:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

چهارشنبه 28 شهريور 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : بسا سخني كه از حمله‌ي مسلحانه كارگرتر است .
 
 
 
 

تفسیر موضوعی قرآن کریم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی

دگرگونیهای جنین

مقدمه:

 یکى دیگر از طرقى را که قرآن در آیات متعدّدى براى اثبات امکان معاد پیموده است بررسى در دگرگونى هایى است که نطفه از زمان قرار گرفتن در جهان مرموز و پیچیده رحم تا به هنگام تولّد طى مى کند که در حقیقت هریک از این مراحل حیات تازه و نمونه اى از معاد است!

فاصله کیفى این تطوّرات به قدرى زیاد است که انسان از مطالعه و مشاهده آن سخت در شگفتى فرو مى رود که چگونه نطفه ناچیز در این مدت کوتاه این چنین تحوّلاتى پیدا مى کند؟

از آن جا که این دگرگونى هاى صریح و بى وقفه و شگفت انگیز، از یک سو دلیل بر وجود آن مبدأ عالم و قادرى است که در ظلمات سه گانه رحم این همه نقش هاى شگرف بر آب مى زند و از سوى دیگر این تحوّلات شباهت زیادى به مسأله حیات بعد از مرگ دارد. قرآن مجید در هر دو بحث (توحید و معاد) بر آن تکیه نموده است و الحق چنین پدیده اى شایسته چنین بهره گیرى است.

با این اشاره به قرآن باز مى گردیم و به آیاتى که در این زمینه آمده است گوش جان فرا مى دهیم:

1. ( یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِّنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُّضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَیِّنَ لَکُمْ وَنُقِرُّ فِی الاََْرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمّىً ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَمِنْکُمْ مَّنْ یُتَوَفَّى وَمِنْکُمْ مَّنْ یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلاَ یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً وَتَرَى الاََْرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ ـ ذَلِکَ بِأَنَّ اللهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ یُحْىِ الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ) .(1)

2. ( أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّنْ مَّنِىٍّ یُمْنَى ـ ثُمَّ کَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ـ فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالاُْنثَى ـ أَلَیْسَ ذَلِکَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ یُحْيِيَ الْمَوْتَى) .(2)

3. ( وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالاُْنْثَى ـ مِنْ نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى ـ وَأَنَّ عَلَیْهِ النَّشْأَةَ الاُْخْرَى ) .(3)

4. ( قُتِلَ الاِْنْسَانُ مَا أَکْفَرَهُ ـ مِنْ أَىِّ شَیْءٍ خَلَقَهُ ـ مِنْ نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ـ ثُمَّ السَّبِیلَ یَسَّرَهُ ـ ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ ـ ثُمَّ إِذَا شَاءَ أَنْشَرَهُ) .(4)

5. ( وَلَقَدْ خَلَقْنَا الاِنْسَانَ مِنْ سُلاَلَةٍ مِّنْ طِینٍ ـ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّکِینٍ ـ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَاماً فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَکَ اللهُ أَحْسَنُ  الْخَالِقِینَ ـ ثُمَّ إِنَّکُمْ بَعْدَ ذَلِکَ لَمَیِّتُونَ ـ ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ تُبْعَثُونَ) .(5)

ترجمه:

1.«اى مردم! اگر در رستاخیز شکى دارید، (به این نکته توجّه کنید که:) ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه و بعد از خون بسته شده، سپس از مضغه (چیزى شبیه گوشت جویده شده) که بعضى داراى شکل و خلقت است و بعضى بدون شکل تا براى شما روشن سازیم (که بر هر چیز قادریم). و جنین هایى را که بخواهیم تا مدّت معیّنى در رحم (مادران) نگاه مى داریم (و آنچه را بخواهیم ساقط مى کنیم) بعد شما را بصورت طفلى بیرون مى آوریم. سپس هدف این است که به حدّ کمال و بلوغ خویش برسید و بعضى از شما قبض روح مى شوند و بعضى از شما به نامطلوب ترین مرحله عمر مى رسند آنچنان که بعد از علم و آگاهى، چیزى نمى دانند. و همچنین زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده مى بینى و هنگامى که آب باران بر آن فرو مى فرستیم، به جنبش در مى آید و رویش مى کند و از هر نوع گیاهان بهجت انگیز مى رویاند. ـ این بخاطر آن است که (بدانید) خداوند حق است و او است که مردگان را زنده مى کند و بر هر چیزى توانا است.»

2. «آیا او نطفه اى از منى که در رحم ریخته مى شود نبود؟! ـ سپس بصورت خون بسته درآمد و خداوند او را آفرید و موزون ساخت ـ و از آن، دو زوج مرد و زن آفرید. ـ آیا چنین کسى قادر نیست که مردگان را زنده کند؟!»

3. «و او است که دو زوج نر و ماده را آفرید ـ از نطفه ناچیزى در آن هنگام که (در رحم) ریخته مى شود ـ و این که بر خدا است ایجاد عالَم دیگر (تا عدالت اجرا گردد).»

4. «مرگ بر این انسان، چقدر كافر وناسپاس است! ـ (خداوند) او را از چه چیز آفریده است؟! ـ او را از نطفه ناچیزى آفرید سپس اندازه گیرى کرد و موزون ساخت ـ سپس راه (سعادت) را براى او آسان کرد ـ بعد او را میراند و در قبر نهاد ـ پس هرگاه بخواهد او را زنده مى کند.»

5. «و ما انسان را از عصاره اى از گِل آفریدیم ـ سپس او را نطفه اى در قرارگاهِ مطمئن (رَحِم) قرار دادیم ـ سپس نطفه را بصورت علقه (خون بسته) و علقه را بصورت مضغه (چیزى شبیه گوشت جویده شده) و مضغه را بصورت استخوانهایى درآوردیم و بر استخوانها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینش تازه اى بخشیدیم. پس بزرگ و پر برکت است خدایى که بهترین آفرینندگان است! ـ آنگاه شما بعد از آن مى میرید ـ سپس در روز قیامت برانگیخته مى شوید.»

تفسیر و جمع بندى

اگر در قیامت شک دارید جنین را ببینید!

در نخستین آیه روى سخن به تمام انسان ها است، انسان هایى که در پهنه زمان و مکان بدون استثنا زندگى دارند. مى فرماید: «اى مردم! اگر در رستاخیز شکى  دارید، (به این نکته توجّه کنید که:) ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه و بعد از خون بسته شده، سپس از مضغه (چیزى شبیه گوشت جویده شده)، که بعضى داراى شکل و خلقت است و بعضى بدون شکل تا براى شما روشن سازیم (که بر هر چیز قادریم)»: ( یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَّیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِّنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُّضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَیِّنَ لَکُمْ) .

به این ترتیب به چهار مرحله از مراحل خلقت انسان اشاره مى کند (مرحله خاک، سپس نطفه و بعد از آن علقه و بعد مضغه که هرکدام براى خود عالم پیچیده و عجیبى است.)

بعد چنین ادامه مى دهد: «و جنین هایى را که بخواهیم تا مدّت معیّنى در رحم (مادران) نگاه مى داریم (و آنچه را بخواهیم ساقط مى کنیم)»: ( وَنُقِرُّ فِی الاََْرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمّىً) . و سرانجام بعد از پیمودن این راه پرفراز و نشیب، «بعد شما را بصورت طفلى بیرون مى آوریم»: ( ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً) .

سپس به مراحل مختلف زندگى انسان در دنیا اشاره کرده، بعد به جهان نباتات روى مى آورد و مثال دیگرى از قرار گرفتن دانه هاى نباتى در رحم زمین و زنده شدن زمین هاى مرده به وسیله باران اشاره مى کند و مى افزاید: «این بخاطر آن است که (بدانید) خداوند حق است و او است که مردگان را زنده مى کند و بر هر چیزى توانا است»: ( ذَلِکَ بِأَنَّ اللهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ یُحْىِ الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ) .

به این ترتیب گاه از زاویه توحید به این پدیده هاى مهم جهان هستى مى نگرد و گاه از زاویه معاد و در این آیه دقائق و لطائفى است که توجّه به آنها ما را در رسیدن به این دو هدف کمک مى کند.

1. با این که منکران معاد به طور قطع آن را نفى مى کردند، قرآن آنها را مخاطب ساخته مى گوید «اگر شما در شک و تردید هستید»... اشاره به این که هیچ گونه دلیلى بر نفى این حقیقت وجود ندارد حداکثر چیزى که ممکن است، این که در معاد شک و تردید دارید و واضح است که چنین کسى باید به تحقیق بپردازد نه به انکار!

جالب این که «رَیْب» در این جا به صورت نکره آمده که در این گونه موارد براى بیان حقارت است، یعنى شک شما در این زمینه نیز شک ضعیف و ناچیزى است چرا که دلایل معاد مشهود است.

2. در این آیه، نخست از آفرینش انسان از خاک سخن گفته شده، این تعبیر ممکن است اشاره به آفرینش آدم باشد که از خاک بود و یا اشاره به آفرینش همه انسان ها، چون قسمت مهم بدن انسان را موادى تشکیل مى دهد که از خاک گرفته شده و در هر صورت، پیدایش انسان از آن، دلیل روشنى بر امکان احیاى مردگان است.

3. در این آیه علاوه بر آفرینش انسان از خاک به پنج مرحله از مراحل تکامل انسان (نطفه، علقه، مضغه، تکامل هاى بعدى و تولّد از مادر) اشاره شده و بعداً به مسأله بلوغ جسمانى و روحى و به بعد کهولت و پیرى اشاره مى کند که مجموعاً هفت مرحله مختلف را تشکیل مى دهد، هر چند تکیه سخن ما فعلاً در همان پنج مرحله نخست است که هرکدام حیاتى نوین و تولّدى جدید و صحنه اى است از صحنه هاى معاد.

4. تعبیر «لِنُبَیِّنَ لَکُمْ»: «تا براى شما روشن سازیم» تعبیر سربسته اى است که هم مى تواند اشاره به علم و قدرت آفریدگار و مسأله توحید باشد و هم مسأله معاد و حیات پس از مرگ.

5. جالب این که تمام این تحّولات عظیم و عجیب که در دوران جنینى به وقوع مى پیوندد و فاصله بسیار طولانى میان نطفه، آن (ذرّه ناچیز) را با انسان کامل مى پیماید، در زمان بسیار کوتاهى رخ مى دهد در حدود نه ماه، به طورى که اگر عجایب و شگفتى هاى آن بر روى کاغذ نوشته شود به جرأت مى توان گفت مطالعه آن بیش از این زمان وقت لازم دارد.

آیا با وجود چنین نشانه هاى روشنى در برابر ما، جاى این دارد که کسى در مسأله امکان معاد تردیدى به خود راه دهد؟

2. در دوّمین آیه، همین معنا در قالب دیگرى بیان شده و در حقیقت اشاره اى است به آغاز سوره قیامت که مى گوید: ( أَیَحْسَبُ الاِنْسَانُ أَلَّنْ نَّجْمَعَ عِظَامَهُ) : «آیا انسان مى پندارد که هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهیم کرد؟!»(6)

در این آیات مى فرماید: این چه پندار و گمانى است؟ «آیا او نطفه اى از منى که در رحم ریخته مى شود نبود؟! ـ سپس بصورت خون بسته درآمد و خداوند او را آفرید و موزون ساخت ـ و از آن، دو زوج مرد و زن آفرید.»: ( أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّنْ مَّنِىٍّ یُمْنَى ـ ثُمَّ کَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ـ فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالاُْنثَى ) .

خداوندى که این همه تحوّلات سریع و تطوّرات پى در پى و عجیب را در آن  ظلمتگاه رحم ایجاد مى کند و در چنان مدّت کوتاهى آفرینشى عظیمى را ابداع مى نماید «آیا چنین کسى قادر نیست که مردگان را زنده کند؟!»: ( أَلَیْسَ ذَلِکَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ یُحْى الْمَوْتَى) .

در این آیه تنها به چهار مرحله از مراحل جنین اشاره شده است: مرحله نطفه و علقه و موزون شدن اعضا و ظهور جنسیت جنین که آیا پسر است یا دختر.

«نطفه» به گفته بعضى از ارباب لغت به معناى آب صاف است و به همین جهت «نَطَفَ» در مورد لؤلؤ (مروارید) به کار مى رود.(7)

ولى بعضى آن را به معناى مقدار کمى از آب یا باقیمانده آب در ظرف، تفسیر کرده اند.(8)

بعضى نیز تصریح کرده اند که نطفه به معناى آب صاف است، کم باشد یا زیاد.(9)

بعضى نیز همه اینها را جزء معانى نطفه مى دانند منتها «نُطْفَه» به معناى آب صاف یا آب کم است و «نُطَفَه» به معناى مروارید.

قابل توجّه این که طبق تحقیقاتى که اخیراً بعضى از دانشمندان کرده اند، این آب کم که نامش نطفه است از آب هاى متعدّدى که غدد مختلف بدن ترشّح مى کنند، ترکیب شده است. قسمتى از آن را بیضه ها ترشّح مى کند که حاوى اسپرماتوزوئید است، قسمت دیگرى از کیسه هاى تخمى که نزدیک غدّه پروستات قرار گرفته، قسمت سوّم را خود پروستات ترشح مى کند که وضع  ظاهرى منى و بوى مخصوصش از آن است، قسمت چهارم از غدد کوپر و غدد لیتره که در کنار مجارى ادرار قرار دارند مترشّح مى شود.

این آب هاى پنج گانه با نسبت دقیق و حساب شده اى به هم مى آمیزند و آن ماده حیات آفرین را تشکیل مى دهند. گوینده این سخن که یک دانشمند فرانسوى است اخیراً گرایش زیادى به قرآن و اسلام پیدا کرده و در این زمینه کتاب نوشته است، او معتقد است تعبیر به «اَمْشاج» (مختلط) که در قرآن مجید وارد شده، اشاره به این معناى دقیق است که قطعاً هنگام نزول قرآن از چشم مردم جهان و دانشمندان آن قرون، پوشیده و پنهان بود.(10)

به هر حال اطلاق این واژه بر آبى که از مرد هنگام آمیزش جنسى خارج مى شود به خاطر تناسب روشنى است که با معناى اصلى دارد.

«مَنِىّ» از ماده «مَنْى» (بر وزن منع) به معناى اندازه گیرى یا تعیین سرنوشت و تقدیر است و لذا به مرگ «منیّه» و به آرزوها «اُمْنیّه» گفته مى شود و اطلاق این واژه بر آبى که از مرد خارج مى شود به خاطر آن است که مقدّر شده انسان، از آن به وجود مى آید.(11)

بنابراین مفهوم جمله ( أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّنْ مَّنِىٍّ یُمْنَى) این است که آیا او در آغاز آب ناچیزى که مقدّر شده بوده انسان از آن به وجود آید نبوده است؟(12)

مراحل چهارگانه اى که در این آیه ارائه شده هریک نمونه تازه و پرتوى جدید  از حیات و زندگى بعد از مرگ است که به خوبى مى تواند بیانگر قدرت خالق از یک سو و امکان مسأله معاد و حیات پس از مرگ از سوى دیگر باشد. مخصوصاً مسأله جنسیت نطفه که آیا مذکر است یا مؤنث؟ از عجیب ترین و پیچیده ترین مسائل مربوط به جنین شناسى است که هنوز قوانین حاکم بر آن از چشم تیزبین دانشمندان پوشیده مانده است. همین اندازه مى دانیم تا مدّت زیادى جنسیّت در رحم مادر کاملا نامعلوم و نامشخص است و در مراحل نهایى آشکار مى گردد و نیز مى دانیم قوانین دقیقى بر آن حاکم است که این دو جنس را در حدّى متعادل و نزدیک به هم قرار مى دهد، ولى جزئیّات این مسائل همچنان در پرده ابهام پوشیده است.

فکر کنید اگر از هر ده جنین نه نفر نوزاد دختر و یک پسر متولّد مى شد و یا به عکس، چه بى نظمى عجیب و چه غوغاى وحشتناک و درگیرى شدیدى در جامعه انسانى به وجود مى آمد؟!

در سومین آیه بعد از اشاره به قدرت نمایى خداوند مى فرماید: «و او است که دو زوج نر و ماده را آفرید ـ از نطفه ناچیزى در آن هنگام که (در رحم) ریخته مى شود ـ و این که بر خدا است ایجاد عالَم دیگر (تا عدالت اجرا گردد) .»: ( وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالاُْنْثَى ـ مِنْ نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى ـ وَأَنَّ عَلَیْهِ النَّشْأَةَ الاُْخْرَى ) .

گرچه در این آیات به این حقیقت تصریح نشده که پیدایش نشئه آخرت را با قیاس به تطوّرات جنین مى توان دریافت، ولى ارتباط و پیوند آیات ایجاب  مى کند که اولى به عنوان دلیل و شاهدى بر دوّمى باشد همان گونه که بعضى از مفسّران نیز به آن توجّه کرده اند.(13)

«النَّشْأَةَ الاُْخْرَى» به معناى ایجاد دیگر به عقیده اکثریت قاطع مفسّران به معناى حیات آخرت است. ولى بعضى اصرار دارند که آن را مرحله دمیده شدن روح انسانى در جنین بدانند و آیه ( فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ اَنْشأْناهُ خَلْقاً اَخَرَ): «بر استخوانها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینش تازه اى بخشیدیم»(14) را دلیل بر این مطلب گرفته اند.

ولى با توجّه به این تعبیر (یا شبیه آن) در آیات دیگر قرآن، به خوبى استفاده مى شود که این تعبیرات اشاره به روز قیامت است. چنانکه در آیه 20 سوره عنکبوت مى خوانیم: ( قُلْ سِیرُوا فِی الاََْرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللهُ یُنشِىءُ النَّشْأَةَ الاْخِرَةَ) : «بگو: در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند (به همین گونه) جهان آخرت را ایجاد مى کند.» و در آیه 62 سوره واقعه مى خوانیم: ( وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الأُوْلى فَلَوْلا تَذَکَّرُونَ) : «شما عالَم نخستین را دانستید، پس چرا متذکّر نمى شوید(که جهانى بعد از آن است)؟!»

در چهارمین آیه در جمله هاى کوتاه و گویایى، همین حقیقت را به شکل دیگرى بازگو کرده مى فرماید: «مرگ بر این انسان، چقدر كافر و ناسپاس است! ـ (خداوند) او  را از چه چیز آفریده است؟! ـ او را از نطفه ناچیزى آفرید سپس اندازه گیرى کرد و موزون ساخت ـ سپس راه (سعادت) را براى او آسان کرد ـ بعد او را میراند و در قبر نهاد ـ پس هرگاه بخواهد او را زنده مى کند.»: ( قُتِلَ الاِْنْسَانُ مَا أَکْفَرَهُ ـ مِنْ أَىِّ شَیْءٍ خَلَقَهُ ـ مِنْ نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ـ ثُمَّ السَّبِیلَ یَسَّرَهُ ـ ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ ـ ثُمَّ إِذَا شَاءَ أَنْشَرَهُ) .

در این آیات نیز نخست به آفرینش انسان از نطفه و مراتب تکامل جنین به صورت سربسته اشاره مى کند و بعد مسأله مرگ و سپس حیات پس از مرگ را عنوان مى نماید. یکى از روابط منطقى میان اینها همان است که از یکى بر دیگرى مى توان استدلال کرد.

در این جا چند نکته جلب توجّه مى کند.

1. جمله ( خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ): «آفرید، سپس اندازه گیرى کرد و موزون ساخت» تعبیر بسیار پرمعنایى است که تمام تطوّرات انسان در دوران جنینى در آن جاى دارد. اندازه گیرى در اصل وجود او، در اعضاى پیکرش، در اجزاى ترکیبیش، در نیازهاى گوناگونش و در فاصله هاى مختلف زمانى که باید دوران هاى تکاملش را در آن طى کند. تمام اینها را خدا اندازه گیرى کرده و نظام بخشیده و موزون ساخته است.

بنابراین جمله «خلقه» اشاره به مرحله نخستین پیدایش انسان از نطفه است و جمله «فقدّره» اشاره به تمام مراحلى است که بعداً پیدا مى شود.

2. جمله ( ثُمَّ السَّبِیْلَ یَسَّرَهُ) «سپس راه (سعادت) را براى او آسان کرد.» نیز جمله اى است بسیار پرمعنا و پرجاذبه که مى تواند اشاره به امور زیر باشد:

بعد از پیمودن دوران تکامل، راه تولّد را براى او هموار مى سازد. جنین که در حال عادى سرش به طرف بالا و پایش به طرف پایین است ناگهان تغییر وضع داده و کاملا وارونه مى شود تا براى تولّد آسان آماده گردد و نیز تمام اعضاء و اندام مادر نرم و براى این تولّد آماده مى گردد و از درون رحم از هر سو فشار سخت بر جنین فرستاده مى شود تا مسیر خود را به بیرون طى کند. کیسه پرآبى که جنین در حال عادى در آن شناور است ناگهان پاره مى شود و تمام مسیر خروج او را مرطوب مى سازد، خلاصه همه چیز براى ورود او در دنیاى جدید آماده مى گردد و راه از هر نظر هموار مى شود.

از سوى دیگر خداوند عقل و خرد و انواع غرائز را در او به ودیعت مى نهد که هر کدام از آنها راهگشاى طریق زندگى او است.

از سوى سوم پیامبران الهى و کتب آسمانى را مى فرستد تا راه اطاعت و بندگى خدا و سعادت او را هموار سازد.

ضمناً این تعبیر نشان مى دهد که انسان فاعل مختار و آزاد آفریده شده، چرا که نمى فرماید او را وادار به پیمودن راه نمود  بلکه مى گوید راه را براى او آسان ساخت، امّا پیمودن راه بر عهده خود او است.

در پنجمین و آخرین آیه باز به مراحل تکامل جنین به طور تفصیل اشاره شده، حتّى بیشتر از تمام آیاتى که در این زمنیه سخن مى گوید روى جزئیات و ریزه کارى ها انگشت گذارده است مى فرماید: «و ما انسان را از عصاره اى از گِل  آفریدیم ـ سپس او را نطفه اى در قرارگاهِ مطمئن (رَحِم) قرار دادیم ـ سپس نطفه را بصورت علقه (خون بسته) و علقه را بصورت مضغه (چیزى شبیه گوشت جویده شده) و مضغه را بصورت استخوانهایى درآوردیم و بر استخوانها گوشت پوشاندیم.»: ( ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّکِینٍ ـ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَاماً فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً) .

بعد از بیان این پنج مرحله (نطفه، علقه، مضغه، عظام و لحم) به سراغ آخرین و مهمترین مرحله که مرحله دمیدن روح انسانى است مى رود و مى فرماید: «سپس آن را آفرینش تازه اى بخشیدیم»: ( ثُمَّ اَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ) «پس بزرگ و پر برکت است خدایى که بهترین آفرینندگان است!»: ( فَتَبارَکَ اللهُ اَحْسَنُ الْخالِقینَ) .

جلمه ( فَکَسَوْنَا العِظامَ لَحْماً): «و بر استخوانها گوشت پوشاندیم» تنها در این آیه در سلسله مراحل تکامل جنین ذکر شده که از اهمّیّت آفرینش استخوان ها پرده بر مى دارد.

امروزه ثابت شده است که استخوان ها فقط چهارچوبى براى حفظ بدن و نگهدارى اعضا نیستند بلکه بسیارى از مهمترین وظائف حیاتى و بیولوژیکى بدن را بر برعهده دارند.

استخوان ها حاوى تمام احتیاجات جسم از قبیل فسفر و کلسیم و املاح دیگر هستند و اعمال حیاتى بدن را تنظیم و ضربات قلب و حرکات عضلات را مرتّب مى کنند. مهم تر این که در طول حیات آدمى، همین استخوان ها متصلا گلبول هاى سرخ و سفید خون را تأمین مى نمایند! کافى است بدانید در هر دقیقه 180 میلیون گلبول قرمز مى میرند و این استخوان ها هستند که جاى آنها را با  گلبول هاى نوساخته و تازه نفس پر مى کنند!(15)

جالب این که به گفته بعضى از مفسّران امروز ثابت شده که نخست سلول هاى استخوانى در جنین ظاهر مى شوند سپس سلول هاى گوشتى و این حقیقتى است که قرآن در چهارده قرن قبل پرده از روى آن برداشته و در آن زمان بر هیچ کس معلوم نبود.(16)

تعبیر به «کِسْوَة» (لباس) در مورد گوشت ها تعبیر جالب و زیبایى است. لباس هم اندام انسان را زیبا مى کند و هم حافظ بدن در برابر آسیب هاى مختلف است. همین گونه اگر عضلات نبود، راستى استخوان ها به تنهایى چه بد منظره بود؟ به علاوه فشارهایى که از هر سو بر استخوان ها وارد مى شد، به آنها آسیب فراوان مى رسانید، این لباس گوشت و عضلات است که آنها را حفظ مى کند.

تعبیر ( ثُمَّ اَنْشَأناهُ خَلْقاً آخَر) در آخرین مرحله تکامل جنین که مى فرماید: «سپس آن را آفرینش تازه اى بخشیدیم» نیز فقط در همین آیه از قرآن آمده. این تعبیر عجیب نشان مى دهد که آفرینش آخر، با آنچه قبل از آن در مراحل مختلف وارد شده کاملا متفاوت است، چرا که نام آن را آفرینش دیگر نهاد. نظر غالب مفسّران بر این است که این جمله اشاره به آفرینش روح است زیرا مى دانیم جنین تا حدود چهار ماهگى بیشتر شباهت به یک گیاه دارد که به سرعت نموّ مى کند و هیچ حس و حرکتى در آن نیست، امّا به این مرحله که رسید ناگهان دگرگون مى شود و حس و حرکت مى یابد و اعضاى مختلف که براى درک حقایق است در او تدریجاً آماده مى شوند و این تحوّل جهش مانند به قدرى مرموز و پیچیده است که هیچ دانشمندى از اسرار آن آگاه نیست! تنها خداوند عالم قادر مى داند که چه بر جنین مى گذرد که از آن مرحله به این مرحله انتقال مى یابد.

به هر حال طى کردن این مراحل آن هم در آن مدت کوتاه، هم دلیلى است بر عظمت مبدأ عالم هستى (خداوند احسن الخالقین) و هم نشانه اى است از زندگى پس از مرگ که در پایان این آیات به آن اشاره شده است.

نتیجه بحث

مجموع آیات فوق که صحنه هایى از مراحل تکامل جنین را در برابر دیدگان انسان حقیقت جو مجسّم مى سازد و هر کدام در حقیقت حیات جدید و صحنه اى از معاد است. پاسخ روشنى به منکران معاد مى دهد، حتّى توجّه به یک مرحله از این مراحل براى اثبات این حقیقت کافى است.

 


پی نوشتها :

1. سوره حج، آیه 5 ـ 6.

2. سوره قیامت، آیه 37 ـ 40.
3. سوره نجم، آیه 45 ـ 47.
4. سوره عبس، آیه 17 ـ 22.
5. سوره مؤمنون، آیات 12 ـ 16.
6. سوره قیامت، آیه 3.
7. مقاییس اللّغة و مفردات راغب.
8. لسان العرب.
9. قاموس اللّغة و مجمع البحرین و لسان العرب.
10. اقتباس از کتاب مقایسه اى میان تورات، انجیل و قرآن و علم، نوشته دکتر بوکاى، ترجمه مهندس ذبیح الله دبیر، صفحه 271.
11. تاج العروس فى شرح القاموس.
12. ولى جمعى از مفسّران «یُمْنى» را به معناى تقدیر نگرفته، بلکه به معناى ریخته شدن آن آب در رحم تفسیر کرده اند و به هر صورت «من» بیانیه است نه تبعیضیه.
13. تفسیر فى ظلال القرآن، جلد 7، صفحه 631.
14. سوره مؤمنون، آیه 14.
15. قرآن بر فراز اعصار، صفحه 187.
16. فى ظلال، جلد 6، صفحه 16.

 


 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

کریمی شب هفتم محرم1394

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد