:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

جمعه 29 تير 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : به دنيا آرامش يافتن در حالي كه ناپايداري آن مشاهده ميگردد ، از ناداني است .
 
 
 
تفسیر موضوعی قرآن کریم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی


حديث امامان اثنا عشر

حديث ديگرى كه موقعيّت اهلبيت(عليهم السلام) را در مسأله ولايت و امامت به طور عام آشكار مى سازد; و مى تواند بسيارى از سؤالات را كه در اين زمينه است پاسخ گويد، «حديث ائمه اثنا عشر» است، كه از معروف ترين و مشهورترين احاديث اسلامى است و در اكثر كتب صحاح نقل شده و در واقع قولى است كه جملگى بر آن اند!
نخست به طور خلاصه به سراغ اسناد حديث مى رويم، و سپس به طور فشرده به محتواى آن مى پردازيم:
اين حديث از گروهى از صحابه پيامبر(صلى الله عليه وآله) نقل شده است كه بيشترين اسناد آن به جابر بن سمره مى رسد، و سپس به عبدالله بن مسعود و عبدالله بن عمر و عبدالله بن عمرو بن عاص و عبدالملك بن عمير و ابى الجلد و ابى جحيفه (كه حداقل هفت نفر از صحابه هستند) ولى حفّاظ و ناقلان حديث كه آن را در كتاب هاى خود نقل كرده اند بالغ بر ده ها كتاب مى شود. اكنون به قسمتى از آن توجه فرمائيد:
1ـ در صحيح مسلم از جابر بن سمره نقل شده كه مى گويد:« سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(صلى الله عليه وآله)يَقُولُ: لايَزالُ الاِسلامُ عَزيزاً اِلى اِثْنى عَشَرَ خَليفَةً ـ ثُمَّ قالَ كَلِمَةً لَمْ اَفْهَمْها! فَقُلْتُ لاَبى ما قالَ؟ فَقالَ كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْش!»:
«شنيدم كه رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) فرمود: "سلام پيوسته عزيز خواهد بود تا دوازده خليفه بر مسلمانان حكومت كنند،" سپس سخنى فرمود كه من نفهميدم، پس به پدرم (كه در آنجا حاضر و از من به پيامبر(صلى الله عليه وآله)نزديك تر بود) گفتم: "پيامبر(صلى الله عليه وآله) چه فرمود؟" گفت:" فرمود: "تمام آنها از قريش اند". (1)
در همين كتاب با سند ديگرى از جابر، تعبير ديگرى را نقل مى كند و به جاى « لايَزالُ هذا الدّينِ عزيزاً»، « لايَزالُ هذاالاَمرُ» را ذكر مى كند و البتّه در تعبير سومى با سند ديگرى
«لايَزالُ هذاالدّين عزيزاً منيعاً» نيز آمده است; و در تعبير چهارمى از عامر بن سعدبن ابى وقاص نقل مى كند كه به جابر بن سمره نامه اى نوشتم كه بعضى از اخبارى را كه خودت از پيامبر(صلى الله عليه وآله) شنيده اى براى من بنويس. او چنين نوشت كه من از پيامبر(صلى الله عليه وآله)شنيدم كه مى فرمود: « لايَزالُ الدّينُ قائماً حتى تقومُ الساعةُ، او يَكونُ عليكُم اثْنى عشَرَ خَليفَةً كُلُّهُم من قُرَيش»: «دين اسلام برپا است تا قيام قيامت، تا اينكه بر شما دوازده خليفه حكومت مى كنند كه همه از قريش اند» همچنين شنيدم فرمود: « عُصَيبَةٌ من المُسلِمينَ يَفتَتِحونَ بيتَ ابيَضَ، بيتِ كسرى او آلِ كسرى»: «گروه كوچكى از مسلمانان كاخ سفيد، كاخ كسرى يا خاندان كسرى را فتح مى كنند». و نيز شنيدم كه مى فرمود: « اِنَّ بينَ يدىِ الساعةِ كَذابينَ فاحذَروهُم»: «قبل از قيامت دروغ گويانى آشكار مى شوند، از آنها دورى كنيد».(2)
در طريق ديگرى در همان صحيح مسلم از جابر آمده است: « لايَزالُ هذا الدّينُ عزيزاً منيعاً الى اثنى عَشَرَ خليفَةً»: «اين دين قدرت مند وشكست ناپذير خواهد بود تا دوازده خليفه بر آن حكومت كنند»، و در آخر اين حديث نيز همان جمله «كُلُّهُم مِن قُرَيش» ديده مى شود.(3)
2ـ همين حديث در صحيح بخارى با عبارت مشابهى آمده است; جابر مى گويد از پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) شنيدم كه مى فرمود: « يكونُ اثنى عَشَرَ اميراً فَقالَ كَلِمَةً لَم اسمَعْها، فَقالَ ابى اِنّهُ قالَ كُلُّهُم مِن قُرَيش»: «بعد از من دوازده امير خواهند بود» سپس سخنى فرمود كه آنرا نشنيدم، پدرم گفت كه فرمود: «همه آنها از قريش اند».(4)
3ـ همين معنى در صحيح ترمذى نيز با تفاوت جزئى ذكر شده است و ترمذى بعد از نقل آن مى گويد: « هذا حَديثٌ حَسَنٌ صَحيحٌ» «اين حديث نيكو و صحيح است». (5)
4ـ در صحيح ابى داوود نيز همين معنى با تفاوت مختصرى آمده است، و لحن حديث نشان مى دهد كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) آن را در حضور جمعيّت فرموده اند; زيرا در آن وارد شده است كه وقتى پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: «همواره اين دين نيرومند و عزيز است تا دوازده خليفه» مردم با صداى بلند تكبير گفتند. (6)
5ـ در مسند احمد ابن حنبل نيز در چنين مواردى اين حديث ذكر شده است كه بعضى از محققان شماره طرق آن را در اين كتاب به جابر، سى و چهار طريق ذكر كرده اند! (7)
در يك مورد مى خوانيم كه مسروق مى گويد: ما نزد عبدالله بن مسعود نشسته بوديم، و او براى ما قرآن مى خواند. كسى از او سؤال كرد كه آيا از رسول خدا(صلى الله عليه وآله)هرگز سؤال كرديد كه چند خليفه بر اين امت حكومت مى كنند؟ عبدالله بن مسعود در جواب گفت: «از زمانى كه به عراق آمده ام، قبل از تو كسى اين سؤال را از من نكرده است!» سپس افزود: آرى! ما از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سؤال كرديم و ايشان فرمود: " اِثْنى عَشَرَ كَعِدَّةِ نُقَباءِ بَنى اِسْرائيلَ": "دوازده نفر به تعداد نقباء و رؤساى بنى اسرائيل"! (8)
آن چه در بالا نقل كرديم مربوط به معروف ترين و معتبرترين كتب اهل سنّت است كه اين حديث از طرق مختلف در آن نقل شده و بعد از اينها در كتاب هاى متعدّد ديگرى نيز آمده است كه براى پرهيز از طولانى شدن كلام به قسمتى از نام هاى آنها اشاره كرديم و شرح بيشتر را مى توانيد از كتاب هاى احقاق الحق و فضائل الخمسة و منتخب الاثر و مانند آنها به دست آوريد.

محتواى حديث ائمه اثنى عشر(عليهم السلام)

تعبيراتى كه در اين روايات آمده متفاوت است. در بعضى تعبير به «اثنى عشر خليفه»! (دوازده جانشين) شده، و در بعضى عبارت «اثنى عشر اميراً» آمده، و در بعضى سخن از ولايت و حكومت دوازده مرد است: « ما وَلّاهُمْ اِثْنى عَشَرَ رَجُلا». ولى غالباً تعبير به خليفه شده است، و در بعضى نيز تنها عدد ذكر شده است: « اثنى عشر كَعِدَّةِ نُقباءِ بَنى اِسْرائيلَ»: «يعنى دوازده نفر مانند رؤساى قبائل بنى اسرائيل آمده»، و در بعضى نيز تعبير به دوازده قيّم شده است.
ولى روشن است كه همه اينها از يك سو اشاره به مسأله خلافت و ولايت و حكومت است، و به همين دليل همگى در نتيجه يكسان اند; و از سوى ديگر در بعضى عبارت: « لايَزالُ هذَا الدّينُ عَزيزاً مَنيعاً»: «پيوسته اين دين قدرتمند و شكست ناپذير است ...»;
و در بعضى جمله: « لايَزالُ اَمْرُ اُمَّتى صالِحاً»: «پيوسته كار امت من بر صلاح است اگر ...»و در بعضى تعبير: « لايَزالُ اَمْرُ هذِهِ الاُمَّةِ ظاهرِاً»: «پيوسته كار اين امت غالب و پيروز است ...»;
و در بعضى: «ما ضِياً»: «رو به راه است»;
و در بعضى جمله: « لا يَضُرُّهُمْ خَذَلَهُمْ»: «كسى نمى تواند به آنها زيان برساند و آنان را خوار كند» آمده است; و تعبيرات ديگرى از اين قبيل كه باز همه اشاره به يك واقعيّت دارد و آن صلاح امر امت و قدرت و پيروزى و نجات آنها است.
از سوى سوم در غالب اين روايات كه به طرق مختلف نقل شده جمله: « كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْش»: «همه از قريش اند» ديده مى شود، تنها در بعضى از روايات مانند روايتى كه قندوزى حنفى در ينابيع المودّة نقل كرده در ذيل همان روايت، جابر بن سمره از كتاب مودّة القربى نقل مى كند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: « كُلُّهُمْ مِنْ بَنى هاشِمْ»: «همه از بنى هاشم اند»! (9)
در غالب اين احاديث آمده كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) به هنگام بيان جمله اخير صداى خود را آهسته كرد، و جمله فوق را مخفيانه گفت و اين به خوبى نشان مى دهد كه افرادى با بودن دوازده جانشين پيامبر(صلى الله عليه وآله) در قريش با بنى هاشم مخالف بودند، تا آنجا كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) به طور مخفى اين امر را بيان فرمود!
به هر حال تفسير اين حديث شريف كه در منابع معروف و دست اول آمده و همه علماى اسلام به آن معترفت هستند، براى پيروان مكتب اهل بيت(عليهم السلام) روشن است، و آنها مفهوم آن را چيزى جز دوازده امام معصوم(عليهم السلام) نمى دانند; ولى تفسير آن براى پيروان مذاهب ديگر اسلامى به صورت يك مسأله بغرنج و بسيار پيچيده و معضل در آمده است، به طورى كه با اطمينان و يقين مى توان گفت هيچ يك از آنان تفسير روشنى براى آن بيان نكرده اند; و دليل آن هم معلوم است: چون خلفاى نخستين، چهار نفر بودند. حكّام بنى اميّه چهارده نفر بوده اند .(10) و حكّام بنى عبّاس بالغ بر سى و هفت نفر در تاريخ مرقوم شده است، و هيچ كدام از اينها بر ائمه اثنى عشر تطبيق نمى كند، همان گونه كه جمع و تفريق آنان نسبت به يكديگر نيز مشكلى را حل نخواهد كرد; مگر آنكه پيش خود بنشينيم و بعضى را به ميل خويش حذف كنيم و بعضى را بپذيريم، و با تكلّف عدد دوازده را زنده كنيم كه آن هم با هيچ منطقى سازگار نيست.
بهتر است در اينجا زمام سخن را به دست حافظ سليمان بن ابراهيم قندوزى حنفى بسپاريم، او در كتاب معروف ينابيع الموده مى گويد:
«بعضى از محققين گفته اند احاديثى كه دلالت مى كند خلفاء بعد از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)دوازده نفراند; از طرق كثيره مشهوره نقل شده است و با گذشت زمان دانسته مى شود مقصود رسول خدا(صلى الله عليه وآله) از اين حديث امامان دوازده گانه از اهل بيت و عترت او هستند; زيرا اين حديث را نمى توان بر خلفاى نخستين بعد از او (پيامبر مكرّم اسلام(صلى الله عليه وآله) تطبيق نمود; زيرا عددشان كمتر از دوازده نفر مى باشد و نيز نمى توان آنرا منطبق بر پادشاهان بنى اميه دانست زيرا ازيك سو بيش از دوازده نفراند، و از سوى ديگر همه آنها مرتكب ظلم و ستم هاى آشكارى شدند، جز عمر بن عبدالعزيز و از سوى سوم آنها از بنى هاشم نيستند (در حالى كه در بعضى از طرق حديث آمده كه آنها همه از بنى هاشم اند) اين روايت مخصوصاً با آهسته گفتن اين جمله ازسوى پيامبر(صلى الله عليه وآله)سازگارتر است; زيرا گروهى از آنها خلافت بنى هاشم را دوست نداشتند; و نيز نمى توان آنها را بر پادشاهان بنى عباس تطبيق كرد، چرا كه تعداد آنها از دوازده نفر بيشتر است، و به علاوه هرگز رعايت آيه: ( قُل لا اَسُئَلُكُمْ عَلَيْهِ اَجْراً اِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُربى)(11) و همچنين حديث كساء را رعايت نكردند، بنابراين راهى جز اين نمى ماند كه اين حديث را بر امامان دوازده گانه و اهلبيت پيامبر(صلى الله عليه وآله) و عترتش منطبق بدانيم; زيرا آنها آگاه ترين مردم زمان خود و بزرگوارترين و با تقواترين آنها بودند و حسب و نسب آنها از همه برتر بود». (12)
دكتر محمد تيجانى سماوى كه نخست در زمره اهل سنّت بوده و سپس تشيّع را انتخاب كرده، و در كتابى كه به عنوان دليل تشيع خود نگاشته و آن را به نام « لَأَكُونَ مَعَ الصّادِقينَ» ناميده است، در چند جمله كوتاه و پر معنى در اين زمينه مى گويد: «اين احاديث (احاديث ائمه اثنى عشر) به هيچ وجه قابل تصحيح و تفسير نيست، جز هنگامى كه آن را به امامان دوازده گانه اهل بيت(عليهم السلام) كه شيعه اماميه به آن معتقداند تفسير كنيم، و بزرگان و پيشوايان اهل سنّت بايد اين معما را حل كنند، زيرا عدد ائمه اثنى عشر كه روايت آن را در كتب صحاح خود نوشته اند تا امروز به صورت سؤال و معمائى باقى مانده است كه هيچ جوابى براى آن نيافته اند. (13)
عجب اينكه بعضى خواسته اند اين حديث شريف را تفسير كنند، بى آنكه اعتقاد پيروان اهل بيت(عليهم السلام) را در اين زمينه بپذيرند و گرفتار تكلّفات شگفت آورى شده اند; از يك سو يزيد و مانند او را در زمره دوازده نفر شمرده اند كه اسلام به وسيله آنها سربلند و عزيز و قدرتمند شده! و از سوى ديگر تعدادى از خلفا را به ميل خود حذف كرده اند.
به عقيده ما حداقل اگر سكوت مى كردند، از اين توجيهات آبرومندانه تر بود.
و از همه شگفت انگيزتر تفسيرى بود كه در يكى از سفرهاى زيارت بيت الله الحرام از يكى از علماى مكه در مسجد الحرام شنيديم و آن اينكه: امامان دوازده گانه چهار نفرشان، همان خلفاء چهارگانه نخستين بودند، و هشت نفر در زمان هاى آينده ظهور خواهند كرد!
در حالى كه هر كس اين حديث را بخواند مى داند كه منظور، وجود دوازده جانشين پى در پى است و تعبيرهايى هم چون: «لايَزالُ هذا الدّينُ مَنيعاً عزيزاً» يا تعبير: «لايَزالُ هذَا الدينُ قائِماً حَتّى تَقُومَ السّاعَةُ»، به وضوح و با صراحت اين معنى را مى فهماند كه سلسله خلفاى دوازدگانه پيامبر(صلى الله عليه وآله) تا پايان جهان تداوم خواهد يافت.
اين بحث را با حديثى از حافظ ابونعيم اصفهانى (از كتاب حلية الاولياء) پايان مى دهيم او با سندش از ابن عباس نقل مى كند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: « مَنْ سَرَّهُ اَنْ يَحْيى حَياتى وَ يَمُوتَ مَماتى، وَيسْكُنَ جَنَةُ عَدْن غَرَسَها رَبّى، فَلْيُوالِ عَليّاً مِنْ بَعْدى، وَلْيُوالِ وَليَّهُ وَلْيَقْتَدِ بِالاَئمَّةِ مِنْ بَعْدى فَاِنَّهُمْ عِتْرَتى»: «كسى كه دوست دارد همانند من زندگى كند و همانند من بميرد، و در جنّات عدن كه پروردگارم درختان آن ها را نشانده است ساكن شود، بعد از من على(عليه السلام) را دوست بدارد و هم چنين ولىّ او را به دوستى برگزيند، و به امامانى كه بعد از من اند اقتدا كند كه آنها عترت من هستند». (14)

نكته

در اينجا نكته مهمى وجود دارد كه با يك اشاره از آن گذشته و شرح آن را به مباحث آينده موكول مى كنيم; و آن اينكه در روايات متعدّدى كه از طرق اهل سنّت و شيعه نقل شده، نام امامان دوازده گانه ـ به همين گونه كه پيروان مكتب اهل بيت معتقداند ـ آمده است، و در بعضى طرق اين روايات تنها به ذكر نام اولين آنها على(عليه السلام) و آخرين آنها مهدى (عج) به عنوان « اَوَّلُهُمْ عَلىٌّ وَ آخِرُهُمْ مَهْدىٌّ،» بسنده كرده است و در بعضى از آنها اشاره به سومين آنها (يعنى امام حسين(عليه السلام)) شده است به اين صورت كه از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل شده كه اشاره به او (امام حسين(عليه السلام)) كرد و فرمود:
« هذا اِبْنى اِمامٌ، ابْنُ اِمام، اَبُو اَئِمَّة تِسْعَة»: «اين فرزندم امام، و فرزند امام، و برادر امام، و پدر امامان نه گانه است» (15) و به اين ترتيب به همه امامان دوازده گانه اشاره شده است.



پی نوشتها :

1. صحيح مسلم، جلد 3، صفحه 1453، طبع بيروت (داراحياء التراث العربى).
2. همان مدرك.
3. همان مدرك.
4. صحيح بخارى، جلد3، جزءنهم، صفحه 101، در بابى كه آنرا قبل از باب اخراج الخُصوم و اهل ريب، آورده است) طبع دارُ الجَبل بيروت.
5. صحيح ترمذى، جلد 4، صفحه 501 (طبع داراحياء التراث العربى بيروت ـ باب ماجاء فى الخلفاء، حديث 22223).
6. صحيح ابى داوود جلد 4 (طبع بيروت داراحياء السنة النبويه كتاب المهدى).
7. به كتاب منتخب الاثر، صفحه 12 و احقاق الحق جلد 13 مراجعه شود.
8. مسند احمد، جلد 1، صفحه 398 (طبع دارالصادق بيروت).
9. ينابيع الموده، صفحه 445، باب 77.
10. آنها عبارتند از 1ـ معاويه اول، 2ـ يزيد اول، 3ـ معاويه دوم، 4ـ مروان اول، 5ـ عبدالملك، 6ـ وليد اول، 7ـ سليمان بن عبدالملك، 8ـ عمر بن عبدالعزيز، 9ـ يزيد دوم، 10ـ هشام بن عبدالملك، 11ـ وليد دوم، 12ـ يزيد سوم، 13ـ ابراهيم بن وليد، 14ـ مروان دوم و امويين اندلس، تعداد آنها از اين هم بيشتر است (دائرة المعارف دهخدا).
11. سوره شورى، آيه 23.
12. ينابيع الموده، صفحه 446، دنباله باب 77.
13. كتاب لَأَكُونَ مَعَ الصّادقين، صفحه 146.
14. حلية الاولياء، جلد 1، صفحه 86 (مطابق نقل فضائل الخمسه من الصحاح السته، جلد 2، صفحه 34).
15. مرحوم علامه در كشف المراد (شرح تجريد العقايد) مى گويد: اين حديث به طور متواتر از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل شده است (كشف المراد، صفحه 314) طبع مكتبة المصطفوى قم.



 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

labbaik

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
  دغدغه جانباز جنگ تحمیلی از بی‌توجهی به قرآن
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد