:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

دوشنبه 7 خرداد 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : برترين بي نيازي و دارايي ، نوميدي است از آنچه در دست مردم است .
 
 
 
تفسیر موضوعی قرآن کریم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی


اعجاز، نخستین دلیل نبوّت

همان گونه که قبلاً نیز اشاره شد واژه معجزه به آن معنا که امروزه به کار مى رود هرگز در قرآن مجید نیامده است و به جاى آن واژه هاى دیگرى همچون «آیه» و «بینه» و «برهان» آمده است، هرچند این سه واژه به معانى دیگرى نیز در قرآن مجید به کار رفته است ولى یکى از معانى آنها معجزه است.
آیاتى که در بالا انتخاب شد از روشن ترین آیاتى است که با استفاده از این سه واژه درباره معجزه سخن مى گوید، به اضافه بعضى ازآیات دیگر که هیچ یک از این سه واژه در آنها نیست، ولى مفهوم ناتوانى انسان ها را از مقابله به مثل در برابر بعضى از خوارق عادات انبیاء روشن مى سازد، و در مجموع نشان مى دهد که هم پیامبران از اعجاز به عنوان سند حقانیت خود استفاده مى کردند و هم مردم از آنها تقاضاى معجزه داشتند.
در نخستین آیه مى فرماید: «(فرعون) گفت: "اگر نشانه اى آورده اى، نشان بده اگر از راستگویانى" ـ (موسى) عصاى خود را افکند، ناگهان اژدهاى آشکارى شد. ـ و دست خود را (از گریبان) بیرون آورد، سفید و نورانى براى بینندگان بود»: (قَالَ إِنْ کُنتَ جِئْتَ بِآیَةٍ فَأْتِ بِهَا إِنْ کُنتَ مِنَّ الصَّادِقِینَ ـ فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ ثُعْبَانٌ مُّبِینٌ ـ وَنَزَعَ یَدَهُ فَإِذَا هِیَ بَیْضَاءُ لِلنَّاظِرِینَ).(1)
در اینجا مى بینیم فرعون به عنوان یک امر مسلّم به خود حق مى دهد که مطالبه «آیه» یعنى معجزه کند، و موسى (علیه السلام)نیز این پیشنهاد را بدون چون و چرا مى پذیرد و دو نمونه از معجزات خود را ارائه مى دهد.
بنابراین آیات فوق امور خارق عادت را (با شرایطى) به عنوان وسیله اى براى شناخت پیامبران معرفى مى کند.
آین آیات هرگز نمى گوید که در نظر فرعون چنین مجسّم مى شد، بلکه خبر از یک واقعیت عینى مى دهد و آن تبدیل شدن عصا به ماری عظیم، و سفید و درخشنده شدن دست موسى (علیه السلام)هنگامى که از گریبان بیرون آورد و تعبیر به «مبین» نیز اشاره به این است.
ممکن است انتخاب این دو معجزه به خاطر این باشد که یکى جنبه ارعاب و تهدید مستکبران و معاندان را دارد و دیگرى وسیله روشنایى و ایمان مؤمنان است تا مهر و قهر به هم بیامیزد و معجونى شفابخش براى بندگان خدا فراهم سازد!
در دومین آیه اشاره پرمعنایى به معجزات حضرت مسیح (علیه السلام)شده و از آنها به عنوان «آیت» یاد کرده است، و این در زمانى بود که به مریم(علیها السلام) بشارت تولد مسیح(علیها السلام)را داد و فرمود: «و به سوى بنى اسرائیل فرستاده خواهد شد (تا به آنها بگوید:) من نشانه اى از طرف پروردگار شما برایتان آورده ام، من از گِل چیزى به شکل پرنده مى سازم سپس در آن مى دمم و به اذن خدا، پرنده اى مى گردد. و به اذن خدا کور مادر زاد و مبتلا به بیمارى پیسى را بهبودى مى بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى کنم و به شما خبر مى دهم از آنچه مى خورید و آنچه را در خانه هاى خود ذخیره مى کنید، به یقین در این (معجزات)، نشانه اى براى شمااست، اگر ایمان داشته باشید.»:(وَرَسُولاً إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَةٍ مِّنْ رَّبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِّنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللهِ وَأُبْرِءُ الاَْکْمَهَ وَالاَْبْرَصَ وَأُحْىِ الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللهِ وَأُنَبِّئُکُمْ بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لاَیَةً لَّکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُّؤْمِنینَ)(2)
در این آیه مجموعه اى از معجزات حضرت مسیح (علیه السلام)بیان شده مانند: آفرینش پرنده اى از گِل و شفاى بیماران غیر قابل علاج، و زنده کردن مردگان که همگى به اذن خداوند متعال صورت مى گرفته است.
این معجزات چهارگانه تنها معجزه مسیح (علیه السلام)نبود، چه این که در آیات قرآن خارق عادات دیگرى نیز از او نقل شده است، از جمله سخن گفتن در گاهواره و نازل شدن مائده آسمانى براى حواریین که به دعاى او صورت گرفت.
معروف این است که انتخاب بخشى از این معجزات از سوى خداوند براى حضرت مسیح(علیه السلام) به خاطر آن بوده که علم و دانش پزشکى در آن عصر پیشرفت فراوانى کرده بود و نیاز مردم (به خاطر بیمارى هاى فراوان) به مسأئل پزشکى شدید بود،لذا خداوند مخصوصاً این معجزات را در اختیار بنده اش حضرت مسیح(علیه السلام) قرار داد تا دانشمند و غیر دانشمند سر تعظیم و تسلیم در برابر او فرود آورند و عظمت اعجاز او آشکارتر گردد.(3)
این نکته نیز قابل توجّه است که نوعى هماهنگى در میان این معجزات مادّى و برنامه هاى معنوى و تربیتى حضرت مسیح (علیه السلام)وجود داشته: از یک سو با دعوت خود، انسان هایى با شخصیت و معرفت تربیت مى کرده، و از سوى دیگر بیماردلان غیر قابل علاج را شفا مى بخشیده و مردگان وادى ضلالت را هدایت و احیا مى کرده و اسرار غیب و انوار معرفت را به دل ها مى پاشیده است، به این ترتیب معجزات مادّى هماهنگ با این اهداف معنوى بوده است.
درست است که معجزه باید کار خارق العادى باشد که همه از انجام مثل آن ناتوان باشند، ولى خداوند حکیم که هر کارش روى حکمت است معجزات را از روى حساب و برنامه بر مى گزیند.
این نکته نیز قابل دقّت است که تعبیر به «اذن الله» دو بار در آیه فوق تکرار شده تا مردم ناآگاه در وادى شرک سرگردان نشوند و درباره پیامبران مبالغه و غلو نکنند، مخصوصاً با توجّه به این که وضع آفرینش حضرت عیسى(علیه السلام) چنان بود که زمینه هاى غلو را در افکار کوته فکران فراهم مى ساخت لذا، مکرّر روى اذن و فرمان خدا تکیه شده تا گمان نکنند او واقعاً صفات خدایى دارد و این اعمال از ناحیه خود او است، بلکه بدانند هرچه هست به اذن خدا است.

آیه سوم به خوبى نشان مى دهد که حضرت موسى(علیه السلام) خارق عادات متعدّد (یا به تعبیر دیگر «آیات مفصلات») براى فرعونیان آورد ولى آن قوم لجوج به بهانه این که سحر است تسلیم نشدند، مى فرماید:
«و گفتند:" هر زمان نشانه و معجزه اى براى ما بیاورى که با آن سحرمان کنى، ما به تو ایمان نمى آوریم." ـ سپس (بلاها را پشت سر هم بر آنها نازل کردیم:) طوفان و ملخ و آفت گیاهى و قورباغه ها و خون را ـ که نشانه هایى از هم جدا بودند ـ بر آنها فرستادیم ولى (باز بیدار نشدند، و) تکبّر ورزیدند و جمعیّت گنهکارى بودند.»: (وَ قَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ اَیَةٍ لِّتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَکَ بِمُؤْمِنینَ ـ فَاَرْسَلْنَا عَلَیْهِمُ الطُّوفَانَ وَ الْجَرَادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفَادِعَ وَ الدَّمَ آیَاتٍ مُّفَصَّلاَتٍ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کَانُوا قَوْماً مُّجْرِمِیْنَ).(4)
این حوادث عجیب و غیر منتظره هم جنبه تأدیب داشت و هم جنبه اعجاز.
آیات بعد از این نیز نشان مى دهد که آنها وقتى در فشار این حوادث واقع مى شدند دست به دامن موسى (علیه السلام) مى شدند و تقاضا مى کردند که از خدا بخواهد بلا برطرف شود و قول مى دادند که اگر برطرف گردد ایمان آورند، ولى بعد از برطرف شدن ،نقض پیمان مى کردند تا این که سرانجام به عذاب استیصال گرفتار شدند و ریشه کن گشتند.
درست است که فرعونیان و بنى اسرائیل هردو با هم زندگى داشتند، ولى روشن است که هدف گیرى این بلاها به سوى فرعونیان بود، زیرا کاخ هاى مجلّل آنان در دو طرف نیل قرار داشت در حالى که منازل محقّر بنى اسرائیل در نقاط دور دست بود و طوفان و سیلاب خانه هاى فرعونیان را طعمه خود قرار مى داد.
همچنین ملخ ها و آفات نباتى کشتزارهاى وسیع و گسترده آنها را به نابودى مى کشاندند، قورباغه ها ناگهان افزایش نسل فراوانى یافتند و از نیل خارج شدند و در تمام زندگى فرعونیان حتّى در اطاق هاى خواب و سر سفره ها و ظروف غذا مزاحم آنان بودند، و هنگامى که رود نیل به رنگ خون درآمد آنها بیش از همه گرفتار خسارت شدند.
امّا این بلاها یا به تعبیر دیگر معجزات بیدارگر که شرح آن در تورات کنونى نیز در (سفر خروج ،فصل هفتم تا دهم) آمده است، آنها را بیدار نکرد.
ممکن است گزینش این پنج معجزه ناظر به سلطه عذاب هاى الهى بر تمام شئون زندگى آنها باشد طوفان، کاخ هاى آنها را در هم کوبید و ملخ باغات آنها را از بین برد و آفت گیاهى زراعت هاى آنها را، و قورباغه ها آرامش زندگى آنها را بر هم زد، و مبدّل شدن آب نیل به شکل خون، نوشیدنى آنها را از آنها گرفت!
در چهارمین آیه، اشاره کوتاهى به معجزه یکى دیگر از پیامبران الهى یعنى حضرت صالح(علیه السلام) دیده مى شود، و با تکیه بر عنوان «بیّنه» و همچنین «آیه» آن را بازگو مى کند، مى فرماید: «و به سوى (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستادیم)، گفت: "اى قوم من! (تنها) خدا را بپرستیدکه جز او، معبودى براى شما نیست. دلیل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده: این ناقه الهى براى شما نشانه اى است"» (وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللهَ مَا لَکُمْ مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ قَدْ جَاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِّنْ رَّبِّکُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللهِ لَکُمْ آیَةً)(5)
«ناقه» در اصل به معناى شتر ماده است. با این واژه مکرّر در قرآن مجید اشاره به ناقه صالح شده که بدون شک یک شتراستثنائى بود، هم از نظر چگونگى پیدایش و هم از نظر حالات و صفات دیگر که بحث در جزئیات آن، از موضوع این سخن خارج است. همین قدر مى دانیم که یک شتر معمولى و عادى نبود، و لذا آن را به عنوان یک «بیّنه» و «آیه» معرفى مى کند و در آیه فوق، براى بیان اهمّیّت این معجزه تعبیر «نَاقُة الله» آمده است.
چرا خداوند براى صالح(علیه السلام)، از میان تمام معجزات، این معجزه را برگزید؟ بعضى گفته اند: به خاطر این بوده است که آن قوم، چنین تقاضایى را داشتند.
در روایتى دیگر مى خوانیم: هنگامى که صالح (علیه السلام) در میان قوم ثمود به پیامبرى مبعوث شد، به آنها که بت پرست بودند و هفتاد بت گوناگون داشتند، هر قدر نصیحت کرد سودى نبخشید، روزى به آنها گفت: «من دو پیشنهاد به شما مى کنم: یا شما تقاضایى کنید تا من از پروردگارم بخواهم آن را اجابت کند، یا این که من چیزى از خدایان شما مى خواهم اگر آنها پاسخ مرا گفتند از میان شما بیرون خواهم رفت»، گفتند: «حرف منصفانه اى را زدى!»
روزى را تعیین کردند و به اتّفاق آنها به سراغ بت ها رفتند، صالح (علیه السلام)درخواستى از آنها کرد، بدیهى است جوابى نگفتند، فرمود: «خدایان شما که جواب نگفتند، امّا شما پیشنهادى کنید تا من از خدایم بخواهم الان به شما پاسخ گوید» گفتند: «اى صالح! از این صخره عظیمى که مى بینى ـ و در آن جا سنگ بزرگى بود ـ ناقه اى بیرون آور، بزرگ و پر پشم ! اگر چنین کنى به تو ایمان خواهیم آورد »، او به فرمان خدا این کار را کرد و ایمان نیاوردند.(6)

در پنجمین آیه باز سخن از «بینّه» است و در این جا بینه نوح(علیه السلام) مطرح شده است، بینه اى که مراد از آن معجزه آشکار است زیرا در برابر گفتار مشرکان قوم او که مى گفتند: (بَلْ نَظُنُّکُمْ کَاذِبِینَ): «ما شما را دروغگو گمان مى کنیم»(7)«(نوح) گفت:" اى قوم من! خبر دهید اگر من دلیل روشنى از پروردگارم داشته باشم، و او از سوى خود رحمتى که شما از آن بى خبرید، به من داده باشد (آیا باز هم رسالت مرا انکارمى کنید)؟! آیا ما مى توانیم شما را به پذیرش این دلیل روشن مجبور سازیم، با این که شما کراهت دارید"؟!»: (قَالَ یَا قَوْمِ اَرَأَیْتُمْ اِنْ کُنْتُ عَلى بَیِّنَةٍ مِّنْ رَّبّى وَ آتَانى رَحْمَةً مِّنْ عِنْدِهِ فَعُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ اَنُلْزِمُکمُوها وَ اَنْتُمْ لَهَا کَارِهُونَ)(8)
بسیارى از مفسّران گفته اند که «بیّنه» در این جا به معناى معجزه است، هرچند از ابن عباس نقل شده که منظور دلیل منطقى روشن است، ولى با توجّه به تعبیر «من ربّى»: «از سوى پروردگارم» و با توجّه به این که این بیّنه در برابر نسبت کذب به نوح(علیه السلام) و یارانش اقامه شده هیچ مفهومى جز معجزه نمى تواند داشته باشد و شاید منظور ابن عبّاس از دلیل روشن نیز همان معجزه باشد.

در ششمین آیه با تعبیر دیگرى در این زمینه یعنى تعبیر «برهان» رو به رو مى شویم، اشاره به دو معجزه معروف موسى(علیه السلام) که در آیات گذشته آمد، (یعنى تبدیل شدن عصا به مار عظیم و ید بیضا ) کرده و مى فرماید: « این دو (معجزه: عصاء وید بیضاء) برهان روشن از پروردگارت به سوى فرعون و اطرافیان او است»: (فَذَانِکَ بُرْهَانَانِ مِنْ رَّبِّکَ إِلَى فِرْعَوْنَ و مَلَِایِهِ)
«برهان» به گفته راغب در مفردات به معناى دلیل محکم است، و بعضى آن را مصدر از مادّه بره (به معناى سفید شدن) دانسته اند، و اطلاق این واژه بر دلایل محکم، به خاطر این است که مطلب را روشن مى سازد یا مایه رو سفیدى گوینده است و یا اشاره به کلامى است که کاملاً روشن و خالى از هرگونه ابهام است.
در لسان العرب نیز برهان به معناى دلیل روشنى که حق را از باطل جدا مى سازد، تفسیر شده است لذا مفسّران در ذیل این آیه نیز واژه «برهانان» را به معناى دو دلیل روشن و آشکار تفسیر کرده اند.(9)
ولى صاحب کتاب التحقیق معتقد است که استعمال واژه برهان به معناى دلیل، یک اصطلاح منطقى و خارج از دائره لغت است و معناى برهان همان کلام روشن و خالى از ابهام، یا موضوع کاملاً آشکار مى باشد.
به هر حال در آیه فوق، این واژه در مورد معجزه به کار رفته است که دلیلى است روشن و آشکار بر صدق مدعى نبوّت که در اینجا منظور حضرت موسى(علیه السلام)است.

در هفتمین و آخرین آیه مورد بحث، نه تعبیرى از آیه، نه بیّنه و نه برهان به کاررفته ، بلکه مصداقى از مصداق هاى بسیار بارز و واضح معجزه عنوان شده و بعد از آن به صراحت آمده است که اگر تمام مردم جهان جمع شوند، قادر به انجام همانند آن نیستند، بنابراین سند قاطعى بر نبوّت پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) خواهد بود،چنین مى فرماید: «بگو: "اگر انس و جن دست به دست هم دهند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند (در این کار) پشتیبان یکدیگر باشند»: (قُلْ لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الاِْنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ کَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً).(10)
هدف این نیست که وارد بحث اعجاز قرآن شویم. این بحث، ذیل همین آیه در جلد دوازدهم تفسیر نمونه آمده است و در جلد آینده پیام قرآن بطور مشروح تر خواهد آمد، هدف این است که این حقیقت را روشن سازیم که معجزه یکى از طرق شناخت قطعى پیامبران است و لذا در ذیل آیه دیگرى که مخالفان را برآوردن ده سوره همانند سوره هاى قرآن فرا مى خواند، مى خوانیم: (فَإلَّمْ یَسْتَجِیُبوا لَکُمْ فَاعْلَمُوا اَنَّمَا اُنْزِلَ بِعِلْمِ اللهِ): «و اگر کافران دعوت شما را نپذیرفتند (به آنها بگویید:) بدانید (قرآن) تنها با علم الهى نازل شده».(11)

نتیجه

از مجموع آنچه در بالا آمد به خوبى مى توان نتیجه گرفت که از دیدگاه قرآن مسأله معجزه نه تنها در مورد پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)، بلکه در مورد سایر پیامبران نیز به عنوان یک سند عمده براى اثبات نبوّت تلقى شده است.
ولى نباید فراموش کرد در قرآن مجید آیاتى وجود دارد که دستاویز منکران اعجاز است و ما در بخش توضیحات مشروحاً از آنها بحث خواهیم کرد.
اکنون به سراغ بحث هاى مهمّى مى رویم که در اطراف مسأله معجزه به چشم مى خورد.



پی نوشتها:

1. سوره اعراف، آیه 106 تا 108.
2. سوره آل عمران، آیه 49.
3. این نکته در حدیثى از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) نقل شده است (بحارالانوار، جلد 11، صفحه 70).
4. سوره اعراف ،آیه 132و133
5. سوره اعراف، آیه 73.
6. مجمع البیان، جلد 4، صفحه 441 (با تخلیص).
7. سوره هود، آیه 27.
8. جمله «اَنُلْزِمُکُمُوها» به منزله جزاى قضیه شرطیه (إِ نْ کُنتُ...) مى باشد.
9. تفسیر فخر رازى، جلد 24، صفحه 248.
10. سوره اسراء، آیه 88.
11. سوره هود، آیه 14.


 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهر رَمَضانَ

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
  دغدغه جانباز جنگ تحمیلی از بی‌توجهی به قرآن
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد