:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

جمعه 30 شهريور 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : قبل از آزمودن اشخاص اطمينان پيدا كردن ، از عجز و ناتواني است .
 
 
 
 
تفسير موضوعي قرآن كريم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی


نام های قیامت (بخش دوم)


اکنون به سراغ بخش دیگرى از نام هاى قیامت مى رویم که اوصاف قیامت نه در یک کلمه، بلکه در یک جمله خلاصه شده است.

 25. (یَوْمَ نَطْوِى السَّماءَ کَطَىِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ)

بخشى از این نام ها از حوادثى که در آستانه قیامت در جهان رخ مى دهد سخن مى گوید و بخشى از مسائل مربوط به حال انسان ها در آن روز است و بخشى از پایان کار خبر مى دهد.

از جمله تعبیراتى که مربوط به مقدّمات قیامت است تعبیر فوق است که در سوره انبیاء آیه 104 بعد از اشاره به قسمتى از پاداش نیکوکاران و کیفرهاى بدکاران آمده است: ( یَوْمَ نَطْوِى السَّماءَ کَطَىِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ وَعْداً عَلَیْنا اِنّا کُنّا فاعِلینَ) : «روزى که آسمان را چون طومارى در هم مى پیچیم (سپس) همان گونه که آفرینش را آغاز کردیم آن را باز مى گردانیم، این وعده اى است بر ما و به یقین آن را انجام خواهیم داد».

«سِجِلْ» از مادّه سَجْل (بر وزن سَطْل) به معناى دلو بزرگ و پر از آب است و ریشه آن را به معناى جمع کردن و ذخیره نمودن براى ریختن و منتشر ساختن دانسته اند، به همین دلیل به دلو بزرگ سَجْل گفته مى شود و «سِجِلّ» (با کسر سین و جیم و تشدید لام) به اوراقى که مطالب را روى آن مى نویسند و گاه آن را به صورت طومار به هم مى پیچند گفته اند، و در این صورت تعبیر «طَىِّ السِّجِلِّ» گفته مى شود.

بعضى نیز بر این باورند که سِجلّ به معناى کتاب هایى است که احکام قضایى و صورت دعاوى و مانند آن در آن نوشته و جمع آورى مى شود و لذا تسجیل به معناى ثبت کردن و قرار دادن و اثبات نمودن آمده است.(1)

به هر حال ظاهر آیه این است که در پایان جهان و آستانه قیامت، تمام آسمان ها به هم پیچیده مى شوند، همان گونه که در آغاز به صورت توده واحدى بوده اند و این چیزى است که در علم امروز نیز به آن تصریح شده که عالم هستى در آغاز به صورت توده واحدى بوده سپس به عللى که درست نمى دانیم به سرعت به دور خود به گردش درآمد و بر اثر نیروى گریز از مرکز، اجزاى آن از هم دور مى شوند و هم اکنون عالم در حال گسترش است ولى احتمالاً بعد از رسیدن به حد نهایى گسترش، بازگشت شروع مى شود و بار دیگر با سرعت به سوى مرکز جهان حرکت مى کنند و سرانجام به هم مى پیچند و توده واحدى را تشکیل مى دهند، و این پایان نظام این جهان است.

بار دیگر حرکت نوینى آغاز مى گردد و زمین و آسمان جدیدى به وجود مى آید که جهان دیگرى را تشکیل مى دهد.

طبق این معنا هیچ نیازى به این که آیه را به صورت بیان کنایى تفسیر کنیم  نداریم، هرچند بسیارى از مفسّران به سراغ معانى کنایى رفته اند، شاید به خاطر این جهت که این تفسیر در آن زمان مطرح نبوده است.

ولى به هر صورت جمع شدن آسمان ها به معناى نابودى مطلق آنها و از میان رفتن عالم ماده نیست، چرا که قرآن با صراحت در آیات متعدّد مى گوید انسان ها از قبرها برمى خیزند و استخوان هاى پوسیده، لباس حیات در تن مى پوشند و خاک هاى حاصل از پوسیدن بدن ها باقى مى ماند و جمع مى شود و حیات تازه اى را آغاز مى کند.

26. (یَوْمَ تُبَدَّلُ اْلاَرْضُ غَیْرَ الاْرَْضِ وَ السَّمواتُ)

از آنچه در بحث قبل گفته شد مفهوم این تعبیر قرآنى در مورد قیامت نیز روشن مى شود، این نام که فقط یک بار در قرآن مجید در سوره ابراهیم آیه 48 آمده است، اشاره به انتقام الهى از ظالمان و مجرمان است، مى فرماید: «در آن روز که این زمین به زمین دیگرو آسمانها (به آسمانهاى دیگرى) مبدّل مى شود»: ( یَوْمَ تُبَدَّلُ الاَْرْضُ غَیْرَ الاَْرْضِ وَ السَّمواتُ) .

نخست همه در هم پیچیده مى شوند، سپس معمار عالم هستى طرحى نوین مى ریزد و زمین و آسمان تازه اى را در مرحله اى بالاتر و والاتر، آن گونه که طبیعتِ روز قیامت است ابداع مى کند.

در این که آیا ظاهر و کیفیّت زمین عوض مى شود یا ذات آن؟ در میان مفسّران گفتگو است بعضى گفته اند: تمام کوه ها و جنگل ها و مانند آن دگرگون مى شوند، زمین صاف به رنگ سفید همچون نقره درمى آید، زمینى که هرگز خونى بر آن  ریخته نشده و گناهى بر آن انجام نگرفته است. آسمان ها نیز به همین ترتیب دگرگون مى شوند.

بعضى دیگر گفته اند: این زمین و آسمان به کلّى فانى گشته و زمین و آسمان جدیدى جانشین آن مى گردد، ولى همان طور که قبلاً اشاره کردیم این احتمال با آیات دیگر قرآن سازگار نیست که مى گویند قبرهاى انسان ها و خاک هاى بدن آنها همچنان باقى مى ماند و اگر گفته شود که این دگرگونى زمین بعد از حیات انسان ها رخ مى دهد این سخن با ذیل آیه که مى گوید: ( وَ بَرَزُوا لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ: «و همه در پیشگاه خداوند یگانه حاکم بر همه چیز ظاهر مى گردند» منافات دارد، چرا که ظاهرش این است که ظهور و بروز خلایق بعد از دگرگونى زمین است.

27. (یَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً)

این نام نیز فقط یک بار در قرآن مجید در سوره طور آیه 9 آمده، که بعد از اشاره به وقوع عذاب الهى و عدم وجود مانع و رادع از آن ( إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ لَوَاقِعٌ ـ مَا لَهُ مِنْ دَافِع): مى فرماید: «که عذاب پروردگارت واقع شدنى است ـ و چیزى مانع آن نخواهد بود!»: ( یَوْمَ تَمُورُ السَّمَاءُ مَوْراً ـ وَتَسِیرُ الْجِبَالُ سَیْراً) .

«مَوْر» (بر وزن موج) به گفته ارباب لغت معانى مختلفى دارد: به معناى حرکت دورانى و به معناى موج و حرکت سریع و رفت و آمد و گرد و غبارى که باد آن را به هر سو مى برد آمده است(2) و مناسب ترین معنا در این جا همان  حرکت سریع است.

این حرکت ممکن است همان حرکت سریع به سوى مرکز جهان به هنگام انقباض مجموعه عالم هستى بوده باشد که در صفحات قبل به آن اشاره شد و نیز ممکن است اشاره به حرکت دورانى عالم در مسیر انبساط و انقباض مجموعه جهان باشد.

فخررازى در ذیل این آیه مى گوید: جمله : ( وَ تَسیرُ الْجِبالُ سَیْراً) : «و کوهها از جا کنده و متحرّک مى شوند!» توضیحى براى حرکت آسمان هااست یعنى همان گونه که اگر انسان سوار بر کشتى باشد و با سرعت در کنار ساحل پیش برود، چنین به نظرش مى رسد که تمام زمین ها و درخت ها در حرکتند. همچنین آن روز که کوه ها و به همراه آن انسان ها حرکت مى کنند چنین به نظر مى رسد که همه آسمان ها به حرکت در آمده اند!(3)

مفهوم این سخن آن است که آسمان ها در حقیقت حرکت نمى کنند، بلکه در احساس بیننده چنین به نظر مى رسد ولى این خلاف ظاهر آیه است.

ـ28. (یَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ)

29. (یَوْمَ تَشَقَّقُ الاَْرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً)

این دو تعبیر از روز قیامت که در آیات 25 فرقان و 44 سوره ق آمده است از جهتى با هم شباهت دارند.

در آیه نخست مى گوید:

«و (همان) روزى که آسمان با ابرها شکافته مى شود»: ( وَ یَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ) .

و در آیه بعد مى گوید: «روزى که زمین بسرعت از روى آنها شکافته مى شود و (از قبرها) خارج مى گردند» ( یَوْمَ تَشَقَّقُ الاَْرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً) .

شکافته شدن زمین از روى انسان ها مفهوم روشنى دارد و اشاره به زلزله رستاخیز است که قبرها را از هم مى شکافد و انسان ها به فرمان خدا زنده مى شوند و به سرعت براى حساب و جزا خارج مى شوند.

و امّا شکافته شدن آسمان ها با ابر ممکن است اشاره به انفجارات عظیمى باشد که در پایان جهان در کرات آسمانى رخ مى دهد و ابرهایى که حاصل از این انفجارات است صفحه آسمان را فرا مى گیرد (این در صورتى است که باء در «بالغمام» را به اصطلاح باء ملابست باشد یعنى توأم و همراه با ابرها).

یا این که آسمان ها یعنى کرات آسمانى به سبب ابرهایى که حامل امواج عظیم و نیرومندى از قدرت هاى اتمى و غیر آن است از هم شکافته مى شوند (و در این صورت باء براى سببیت است).(4)(5)

مرحوم علاّمه طباطبایى در ذیل این آیه مى گوید: «بعید نیست که این سخن کنایه از کنار رفتن ابرهاى جهل و نادانى و نمایان گشتن عالم غیب، و ظهور و  بروز فرشتگان و نزول آنها به زمین، یعنى موطن انسان بوده باشد».(6)

ولى از آن جا که حمل بر معناى کنایى نیازمند به قرینه خاصّى است که در آیه وجود ندارد، تفسیر اول مناسب تر به نظر مى رسد همان گونه که در آیه دوّم نیز شکافته شدن زمین به همان معناى ظاهرى آن است نه کنایى و معنوى.

شاهدى دیگر این که آیات بسیارى در قرآن مجید وجود دارد که نشان مى دهد در آستانه قیامت دگرگونى و انقلاب شدیدى در تمام شئون عالم ماده، اعم از آسمان و زمین و کوه ها و دریاها رخ مى دهد.

30. (یَوْمَ تَکُونُ السَّماءُ کَالْمُهْلِ)

این توصیف دیگرى از روز قیامت و دگرگونى هاى شدیدى است که در جهان واقع مى شود. این تعبیر تنها یک بار در قرآن در آیه 8 سوره معارج آمده است، مى فرماید: «همان روزى که آسمان همچون فلز گداخته مى شود» ( یَوْمَ تَکُونُ السَّماءُ کَالْمُهْلِ).

«مُهْل» (بر وزن قفل) گاه به معناى فلز گداخته و مذاب تفسیر شده و گاه به معناى دُردى که در ته ظرف روغن و مانند آن مى نشیند، و گاه به معناى نقره مذاب و گاه به معناى تفاله قیر(7) ولى معناى اول با توجّه به آیه هاى دیگر که سخن از حوادث روز قیامت مى گوید مناسب تر است.

منظور از آسمان در این جا یا کرات آسمانى است و یا صفحه آسمان است که  بر اثر انفجار کرات به صورت فلز گداخته درمى آید.

بعضى از مفسّران گفته اند این احتمال وجود دارد که بسیارى از کرات آسمانى که هم اکنون به صورت گازهاى فشرده اى هستند در آن روز به شکل توده مذابى در مى آیند که مرحله تازه شکل گیرى این گازها است و مقدمه اى است براى طرح جهان قیامت.(8)

31. (یَوْمَ تَرْجُفُ اْلأَرْضُ وَ الْجِبالُ)

این توصیف در دو آیه از قرآن مجید با مختصر تفاوتى در مورد روز قیامت دیده مى شود، در آیه 14 سوره مزمّل مى فرماید: «در آن روز که زمین و کوهها سخت به لرزه در مى آید و کوهها (چنان درهم کوبیده مى شود که) به شکل توده هایى از شن نرم در مى آید» ( یَوْمَ تَرْجُفُ الاَْرْضُ وَالْجِبَالُ وَکَانَتِ الْجِبَالُ کَثِیباً مَهِیلاً) .

و در آیه 6 سوره نازعات مى خوانیم: «آن روز که آن زلزله وحشتناک (همه چیز را) به لرزه در مى آورد» ( یَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ) جایى که زلزله هاى هول انگیز تمام زمین را به لرزه درآورند و کوه ها چنان در هم کوبیده شود که به صورت توده هایى از شن نرم درآید پیدا است که این انسان ضعیف و ناتوان در آن جا چه وضعى خواهد داشت؟!

اینها همه مربوط به حوادثى است که منجر به پایان این جهان و سپس آغاز جهان دیگر مى گردد که قرآن مجید آنها را به هم آمیخته و در کنار هم قرار داده  است.

از یک سو از ناتوانى انسان و از سوى دیگر تحوّلات هول انگیز پایان این جهان و از سوى سوم دگرگونى عالم براى قیام قیامت و شور محشر خبر مى دهد، و همه این تعبیرات در راستاى تربیت انسان و هشدارهاى مکرّر و پى در پى نسبت به او است.

«تَرْجُفُ و راجِفَة» از مادّه رَجْف به معناى تکان شدید است، و لذا به دریاى پرموج «بَحْرٌ رَجّافٌ» مى گویند و «اِرْجافْ» به معناى پراکندن شایعات بى اساسى است که جامعه را تکان مى دهد و «اَراجِیْف» به ریشه هاى فتنه ها و آشوب ها گفته مى شود.

گرچه در معناى راجفه در آیه فوق احتمالات مختلفى داده اند از جمله واقعه، صیحه بزرگ و... ولى به قرینه آیه دیگر اشاره به زمین است که در آن روز سخت به لرزه در مى آید.

«کَثِیْب» به معناى شن متراکم است و بعضى آن را به معناى قطعه بزرگ شن دانسته اند.

«مَهِیلُ» به معناى شن بسیار نرمى است که وقتى پا روى آن مى گذارند پراکنده مى شود و هنگامى که یک سوى آن را بردارند بقیه فرو مى ریزد و لذا بعضى آن را به معناى شن سیّال تفسیر کرده اند.(9)

32. (یَوْمَ یَسْمَعُوْنَ الصِّیْحَةَ بِالْحَقِّ)

33. (یَوْمَهُمُ الَّذى فیهِ یُصْعَقُونَ)

دو تعبیر فوق که با هم قریب الافقند نیز حکایت دیگرى از آن روز بزرگ است. در آیه اول (آیه 42 سوره ق) مى فرماید: «روزى که همگان صیحه رستاخیز را به حق مى شنوند، آن روز روز خروج است»: ( یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ ذلِکَ یَوْمُ الْخُرُوِجِ) .

مى دانیم در پایان جهان و آغاز رستاخیز، به تعبیر قرآن مجید دو صیحه (دو فریاد عظیم) سر داده مى شود که گاه از آن تعبیر به نفخ صور شده است: صیحه اول صیحه خاموشى جهان و مرگ عمومى است و صیحه دوّم فریاد حیات جدید و رستاخیز است، آیه فوق اشاره به صیحه دوّم دارد به قرینه ( ذلِکَ یَوْمُ الْخُرُوجِ) که در آخر آیه آمده.

در این که این فریاد عظیم چگونه است و با چه وسیله صوتى انجام مى شود و چه تأثیرى در احیاى مردگان دارد؟ هیچ کس دقیقاً نمى داند، ولى قرآن با یک اشاره اجمالى و سربسته به سراغ آن رفته است و تعجّب ندارد که حقیقت آن امروز بر ما روشن نشود، زیرا همه چیز رستاخیز با این زندگى متفاوت است و هاله اى از ابهام آن را پوشانیده، همان گونه که درک زندگى این دنیا براى طفلى که در شکم مادر است امکان پذیر نیست، هرچند فرضاً داراى قدرت عظیم تفکر باشد.

و در دومین آیه (آیه 45 سوره طور) مى فرماید: «حال که چنین است آنها را رها کن تا روز مرگ خود را ملاقات کنند!»: ( فَذَرْهُمْ حَتَّى یُلاَقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی فِیهِ  یُصْعَقُونَ) .

«یُصْعَقُونْ» از ماده اِصعاق در اصل از صاعقه گرفته شده و از آن جا که صاعقه هم داراى صداى عظیم است و هم مایه هلاکت مى گردد، این جمله به هر دو معنا تفسیر شده، اگر به معناى هلاکت باشد اشاره به نفخه اول و پایان جهان است، همان گونه که در آیه 68 سوره زمر مى خوانیم: ( وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّمَوَاتِ وَمَنْ فِی الاَْرْضِ إِلاَّ) : «و (در آستانه قیامت) در صور دمیده مى شود و در پى آن همه کسانى که در آسمانها و زمینند مى میرند»، و اگر به معناى فریاد باشد ممکن است اشاره به نفخه اول یا نفخه دوّم باشد که نفخه رستاخیز است و در این صورت هم ردیف آیه قبل مى شود.

بسیارى از مفسّران معناى اول را ترجیح داده اند و در عین حال احتمال دوّم را نیز نادیده نگرفته اند.(10) و این که بعضى احتمال داده اند منظور هلاکت گروهى از مشرکان در جنگ بدر است بسیار بعید به نظر مى رسد (شاهد این مدّعى آیه 68 سوره زمر است که در بالا به آن اشاره شد.)

34. (یَوْمَ یُنْفَخُ فى الصُّورِ)

این تعبیر چهار بار در قرآن مجید در آیات 73 سوره انعام و 102 سوره طه و 87 سوره نمل و 18 سوره نبأ آمده است. در نخستین آیه مى فرماید: «و در آن روز که در صور دمیده مى شود، حاکمیت مخصوص او است.»: ( وَ لَهُ الْمُلْکُ یَوْمَ یُنْفَحُ  فى الصُّورِ) .

در آیه دوّم مى فرماید: «روزى که در صور دمیده مى شود و مجرمان را با بدنهاى کبود، در آن روز جمع مى کنیم!»: ( یَوْمَ یُنْفَخُ فى الصُّورِ وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمیْنَ یَوْمَئِذٍ زُرْقاً) .

در آیه سوّم مى فرماید: «و (به خاطر آورید) روزى را که در صور دمیده مى شود و تمام کسانى که در آسمانهاو زمین هستند در وحشت فرو مى روند، جز کسانى که خدا خواسته»: ( وَ یَوْمَ یُنْفَخُ فى الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِى السَّمواتِ وَ مَنْ فِى اْلأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ الله) .

در آیه چهارم مى فرماید: «روزى که در صور دمیده مى شود و شما فوج فوج (به محشر) مى آیید»: ( یَوْمَ یُنْفَحُ فى الصُّورِ فَتَأْتُونَ اَفْواجاً) .

همان گونه که در بحث نفخ صور به خواست خدا خواهد آمد، قرآن مجید از دو نفخ صور خبر مى دهد: در نفخه اول همه موجودات زنده زمین و آسمان مى میرند و در نفخ دوّم که نفخه حیات است همگى زنده و آماده براى حساب و کتاب مى شوند. ولى آیات چهارگانه فوق همه یا غالباً مربوط به نفخ دوّم یعنى نفخ حیات در قیامت است.

در هر صورت این توصیف قرآن از قیامت، حوادث زیادى را که در آغاز آن روز واقع مى شود در نظرها مجسّم مى کند و این تعبیر از تعبیرهاى بسیار پرمعنا است که حوادث سخت و وحشتناک آن روز را از مقابل چشم دل عبور مى دهد و او را آگاه مى سازد.

درباره معناى صور و مفهوم نفخ و دیگر خصوصیات آن به خواست خدا در  جاى خود بحث خواهد شد، تنها براى این که بدانیم این تعبیر چه محتوایى در بردارد به یک حدیث از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)که در ذیل آیه چهارم (آیه 18 سوره نبأ) روایت شده و تنها به گوشه اى از این حوادث اشاره مى کند یادآور مى شویم:

معاذ بن جبل مى گوید از رسول خد(صلى الله علیه وآله) تفسیر آیه: ( یَوْمَ یُنْفَخُ فى الصُّورِ فَتَاتُونَ اَفْواجاً) را پرسیدم، پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «از مطلب بزرگى سئوال کردى»، سپس سیلاب اشک از چشمان مبارکش جارى شد و فرمود: «این افواجى که به هنگام نفخ صور وارد محشر مى شوند ده گروه از امت من هستند که خداوند آنها را از جماعات مسلمین جدا مى سازد، گروهى به صورت بوزینگان هستند: آنها که در میان مردم سخن چینى و جاسوسى مى کنند ـ گروه دیگرى به صورت خوک ها خواهند بود: آنها که اهل اموال حرامند - گروهى را با پاهایشان آویزان مى کنند: آنها که ربا خوارند - گروه دیگرى نابینایند: آنها که در قضاوت ستم مى کنند - و گروهى کر و لال وارد محشر مى شوند: آنها کسانى هستند که در اعمالشان گرفتار عُجبند ـ گروه دیگرى زبانهایشان را به دندان مى جوند: آنها دانشمندان و سخن گویانى هستند که گفتارشان از اعمالشان جدا است! ـ و گروهى دست و پا بریده وارد مى شوند: و آنها آزار دهندگان همسایگانند ـ و گروهى را بر شاخه هاى آتش دوزخ به دار مى آویزند: و آنها خبرچینان میان مردم و سلاطین ظالمند ـ و گروهى بدبوتر از مردارند: و آنها کسانى هستند که در این دنیا در شهوات غرقند و حق الله را از اموالشان نمى پردازند ـ و بالاخره گروهى لباس هاى آلوده به قطران (قطران ماده قابل اشتعال است) که به تنهایشان  چسبیده، در تن دارند: و آنها اهل کبر و غرورند!»(11)

35. (یَوْم کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَة)

قرآن مجید در دو آیه هنگامى که از روز قیامت سخن مى گوید آن را به عنوان یک روز بسیار طولانى معرفى مى کند; در یک جا مى فرماید: «فرشتگان و روح به سوى او عروج مى کنند در آن روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است!»: ( تَعْرُجُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ اِلَیْهِ فى یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسِیْنَ اَلْفَ سَنَةٍ).(12)

در جاى دیگرى مى فرماید: «امور (این جهان) را از آسمان به سوى زمین تدبیر مى کند، سپس در روزى که مقدار آن هزار سال از سالهایى است که شما مى شمرید به سوى او بالا مى رود (و دنیا پایان مى یابد)»: ( یُدَبِّرُ الاََْمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الاََْرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ).(13)

بدون شک آیه نخست ناظر به روز قیامت است و آیاتى که بعد از آن آمده همگى اوصاف قیامت و حتّى عذاب مجرمان را در آن روز و همچنین اوصاف دوزخ را بیان مى کند.

ولى در مورد آیه دوّم در میان مفسّران گفتگو است(14) بعضى آن را اشاره به قوس نزولى و صعودى تدبیر امر الهى در همین دنیا دانسته اند، یا به تعبیر دیگر  اشاره به دوران هاى تدبیر الهى در این عالم که هر دوران در یک هزار سال صورت مى گیرد و فرشتگان به فرمان الهى مجرى این تدبیر تکوینى هستند، سپس دوران دیگرى آغاز مى شود.

ولى با توجّه به سایر آیات قرآن که سخن از پیچیده شدن آسمان و زمین مى گوید و همچنین روایاتى که در شرح این آیه نازل شده استفاده مى شود که آیه ناظر به روز قیامت است. و لذا مرحوم علاّمه طباطبایى در المیزان نیز بعد از ذکر احتمالات آیه، این تفسیر را ترجیح داده است.(15)

منتها در این جا این سؤال پیش مى آید که چگونه در آیه اول مقدار آن روز پنجاه هزار سال (طبق سال هاى ما) و در آیه دوّم یک هزار سال بیان شده است؟

پاسخ این سؤال به روشنى در حدیثى که مرحوم شیخ طوسى در امالى از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده، آمده است، فرمود:

«اِنَّ فى الْقِیامَةِ خَمْسِیْنَ مَوْقِفاً کُلُّ مَوْقِف مِثْلُ اَلْفَ سَنَة، مِمّا تَعُدُّونَ ثُمَّ تَلا هذِهِ اْلآیَةَ: ( فى یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسِیْنَ اَلْفَ سَنَةٍ)»: «در قیامت پنجاه موقف (محل توقف براى رسیدگى به حساب اعمال بندگان) است، هر موقفى به اندازه یک هزار سال از سال هایى که شما مى شمرید، سپس امام این آیه را تلاوت فرمود: 'در آن روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است'.

در این که اعداد هزار و پنجاه هزار سال در این جا براى تعداد و شماره یا براى تکثیر است دو احتمال وجود دارد، ولى به هر حال پیامى که از این آیات به گوش مى رسد این است که آن روز، روزى است بسیار سخت و مشکل و روزى است  بسیار دقیق و پیچیده که هیچ کس به آسانى نمى تواند از آن بگذرد و همه باید خود را براى چنان روز طولانى پرمخاطره اى آماده سازند.

این نکته قابل توجّه است که روز یعنى گردش دورانى یک کره به دور خود و در کرات آسمانى این گردش کاملاً با هم متفاوت است. در حالى که کره زمین هر 24 ساعت یک بار به دور خود مى گردد کره ماه گردش وضعى خود را تقریباً در طول یک ماه انجام مى دهد ـ روز آن در حدود دو هفته و شب آن در حدود دو هفته است ـ همچنین کرات منظومه شمسى هرکدام شب و روز خود را در مقدار خاصّى طى مى کنند و هم اکنون ممکن است در این جهان هستى کراتى باشد که گردش وضعى آن صدها یا هزاران سال طول بکشد، بنابراین جاى تعجّب نیست که در قیامت هر روز به اندازه پنجاه هزار سال باشد.

باز تکرار مى کنیم آنچه هدف اصلى قرآن را تشکیل مى دهد همان پیام تربیتى آن است که در این گونه تعبیرات نهفته است.



پی نوشتها :

1. قاموس، مفردات و التحقیق و کتب دیگر.
2. لسان العرب، مفردات راغب و مجمع البیان، جلد 9، صفحه 163 و روح البیان، جلد 9، صفحه 189.
3. فخررازى، جلد 28، صفحه 243.
4. بعضى از مفسّران «باء» را به معناى «عن» گرفته اند یعنى ابرها از هم شکافته و از صحنه آسمان کنار مى روند و این معنا بسیار بعید است.
5. «غمام» از ماده «غم» به معناى پوشاندن است، از آن جا که ابرها آسمان را مى پوشانند به آنها غمام گفته مى شود و از آن جا که اندوه و غصه قلب انسان را مى پوشاند به آن غم گفته شده.
6. المیزان، جلد 15، صفحه 219.
7. مجمع البیان، تفسیر فخررازى، المیزان و تفاسیر دیگر ذیل آیه مورد بحث.
8. فى ظلال القرآن، جلد 8، صفحه 278 و 279.
9. مفردات راغب، مجمع البیان، فخررازى، و تفاسیر دیگر ذیل آیات مورد بحث.
10. مجمع البیان، جلد 9، صفحه 169، قرطبى جلد 9، صفحه 6247، روح المعانى، جلد 27، صفحه 34 و المیزان، جلد 19، صفحه 23 و روح البیان، جلد 9، صفحه 205.
11. این حدیث را بسیارى از مفسّران مانند: ابوالفتوح رازى، قرطبى و روح البیان نقل کرده اند که ما به طور خلاصه در بالا آورده ایم.
12. سوره معارج، آیه 4.
13. سوره سجده، آیه 5.
14. آلوسى در روح المعانى هفت تفسیر براى آیه ذکر مى کند که یکى از آنها قیامت است. (روح المعانى، جلد 21، صفحه 107)
15. المیزان، جلد 16، صفحه 261 - همین معنا در تفسیر فى ظلال القرآن نیز آمده است (جلد 6، صفحه 511).


 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

کریمی شب هفتم محرم1394

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد