:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

سه شنبه 26 تير 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : كسي كه به روزي خدا خشنود باشد ، بر آنچه از دست رود اندوهگين نباشد .
 
 
 
 

تفسیر موضوعی قرآن کریم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی

بشارت بر ظهور پيامبر(صلى الله عليه وآله) در كتب پيشين

همان گونه كه اشاره شد در كتاب هاى موجود يهود و نصارى امروز نشانه هاى اين پيامبر بزرگ را مى يابيم، ولى به يقين قبل از ظهورش، مسائل بيشترى وجود داشته كه بر اثر ناهماهنگ بودن با تعصبات كور و كر، يا منافع سران آنها در ظلمت كتمان فرو رفته است.
در زمينه بشارات عهدين كتب متعددى نوشته شده و يا بخشى از بعضى كتاب ها به آن اختصاص يافته است كه پرداختن به همه آنها در شأن اين مختصر نيست و تنها به چند نمونه بارز بسنده مى كنيم:
1. در سه مورد از انجيل يوحنا روى واژه فارقليط يا فارقليطا تكيه شده است كه در ترجمه هاى فارسى به تسلّى دهنده ترجمه شده است، از جمله:
در يك جا مى خوانيم: «و من از پدر خواهم خواست و او تسلى دهنده ديگر (فار قليطا) به شما خواهد داد كه تا به ابد با شما باشد».(1)
در جاى ديگر آمده است: «و چون آن تسلى دهنده (فارقليطا) بيايد كه من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد، يعنى روح راستى كه از طرف پدر مى آيد، او درباره من شهادت خواهد داد».(2)
در باب بعد نيز آمده است: «ليكن به شما راست مى گويم كه شما را مفيد است كه من بروم كه اگر من نروم، آن تسلى دهنده (فارقليطا) به نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را به نزد شما خواهم فرستاد».(3)
قابل توجه اين كه فخر رازى در جلد 29 تفسير خود، صفحه 313، از اناجيل موجود در عصر خودش از انجيل يوحنا چنين نقل مى كند كه در باب 14 مى گويد: «وَ اَنَا اَطْلُبُ لَكُمْ اِلى اَبى حَتّى يَمْنَحَكُمْ وَ يُؤْتِيَكُمُ الْفارْقِليطَ حَتىّ يَكُونَ مَعَكُمْ اِلَى الاَْبَدِ» كه عيناً همان است كه در بالا ذكر كرديم، ولى با تصريح به واژه فارقليط. همين معنا را از باب 15 و 16 با تصريح به واژه فارقليط، ذكر مى كند.
فارقليط كه در زبان يونانى پريكلتوس يا پراقليقوس گفته مى شود، بسيارى از مسيحيان آن را به معناى تسلّى دهنده يا روح القدس تفسير كرده اند، ولى جمعى آن را به معناى بسيار ستوده ـ كه مطابق با نام احمد است و با آيه 6 سوره صف كه مى فرمايد: «من بشارت به رسولى مى دهم كه بعد از من مى آيد و نامش احمد است» كاملاً تطبيق مى كند ـ ذكر كرده اند.
آنچه از مطالعه دقيق در ريشه اين لغت بر مى آيد اين است كه فارقليط در اصل كلمه يونانى است، ريشه آن پريقليتوس به معناى بسيار ستوده بوده كه آن را با پراقليتوس به معناى تسلّى دهنده اشتباه كرده اند.
نويسنده كتاب چراغ (آقاى حسينيان) در جزوه كوچك و پر محتواى خود عين متن لاتين انجيل يوحنا را از كتاب موسوم به اناجيل، طبع پاريس، تأليف لامنه، موجود در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى در آغاز كتاب خود آورده است و به خوبى نشان مى دهد كه كلمه فارقليط در آنجا به صورت پِرِكْليتْ (كه در عربى به معناى احمد و در فارسى به معناى بسيار ستوده است) آمده، نه به صورت پَرَكليت (پاراكليت) كه به معناى تسلى دهنده است(4)، ولى بعداً متأسفانه در متون اناجيل تعبير اول كنار رفت و تعبير دوم به جاى آن نشست.
او نيز مى افزايد: «قدماى نصارى از لفظ پِرِكليت اسم خاص شخص، فهميده بودند. چون در ترجمه هاى سريانى عين لفظ را آورده يعنى فارقليط، و در ترجمه عبرانى كه نزد من موجود است و شخصاً مشاهده كردم فَرقَليط آورده زيرا آن را اسم انسانى (معين) مى دانستند و ترجمه عبرانى و سريانى نزد مسيحيان كمال اهميت و اعتبار را دارد.»(5)
در واقع اين واژه مانند واژه محمد و على و حسن و حسين(عليهم السلام) و امثال آنهاست كه هرگز در ترجمه عبارات ترجمه نمى شود، مثلاً به جاى جمله: «جاءَ عَلِى» هيچ كس نمى گويد: بلند مرتبه آمد، بلكه مى گويند: على آمد. اما متأسفانه علماى مسيحى در زمان هاى بعد براى محو كردن اين نشانه نبوت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) اولاً پِرِكليت را به پاراكليت تبديل كردند و ثانياً آن را از صورت اسم خاص بيرون آورده، به صورت معنى وصفى درآورده اند و به جاى آن تسلى دهنده گفته اند.(دقت كنيد)
از اين سخن بر مى آيد كه واژه اصلى اگر پريقليتوس باشد به معناى بسيار ستوده است و اشتباه آن با پراقليتوس به معناى تسلى دهنده بعيد نيست، البته احتمال تعمّد در اين تفسير نادرست نيز زياد است.
مرحوم علامه شعرانى در كتاب خود نثر طوبى، مى گويد: «در يك كتاب لغت يونانى ديده ام كه فارقليط را به معناى بسيار ستوده و كسى كه به سر همه زبان ها افتاده و از او به نيكى ياد مى كنند ترجمه كرده اند». سپس مى افزايد: «كتب لغت يونانى به زبان انگليسى و لغت فرانسه همه جا موجود است (مى توانيد به آن مراجعه كنيد) ولى مسيحيان آن را به تصحيف مى خوانند و به معناى تسلى دهنده ترجمه مى كنند و ما خود در اين باب رساله مستقلى نوشته ايم»(6)
در كتاب فرهنگ لغات قرآن نوشته دكتر قريب مى خوانيم كه: «مستفاد از روايات آن است كه انبياء عظام هر كدام به نوبه خود بشارت به آن حضرت (پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله) در كتابشان داده اند.» سپس از بسيارى از منابع اسلامى نقل مى كند كه نام آن حضرت در انجيل الفارقليطا كه معناى آن احمد است مى باشد(7).
در كتاب التحقيق فى كلمات القرآن الكريم آمده كه: «اصل اين كلمه (فارقليط) در يونانى پِرِكْليت تحريف شده كه معناى آن احمد و پسنديده است، سپس به كلمه پَرَكْليت تحريف شده كه معناى آن تسلى دهنده مى باشد.»(8)
از اينها گذشته در تعبيرات خود انجيل جمله هايى وجود دارد كه نشان مى دهد اين كلمه به هر تعبيرى باشد سخن از پيامبرى مى گويد كه ظاهر مى شود و آيينش جاويدان است.
جمله: «من از پدر خواهم خواست، او تسلى دهنده ديگر به شما خواهد داد كه تا به ابد با شما خواهد ماند»(9) دليل روشنى است كه منظور از تسلى دهنده ديگر، پيامبرى است كه آئينش ابدى و جاودانى است. در آنجا مى گويد: «ليكن آن تسلى دهنده يعنى روح القدس كه پدر او را به اسم من خواهد فرستاد، همان شما را هر چيز خواهد آموخت».(10)
بديهى است كه اين تسلى دهنده پيامبرى است و نه روح القدس، و در تعليمات او همه حقايق نهفته شده و چيزى ناگفتنى باقى نخواهد گذاشت.
به هر حال جاى ترديد نيست كه كلمه احمد و يا واژه اى همانند آن در انجيل هاى موجود در زمان پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)وجود داشته است و گر نه آيه ششم سوره صف شديداً مورد اعتراض آنها قرار مى گرفت و دستاويز خوبى براى مبارزه بر ضد اسلام مى شد، در حالى كه در تاريخ اسلام چنين چيزى را نقل نكرده اند. بنابراين چنين به نظر مى رسد كه وقتى بعضى از علماى مسيحى موقعيت خود را در خطر ديدند تصميم بر تحريف و تبديل آن به معناى ديگر گرفتند و حتى در بعضى از كتب مسيحيان كه قرن ها بعد از ظهور پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) در گوشه و كنار وجود داشته، همان نام مقدس پيامبر(صلى الله عليه وآله) به چشم مى خورده است.
شاهد اين سخن بيان جالبى است كه يكى از دانشمندان مسيحى كه اسلام را پذيرفته در كتاب خود (اَنيسُ الاَعْلام) كه يك كتاب تحقيقى جالب است، پرده از روى آن برداشته.
او كه خود يكى از كشيشان معروف مسيحى بوده و تحصيلات خود را نزد علماى بزرگ مسيحى به پايان رسانيده و به مقام ارجمندى از نظر آن نائل شده، در مقدمه كتاب خود «اَنيسُ الاَْعْلام» ماجراى عجيب اسلام آوردنش را چنين شرح مى دهد:
« ... بعد از تجسّس بسيار و زحمات فوق العاده و گردش در شهرها خدمت كشيش والامقامى رسيدم، كه از نظر زهد و تقوا ممتاز بود، فرقه كاتوليك از سلاطين و غيره در سؤالات دينى خود به او مراجعه مى كردند، من نزد او مدتى مذاهب مختلفه نصارى را فرا مى گرفتم، او شاگردان فراوانى داشت ولى در ميان همه به من علاقه خاصى داشت كليدهاى منزل ... همه در دست من بود فقط كليد يكى از صندوق خانه ها را پيش خود نگاه داشته بود ...
در اين بين روزى كشيش مزبور را عارضه اى رخ داد به من گفت: "به شاگردها بگو حال تدريس ندارم "وقتى نزد شاگردان آمدم ديدم مشغول بحثند و در معناى لفظ فارقليطا در سريانى و پريكلتوس به زبان يونانى ... جدال آنها به طول انجاميد و هر كسى رأيى داشت ...
پس از بازگشت استاد پرسيد: "امروز چه مباحثه كرديد؟!" من اختلاف آنها را در لفظ فارقليطا از براى او تقرير كرديم ... گفت:" تو كداميك از اقوال را انتخاب كرده اى"؟
گفتم: "مختار فلان مفسر را اختيار كرده ام".
كشيش گفت: "تقصير نكرده اى ولكن حق و واقع خلاف همه اين اقوال است، زيرا حقيقت اين را نمى دانند مگر راسخان فى العلم، از آنها هم تعداد كمى با آن حقيقت آشنا هستند". من اصرار كردم كه معناى آن را برايم بگوئيد. وى سخت گريست و گفت: "هيچ چيز را از تو مضايقه نمى كنم ... در فرا گرفتن معناى اسم، اثر بزرگى است ولى به مجرد انتشار، من و تو را خواهند كشت! چنانچه عهد كنى به كسى نگويى اين معنا را اظهار مى كنم" ... من به تمام مقدسات قسم خوردم كه نام او را فاش نكنم پس گفت: "اين اسم از اسماء پيامبر مسلمين است و به معناى احمد و محمد است".
پس از آن كليد آن اطاق كوچك را به من داد و گفت: "در فلان صندوق راباز كن و فلان و فلان كتاب را بياور "كتاب ها را نزد او آوردم اين دو كتاب به خط يونانى و سريانى پيش از ظهور پيامبر اسلام بر پوست نوشته شده بود.
در هر دو كتاب لفظ فارقليطا را به معناى احمد و محمد ترجمه نموده بودند سپس استاد اضافه كرد: "علماء نصارى قبل از ظهور پيامبر اسلام اختلافى نداشتند كه فارقليطا به معناى احمد و محمد است ولى بعد از ظهور محمد براى بقاى رياست خود و استفاده مادى آن را تأويل كردند و معناى ديگرى براى آن اختراع نمودند و آن معنا قطعاً منظور صاحب انجيل نبوده است."
سؤال كردم "درباره دين نصارى چه مى گويى؟" گفت: "با آمدن دين اسلام منسوخ است،" اين لفظ را سه بار تكرار نمود پس گفتم: "در اين زمان طريقه نجات و صراط مستقيم ... كدام است؟" گفت: "منحصر است در متابعت محمد(صلى الله عليه وآله)".
گفتم: "آيا تابعان او از اهل نجاتند؟" گفت: "اى وَاللهِ "(سه بار تكرار كرد) ...
سپس استاد گريه كرد و من هم بسيار گريستم گفت: "اگر آخرت و نجات مى خواهى البته بايد دين حق را قبول نمايى ..." و من هميشه تو را دعا مى كنم به شرط اين كه در روز قيامت شاهد باشى كه در باطن مسلمان و از تابعان حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) هستم ... هيچ شكى نيست كه امروز بر روى زمين دين اسلام دين خدا است ...»(11)
چنانكه ملاحظه مى كنيد طبق اين سند علماى اهل كتاب پس از ظهور پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)به خاطر منافع شخصى خود، نام و نشانه هاى او را طور ديگرى تفسير و توجيه كردند!

سؤال

در اينجا سؤالى مطرح است كه: نام معروف پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) (محمد)صلى الله عليه وآله مى باشد در حالى كه در آيه 6 سوره صف به عنوان احمد از او ياد شده است، اين دو واژه گر چه از نظر معنا و مفهوم (ستوده)، تفاوت چندانى ندارد ولى ظاهراً دو اسم مختلف است بنابراين اگر فارقليطا را به معناى ستوده بگيريم با هر دو مى سازد، ولى تعبير قرآن (احمد) با نام معروف پيامبر(صلى الله عليه وآله)سازگار نيست.

پاسخ:

با توضيح چند نكته جواب اين سؤال به خوبى روشن مى شود:
1.در تواريخ آمده است كه پيامبر اسلام از كودكى دو نام داشت وحتى مردم او را با هر دو نام خطاب مى كردند: يكى محمّد و ديگرى احمد. اولى را جدش عبدالمطلب براى او برگزيده بود و دوّمى را مادرش آمنه. اين مطلب در كتاب سيره حلبى مشروحاً ذكر شده است.
2.از كسانى كه مكرر پيامبر اسلام را با اين نام ياد كرده اند عمويش ابوطالب بود. امروز هم در كتابى كه به نام ديوان ابوطالب در دست ما است اشعار زيادى ديده مى شود كه در آن از پيغمبر گرامى اسلام به عنوان احمد ياد شده مانند:
اَرادوُا قَتْلَ اَحْمَدَ ظالِمُوهُمْ               وَلَيْسَ بِقَتْلِهِمْ فيهِمْ زَعيمٌ
«ستمگران آنها تصميم قتل احمد را داشتند ـ ولى براى اين كار رهبرى نيافتند».
وَ اِنْ كانَ اَحْمَدُ قَدْ جائَهُمْ                  بِحِقٍّ وَلَمْ يَأتِهِمْ بِالْكَذِبِ
«قطعاً احمد آيين حقّى براى آنها آورده ـ و هرگز دروغ نياورد.»(12)
در غير ديوان ابوطالب نيز اشعارى از ابوطالب نيز در اين زمينه نقل شده مانند:
لَقَدْ اَكْرَمَ اللهُ النَّبِىَّ مُحَمَّداً                فَاَكْرَمُ خَلْقِ اللهِ فِى النّاسِ اَحْمَدُ
«خداوند پيامبر خود محمّد را گرامى داشت ـ و لذا گرامى ترين خلق خدا در ميان مردم احمد است».(13)
3. در اشعار حسّان بن ثابت، شاعر معروف عصر پيامبر نيز اين تعبير ديده مى شود:
وَمُفْجَعَةٌ قَدْ شَفَّها فَقْدُ اَحْمَدَ             فَظَلَّتْ لاِلاءِ الرَّسُولِ تُعَدِّدُ
«مصيبت زده اى كه فقدان احمد او را لاغر كرده بود ـ و پيوسته عطايا و مواهب رسول خدا را بر مى شمرد».(14)
اشعارى كه از ابوطالب يا غير او، نام احمد (به جاى محمد) در آن آمده آن قدر فراوان است كه مجال نقل همه آنها در اينجا نيست. اين بحث را با شعر جالب ديگرى از فرزند ابوطالب على(عليه السلام) پايان مى دهيم.
اَتَأمُرُنى بِالصَّبْر فى نَصْرِ اَحْمَدَ          وَوَاللهِ ما قُلْتُ الَّذى قُلْتُ جازِعاً
سَاَسْعى لِوَجْهِ اللهِ فى نَصْرِ اَحْمَدَ      نَبِىِّ الْهَدى الَْمحْمُودِ طِفْلا وَ يافِعاً
«آيا به من مى گويى در يارى احمد شكيبا باشم ـ به خدا سوگند من آنچه را گفتم از روى جزع و بى صبرى نگفتم.»
«من براى خاطر خدا در يارى احمد مى كوشم ـ همان پيامبر هدايت كه در طفوليت و جوانى پيوسته محمود و ستوده بود.»(15)
4. در رواياتى كه در مسأله معراج وارد شده بسيار مى خوانيم كه خداوند پيامبر اسلام را در شب معراج بارها به عنوان احمد خطاب كرد و شايد از اينجا است كه مشهور شده نام آن حضرت در آسمان ها احمد و در زمين محمد(صلى الله عليه وآله) مى باشد. در حديثى از امام باقر(عليه السلام)نيز آمده است كه: «پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)ده نام داشت كه پنج نام آن در قرآن آمده: محمد و احمد و عبدالله و يس و ن.»(16).
5. هنگامى كه پيامبر، آيات فوق (آيات سوره صف) را براى مردم مدينه و مكه خواند و قطعاً به گوش اهل كتاب نيز رسيد; هيچ كس از مشركان و اهل كتاب ايراد نكردند كه انجيل بشارت از آمدن احمد داده، نام تو محمّد است. اين سكوت خود دليل بر شهرت اين اسم در آن محيط است، زيرا اگر اعتراضى شده بود براى ما نقل مى شد چراكه اعتراض هاى دشمنان حتى در مواردى كه بسيار زننده بود نيز در تاريخ ثبت است.
از مجموع اين بحث نتيجه مى گيريم كه نام احمد از نام هاى معروف پيامبر اسلام بوده است.
2.بشارت ديگرى در سفر تكوين و پيدايش تورات در فصل هفتم به چشم مى خورد كه نشانه هاى آن جز بر پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) تطبيق نمى كند. در جمله هاى 17 تا 20 چنين مى خوانيم: «و ابراهيم به خدا گفت: "كه اى كاش اسماعيل در حضور تو زندگى نمايد ..." و در حق اسماعيل (دعاى) ترا شنيدم، اينك او را بركت دادم و او را بارور گردانيده به غايت زياد خواهم نمود، و دوازده سرور توليد خواهد نمود، و او را امت عظيمى خواهم نمود».
در كتاب انيس الاعلام متن اين جمله هاى تورات را كه با زبان عبرى در اختيار داشته است نقل كرده و در ترجمه آن چنين مى نويسد: « ... و او را بارور و بزرگ گردانيد به ماد ماد و دوازده امام كه از نسل او خواهد بود و او را امت عظيمى خواهم نمود».
سپس مى افزايد: «ماد ماد همان عبرانى محمد(صلى الله عليه وآله)است».(17)
با توجه به اين كه پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مسلماً از دودمان اسماعيل است و در بشارت فوق آمده كه او را امت عظيمى خواهد بود، و دوازده سرور و امام به وجود خواهد آورد، روشن مى شود كه مصداقى جز شخص پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) ندارد و اگر واژه ماد ماد نيز به آن ضميمه شود كه در متن عبرى آمده هر چند در ترجمه عربى به فارسى، آن را نياورده اند مسأله بسيار روشنتر خواهد بود.
هر گاه گفته شود اين دوازده امام و سرور و همچنين امت عظيم ممكن است اشاره به موسى(عليه السلام) و اسباط دوازده گانه بنى اسرائيل باشد، و در واقع خداوند به ابراهيم(عليه السلام) بشارت به ظهور موسى(عليه السلام) داده است پاسخ آن روشن مى باشد، زيرا موسى(عليه السلام)و اسباط بنى اسرائيل از دودمان اسحاق اند، در حالى كه در عبارت فوق از دودمان اسماعيل معرفى شده اند كه هيچ مصداقى جز پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)نمى تواند داشته باشد.
3.در سفر پيدايش تورات، باب 49، شماره 10، چنين آمده: «عصاى سلطنت از يهودا، و فرمان فرمايى از پيش پايش نهضت نخواهد نمود تا وقتى كه شيلوه بيايد كه به او امتها جمع خواهند شد».
ظاهر اين عبارت اين است كه حاكميت يهودا و فرمان فرمايى بنى اسرائيل ادامه خواهد داشت تا زمانى كه شيلوه ظاهر شود و امتها گرد او جمع گردند، اما در اين كه منظور از شيلوه كيست يا چيست؟ نويسندگان يهود و نصارى، احتمالات بسيارى داده اند كه بسيارى از آنها با جمله بالا به هيچ وجه سازگار نيست از جمله اين كه شيلوه به معناى محل استراحت و يا شهرى در شمال بيت ايل و يا محلى كه الآن آن را سيلون مى نامند، مسلماً تعبير به آمدن و اجتماع امتها در اطراف او اشاره به شخص است نه اشاره به مكان و محلى.
نويسنده كتاب قاموس مقدس، مسترهاكس آمريكايى ضمن بر شمردن معانى مختلفى براى اين واژه، يكى ازمعانى آن را فرستاده ذكر مى كند كه با واژه رسول يا رسول الله موافق است.
تنها چيزى كه در اينجا ممكن است گفته شود اين است كه اين بشارت تورات اشاره به ظهور حضرت مسيح(عليه السلام) باشد همان گونه كه گفته اند. ولى به گفته فخرالاسلام در كتاب انيس الاعلام اين احتمال صحيح نيست چرا كه حضرت مسيح(عليه السلام)از سوى مادر از فرزندان يهودا است، بنابراين حاكميت او ادامه حاكميت يهودا است و در اين صورت مصداقى براى آن جز پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)فرستاده خدا وجود ندارد كه با ظهور او حكومت آل يهود مخصوصاً در مدينه و خيبر و شامات و بسيارى از مناطق ديگر برچيده شد.(18)
البته بشارات متعدد ديگرى نيز از كتب عهدين ذكر كرده اند كه شرح تمام آنها به طول مى انجامد و بعضى قابل ايراد و خدشه است، كسانى كه مايل به تحقيق بيشتر در اين باره باشند مى توانند به كتب انيس الاعلام و بشارات عهديه و اَلْبِشاراتُ وَالْمُقارِناتُ مراجعه نمايند.



پی نوشتها:

1.انجيل يوحنا، باب 14، جمله 16.
2. همان مدرك، باب 15، جمله 26.
3. همان مدرك، باب 16، جمله 7.
4. كتاب چراغ، صفحه 1.
5. همان مدرك، صفحه 6.
6. نثر طوبى، جلد 1، صفحه 197.
7. فرهنگ لغات قرآن، جلد 1، صفحه 351.
8. التحقيق، جلد 2، صفحه 305 (ماده حمد).
9.انجيل يوحنا، باب 14، جمله 16.
10. همان مدرك، جمله 26.
11. اقتباس با كمى اختصار از هدايت دوم، مقدمه كتاب انيس الاعلام.
12. ديوان ابوطالب، صفحه 25 و 26.
13. تاريخ ابن عساكر، جلد 1، صفحه 275.
14. ديوان حسان بن ثابت، صفحه 59.
15. الغدير، جلد7، صفحه 358.
16. الغدير، جلد7، صفحه 358.
17. انيس الاعلام، جلد 5، صفحه69.
18. انيس الاعلام، جلد 5، صفحه 73.

 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

labbaik

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
  دغدغه جانباز جنگ تحمیلی از بی‌توجهی به قرآن
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد