:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

چهارشنبه 27 تير 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : قبل از آزمودن اشخاص اطمينان پيدا كردن ، از عجز و ناتواني است .
 
 
 
 
تفسير موضوعي قرآن كريم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی



حَسیب - سَرِیعُ الحِساب - اَسرَعُ الحاسِبین - سَرِیعُ العِقاب - شَدیدُ العِقاب


پنج وصف بالا که همه از صفات فعل است عموماً اشاره به حساب و عقاب مى کند و هشدارهایى است به بندگان که مراقب اعمال خویش در رابطه با گناهان و تخلّف از وظائف خویشتن و تجاوز به حقوق دیگران باشند و در ضعف، قدرت، فقر و مکنت، این حقیقت را فراموش نکنند که پیوسته در محضر خدا هستند. خدا حسابگر، سریع العقاب و شدید العقاب است و این اوصاف الهى در آیات قرآن منعکس مى باشد. به آیات زیر گوش جان فرا مى دهیم:

1. (وَ کَفى بِاللهِ حَسیباً): «(اگر چه) خداوند براى محاسبه کافى است!»(1)

2. (وَ اللهُ سَرِیعُ الْحِسابِ): «و خداوند، سریع الحساب است.»(2)

3. (وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبینَ): «و او، سریعترین حسابگران است.»(3)

4. (إِنَّ رَبَّکَ سَریعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحیمٌ): «به یقین پروردگار تو داراى مجازات سریع و (در عین حال نسبت به حق پویان) آمرزنده و مهربان است.»(4)

5. (وَ اتَّقُوا اللهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ شَدیدُ الْعِقابِ): «و بدانید که خداوند سخت کیفر است.»(5)

توضیح و پیام

واژه «حسیب» از ماده «حساب» است و در مقاییس اللّغه چند معنا براى آن ذکر شده: شمردن، کفایت کردن و «حُسبان» به معناى نوعى متکاى کوچک و «اَحْسَبْ» به معناى بیمارى پیسى، ولى در کتاب التحقیق تمام اینها به یک معنا باز گردانده شده و آن جستجو براى اطلاع از حال چیزى و رسیدگى به آن است، و از آنجا که شمردن، وسیله اى است براى این معنا، همان گونه که کفایت کردن از لوازم و نتائج آن است، در این معانى نیز به کار رفته است.
«حَسَبَ» (بر وزن نسب) به معناى دارا بودن پدران و نیاکان با شخصیت است که مى توان آنها را به حساب آورد! و همچنین احتساب مصیبت به معناى این است که آن را به حساب خدا بگذارند و اجر الهى بطلبند و «حُسبان» (بر وزن غُفران) به معناى آتش (صاعقه) و عذاب است، زیرا مجازاتى است که بعد از حساب اعمال بعضى از اقوام به آنها مى رسد.
به هر حال واژه «حسیب» هنگامى که در مورد خداوند به کار مى رود، به گفته مرحوم صدوق در کتاب توحید به یکى از سه معنا مى باشد: کسى که همه چیز جهان را احصاء کرده و از آنها آگاه و با خبر است و کسى که حساب بندگان را (در قیامت) رسیدگى مى کند و به آنها جزا مى دهد و کسى که کفایت امور بندگان مى کند.(6)
ولى آنچه از آیات قرآن استفاده مى شود این است که این واژه به همان معناى رسیدگى به حساب است، زیرا از چهار موردى که این تعبیر در قرآن مجید آمده، حداقل سه مورد از آن قطعاً به معناى رسیدگى به حساب اعمال است.
از اینجا روشن مى شود که واژه فوق با واژه «سریع الحساب» و «اسرع الحاسبین» متقارب است.
در این که چرا خداوند به عنوان «اَسْرَعُ الْحاسِبِیْنَ» توصیف شده است مفسّران تعبیرات گوناگى دارند.
قرطبى در تفسیرش مى گوید: به خاطر آن است که حسابگرى او نیاز به هیچ گونه تفکر و اندیشه ندارد.(7)
آلوسى در روح المعانى مى گوید: به خاطر آن است که حساب تمام خلایق را در کمترین مدت مى رسد، بى آن که حساب کسى او را از حساب دیگرى مشغول دارد.(8)
همین معنا را مفسّر بزرگ مرحوم طبرسى در مجمع البیان آورده است.(9)
در احادیث اسلامى نیز تعبیرهاى جالبى در این زمینه آمده است: در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام)مى خوانیم: «همان گونه که خداوند در یک زمان به همه بندگان روزى مى دهد در یک زمان نیز به حساب همه آنها را رسیدگى مى کند»(10)
در حدیث دیگرى مى خوانیم: «اِنَّهُ تَعالَى یُحاسِبُ الْخَلائقَ کُلَّهُمْ فى مِقْدارِ لَمْحِ الْبَصَرِ»: «خداوند به حساب همه بندگان در یک چشم بر هم زدن مى رسد.(11)
در حدیث دیگرى آمده است: «اِنَّهُ سُبْحانَهُ یُحاسِبُ جَمِیْعَ عِبادِهِ عَلَى مِقْدارِ حَلْبِ شاة»: «خداوند حساب تمام بندگان را در زمان کوتاهى به اندازه دوشیدن یک گوسفند رسیدگى مى کند!»(12)
مفسّران دیگر نیز کم و بیش همین تعبیرات را آورده اند، ولى حق این است که تعبیرات مفسّران هیچ کدام نمى تواند عمق واژه هاى فوق را بیان کند. در حقیقت باید گفت: اصلاً خداوند نیازى به حساب کردن ندارد، چرا که مجموعه تمام اعمال بندگان یکجا نزد او حاضر است!
جالب این که امروز کامپیوترهایى ساخته شده که در یک ثانیه چند صد میلیون یا چند میلیارد حساب ریاضى را حل مى کنند! و این نشان مى دهد که سرعت حساب در عصر ما به کجا رسیده است!
جائى که بشر با تمام ضعف هایى که دارد بتواند از چنین سرعت حسابى برخوردار گردد، حسابگرى قادر متعال که توانائیش نامحدود و علمش بى حساب است ناگفته پیدا است.
اصولاً همان گونه که در تفسیر نمونه نیز اشاره کرده ایم، آثار اعمال انسان باقى مى ماند و تدریجاً متراکم مى شود و این خود بهترین وسیله حساب است. درست مثل کارخانه هایى که هر قدر چرخ هاى آن گردش مى کند شماره مى اندازد، یا اتومبیل ها که هر قدر راه مى رود کیلومتر شمار آن به جلو مى رود، براى آگاهى از میزان کار آن کارخانه و این اتومبیل هیچ گونه نیازى به حساب گرى نیست، همه چیز روشن و همه چیز حاضر و آماده است.
بنابراین از یک سو علم بى پایان خداوند و حضور جاویدان او در همه عالم هستى، و از سوى دیگر باقى ماندن آثار اعمال و تراکم آنها سبب مى شود که در یک چشم بر هم زدن حساب همه خلائق رسیده شود.
پیامى که این اوصاف الهى «حسیب، سریع الحساب، اسرع الحاسبین» مى دهد از یک سو هشدارى است به همه انسان ها که کوچکترین اعمال خلاف خود را از نظر دور ندارند و یقین کنند حسابگر اعمالشان خداوندى است که ذرّه اى از اعمال نیک و بد انسان ها از دیدگاه علمش پنهان نمى ماند. فراموشى فراموشکاران، گرد نسیان بر آن نمى پاشد و در یک لحظه زودگذر در قیامت عظمى به تمام این حساب ها مى رسد.
از سوى دیگر درس حسابگرى در تمام کارها زندگى را به انسان مى آموزد،که در هر کار و در هر چیز اهل حساب باشند، هیچ امرى بى حساب در زندگى آنها ظاهر نشود.
واژه «عِقاب» از ماده «عَقِب» (بر وزن خَشِن) به معناى پاشنه پا گرفته شده سپس به آخر هر چیزى اطلاق شده است، ولى در مقائیس اللّغه براى «عَقِب» دو معناى ذکر شده: نخست قرار گرفتن چیزى در دنبال دیگرى و دوم بلندى و شدّت و صعوبت (و لذا «عَقَبَة» به معناى گردنه است).
به مجازات هاى اعمال از این نظر «عقاب» گفته اند که عذابى است که در عقب ارتکاب اعمال بد، دامان انسان را مى گیرد.
نیز فرزندان و نوه ها را «اَعْقاب» مى گویند چون بعد از پدر و جدّ قرار دارند، پرنده مخصوص را «عُقاب» مى نامند، چرا که به سرعت به دنبال صید خود مى رود.
به هر حال وصف «شدید العقاب» در مورد خداوند هرگز به این معنا نیست که عقاب و مجازات زائد بر مقتضاى اصول عدالت است، بلکه از این نظر است که مجازات او هم در دنیا، هم در آخرت، هم در جسم و هم در جان است هیچ کس از مجرمان از آن در امان نیست و هیچ قدرتى یاراى مبارزه با آن را ندارد.
گاه در یک لحظه شهر آلوده و ننگینى را زیر و رو مى کند و بارانى از سنگ بر تبهکاران مى بارد، گاه به امواج نیل دستور مى دهد قدرت هاى فرعونى و لشکریان زورمندش را در یک زمان کوتاه درهم بکوبند و طعمه ماهیان دریا کنند.
گاه به تند باد دستور مى دهد انسان هاى نیرومند گنهکار و خانه ها و قصرهاى آنان را همچون پر کاه به آسمان برد و در نقطه هاى دور دست پرتاب کند.
گاه به پرندگان کوچکى فرمان مى دهد که با سنگریزه هاى «سِجِّیْل» سپاه فیل را در هم بکوبند و از پیشروى به سوى خانه کعبه باز دارند و آنها را مانند «عَصْف مأکول» کاه جویده شده! به روى زمین بریزند.
بالاخره گاه دستور مى دهد: سیلاب از آسمان فرو بارد و چشمه هاى خروشان از زمین بجوشد و در مدتى کوتاه طوفانى عظیم و سیلابى بزرگ سراسر زمین را فرا گیرد و جز کشتى نجات پاکان و نیکان چیزى سالم بر صفحه زمین باقى نماند!
آرى خداوند به موقع خود «شدیدُ العِقاب» است و این وصف هشدارى است به همه آنها که عصیان پروردگار را جدّى نمى گیرند و هر گناهى را به سادگى انجام مى دهد و به عواقب آن نمى اندیشند و به لطف و کرم خداوند مغرور مى شوند.
آرى او «اَرْحَمُ الرّاحِمین» است امّا در جاى عفو و رحمت در حالى که «اَشَدُّ الْمُعاقِبین» است در جاى مجازات و نقمت!
خداوندا با رحمتت با ما رفتار کن و ما را از گرفتارى در چنگال عذابت رهایى بخش که ما به گناه خود معترفیم و از پیشگاهت عذر تقصیر مى خواهیم.



پی نوشتها :

1. سوره نساء، آیه 6 ـ واژه «حسیب» چهار بار در قرآن مجید آمده که در سه مورد به عنوان وصفى از اوصاف الهى است (سوره نساء، آیه 86 و سوره احزاب، آیه 39) و در یک مورد به عنوان وصفى از اوصاف انسان در قیامت است که نامه اعمالش به دست او داده مى شود. (سوره اسراء، آیه 14)

2. سوره بقره، آیه 202 ـ این وصف هشت بار در آیات قرآن مجید آمده که دلیل روشنى بر تأکید و اهمیّت آن است. (سوره آل عمران، آیات 19 و 199 - سوره مائده، آیه 4 - سوره رعد، آیه 41 - سوره ابراهیم، آیه 51 - سوره نور، آیه 39 ـ سوره غافر، آیه 17).
3. سوره انعام، آیه 62 ـ این وصف فقط یکبار در قرآن مجید در آیه فوق آمده است.
4. سوره انعام، آیه 165 ـ این وصف دوبار در آیات قرآن آمده است آیه فوق و آیه 167 سوره اعراف.
5. سوره بقره، آیه 196 ـ این وصف چهارده بار در آیات قرآن مجید آمده که دلیل بر تأکید و اهمیّت است (سوره بقره، آیات 211 - 196 سوره آل عمران، آیه 11 - سوره مائده، آیات 2، 98 - سوره انفال، آیات 13، 25، 48، 52 - سوره رعد، آیه 6 سوره غافر، آیات 3، 22 - سوره حشر، آیات 4، 7). 6. توحید صدوق، صفحه 202 - همین معانى سه گانه نیز در مصباح کفعمى، صفحه 324 آمده است.
7. تفسیر قرطبى، جلد 4، صفحه 2443.
8. روح المعانى، جلد 7، صفحه 154.
9. مجمع البیان، جلد 2، صفحه 298، ذیل آیه 202 بقره.
10. مجمع البیان، جلد2 صفحه 298 ذیل آیه 202 سوره بقره.
11. همان مدرک.
12. مجمع البیان، جلد 3، صفحه 313 این حدیث در روح المعانى، جلد 7، صفحه 154 نیز آمده است.

 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

labbaik

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
  دغدغه جانباز جنگ تحمیلی از بی‌توجهی به قرآن
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد