین براى کسانى که شما نمىتوانید به آنها روزى دهید»
10- «خداوند، شکافنده دانه و هسته است... این است خداى شما! پس چگونه (از حق) منحرف مىشوید؟!»

شرح مفردات

«نَباتْ» در اصل به معنى هر نوع گیاهى است که از زمین مىروید، خواه داراى ساقه باشد، مانند: درخت، یا بدون ساقه که عرب به آن «نجم» مىگوید. ولى غالباً این واژه در مورد گیاهان بدون ساقه گفته مىشود، و در تعبیرات وسیعتر «نبات» به هر موجودى که داراى نمو است؛ اعم از گیاه و حیوان و انسان اطلاق مىگردد.(11)
«شَجَرْ» به معنى گیاهانى است که داراى ساقه است و لذا در قرآن مجید در مقابل «نجم» که به معنى گیاهان بى ساقه است قرار گرفته: (وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ یَسْجُدانِ): «و گیاه و درخت براى او سجده مىکنند.»(12)
در مقائیساللّغه آمده است که «شجر» در اصل داراى دو معنى است: بلندى و ارتفاع، و تداخل اجزاء یک شى در یکدیگر، و از آنجا که درختان هم داراى ارتفاعند، و هم شاخه هاى آنها در یکدیگر وارد مىشود، «شجر» به آنها اطلاق شده است و «مُشاجِرَة» به معنى نزاع و اختلاف و گفتگو است؛ چرا که سخنان طرفین در یکدیگر تداخل مىکند.
ولى بعضى معتقدند که اصل این مادّه به معنى چیزى است که نمو دارد و بالا مىرود و شاخ و برگ پیدا مىکند؛ و گاه به امور معنوى نیز اطلاق مىشود، مانند: (وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُوْنَةَ فِى الْقُرانِ)(13)
(که به معنى شجره زقوم یا قوم یهود یا بنى امیه تفسیر شده است.)(14)
«زَرْعٍ» به طورى که از کتب مختلف لغت استفاده مىشود، در اصل به معنى پاشیدن بذر و دانه در زمین است، و از آنجا که روئیدن گیاه و برداشتن محصول به دنبال افشاندن بذر خواهد بود، به هریک از این امور نیز «زرع» اطلاق مىشود.
بعضى گفتهاند: «زرع» به معنى رویانیدن است، و این در حقیقت کار خدا است؛ و اگر واژه «زارع» به بندگان اطلاق مىشود به خاطر آن است که اسباب و مقدمات آن را فراهم مىسازند، و گاهى به «مزروع» نیز «زرع» گفته مىشود.
واژه «زرع» غالباً بر گندم و جو اطلاق مىشود؛ ولى مفهوم آن در اصل گستردهتر است، و این دو و غیر آن را شامل مىگردد.(15)
«ثَمَرْ» در مقائیساللّغه آمده است که این واژه در اصل به معنى هر چیزى است که از چیز دیگر متولّد مىگردد؛ و بعضى گفتهاند: که فقط به معنى نتیجهاى است که از درخت به دست مىآید.
بعضى دیگر از ارباب لغت نیز تصریح کردهاند که هر موجودى که از موجود دیگرى متولّد و حاصل گردد؛ خواه خوردنى باشد، یا غیر خوردنى، مطلوب یا غیر مطلوب، شیرین یا تلخ، «ثمر» نامیده مىشود.
ولى ظاهر این است که «ثمر» در اصل مفهوم محدودى داشته که همان میوهاى است که از درخت به دست مىآید، ولى بعد این مفهوم گسترش پیدا کرده و به صورت کنائى بر حاصل و مولود هر شىء اطلاق شده است، تا آنجا که گفته مىشود ثمره و میوه این مکتب یا این تعلیمات چنین و چنان بوده است.
در روایت آمده است: «أُمُّکَ أَعْطَتْکَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِها» «مادرت به تو از ثمره قلبش بخشید» (اشاره به شیر مادر یا محبت مادر است) و در روایات به فرزند «ثمره فؤاد» (میوه قلب) نیز اطلاق شده است.

تفسیر و جمع‌بندى

برگ درختان سبز...!

در نخستین آیه اشاره به مشرکان یا منکران خداوند کرده، مىگوید: «آیا آنها به زمین نگاه نکردند که چه اندازه از انواع گیاهان با ارزش در آن رویاندیم؟!» (اَوَلَمْ یَرَوا اِلى اْلأَرْضِ کَمْ أَنْبَتْنا فِیْها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیْمٍ)
سپس با صراحت مىگوید: «در این موضوع نشانه روشنى بر وجود خداوند است ولى اکثر آنها هرگز ایمان نیاوردهاند»: (اِنَّ فِى ذلِکَ لاَیةً وَ ما کانَ اَکْثَرُهم مؤمِنِینَ)
آرى اگر آنها در این همه گیاهان رنگارنگ، گلها، میوهها، اشجار و درختان، سبزهها و سنبلها، و انواع زراعتها، دقت کنند؛ نشانههاى او را به روشنى در اینها مىبینند. آنها نمىخواهند ایمان بیاورند و چهره ذات مقدّس او را با چشم دل ببینند؛ وگرنه جمال او بر کسى پنهان نیست. آرى آنها نه گوش شنوائى براى شنیدن آیات تشریعى الهى دارند، و نه چشم بینائى براى تماشاى آیات تکوینى او.
در اینکه منظور از «زوج» در اینجا چیست؟ بسیارى از مفسّران آن را به معنى نوع و صنف تفسیر کردهاند؛ و اشاره به تنوّع فوقالعاده گیاهان و نباتات مىدانند که به راستى تعداد آن بىشمار و افزون از حد و حساب است؛ و هر کدام آیتى از آیات حق محسوب مىشود.
در حالى که بعضى دیگر احتمال دادهاند که اشاره به مسأله زوجیت (نر و مادّه) در عالم گیاهان مىباشد، و این حقیقتى است که براى نخستین بار به  صورت گسترده به وسیله گیاه شناس معروف سوئدى لینه در اواسط قرن هیجدهم میلادى کشف شد که گیاهان (غالباً) مانند حیوانات از طریق آمیزش نر وبارور مىشوند و میوه مىدهند؛ در حالى که این حقیقت در قرآن مجید از قرنها قبل آمده است.
از آنجا که در میان این دو معنى تضادى نیست، مى تواند اشاره به هر دو باشد.
توصیف «زوج» به «کریم» با توجّه به اینکه واژه «کریم» به معنى موجود پر ارزش است، اشاره به اهمّیّت انواع گیاهان و ارزش فوقالعاده آنها مىباشد.
تنوّع گیاهان به قدرى زیاد است که بعضى از دانشمندان نوشتهاند: نخل بیش از سه هزار نوع، و «کاکتى» یا انجیر هندى یک‌هزار و هفتصد نوع، و گل ثعلب یک هزار و دویست نوع دارد. براى قارچ ها از یکصد هزار نوع نام مىبرند، و براى جلبکها چهار هزار نوع!
براى سیب هفت هزار نوع، و براى گندم سى و پنج هزار نژاد ذکر کردهاند!(16)
راستى چه عجیب است عالم گسترده گیاهان با این همه تنوّع! و چه بزرگ است خالق و مدبّر آنها!



در دوّمین آیه براى اثبات توحید معبود، مردم را به مطالعه اسرار آفرینش آسمانها و زمین و سپس نزول باران دعوت مىکند؛ و بعد مىافزاید: «ما به وسیله آن باغهاى زیبا و خم و سرورانگیز رویاندیم»: (فَأنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ)(17)
«شما هرگز نمىتوانستید درختان زیباى این باغها را برویانید»: (ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها)
«آیا با این حال مىگوئید معبود دیگرى با خدا است؟! (ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ)
ولى آنها افرادى نادان هستند که از پروردگار بزرگ که خالق این همه عجائب و شگفتىها است عدول کرده و موجوداتى را که هیچگونه قدرت و توانائى ندارند همتاى او قرار داده اند (بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُوْنَ)
تعبیر به «یَعْدِلُوْنَ» ممکن است به معنى عدول کردن آنها از خداوند واحد یکتا باشد، و یا به معنى قرار دادن عدیل و نظیر براى او.
آرى کار انسان تنها افشاندن بذر و آبیارى و مانند آن است. کسى که حیات را در دل این بذر کوچک آفریده، و به آن قدرتى داده که تبدیل به درخت بلند قامت بارور و خرّم و سرسبز گردد که مشاهده منظره آن در باغها انسان را به وجد و سرور مىآورد؛ تنها خدا است.
اگر یک روز بهارى، انسان گام در میان یکى از این باغ هاى خرّم و سرسبز بگذارد، و چشم دل را همراه چشم ظاهر باز کند، و آن همه تنوّع و شگفتىها و زیبائىها و گلهاى رنگارنگ و برگها و میوههاى مختلف را ببیند؛ چنان از باده توحید سرمست و از جام عبودیت سیرآب و مسحور و مفتون مىگردد که بى اختیار به نغمه توحید مترنّم شده و به این حقیقت معترف مىشود که:
                                                      یکى هست و هیچ نیست        جز او وحده لا اله الا هو
و در اینجا است که این مطلب را باور مىکند که: هر گیاهى که از زمین روید وحده لا شریک له گوید



در سوّمین بخش از آیات فوق ضمن بر شمردن پنج قسمت از دلائل توحید و آیات آفاقى پروردگار (آفرینش آسمان ها بدون ستونى که دیده شود - آفرینش کوهها - آفرینش جنبندگان و حیوانات - آفرینش باران و آفرینش گیاهان) مشرکان را مخاطب ساخته و مىگوید: «این آفرینش خداوند است، اما به من نشان دهید معبودان غیر او چه چیز را آفریدهاند؟!» (هذا خَلْقُ اللهِ فَأَرُوْنِى ماذا خَلَقَ الَّذِیْنَ مِنْ دُوْنِهِ) در پایان آیه مىافزاید: «بلکه ظالمان (مشرکان) در ضلال مبین و گمراهى آشکارند»: (بَلِ الظّالِمُوْنَ فِى ضَلالٍ مُبِیْنٍ)
چگونه ممکن است کسى چشم بینا داشته باشد و این همه آثار قدرت و حکمت و عظمت پروردگار را در پهنه جهان هستى ببیند؛ باز در برابر غیر او سر تعظیم فرود آورد!
در این آیات بار دیگر در مورد گیاهان به تعبیر (کُلِّ زَوْجٍ کَرِیْمٍ) برخورد مىکنیم که از تنوّع فوق العاده گیاهان مفید و سودمند، و زوجیّت در جهان گیاهان سخن مىگوید و اهمّیّت این موضوع را به همه پویندگان راه توحید گوشزد مىکند.
واژه «ظلم» معنى وسیعى دارد که شامل قرار دادن هر چیزى در غیر محل خود مىشود؛ و از آنجا که مشرکان تدبیر جهان را در اختیار بتها مىدانستند؛ یا آنها را واسطه میان خلق و خالق مىپنداشتند و در برابر آنها سجده مىکردند، مرتکب بزرگترین ظلم و ضلالت بودند، و لذا در آیه فوق این کلمه به معنى شکر آمده، و یا به معنى وسیعى که شرک واضحترین مصداق آن است.
ناگفته پیدا است جمله (فَأَرُونِى) «پس به من نشان دهید» در واقع از زبان پیغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) است، و به تعبیر دیگر: او مأموریت دارد که این جمله را به مشکران بگوید؛ زیرا ارائه و نشان دادن به خداوند مفهومى نمىتواند داشته باشد.



در چهارمین بخش از این آیات که در سوره یس آمده است؛ با صراحت مىگوید: «زمین مرده را که ما زنده کردیم براى آنها آیت و نشانه مهمّى از پروردگار است»: (وَ آیَةٌ لَهُمُ اْلأَرْضُ الْمَیْتَةُ أَحْیَیْناها)
به راستى مسأله حیات و زندگى از مهمترین دلائل توحید است. خواه در جهان گیاهان باشد، یا حیوانات و انسانها، مسألهاى است بسیار اسرارآمیز و شگفتانگیز که افکار دانشمندان بزرگ را در حیرت فرو برده و با تمام پیشرفتهایى که در زمینههاى مختلف علمى نصیب انسان شده هنوز کسى معمّاى حیات را نگشوده است؛ و هیچ کس دقیقاً نمىداند چگونه و تحت تأثیر چه عواملى موجودات بىجان به موجودات زنده تبدیل شدهاند؟!
بعد در توضیح مسأله زنده شدن زمینهاى مرده، به پرورش دانههاى غذائى (مانند گندم و جو و ذرّت و...) و باغهاى سرسبز انگور و نخلستانها، و پیدایش چشمههاى آب زلال، اشاره کرده؛ و در پایان مىفرماید: هدف این است که از میوههاى آن بخورند، میوههایى که دست آنها در ساختن آن دخالتى نداشته، با این حال آیا شکر خدا را بجا نمىآورند؟!» (لِیأْکُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَیْدِیْهِمْ أَفَلا یَشْکُروُنَ)
جمله: (ما عَمِلَتهُ أَیدِیهِم): «دست آنها در ایجاد آن دخالتى نداشته» اشاره لطیفى به این نکته است که میوهها غذاهایى از هر نظر آمادهاند. غذاهایى کاملا مطبوع که بدون احتیاج به پختن و طبخ کردن و اضافه نمودن ادویه و زوائد دیگر، قابل خوردن هستند. نه در اصل وجود آنها انسان دخالتى داشته، و نه در آماده کردن آنها براى خوردن؛ کار انسان فقط بذرافشانى و آبیارى درختان بوده.(18)
به هر حال هدف از آفرینش این همه نعمتهاى رنگارنگ این نبوده است که انسان همچون حیوانات به خوردن مشغول شود، و در این صحرا چرا کند، عمرى را به این حال بگذراند و بمیرد و خاک شود. نه، هدف این نیست؛ بلکه مقصود نهایى این بوده که اینها را ببیند و حس شکرگزارى در او زنده شود، و از طریق شکر منعم به شناخت بخشنده نعمتها که برترین موهبت و بالاترین مرحله تکامل انسان است نائل گردد.
نکتهاى که در آیات فوق کاملا جلب توجّه مىکند این است که زوجیت در جهان گیاهان را در کنار زوجیت در جهان انسانیت قرار مىدهد؛ و مىگوید: «منزه است کسى که همه زوجها را آفرید، از آنچه زمین مىرویاند، و از خود انسانها و از آنچه نمىدانند» (سُبْحانَ الَّذِىْ خَلَقَ اْلأَزْواجَ کُلَّها مِمّا تُنْبِتُ اْلاَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمّا لا یَعْلَمُوْنَ)
این تعبیر دلیل بر آن است که زوجیت در اینجا به معنى جنس نر و مادّه است، و وجود زوجیت را در جهان گیاهان به طور گسترده اثبات مىکند که از معجزات علمى قرآن است، چرا که در آن روز این معنى براى انسان کشف نشده بود که در عالم گیاهان اندام نر و قسمتهاى مادّه وجود دارد، و گردهها که همان نطفههاى نر هستند از آنها بر مىخیزد و روى قسمتهاى مادّه مىنشیند و با آن تلقیح مىگردد و نطفه گیاه بسته مىشود.
جمله (و مما لا یعلمون): «از چیزهایى که نمىدانید» ممکن است اشاره به این باشد که مسأله زوجیت دامن گستردهاى دارد و چه بسیارند موجوداتى که شما از وجود زوجیت در آنها آگاه نیستید و پیشرفت علم و دانش از روى آن پرده بر مىدارد - همانگونه که این مسأله در اتمها نیز به ثبوت رسیده است که مرکب از دو بخش مختلفند که همچون دو زوج مکمّل یکدیگرند: الکترونها که بار الکتریسته منفى دارند، و پروتون ها که بار الکتریسته مثبت دارند - و موضوعات دیگرى که هنوز علم و دانش انسان به آن راه نیافته است.



در پنجمین آیه که با معرّفى خداوند از طریق نشانههاى مختلف آغاز مىشود؛ نخست به نزول باران حیاتبخش از آسمان اشاره کرده، بعد مىفرماید: «ما به وسیله آن روئیدنىها را از همه نوع از زمین خارج ساختیم»: (فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَىءٍ)
تعبیر به (نَباتَ کُلِّ شَىءٍ) (گیاهان هر چیز) ممکن است اشاره به انواع مختلف گیاهان باشد که با یک آب آبیارى شده، و از یک نوع خاک پرورش  مىیابند؛ و با این حال این همه اشکال مختلف و طعمهاى متفاوت و خواص گوناگون و گاه متضاد دارند و این از عجائب آفرینش خدا است.
یا اینکه منظور گیاهانى است که مورد نیاز هریک از پرندگان و چهار پایان و حیوانات دریا و صحرا و انسانها است.(19) (جمع میان این دو معنى نیز ممکن است.)
سپس به ذکر نکته دیگرى پرداخته؛ مىافزاید: «پس ما از آن (آب یا گیاه) ساقهها و شاخهها و برگهاى سبز بیرون آوردیم»: (فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً )
به این ترتیب به مادّه سبزینه گیاهى کلروفیل که از مهمترین و مفیدترین اجزاء گیاه است اشاره مىکند. همان سبزى طراوت بخش، و نوازشگر، و زیبا، و دلربا که از خاک تیره و آب بى رنگ برمىخیزد.
تعبیر به «خَضِراً» گرچه مطلق است ولى با توجّه به جمله بعد که مىفرماید: «ما از آن دانههایى که بر سر هم سوار شدهاند خارج مىسازیم»: (نُخْرِجُ مِنْهُ حَباً مُتَراکِباً) عمدتاً اشاره به ساقهها و خوشههاى گندم و جو و ذرّت و مانند آن است.(20)
بعد از آن، درختان نخل را مورد توجّه قرار داده، مىفرماید: «از طلع (خوشه سربسته خرما که در غلاف سبز رنگ زیبائى پیچیده شده است) رشتههاى باریک و لطیفى بیرون مىآید»: (وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِیَةٌ)
«قِنْوانٌ» جمع «قِنو» (بر وزن حِزْب) به معنى رشتههاى باریک است که بعد از شکافته شدن طلع از آن بیرون مىآید؛ و همان ها بعداً خوشههاى خرما را تشکیل مىدهد.
تعبیر به «دانِیَةٌ» (نزدیک) ممکن است اشاره به نزدیکى این خوشهها به یکدیگر یا متمایل شدن آنها به طرف پائین به خاطر سنگینى دانههاى رطب باشد.
بعضى نیز گفتهاند: از آنجا که خوشههاى خرما مختلف است؛ بعضى در طرف پائین نخل واقع شده و به راحتى قابل استفاده مىباشد، و بعضى دور دست است که استفاده از آن مشکل است؛ خداوند به قسمت اول که مفیدتر است اشاره فرموده.(21)
در ادامه همین آیه به باغهاى انگور و زیتون و انار اشاره مىکند (وَ جَنّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزِّیْتُوْنَ وَ الرُّمّانَ) که در عین شباهت به یکدیگر متفاوتند، و در عین تفاوت شبیه‌اند (مُتَشابِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ)
بعضى گفتهاند: این میوهها در مشاهده شبیه‌اند، ولى در طعم متفاوتند (مانند انواع انگورها و انار ترش و شیرین)
بعضى دیگر گفتهاند: برگ درختان آنها گاه شبیه است. (مانند برگ زیتون و انار) در حالى که میوهها متفاوتاند.
ولى مناسب این است که مفهوم وسیعترى براى آیه بیان شود؛ که اشاره به انواع شباهتها و تفاوتها باشد.
جالب اینکه: در پایان آیه همگان را دعوت به مطالعه میوهها کرده؛ مىگوید: «نگاهى به ساختمان میوه آنها هنگامى که ظاهر مىشود و نگاهى به چگونگى رسیدن میوهها کنید»: (اُنْظُرُوا إلى ثَمَرِهِ إذا أَثمَرَ وَ یَنْعِهِ)
«چرا که در این، آیات و نشانههایى است از عظمت و قدرت و حکمت خدا براى آنها که اهل ایمانند»: (اِنَّ فِى ذلِکَ لاَیاتٍ لِقَوْمِ یُؤْمِنُوْنَ)
نه یک نشانه که نشانههاى فراوان خداوند در آن است؛ چرا که پیدایش میوهها، درست همانند تولّد فرزندان در عالم حیوانات است. نطفههاى نر به وسیله وزش باشد یا حشرات روى قسمت مادّه گیاه قرار مىگیرند؛ و پس از انجام عمل لقاح و ترکیب شدن با یکدیگر نخستین تخم و نطفه تشکیل مىگردد. بعد در اطراف آن بافتظهاى میوه و عضلات و گوشتها و رشتههاى ظریفى که آنها را تغذیه مىکند ظاهر مىشود.
در درون این میوه کوچک، لابراتوارهاى عظیمى نهفته شده که مرتباً در حال فعالیّت و ساختن ترکیبات جدید با خواص تازه است. گاه میوه در آغاز بى مزّه است، سپس کاملا ترش، و بعد کاملاً شیرین مىشود؛ و هر زمان تجزیه و ترکیب تازه اى در درون آن رخ مىدهد و رنگهاى آن نیز پیوسته دگرگون مىشود و این از عجائب خلقت خدا است که قرآن مجید در آیه فوق مخصوصاً انسانها را به مطالعه آن دعوت کرده است.



در ششمین آیه مورد بحث، نخست به قطعات مختلف زمین که داراى استعدادهاى متفاوت براى پرورش انواع درختان و گیاهان و غیر آن مىباشند اشاره کرده؛ مىفرماید: «در زمین قطعات مختلفى است که در همسایگى یکدیگرند (با استعدادهاى کاملا متفاوت) (وَ فِى اْلأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ)
با اینکه این قطعات به یکدیگر چسبیدهاند؛ بعضى شیرین و قابل هرگونه زراعت، و بعضى شوره زار که مطلقاً سنبلى از آن بر نمىخیزد. گاه بعضى از این قطعات فقط به درد اشجار و درختان یا نوع خاصّى از آنها مىخورد، و بعضى دیگر مناسب زراعت یا نوع خاصّى از زراعت است؛ و این عجیب است که زمینهاى به هم پیوسته این چنین متفاوت و آماده براى انجام مأموریتهاى مختلفاند.
بعد از ذکر این مقدمه، به انواع درختان و زراعتها اشاره کرده، مىافزاید: «و در همین زمین باغهایى از انواع انگور و زراعت و نخلها وجود دارد که بعضى از یک پایه و ساقه مىرویند و بعضى از پایههاى مختلف» (وَ جَنّاتٍ مِن أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخیُْلٌ صِنْوانٌ وَ غَیْرُ صِنْوانٍ)
«اَعْناب» جمع «عنب» به معنى انگور، و «نخیل» جمع «نخل» و «نخیلة» به معنى درخت خرما است، و ذکر این دو به صیغه جمع احتمالا اشاره به انواع مختلف انگور و خرما است؛ چرا که این میوهها صدها یا هزاران نوع مختلف دارند.
تعبیر به (صِنْوانٌ وَ غَیْرُ صِنوانٍ) با توجّه به اینکه «صنوان» جمع «صنو» به معنى شاخهاى است که از تنه اصلى درخت بیرون مىآید؛ ممکن است اشاره به قابلیت یک درخت براى پرورش دادن میوههاى مختلف از طریق پیوندهاى گوناگون باشد. به این ترتیب از یک ساقه و یک ریشه و یک آب و خاک انواع مختلفى میوه بر شاخههاى یک درخت ظاهر مىشود، و این از عجائب خلقت است.
همچنین ممکن است این تفاوت اشاره به تفاوت شاخههایى که بر یک پایه مىروید از نظر تفاوت میوههاى طبیعى بوده باشد.
سپس تصریح مىکند که اینها با آن همه تفاوت از یک آب سیراب مىشوند (یُسْقى بِماءٍ واحِدٍ)
در عین حال بعضى از آنها بر بعضى دیگر از نظر میوه برترى مىدهیم (وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلَى بَعْضٍ فِى اْلأکُلِ)
مسلّماً در این امر آیات و نشانههایى است براى اندیشمندان (اِنَّ فِى ذلِکَ لاَیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُوْنَ)
راستى شگفت آور است آب یکى، و خاک هم یکى، اما تفاوت میان میوهها آنقدر زیاد است که یکى کاملا شیرین و دیگرى کاملا ترش! - در بسیارى از مناطق درختان لیموى ترش در کنار درختان خرما مىرویند - یا در یک مزرعه دانههاى روغنى و دانههاى نشاسته اى و غیر آنها با خواص کاملا متفاوت پرورش پیدا مىکنند؛ و حتى براى این میوهها و دانهها انواع کاملا متفاوتى وجود دارد.
این چه دستگاه عجیبى است که در شاخههاى درختان و ریشههاى آنها نهفته است که قدرت دارد انواع مواد شیمیائى را با خواصّ کاملا مختلف بسازد؛ آن هم با استفاده از یک نوع مصالح (یک نوع آب و خاک)
اگر هیچ دلیلى بر علم و حکمت خالق جهان جز همین مسأله در دست نبود؛ براى شناخت این مبدأ بزرگ مسلّماً کافى بود؛ و به گفته یکى از شعراى عرب:
وَاْلارْضُ فِیْها عِبْرَةٌ لِلْمُعْتَبَر تُخْبِرُ عَنْ صُنْعِ مَلِیْکٍ مُقْتَدَر 
تُسْقَى بِماءٍ واحِدٍ أَشْجارُها وَ بُقْعَةٌ واحِدَةٌ قَرارُها
وَ الشَّمْسُ وَ الْهَواءُ لَیْسَ یَخْتَلِف وَ أُکُلُها مَخْتَلِفٌ لایأتَلِف
فَمَا الَّذِى أَوْجب ذا التفاضلاً اِلّا حَکِیمٌ لَم یَرِدْهُ باطلاً
«در زمین درس عبرتى است براى عبرت گیرنده، که خبر از صنع سلطان مقتدرى مىدهد.»
«تمام درختانش با آب واحدى آبیارى مىشود، و زمین واحدى قرارگاه و محل روئیدن آنها است.»
«آفتاب و هوا نیز مختلف نیست، ولى با این حال میوههایش کاملا متفاوت است!»
«چه چیز باعث این همه تفاوت شده است؟ جز خداوند حکیمى که داراى هدف بزرگى بوده و اراده باطلى نداشته.»(22)



در هفتمین آیه که به گواهى آغاز و پایان آن نظر به شرح دلائل توحید و خداشناسى دارد؛ مىفرماید: «خداوند آن کسى است که از آسمان آبى فرستاد که هم آب نوشیدنى شما را تأمین مىکند، و هم از آن گیاهان و اشجارى مىرویاند که حیوانات خود را در آن به چرا مىبرید»: (هُوَ الَّذِى أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءاً لَکُمْ مِنْهُ شَرابٌ وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِیْهِ تُسیْمُوْنَ)
نه هر آبى براى نوشیدن انسان صلاحیت دارد، و نه هر آبى براى پرورش گیاه و درخت؛ ولى این آب آسمانى براى همه مفید است و براى همه مایه حیات.
«شَجَر» چنانکه گفتیم در لغت معنى وسیعى دارد که شامل انواع گیاهان اعم از ساقه دار و بى ساقه مىشود؛ و «تُسِیْمونَ» از «اِسامة» و آن هم از مادّه «سَوْم» به معنى چریدن حیوانات گرفته شده(23) و از آنجا که حیوانات به هنگام چرا هم از گیاهان استفاد مىکنند و هم از برگهاى درختان، تعبیر «شجر» بسیار مناسب به نظر مىرسد؛ چرا که هر دو را شامل مىشود.
سپس مىافزاید: «خداوند براى شما به وسیله این آب باران زراعت و زیتون و نخلها و انواع انگورها را مىرویاند، و از تمام انواع میوهها»: (یُنْبِتُ لَکُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّیتُوْنَ وَ النَّخِیْلَ وَ اْلأَعْنابَ وَ مِنْ کُلِ الثَّمَراتِ)
جالب اینکه آیه فوق با اینکه سخن از تمام میوهها و تمام انواع زراعت و حبوبات به میان آورده؛ روى سه میوه مخصوصاً تکیه مىکند: زیتون، و خرما، و انگور، و این به خاطر اهمّیّت فوقالعاده اى است که این سه نوع میوه از نظر مواد غذائى و انواع ویتامینها و خواص شفابخش دارند که امروز با پیشرفت علوم غذائى کاملا آشکار شده است.(24)
لذا در پایان آیه باز تأکید مىکند که در این امور نشانه روشنى از حکمت و قدرت و عظمت خدا است براى آنها که اهل فکر و اندیشهاند: (اِنَّ فى ذلِکَ لاَیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُوْنَ)
آنها که در این نشانههاى آشکار نمىاندیشند راستى شایسته نام انسانیّت نیستند؛ و به گفته شاعر :
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
که تواند که دهد میوه رنگین از چوب؟ یا که داند که بر آرد گل صد رنگ از خار؟!
ارغوان ریخته بر درگه خضراى چمن چشمههایى که در آن خیره بماند ابصار!



در هشتمین آیه به تنوّع دیگرى از جهان گیاهان و درختان برخورد مىکنیم که به عنوان یکى از دلائل توحید و معرفى عظمت خداوند مطرح شده است.
مىفرماید: «او کسى است که باغهاى معروش (باغهایى که درختانش روى داربستها قرار مىگیرد) و باغهاى غیر معروش (باغهایى که درختانش نیاز به داربست ندارند آفرید (وَ هُوَ الَّذِیْ أَنْشَأَجنّاتٍ مَعْرُوْشاتٍ وَ غَیْرَ مَعْرُوْشاتٍ)
«مَعْروش» از مادّه «عَرْش» به معنى تخت پایه بلند، یا سقف است؛ و در اینکه در آیه مورد بحث چه مفهومى دارد در میان مفسّران گفتگو است.
بعضى «معروشات» را اشاره به باغهایى مىدانند که درختانش روى داربستها است؛ مانند: باغهاى انگور که در بسیارى از نقاط براى آن داربست مىبندند، و «غیر معروشات» باغهایى است که درختانش نیازى به داربست ندارد؛ مانند نخلستان و باغهاى میوه مانند: انجیر و سیب.
در حالى که بعضى دیگر «معروش» را اشاره به درختان اهلى که با دیوارهاى باغ حفاظت مىشوند مىدانند، و «غیر معروش» را اشاره به درختان بیابانى و جنگلى.
عقیده سوّمى در تفسیر این دو واژه وجود دارد که اولى ناظر به درختانى است که با قامتى بلند سر پا ایستاده، و دومى اشاره به درختان خزندهاى است که روى زمین مىخوابند.(25)
ولى تفسیر اول از همه مناسبتر به نظر مىرسد.
به هر حال عجیب است که بعضى از درختان مانند سرو و صنوبر، با قامتى راست و موزون و مستقیم سر به آسمان مىکشند؛ و حتى بادهاى مستمر و طوفانها نمىتواند آنها را از صراط مستقیم شان کمى منحرف سازد، در حالى که بعضى دیگر مانند درختان مو حتى یک شاخه صاف ندارند؛ و دائماً با پیچ و خم پیش مىروند، و هریک از این دو براى خودش عالمى دارد.
درختان انگور با آن خوشههاى فراوان و سنگین، اگر قامتى همچون صنوبر داشتند یک روزه مىشکستند؛ و از این گذشته از دسترس انسانها به کلّى دور مىشوند، در حالى که در باغهاى انگور یک کودک مى تواند تمام میوهها را بچیند!
سپس روى چهار نوع از میوهها و زراعتها تکیه کرده؛ مىافزاید: «و نخل و زراعت که ثمرههاى مختلفى دارند، و همچنین زیتون و انار که از جهتى با یکدیگر شبیه و از جهتى متفاوتند» (ساختمان ظاهریشان شبیه به هم است در حالى که میوه آنها بسیار متفاوت مىباشد.) (وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُکُلُهُ وَ الزَّیْتُوْنَ وَ الرُّمّانَ مُتَشابِهاً وَ غَیرَ مُتَشابِهٍ) باید توجّه داشت که «جنات» جمع «جنت» هم به باغ گفته مىشود، و هم زمینهاى پوشیده از زراعت؛ و «اُکُل» (بر وزن دهل) از مادّه «اَکل» (بر وزن مکر) به تمام خوردنىها گفته مىشود.
به هر حال نه تنها درختان و زراعتها و گیاهان از نظر ظاهر بسیار متنوّع است که میوهها و محصولات آنها نیز بسیار متفاوت است، هم از نظر رنگ و طعم و شکل ظاهر، و هم از نظر مواد غذایى و خواص گوناگون. بعلاوه در میان آنها انواع مرغوب و متوسط یافت مىشود و این قدرتنمائى آفریدگار است که چنین تنوّع عظیم و گسترده را در جهان گیاهان به وجود آورده، و هر کدام به نوعى حمد و ثناى او مىگویند.
در پایان آیه دستور مىدهد: «از میوههاى آنها بخورید و به هنگام درو (و چیده میوهها) حق آن را بپردازید و اسراف نکنید که خداون مسرفان را دوست ندارد»: (کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ اِذا اَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّه یَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِیْنَ)
به این ترتیب فرمان «کلوا»: «بخورید» دلیل بر حلیّت کامل آنها است؛ ولى با دو شرط: پرداختن حقوق نیازمندان، و عدم اسراف!
گرچه بعضى از مفسّران گفتهاند که منظور از «حق» در اینجا همان زکات است؛ ولى بسیارى از مفسّران با الهام از روایات فراوانى که از طرف اهل بیت و اهلسنت رسیده؛ تصریح کردهاند که منظور از «حق» غیر از زکات است.(26)  
بنابراین به عنوان یک حکم الهى سزاوار است که صاحبان زراعتها و باغها به هنگام چیدن میوهها و درو کردن محصولات سهمى براى نیازمندان غیر از زکات در نظر بیگرند؛ و این سهم حد معیّنى در شرع ندارد، و بسته به همّت صاحبان آنها است.
بنابراین ذیل آیه سخن از یک حکم اخلاقى مىگوید و صدر آیه مشتمل بر درسهاى توحیدى است.



نهمین آیه به نکته دیگرى از شگفتىهاى جهان گیاهان و اشجار اشاره مىکند؛ و بعد از ذکر مسأله گسترش زمین و پیدایش کوهها مىفرماید: «ما در زمین از هر گیاه موزون پرورش دادیم»: (وَ أَنْبَتْنا فِیْها مِنْ کُلِّ شَىءٍ مَوْزُوْنٍ)
«موزون» گرچه از مادّه «وزن» است، ولى در اینجا اشاره به نظم دقیق و حساب معین و اندازه گیرىهاى متناسب و هماهنگ است که بر تمام ذرّات گیاهان حاکم است. بعلاوه «وزن» چنانکه راغب در کتاب مفردات آورده در اصل به معنى شناخت اندازه هر چیزى است.
بعضى از مفسّران نیز گفتهاند که مراد از این تعبیر آن است که خداوند از هر گیاهى به مقدار نیاز و حاجت انسانها آفریده است.(27)
همچنین گفتهاند که مراد از «موزون» آن است که باید اندازههاى معیّنى از آب و هوا و خاک و نور آفتاب دست به دست هم دهند تا گیاهان برویند.
بعضى از مفسّران نیز احتمال دادهاند که تعبیر به «کُلِّ شَیْىءٍ» معادن را نیز شامل مىگردد ولى با توجّه به اینکه جمله «اَنْبَتْنا»: «رویاندیم» تناسب چندانى با معادن ندارد؛ این تفسیر بعید به نظر مىرسد ولى جمع میان دو تفسیر ممکن است و در بعضى از روایات نیز اشارهاى به معنى دوم وارد شده(28) و در تعقیب آن اشاره به فراهم شدن انواع وسایل معاش و زندگى انسانها و حیواناتى که در اختیار انسان هستند و آنها که نیستند و روزى خود را جداگانه از این سفره گسترده پروردگار مىگیرند، کرده و مىفرماید: (وَ جَعَلْنا لَکُمْ فِیْها مَعایِشَ وَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرازِقیْنَ )
«معایشْ» جمع «معیشه» معنى بسیار گستردهاى دارد، و هر چیزى را که وسیله زندگى انسانها است شامل مىشود، و جمله (وَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرازِقیْنَ) اشاره به حیوانات و موجودات زندهاى است که انسان هرگز قادر به تغذیه آنها نمىباشد، و خداوند براساس نظم خاصّى که بر جهان حاکم فرموده، غذاى مناسب هریک از آنها را در اختیارشان گذارده است، و اگر چشم را باز کنیم و دقیقاً در طرز تغذیه انواع حیوانات از عالم گیاهان و نباتات بیندیشیم یک دنیا دلائل معرفةالله در آن مىیابیم.
بعضى از میوهها استفاده مىکنند، و بعضى از دانهها، گروهى از برگ درختان، بعضى از ساقهها، بعضى از پوستهها و بعضى از شیره شیرین بن گلها، و بعضى فقط ریشه خوارند!



در دهمین و آخرین آیه مورد بحث باز به ویژگى دیگرى از جهان نباتات اشاره شده و آن مسأله شکافته شدن دانهها و هستههاى گیاهان در زیر زمین است.
در این آیه خداوند تعالى چنین معرفى شده است: «خداوند شکافنده دانه و هسته است»: (اِنَّ اللهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى)
در پایان آیه مىفرماید: «این است خداى شما، پس چگونه از حق منحرف مىشود»: (ذلِکُمُ اللهُِ فَأَنّى تُؤفَکُوْنَ)
«فالق» از مادّه «فَلْق» (بر وزن خَلق) به گفته راغب در مفردات به معنى شکافتن چیزى و جدا ساختن قسمتى از قسمت دیگر است.(29) «حَبّ» به معنى  دانههاى خوراکى و غذائى یا هرگونه دانه گیاهى است و «نوى» به معنى هسته است و اگر بعضى آن را منحصراً به معنى هسته خرما تفسیر کردهاند به خاطر کثرت وجود آن در آن محیط بوده است.
به هر حال یکى از مهمترین و جالبترین مراحل زندگى گیاهان همان مرحله شکافته شدن دانه و هسته است؛ و در حقیقت این حالت شبیه حالت تولّد فرزند از مادر است؛ و عجب اینکه جوانه گیاه با اینکه فوقالعاده ظریف است این دژ محکم را که اطراف آن را گرفته مىشکافد و سر بیرون مىکشد، و موجود زندهاى که تا آن لحظه محبوس در پوسته ضخیم دانه و هسته بوده و رابطه با جهان خارج نداشته متولّد مىگردد و فوراً رابطه خود را با جهان بیرون برقرار مىسازد. از مواد غذائى خاک بهره مىگیرد، و از آب و رطوبت موجود در اطرافش سیرآب مىشود، و به سرعت در دو طرف مختلف شروع به حرکت مىکند؛ از یک سو به صورت ریشه در زمین فرو مىرود، و از سوى دیگر به صورت ساقه سر از زمین بر مىدارد.
قوانین دقیق و حساب شدهاى که در این مرحله از زندگى گیاهى حاکم است به راستى حیرتانگیز است و دلیل زندهاى بر علم و قدرت پروردگار محسوب مىشود.



از مجموع آنچه در این آیات قرآنى پیرامون خلقت گیاهان و ویژگىهاى مختلف آنها آمده؛ از روئیدن گیاهان گرفته، تا تنوّع فوقالعاده آنها و مسأله لقاح و زوجیت، و انواع مواد غذائى براى انسان و حیوانات، تا چگونگى نمو طلع خرما، و دانههاى بر هم سوار شده گندم و جو، و روئیدن میوهها و زراعتهاى کاملا متفاوت از یک آب و خاک، و حاکمیت قوانین موزون بر همه آنها در تمام مراحل، و شکافتن دانهها و هستهها، همگى نشانههاى آن ذات بى نشاناند، و دلیل زندهاى بر توحید ربوبیت و نفى هرگونه شرک.



توضیحات

1- ساختمان حیرت‌انگیز گیاهان

معمولا هر چیز که در نظر ما عادى گردد اسرار و عجائب آن به فراموشى سپرده مىشود؛ و به مصداق (وَ کَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِى السَّمواتِ وَ اْلأَرْضِ یَمُرُّوْنَ عَلَیْها وَ هُمْ عَنْها مَعْرِضُوْنَ)(30) از کنار آن به سادگى مىگذریم، در حالى که دنیائى از شگفتىها و قدرت و عظمت آفریدگار در آن نهفته است.
از ریشه گیاهان شروع مىکنیم، ریشهاى که در عین لطافت و نرمى نیروى شگرفى دارد. از لابلاى سنگها و زمینهاى سخت مىگذرد، و گاه به زیر قطعه سنگهاى چندین تنى خزیده و آنها را از جا بلند مىکند! عمارتها و حوضهایى را که از بتون ساخته شده بر اثر روئیدن درختانى در اطراف آنها تکان مىخورند.
کار ریشه جذب مواد غذائى و رطوبت از هر گوشه و کنار است؛ گوئى با احساس عجیب خود مراکز رطوبت و مواد غذائى را مىشناسد و به سوى آنها پیش مىرود!
هر ریشهاى براى خود کارگاه عظیمى است که در انتخاب نوع غذا و تغییر و تبدیل آن توانائى ویژهاى دارد؛ و بعد از تحوّلاتى که در مواد غذائى مىدهد آن را به درون شاخهها مىفرستد، و از آنها به درون میوهها، و در هر مرحله فعل و انفعالات شیمیائى تازه اى روى آن انجام مىگیرد، تا از خاک تیره میوههایى شیرین همچون عسل بسازد، یا داروئى شفابخش و تندرستى آفرین.
یکى از مهمترین کارهاى ریشه جمعآورى ازت است که براى ساختمان گیاه ضرورت دارد و بقیّه اندام گیاه نمىتوانند آن را جذب کنند.
ساختمان برگها از آن هم عجیبتر است، اگر یک برگ را در مقابل آفتاب بگیریم رشتههاى بسیار نازکى که در سرتاسر آن به شکل منظّمى گسترده شده و کار آن رساندن آب و غذا به تمام سلّول‌هاى برگ است توجّه ما را به خود جلب مىکند، در واقع هر برگ براى خود شهرى است و این رشتهها لوله کشى منظّم آن شهر را از شاه لولههاى بزرگ گرفته، تا کوچکترین انشعابات، نشان مىدهد.
برگ در عین نازکى داراى هفت طبقه است و هر طبقهاى ساختمان مخصوص و برنامه ویژهاى دارد که انسان را در حیرت فرو مىبرد! پوشش نازک روى برگ مانند پوست تن انسان است که سوراخهاى بسيار ریزى دارد و هر سوراخ سلّول، نگهبانى دارد که باز و بسته شدن آن را تنظیم مىکند!
برگ از این سوراخها تنفّس مىکند، هوا را فرو مىبرد، کربن را از آن جدا کرده، و کلروفیل گیاهى را با آن مىسازد و در مقابل اکسیژن و مقدارى رطوبت را براى پاکسازى و تلطیف هوا به عنوان دو موهبت بزرگ به جهان انسانیت عرضه مىکند.
ارقامى که دانشمندان در اینجا ارائه مىدهند حیرتآور است. مىگویند: براى اینکه گیاه بتواند یک پوند قند بسازد، باید برگها معادل سیصد هزار گالن هوا فرو برند و تجزیه کنند!
ساختمان گلها و سپس میوهها از آن هم عجیبتر است. وجود قسمتهاى نر و مادّه، و چگونگى ترکیب گردههاى بسیار ظریف نر با قسمتهاى ماده، و سپس تشکیل تخمک در رحم گیاه بعد از این ازدواج بى سر و صدا، و چگونگى پرورش آن، هریک دنیاى عجیبى است که روح و عقل انسان را همراه خود مىبرد، و در اقیانوسى از شگفتىها غرق مىکند.
شرح ساختمان اندام هاى گیاهان و گلها و میوهها به طور قطع در این مختصر نمىگنجد. کتابهاى زیادى در این زمینه از سوى دانشمندان نوشته شده و علم دامنه دارى به نام گیاهشناسى به وجود آورده است. بهتر است به گفته یکى از کارشناسان کشاورزى در اینجا اکتفا کرده و این پرونده بزرگ را به سرعت ببندیم:
(چرالدت) دانشمند گیاه شناس مىگوید: «خدائى وجود دارد که از خلال قوانین ثابت و مرموزى که جهان گیاه را اداره مىکند ظاهر مىشود. ظهور تجلّى وى از این راهها است:
1- نظم و ترتیب - که نمو و تولید مثل، تقسیمات سلّولى و تشکیل اجزاى مختلف گیاه را به طور منظّم انجام مىدهد.
2- پیچیدگى - هیچ ماشین مصنوعى بشرى قابل مقایسه با ماشین پیچیده و شگرف یک نبات ساده نیست.
3- زیبائى - زیبائى ساقه، برگ و گل چیزى خدایى است. چه هیچ مجسّمه ساز ماهر و هیچ نقاش چیره دست نمىتواند مجسّمه یا تابلوئى بدان زیبائى تهیه کند.
4- توارث - هر گیاهى نظیر خود را تولید مىکند؛ و این تولید مثل، کاملا روى مشیت و برنامهاى انجام مىگیرد؛ چنانچه هرجا بکارند و هر طور پرورش دهند (گندم از گندم بروید جو ز جو)
سپس مىافزاید: «به عقیده من این همه مظاهر، دلیل وجود آفریدگارى است که حکمت بالغه و قدرت نامتناهى دارد.»(31)
(منجستر) استاد سابق زیست شناسى در دانشگاه تایلور مىگوید: «بوته شبدرى را که در کنار جادهاى رسته است در نظر بگیرید؛ آیا تاکنون این همه ماشین آلات شگرفى که بشر ساخته است مىتوانند با این گیاه خودرو برابرى کند؟!
این شبدر خود ماشینى است به تمام معنى شگفتآور و حیرتانگیز که دائماً رشد مىکند و هر روز هزاران فعل و انفعال فیزیکى و شیمیائى انجام مىدهد و همه آنها تحت کنترل یک مادّه پروتوپلاسمى که تمام حیات طبیعى از آن تشکیل یافته قرار گرفتهاند، این ماشین زنده عجیب، مصنوع قدرت کیست؟!»(32)



2- فوائد و برکات گیاهان

گیاهان رکن اصلى حیات و زندگى را در کره زمین تشکیل مىدهند و تمام موجودات زنده دیگر دست به دامن آنها دارند. فوائد گیاهان بسیار زیاد و فراوان است که فهرستوار مىتوان به دوازده فایده زیر اشاره کرد:
1- بهترین مادّه غذائى - مناسبترین غذاهاى ما انسانها از گیاهان و حبوبات و میوهها تهیه مىشود. نیرو و توان و سلامت ما از طریق تغذیه گیاهى است و بسیارى از پرندگان و چهار پایان و جوندگان و ماهیان دریا هم از گیاهان استفاده مىکنند؛ به همین دلیل هر کشورى بتواند فرآوردههاى غذائى خود را از گیاهان تأمین کند در واقع به خود کفائى رسیده است.
2- تهویه - مىدانیم انسان و بسیارى از موجودات زنده به طور دائم از اکسیژن هوا استفاده کرده و آن را مىسوزانند، و اگر منبع جبران کنندهاى وجود نداشت، در مدّتى نه چندان زیاد تمام اکسیژنهاى جوّ زمین مصرف مىشد، و این دسته از موجودات زنده بر اثر خفگى هلاک مىشدند؛ ولى خداوند حکیم جبران این ضایعه را بر عهده گیاهان گذارده، آنها تنفسى برعکس تنفّس انسان دارند، گازهاى کربن را گرفته و تجزیه کرده و اکسیژن آن را پس مىدهند و به همین دلیل هواى باغها و مزارع بسیار لذتبخش و نشاط آور است، و نیز به همین دلیل امروز توصیه مىکنند که هر شهرى باید پارکهاى مشجّر داشته باشد و براى هریک نفر سهمیهاى از نظر متر مربع از این پارکها در نظر گرفتهاند و آنها را ریه شهر مىنامند.
3- لباس و پوشاک - قسمت مهمّى از لباسهاى ما از الیاف گیاهى تهیه مىشود، و در واقع منبع فناناپذیر پوشاک آدمى در درجه اول گیاهانند.
4- خانه واثات خانه - اگر به اطراف خودمان در خانه نگاه کنیم بسیارى از دربها و پنجرهها و وسائل دیگر را از فرآوردههاى اشجار و درختان مىبینیم، به طورى که اگر بخواهیم آنها را از زندگى خود حذف کنیم زندگى بر ما مشکل مىشود. در بسیارى از مناطق تمام خانههاى خود را از چوب مىسازند، و این خانهها امتیازات زیادى دارد، یکى از وسائل مهم زندگى امروز لاستیک است، مىدانیم مادّه اصلى آن را از شیره درخت کائوچو مىگیرند.
5- داروهاى گیاهى - در گذشته غالب داروها از گیاهان گرفته مىشد امروز نیز قسمت مهمّى از آنها از گیاهان است، و با توجّه به عکسالعملهاى نامطلوب داروهاى شیمیائى هم اکنون نهضتى براى بازگشت به سوى داروهاى گیاهى آغاز شده است، و داروخانههایى وجود دارد که تمام داروهاى شفابخش از گیاهان است.
6- مهار کردن شن‌هاى روان - یکى از خطرات مهمّى که شهرها را مخصوصاً در نزدیکى کویرها و بیابانهاى شنزار تهدید مىکند، شنهاى روان است که گاهى تمام یک آبادى را در خود دفن مىکند. بهترین راه براى تثبیت این شنها استفاده از گیاهان مختلف است که مانع از حرکت و پیشروى آنها مىگردد.
7- تهیه کاغذ - مىدانیم اختراع کاغذ سهم بسیار مهمّى در پیشرفت تمدّن و علم و دانش بشر داشته است؛ منبع اصلى این وسیله مهم گیاهانند.
8- تعدیل گرما و سرما - گیاهان به خاطر رطوبت ملایم و معتدلى که در فضا پخش مىکنند هم شدّت سرما را مىشکنند، و هم فشار گرما را، و به همین دلیل مناطق پر درخت غالباً هوائى معتدل دارند.
9- وسائل نقلیه - بسیارى از کشتىها و قایقها را در گذشته و حال از چوب مىساخته و مىسازند و به عنوان یکى از بهترین وسیله نقلیه در گذشته و  حال مورد استفاده بشر واقع شده است.
10- زیبائى و طراوت - این اثر جالب درختان و گیاهان و گلها بر کسى پوشیده نیست که با زیبائى خیره کننده خود روح انسان را نوازش مىدهند؛ قلب را آرام و در برابر فشارهاى شدید زندگى به انسان تسکین مىدهند، و به همین دلیل همیشه بیمارستانها را با انبوهى از گیاهان و درختان، براى بهبود حال بیماران، تزیین مىکنند، و همیشه انسانها براى رفع خستگى و تجدید نیرو به آغوش طبیعت در میان درختان و باغها و گندم زارها پناه مىبرده اند.
11- انواع مهم انرژى - در گذشته و حال یکى از منابع مهم انرژى و تولید حرارت و گرما، چوب و برگ و ریشه درختان بوده است. حتى ذغال سنگ که یکى از منابع مهم انرژى زا است نیز از فرآوردههاى درختان و گیاهان مىباشد. حرارت حاصل از چوب و برگ درختان مطبوع تر و آلودگى آن براى محیط زیست کمتر است، و حتى خاکسترى که از آن مىماند خود مىتواند به عنوان کود براى همان درختان، مجدّدآ مورد استفاده قرار گیرد.
12- انواع عطرها و مواد شیمیائى - مىدانیم در گذشته و امروز از اسانس گلها بهترین عطرها براى نوازش روح و جان گرفته شده است؛ و حتى درختان و گیاهانى که برگ و چوب آنها بسیار معطّر و خوش بو است کم نیست.
از همه اینها گذشته مواد شیمیائى زیادى را براى صنایع مختلف از گیاهان مىگیرند.
بزرگ است خداوندى که این همه آثار و فوائد و برکات در این موجود آفریده و آن را آیتى بزرگ از آیات علم و قدرت خویش قرار داده است.
تعبیرات جامعى که در آیات بالا خوانده ایم از جمله تعبیر به «معایش» جمع «معیشه» به معنى وسیله حیات، مىتواند همه این فوائد را در بر گیرد.
 
3- انواع بى‌شمار گیاهان

همانگونه که قبلا هم اشاره شد، انواع گیاهان به قدرى زیاد است که از حد و حصر بیرون است، تا آنجا که سه هزار نوع درخت نخل، هزار و هفتصد نوع انجیر هندى، و هزار و دویست نوع گل ثعلب را شمارش کردهاند.
نویسنده کتاب: جهان گلها (فردیناندلین) گیاهان نهان دانه را بالغ بر یکصد و پنجاه هزار نوع مىداند! و در بعضى از کتب گیاهشناسى بیش از هیجده هزار نوع گیاه توصیف و تشریح شده است.(33)
یکصد هزار نوع از انواع قارچها شماره شده، و بیش از چهلهزار نوع از جلبکها، هفت هزار نوع سیب، و سى و پنج هزار نژاد گندم مورد بررسى قرار گرفته است.(34)
در میان گیاهان، گیاهان کوچک ذرّهبینى وجود دارد، و گیاهانى که طول قامت آنها به پنجاه متر مىرسد، بعضى از گیاهان از لابه‌لاى سنگها مىرویند، و بعضى در میان آبها شناورند! ریشه بعضى در زیر آب و گلهاى آن در سطح آب پخش شده، و هریک براى خود منظرهاى بدیع و جالب دارند و در عالم خود نغمه توحید سر مىدهند.

4- شگفتى‌هاى جهان گیاهان

اگر از تمام آنچه در مورد گیاهان به طور عموم گفته شد بگذریم؛ در جهان گیاهان عجائب بسیارى دیده مىشود که بعضى از بس عادى گشته، به فراموشى سپرده شده است.
برگها و ساقههاى درختان عظیم هر روز میلیونها میلیون آب را بر خلاف جاذبه از روى زمین برداشته به طرف بالا مىبرند؛ و سپس به صورت بخار در فضاى اطراف مىپراکنند. این چه قانونى است که به گیاهان اجازه مىدهد برخلاف قانون جاذبه که همه چیز را به طرف پایین مىکشد (مخصوصاً آب را) این چنین قدرتنمائى کند؟
گیاهانى همچون آفتاب گردان که با حرکت آفتاب گردش مىکنند و گلهاى بزرگ آنها اول صبح رو به سوى مشرق و هنگام غروب رو به سوى مغرب است، کم نیستند.
گیاهان گوشتخوار از شگفتانگیزترین پدیدههاى عالم گیاهان است. پرفسور (لئون برتن) مدیر موزه ملى تاریخ طبیعى فرانسه تحقیقاتى درباره این گیاهان عجیب کرده، مىگوید: «تاکنون دانشمندان چهارصد نوع گیاه گوشتخوار دیدهاند که تنها ده نوع آن در کشور فرانسه وجود دارد، و معروفترین آنها گیاهان زیر است:
آلدروواند که در ایالت ژیروند در غرب این کشور در سواحل اقیانوس اطلس مىروید. این گیاه داراى برگ دو پارچه مخصوصى است که مانند دو صفحه کتاب باز و در برابر هم قرار گرفته، و به وسیله لولاى مخصوصى از پائین به هم چسبیده است، و روى برگهاى این گیاه را کرکهاى حسّاسى پوشانیده.
هنگامى که یک مگس بخت برگشته به آن نزدیک شود و پاها یا بدن او به این کرکرها تماس پیدا کند، دو صفحه مزبور به سرعت بسته مىشود، و حیوانک در آن میان زندانى مىگردد، و بالاخره بر اثر شیره مخصوصى که از برگ ترشّح مىکند، تدریجاً هضم و جزء بدن گیاه مىشود!
دروزرا یکى دیگر از این گیاهان است که داراى برگهاى سرخ رنگى است که روى آن شاخکهاى باریکى شبیه به مو دیده مىشود. هنگامى که مگس بیچاره راه را گم کند و به گمان اینکه نقطه آرام و دنجى پیدا کره روى برگهاى این گیاه بنشیند؛ ناگهان شاخکها از اطراف روى سر او مىریزند، و او را دست بسته به درون برگ مىکشانند و در میان ترشّحات چسبنده برگ، هضم و جذب گیاه مىگردد.
نیانتس عجیبترین نوع گیاه گوشتخوار است که در انتهاى شاخه باریک آن چیزى شبیه به کوزه کوچکى وجود دارد که دهانه آن رو به طرف بالا است، و درب مخصوصى دارد که در حال عادى باز است.
این کوزه دام خطرناکى براى حشرات بىاحتیاط و سر در هوا است! درون این کوزه همیشه عسل چسبناک و شیرینى وجود دارد که حشرات شکم پرست را به سوى خود دعوت مىکند. زیبائى و شفّافى رنگ کوزه نیز جاذبه مخصوصى براى حشرات خوش ذوق دارد.
اگر حشرهاى اسیر هواى نفس شود و وارد کوزه گردد، فوراً دهانه آن بسته مىشود و در زندانى که هرگز خلاصى از آن نیست گرفتار مىگردد!
به هر حال این کوزه براى این گیاه حکم معده را دارد، و شیره درون آن نیز مانند شیره معده، حشره را به صورت قابل جذب در مىآورد.
دانشمندان مىگویند: اقدام این گیاهان به شکار حشرات به خاطر آن است که ریشههاى آنها قادر به جذب ازت نیست، لذا کمبود خود را از این طریق جبران مىکند.
دانشمندان امیدوارند روزى بیاید که بتوانند مقادیر زیادى از این گیاهان را در باغچههاى منازل یا کنار استخرها پرورش دهند و با این وسیله سالم طبیعى مگسها و حشرات موذى را از محیط زندگى انسان براندازند.
در خاطرات سیّاحان و جهانگردان سرگذشتهاى عجیبى درباره گیاهان آدمخوار نیز آمده است. بعضى از دانشمندان مىگویند: ممکن است این گیاهان انواع بزرگترى از همان گیاهان حشرهخوار باشد که در سرزمینهاى مستعد رشد فراوان کرده، و مىتواند جانداران بزرگ تر را در لابه‌لاى شاخها و برگهاى خود زندانى کرده و تدریجاً جذب نماید. (ولى تأیید و قبول آنها نیز به آسانى ممکن نیست.)(35)  
از عجیبترین و جالبترین بخشهاى وجود گیاهان، ساختمان میوهها است.
یکى از صدها نکات جالب این است که در بسیارى از آنها عصاره شیرین و لذیذى به طرز جالبى در ظروف کوچک مخصوصى ذخیره و دقیقاً بسته بندى شده که بهترین بستهبندىهاى عصر ما در مقابل آن بسیار ابتدایى به نظر مىرسد.
یک پرتقال را باز کنید، گوئى هر قاچ آن از صدها شیشه کوچک ظریف که لبریز از عصاره لذتبخش و معطّرى است تشکیل شده. شیشههایى که بدون هیچگونه فاصله کنار هم قرار گرفتهاند. (و اگر در میان آنها فاصله و هوا بود بسیار زود فاسد مىشد.)
اما این شیشهها هرگز نمىشکند، و کاملاً قابل حمل و نقل است و جالب اینکه با محتوایش قابل خوردن مىباشد!
هر مجموعهاى از این شیشههاى کوچک و ظریف در پوسته ضخیمترى که به منزله یک کارتن است بسته بندى شده، و به صورت یک قاچ درآمده (این کارتن نیز همراه محتوایش قابل خوردن است، حتى براى دستگاهها ضمه مفید مىباشد!)
این کارتنهاى کوچک بدون کمترین فاصله و با تخلیه کامل هوا در کنار هم قرار گرفته، و در میان چند لفاف مختلف براى حفظ و ایمنى پیچیده شده، و در مجموع به صورت یک محموله سالم و قابل حمل و نقل براى فاصلهاى بسیار دور آماده است.
همین معنى به طرز ظریفترى در درون یک دانه انار و انگور و انجیر نیز مشاهده مىشود.
درست دقت کنید؛ اگر عصاره هریک از این میوهها را گرفته، در هواى آزاد بگذارند، با گذشتن یک ساعت تغییر حالت مىدهد و گاه در عرض چند ساعت فاسد مىشود. ولى بسته بندى طبیعى فوقالعاده حساب شده آنها چنان است که اجازه نفوذ هوا را به هیچ وجه به درون آنها نمىدهد و به همین دلیل گاهى ماهها بى آنکه طعمش کمترین تغییرى کند سالم مىماند.
اینها فقط مربوط به مسأله ساده بسته بندى است، و اما ترکیبات شیمیائى هریک از میوهها و خواص غذائى و درمانى و انواع ویتامینها و مواد حیاتى آنها خود داستان بسیار مفصّلى دارد که موضوع بحث دانشمندان غذاشناس است و در زمینه آنها کتابهاى فراوانى به رشته تحریر در آمده است که ما اگر بخواهیم وارد همه این مسائل شویم از شکل یک کتاب تفسیرى خارج خواهیم شد؛ به علاوه مثنوى هفتاد من کاغذ شود!

5- اسرار خلقت گیاهان در توحید مفضّل

در حدیث توحید مفضّل از امام صادق (عليه السلام) چنین مىخوانیم، که فرمودند:
«اى مفضّل! اندیشه کن درباره این گیاهان و انواع منافع آنها. میوهها براى غذاى انسان، و گاه براى حیوانات، و هیزم براى آتش افروزى، و چوب براى انوع فرآوردههاى چوبى، و پوست و برگ و ریشه و انواع صمغها هر کدام منافعى در بر دارد و اگر اینها نبودند چه مشکلات فراوانى در زندگى ما پیدا مىشد؟ و از این گذشته لذّتى که از مشاهده مناظر زیبا و با طراوت آنها مىبریم با هیچ منظرهاى در جهان برابرى نمىکند!
اى مفضّل! بیندیش چگونه گاهى از یک دانه صد دانه یا کمتر و بیشتر به وجود مىآید، در حالى که ممکن بود از یک دانه تنها یک دانه بروید؟! این نیست مگر براى اینکه انسانها در وسعت باشند و بتوانند غذاى خود را تا سال آینده تأمین کنند.
درست بیندیش این دانههاى غذائى مانند عدس و ماش و باقلا چگونه در پوستهها و کیسههاى مخصوصى از آفات محافظت مىشود؟ درست همانگونه که جنین در مشیمه حفظ مىگردد و خوشههاى گندم و مانند آن را بنگر که علاوه بر این، بر سر هر خوشه رشتههاى درازى همچون نیزهها است، تا از حملات پرندگان در امان باشد!...
درست در آفرینش درختان و نباتات بیندیش، اینها نیازمند به غذا هستند درحالى که قادر بر حرکت نیستند! لذا ریشههاى آنها در اعماق زمین فرو رفته تا مواد غذائى را به تمام گیاه برساند. این ریشهها مواد غذائى را از زمین مىمکند، همانگونه که حیوانات شیرخوار پستان مادر را. آیا نمىبینى که رشتههاى ریشهها مانند طنابهاى خیمه به هر طرف از زمین دویده تا قامت بلند درخت را سر پا نگهدارد؟ و اگر اینها نبودند چگونه ممکن بود نخل با آن قامت طولانى و شاخههاى پهن و بزرگ در برابر تند بادها به سر پا ایستد؟!
اى مفضّل! درست در آفرینش برگها بیندیش؛ رشتههاى ظریف و نازکى شبیه رگها در تمام آن مىبینى، بعضى ضخیم و طولانىتر و بعضى فوقالعاده ظریفند، اگر انسانى مىخواست یکى از آنها را با آن ظرافت ببافد در یکسال قادر نبود، و ابزار و وسائل زیادى لازم داشت، ولى در چند روز بهار آنقدر برگ بر درختان ظاهر مىشود که بیابانها و کوهها و مناطق مختلف زمین را پر مىکند؛ و همه اینها به اراده نافذ پروردگار و امر مطاع او در سراسر جهان است.»
سپس امام (عليه السلام) در ادامه این سخن به شگفتىهاى میوهها و هستهها، و مرگ و حیات گیاهان در هر سال، و تلقیح و بارور شدن قسمتهاى مادّه از طریق آمیزش با قسمتهاى نر، و همچنین داروهاى شفابخشى که از انواع گیاهان گرفته مىشود، و دانهها و گیاهانى که هر کدام غذاى یکى از حیوانات محسوب مىگردد، اشاره فرموده و پیرامون هر کدام شرح جالبى بیان مىکند که ذکر همه آنها در این مختصر نمىگنجد و علاقهمندان مىتوانند به حدیث طولانى فوق مراجعه کنند.(36)
این بحث دامنه دار را ناچاریم در اینجا جمع کنیم و آن را با چند شعر ناب توحیدى پایان دهیم که اگر عنان قلم رها گردد باید کتابها در این زمینه نگاشت.
آفرینش همه تنبیه خداوند دل است دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
کوه و دریا و درختان همه در تسبیحاند نه همه مستمعى فهم کند این اسرار!
عقل حیران شود از خوشه زرّین عنب فهم عاجز شود از حقه یاقوت انار
بندهاى رطب از نخل فرو آویزند نخل بندان قضا و قدر شیرین کار!
تا نه تاریک بود سایه انبوه درخت زیر هر برگ چراغى بنهد از گل نار
ژاله بر لاله فرود آمده نزدیک سحر راست چون عارض گلبوى عرق کرده یار!
گو نظر بازکن و خلقت نارنج ببین ایکه باور نکنى «فى الشجر الاخضرنار»
پاک و بى عیب خدائى که به تقدیر عزیز ماه و خورشید مسخّر کند و لیل و نهار (37)


 پی نوشتها: 

 1. سوره شعراء، آیات 7 و 8.
 2. سوره نمل، آیه 60.
 3. سوره لقمان، آیات 10 و 11.
 4. سوره یس، آیات 33 - 36.
 5. سوره انعام، آیه 99.
 6. سوره رعد، آیه 4.
 7. سوره نحل، آیات 10 و 11.
 8. سوره انعام، آیه 141.
 9. سوره حجر، آیات 19 و 20.
 10. سوره انعام، آیه 95. آیات فراوان دیگرى در قرآن مجید نیز به این معنى اشاره مى‌کند؛مانند آیات زیر: سوره نبأ، آیه 15 - سوره طه، آیه 53 - سوره عبس، آیه 27 - سوره ق، آیه 7 -سوره بقره، آیه 261 - سوره بقره، آیه 22 - سوره ابراهیم، آیه 32 - سوره انعام، آیه 141 -سوره اعراف، آیه 57 - سوره نحل، آیه 67.

 11. «نبات» معنى مصدرى، و اسم مصدرى هر دو دارد.
 12. سوره الرحمن، آیه 6.
 13. سوره اسراء، آیه 60.
 14. مفردات راغب، مقائیس اللّغه، مصباح اللغه، و التحقیق فى کلمات القرآن الکریم.
 15. مفردات راغب، لسان العرب و التحقیق فى کلمات القرآن الکریم، و صحاح اللّغه.

 
16. جهان گل‌ها، صفحات 99 تا 118.
 17. «حدائق» جمع «حدیقه» به معنى باغ در اصل به معنى زمینى است که آب در آن جمع شده و بسیارى از مفسّران آن را به معنى باغى که اطراف آن را دیوار کشیده‌اند و داراى آب کافى است؛ تفسیر کرده‌اند.
 18. این در صورتى است که «ما» در جمله «و ما عملته» نافیه باشد (و ظاهر همین است) ولى گاهى احتمال داده‌اند که موصوله باشد، اشاره به میوه‌هایى که از طریق پیوند به وجود مى‌آیدو عمل انسان در آن دخالت دارد، یا فرآورده‌هایى که از میوه مى‌گیرند؛ مانند: شیره و سرکه که از انگور و خرما گرفته مى‌شود. البته معنى اول مناسب‌تر است.
 19. در این صورت مفهوم جمله فاخرجنا به نباتاً لکل شىءٍ مى‌باشد.
 20. «مُتَراکِبْ» از مادّه «رکوب» به معنى سوارى گرفته شده؛ و اشاره به دانه‌هایى است که به صورت خوشه روى یکدیگر سوار مى‌شوند و منظره‌اى بسیار زیبا و دل‌انگیز دارند.
 21. تفسیر قرطبى، جلد 4، صفحه 2484.
 22. تفسیر روح المعانى، جلد 13، صفحه 93.
 23. البته معنى اصلى «سَوْم» به معنى علامت گذاردن است، و چون حیوانات به هنگام چرا درحقیقت زمین را علامت گذارى مى‌کنند این واژه بر آن اطلاق شده است.
 24. شرح این سخن را در تفسیر نمونه، جلد 11، صفحه 172، به بعد بخوانید.
 25. سه تفسیر بالا در تفسیر قرطبى، جلد 4، صفحه 2534 آمده است.
 26. به سنن بیهقى، جلد 4، صفحه 132 و وسائل الشیعه، جلد 6، کتاب الزکاة «ابواب زکاةالغلات» و تفسیر المیزان و تفسیر نمونه و قرطبى ذیل آیه مورد بحث مراجعه شود.
 27. فخررازى در تفسیرش این را به عنوان نخستین احتمال، و تفسیر دوم را به عنوان سومین احتمال، ذکر کرده است. (جلد 19، صفحه 171).
 28. تفسیر نورالثقلین، جلد 3، صفحه 6، در این روایت امام (عليه السلام) به معادن مختلفى اشاره فرموده است که خداوند در کوه‌ها ایجاد کرده که خرید و فروش آنها با وزن است.
 29. این واژه گاهى به معنى خلقت نیز به کار مى‌رود گوئى پرده ظلمانى عدم شکافته مى‌شودو نور وجود از آن آشکار مى‌گردد. (تفسیر روح المعانى، جلد 7، صفحه 196) سپیدى صبحرا نیز به همین مناسبت «فَلَق» (بر وزن شفق) مى‌نامند.

 
30. سوره یوسف، آیه 105.
 31. جهان گل‌ها (اقتباس و تلخیص).
 32. جهان گل‌ها (اقتباس و تلخیص).

 33. تاریخ علوم، صفحه 352.
 34. شناخت خدا، صفحه 291 و 292. 
 35. کتاب نظرى به طبیعت و اسرار آن، نوشته پرفسور لئون برتن، صفحه 131 تا 134 (باتلخیص و اقتباس).
 36. بحارالانوار، جلد 3، صفحه 129 تا 136 (با تلخیص).
 37. کلیات سعدى، بخش قصائد، صفحه 443.

 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

کریمی شب هفتم محرم1394

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد