:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

يكشنبه 27 آبان 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : غيبت كردن تلاش ناتوان است .
 
 
 
 
تفسير موضوعي قرآن كريم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی
اعراف کجاست، و اعرافیان کیستند؟ (مقدمه)

در قرآن مجید سوره اى به نام «اعراف» داریم که چهار آیه از آن مربوط به مسأله «اعراف» است، از این آیات اجمالا استفاده مى شود که اعراف جایى است در میان بهشت و دوزخ، و گروهى از مردان الهى که بهشتیان و دوزخیان را به خوبى مى شناسند در آنجا قرار دارند.
امّا مأموریت این مردان الهى چیست؟ و چه هدفى را تعقیب مى کنند؟ و اصولا اعراف داراى چه موقعیتى در صحنه قیامت است؟ و آیا غیر از آن رجال الهى که مأموریّت خاصى بر اعراف دارند افراد دیگرى نیز از ضعفاى مؤمنین و مانند آنها در آنجا هستند یا نه؟
اینها مسائلى است که باید در پرتو تفسیر آیات چهارگانه سوره اعراف، و همچنین روایاتى که در شرح آنها در منابع مهم اسلامى رسیده است روشن گردد.
با این اشاره به سراغ قرآن مى رویم و به آیات زیر گوش جان مى سپاریم:

1- (وَبَیْنَهُمْا حِجابٌ وَعَلَى الأعْرافِ رِجالٌ یَعْرَفُونَ کُلا بِسیماهُمْ وَ نادَوْا اَصْحابَ الجَنَّةِ اَنْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوها وَهُمْ یَطْمَعُؤنَ).
2- (وَ اِذا صُرفَتْ اَبْصارَهُمْ تِلْقاءَ اَصْحابِ النَّارِ قالُوا رَبَّنا لاتَجَعلْنا مَعَ القَوْمِ الظَّالِمینَ).
3- (وَنادَى اَصْحابُ الأعْرافِ رِجالا یَعْرفُونَهُمْ بِسیماهُمْ قالُوا ما اَغْنى عَنْکُم جَمْعُکُمْ وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ).
4- (اَهؤُلاءِ الذَّینَ اَقْسَمْتُمْ لایَنالُهُمْ الله بِرَحْمَة اُدْخُلُوا اَلجَنَّةَ لاخَوْفٌ عَلَیْکُمْ وَ لا اَنْتُمْ تَحْزَنُونَ).
(اعراف 46 - 49).
 
ترجمه:

1- و در میان آن دو (بهشتیان و دوزخیان) حجابى قرار دارد و بر «اعراف» مردانى هستند که هریک از آندو را از سیمایشان مى شناسند، و به بهشتیان صدا مى زنند که درود بر شما باد، اما داخل بهشت نمى شوند در حالیکه امید آن را دارند.
2- و هنگامى که چشمشان به دوزخیان مى افتد مى گویند: پروردگارا! ما را با جمعیت ستمگران قرار مده!.
3- و اصحاب اعراف مردانى (از دوزخیان را) که از سیمایشان آنها را مى شناسند صدا مى زنند و مى گویند: دیدید که گردآورى شما (از مال و ثروت و زن و فرزند) و تکبرهاى شما به حالتان سودى نداد؟!.
4- آیا اینها (این واماندگانى که بر اعراف هستند) همان ها نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟ (ولى به خاطر ایمان و پاره اى از اعمال خیر، خداوند آنها را مشمول رحمت خود ساخت هم اکنون به آنها گفته مى شود) داخل بهشت شوید که نه ترسى دارید و نه غمناک مى شوید.

تفسیر و جمع بندى
جایگاهى میان بهشت و دوزخ

در آیه نخست ضمن اشاره به آیاتى که قبل از آن است و سخن از بهشت و دوزخیان و بهشتیان و دوزخیان مى گوید، مى فرماید: «و در میان آن دو (اهل بهشت و دوزخ حجابى قرار دارد) «وَبَیْنهُما حِجابٌ».
این حجاب مانع مى شود از اینکه این دو گروه به یکدیگر برسند، ولى مانع از آن نیست که صدا و آواز یکدیگر را بشنوند، زیرا در آیات قبل نیز سخن از گفتگوى بهشتیان و دوزخیان با یکدیگر گوید که بهشتیان دوزخیان را صدا مى زنند و مى گویند: «ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود به حق یافتیم، آیا شما هم وعده هاى پروردگار را حق یافتید، آنها مى گویند آرى».
این جاى تعجب نیست، چرا که بسیار دیده شده که همسایگان مجاور یکدیگر از پشت دیوار با هم سخن مى گویند و حال یکدیگر را جویا مى شوند در حالى که یکدیگر را نمى بینند یا راه رسیدن ندارند، شبیه همین معنا در سوره حدید آمده است که در قیامت در حالى که منافقان به مؤمنان مى گویند: به ما مهلت دهید (با به ما نگاه کنید) تا از نور شما بهره گیریم، آنها در جواب مى گویند به عقب بر گردید (به عالم دنیا) و کسب نور کنید، «در این هنگام دیوارى در میان آنها زده مى شود که درى دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب، منافقان صدا مى زنند مگر ما با شما نبودیم؟ مؤمنان مى گویند: ولى شما خود را به هلاکت افکندید» (فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُور لَهُ بابٌ باطِنُهُ فیهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرهُ مِنْ قَبْلِهِ العَذابُ - یُنادُونَهُمْ اَلَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ قالُوا بَلَى وَلَکِنَّهُمْ فَتَنْتُمْ اَنْفُسَکُمْ) (حدید 13 - 14).
آیا این دیوار بلند (و به تعبیر قرآن «سور») همان «اعراف» است یا چیز دیگر؟ پاسخ این سؤال را بعداً خواهیم یافت.
به هر حال سپس مى افزاید «و بر اعراف مردانى قرار دارند که هریک از بهشتیان و دوزخیان را (از جایگاه خود مى بینند و آنها را) از چهره هایشان مى شناسند»(وَعَلَى الأعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلا بِسیماهُمْ).
با توجه به اینکه «اعراف» در لغت به معناى محلّ مرتفع است معلوم مى شود که این رجال، مردان با شخصیتى هستند که از آن مقام بالا به هر دو گروه اشراف دارند، و هر دو را مى بینند و از چهره ها و سیمایشان آنها را مى شناسند.

این شناسایى براى چیست؟
از مجموع قرائنى که در آیات مورد بحث وجود دارد، و در خلال مباحث آینده شرح بیشترى براى آن خواهد آمد، و همچنین روایات فراوانى که در زمینه اعراف در منابع اسلامى آمده استفاده مى شود که در اعراف، دو گروه وجود دارند: گروهى از مردان الهى و شخصیت هاى بزرگ و مقرّب درگاه خداوند، و گروهى از مستضعفان و کسانى که اعمال صالح و ناصالح را به هم آمیخته اند، بعضى حسناتشان بر سیّئات آنها پیشى گرفته، و بعضى سیائتشان بر حسنات آنها، و در حقیقت در میان بهشت و دوزخ سرگردانند.
اینجاست که آن رجال الهى تمام این گروه را از سیمایشان مى شناسند، به آنهایى که شایستگى شفاعت و مغفرت دارند، و از گوهر ولایت اولیاء الله بهره مندند، مى گویند: به بهشت بروید، بقیه را راهى دوزخ مى سازند.
این مناسب ترین توجیه و تفسیرى است که مجموع آیات مربوط به اعراف، و همچنین آیات قبل و بعد آن را روشن مى سازد، و ما را از هرگونه پراکنده گویى رهایى مى بخشد، و مى تواند وجه جمع و حلقه اتصالى میان بسیارى از اقوال و تفاسیر مفسّران در اینجا بوده باشد.
فى المثل مرحوم علاّمه طباطبایى دوازده قول درباره کسانى که بر اعرافند، نقل فرموده است (بعضى تنها ده قول یا هفت قول نقل کرده اند، مانند تفسیر قرطبى و تفسیر اثنى عشرى) به این ترتیب:
1- آنها بزرگان و شخصیت هاى ممتازند.
2- آنها گروهى هستند که حسنات سیئاتشان یکسان است و هیچ یک بر دیگرى پیشى نگرفته است.
3- آنها اهل فترت هستند (کسانى که در میان بعثت دو پیامبر قرار گرفته اند و حجّت کافى به آنها نرسیده است).
4- آنها مؤمنان جن هستند.
5- آنها اولاد نا بالغ کفّارند.
6- آنها فرزندان نامشروعند.
7- آنها خود برتر بینانند.
8- آنها فرشتگانند (و تعبیر به رجال درباره آنها به خاطر این است که به شکل مردانى از انسان در مى آیند).
9- آنها پیامبرانند.
10- آنها مردان عادل از امّت ها هستند که براى شهادت و گواهى نسبت به افراد امّت در آنجا ایستاده اند.
11- آنها گروهى صالح و آگاه و عالمند.
12- آنها علی(علیه السلام) و عباس و حمزه و جعفر(علیه السلام) هستند.(1)
در بسیارى از روایاتى که در منابع اهل بیت(علیهم السلام) آمده است: این رجال تفسیر به محمّد و آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) شده است و این قولى است اضافه بر آن اقوال.(2)
ولى در حقیقت تمام این اقوال دوازده گانه یا سیزده گانه در آن تفسیرى که در بالا آوردیم جمع است و آن وجود دو گروه در اعراف است، جمعى از نیکان و پاکان و اولیاى الله که در طلیعه آنها «محمد و آل محمد»(علیهم السلام) قرار دارند، و سپس انبیاء و فرشتگان و جمعى از صالحان و علماء و بزرگان، و گروهى از مستضعفان و کسانى هم نقاط مثبت داشتند و هم نقاط منفى، و یا فاقد نقاط مثبت و منفى بوده اند (مانند فرزندان نابالغ کفار و جاهلان قاصر و اهل فترت).
روایاتى که در بالا به آن اشاره شد نیز با صراحت وجود این دو گروه را در اعراف تأیید مى کند.
لذا در ادامه آیه اوّل، اشاره به گروه دوم کرده مى فرماید:
(گروه مستضعفان) «بهشتیان را صدا مى زنند که درود بر شما، اما داخل بهشت نمى شوند در حالى که امید آن را دارند» (وَ نَادَوا اَصْحابَ الجَنَّةِ اَنْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوها وَ هُمْ یَطْمْعُونَ).
به این ترتیب صدر و ذیل آیه اشاره به آن دو گروه مختلفى دارد که در بالا گفته شد.
 
در دوّمین آیه مى افزاید: «و هنگامى که چشمشان به دوزخیان مى افتد مى گویند: «پروردگار! ما را با جمعیت ستمگران قرار مده» (وَ اِذا صُرِفَتْ اَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ اَصْحابِ النَّارِ قالُوا رَبَّنا لاتَجْعَلْنا مَعَ القَوْمِ الظَّالِمینَ).
ضمیرهایى که در این آیه (ضمیر «ابصارهم» و «قالوا») مانند ذیل آیه قبل است به گروه دوّم باز مى گردد، در حالى که در آغاز آیه اوّل سخن از گروه اوّل است.
این تنها خلاف ظاهرى است که ما در تفسیر این آیات، قائل مى شویم یعنى مرجع این ضمائر را از هم جدا مى کنیم ولى قرائن متعددى براى این خلاف ظاهر، هم در آیه اوّل و هم در آیات بعد است، زیرا رجالى که بر اعراف قرار دارند و همه را از سیمایشان مى شناسند، و در آنجا امر و نهى مى کنند، و دوزخیان را مورد ملامت و سرزنش قرار مى دهند، و کسانى را که به فضل خدا شایسته بهشتند به بهشت مى فرستند از افرادى نیستند که جمله لمْ یَدْخُلُوها وَ هُمْ یَطْمَعُونَ (داخل بهشت نمى شوند در حالى که طمع ورود در آن را دارند) شامل حال آنها بشود (دقت کنید).
کوتاه سخن اینکه: در این آیات تعبیراتى وجود دارد که نشان مى دهد رجال والا مقامى بر اعراف قرار دارند که داراى امر و نهى، و مقام والاى معرفت در شناخت بهشتیان و دوزخیان (حتى قبل از ورود به بهشت و دوزخ) هستند و نیز تعبیراتى در این آیات وجود دارد که نشان مى دهد گروهى وامانده بر اعرافند که از سرنوشت خود سخت در وحشت و اضطرابند، طمع بهشت دارند و ترس از دوزخ، و مجموع این قرائن، خبر از وجود این دو گروه بر اعراف مى دهد، و در پرتو این تقسیم تمام مشکلات تفسیر این آیات قابل حل است.
 
در آیه سوّم بار دیگرى به گروه اوّل باز مى گردد و مى فرماید: «اصحاب اعراف مردانى (از دوزخیان) که از سیمایشان مى شناسند صدا مى زنند، و مى گویند آنچه از مال و ثروت و زن و فرزند) گردآورى کردید، و آنچه را مایه برترى جویى بر دیگران قرار مى دادید شما را بى نیاز نساخت (و در عذاب الهى گرفتار شدید) (وَ نادِى اَصْحابُ الأعْرافِ رِجالا یَعْرِفُونَهُمْ بِسیماهُمْ قالُوا ما اَغْنى عَنْکُمْ جَمْعُکُمْ وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ).
این ملامت سرزنش شدید از سوى اصحاب اعراف به جمعى از دوزخیان یکى از نشانه هاى روشن مقام والاى آنهاست که همچون فرشتگان الهى آنها را با این شلاق هاى ملامت و سرزنش مجازات مى کنند.

در چهارمین و آخرین آیه باز همین والا مقامان ساکن اعراف در حالى که از یک سو اشاره به جمعى از ضعفاى مؤمنان که بر اعراف قرار دارند مى کنند، و از سوى دیگر مستکبران دوزخى را مخاطب ساخته و با زبان ملامت به آنها مى گویند: «آیا اینها همان کسانى نیستند که شما سوگند یاد کردید هرگز مشمول رحمت الهى نمى شوند»؟! (اَهؤُلاءِ الذَّینَ اَقْسَمْتُمْ لایَنالَهُمُ الله بِرَحْمَة).
سپس در همین حال رو به ضعفاى مؤمنین کرده اظهار مى دارند: بروید و وارد بهشت شوید، نه ترسى بر شماست و نه غمى خواهید داشت (اُدْخُلُوا الجَنَّةَ لاخَوْفٌ عَلَیْکُمْ وَ لا اَنْتُمْ تَحزَنُونَ).
این تعبیر نیز به خوبى نشان مى دهد که در آنجا دو گروهند گروه والا مقامان، و گروه واماندگان از ضعفاى مؤمنین، که سرانجام مشمول رحمت الهى مى شوند، و به امر رجال با شخصیت اصحاب اعراف به سوى بهشت روانه مى گردند.

توضیحات:
1- اعراف در لغت و تفسیر

«اعراف» جمع «عُرْف» (بر وزن قفل) به معناى مکان بلند و مرتفع است، و در اصل از «عرف الفرس» و «عرف الدّیک» که به معناى بال هاى اسب و تاج خروس است گرفته شده، و گاه گفته مى شود که از همان ریشه معرفت و عرفان که به معنى آگاهى نسبت به اشیاء و اطلاع بر خصوصیات آنهاست گرفته شده، زیرا زمین هاى مرتفع از زمین هاى پست و منخفض شناخته شده ترند (و از فراز آنها همه جا را مى توان شناخت).
و گاه گفته مى شود که اعراف مقامات افراد والا مقام و بلند مرتبه است.(3)
در اینکه «اعراف» کجا است؟ و چگونه است؟ اقوال متعددى وجود دارد که در المیزان شش قول از میان آنها بیان شده است:
1- محلى است که مشرف به بهشتیان و دوزخیان است.
2- دیوارى است که تاج مخصوصى همچون تاج خروس دارد!
3- تلّى است میان بهشت و دوزخ.
4- همان دیوارى است که در قرآن به آن اشاره شده که در میان مؤمنان و منافقین قرار مى گیرد، و در آیه 13 سوره حدید درباره آن مى فرماید: (فَضُربَ بَیْنَهُمْ بِسُور لَهُ بابٌ فیهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ العَذابُ): «در میان مؤمنان و منافقان، دیوارى زده مى شود که درونش رحمت است و بیرونش عذاب».
5- اعراف به معناى صراط و پلى است که به روى دوزخ کشیده شده.
6- اعراف به معناى آگاهى بر حال مردم مى باشد.

ولى به اعتقاد ما هرگاه در آیات چهارگانه بالا که سخن از اعراف مى گوید دقت شود ابهامى در معنای «اعراف» باقى نمى ماند، و از آنها به خوبى استفاده مى شود که: اعراف محلى است که مشرف است بر بهشت و دوزخ، گروهى والا مقام از اولیاء الله در آنجا قرار دارند و گروهى وامانده و ضعیف الایمان، و این در زمانى است که مؤمنان خالص بهشت رفته اند و گنهکاران بى ایمان به دوزخ، اما گروهى که اعمال نیک و بدى با هم داشته اند، و از جهتى داراى نقاط مثبت و از جهتى داراى نقاط منفى بوده اند بر اعراف مائده، و در انتظار این هستند که مردان الهى اعراف درباره آنها چگونه عمل کنند؟.
درباره این دو گروه که بر اعراف قرار دارند، و اینکه هر کدام کیانند قبلا ضمن بیان تفسیر آیات به طور مشروع سخن گفته شد.
و از اینجا روشن مى شود که رسالت مردان الهى اعراف در حقیقت یکنوع شفاعت براى کسانى است که «خَلَطُوا عَمَلا صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً» (اعمال نیک و بد را به هم آمیخته اند) و پیوسته در حال اضطراب و نگرانى هستند، هنگامى که از نقطه اعراف به بهشتیان مى نگرند آرزو مى کنند در کنار آنها باشند، و هنگامى که چشمشان به دوزخیان مى افتد مضطرب مى شوند و آرزو مى کنند هرگز در کنار آنها قرار نگیرند.
و از اینجا ضمناً فلسفه وجود اعراف روشن مى شود که هدف نشان دادن مقامات بلند اولیاء الله، و دستگیرى آنها نسبت به واماندگان، و نیز ارائه سرنوشت گروهى از گنهکاران است که سرانجام مشمول شفاعت آن بزرگ مردان خواهند شد.
 


پی نوشتها:

(1). المیزان جلد 8، صفحه 126 ذیل آیات مورد بحث.
(2). مرحو علاّمه مجلسى این روایات را در جلد 8، بحار، صفحه 336 و 337 آورده و مرحوم کلینى در اصول کافى، جلد 2، صفحه 408 نقل کرده است.
(3). التحقیق و مجمع البیان و لغات و تفاسیر دیگر.

 


 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

امام زمان،تو ای عشقو ای تمام وجودم(علی فانی)

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد