:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

يكشنبه 1 مهر 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : هر روزي كه در آن معصيت خدا نشود ، آن روز عيد است .
 
 
 
 
تفسير موضوعي قرآن كريم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی


سلام - مُؤمِن

یکى دیگر از اسماء حسنى الهى که تاب دو معناى دارد و به اعتبار یکى جزء صفات ذات و به اعتبار دیگرى جزء صفات فعل است وصف «سلام» مى باشد، «سلام» اگر به معناى سلامت از هرگونه عیب و نقص و آفت باشد بازگشت به صفات ذات (بخش صفات سلبیه) مى کند و تقریباً هم‌ردیف «قدّوس» است، امّا اگر به معناى سلامت مردم از ناحیه او و ترک هرگونه ستم بر بندگان و رعایت عدل و داد باشد، از صفات فعل است.
آرى او چنان داراى سلامت است که رهروان راه او هیچ ترس و وحشتى از ظلم و ستم و اجحاف از ناحیه او ندارند، بعلاوه او مؤمن است و دوستانش را امنیت و آرامش مى بخشد، این وصف تنها در یک مورد در قرآن مجید آمده است:

(هُوَ اللهُ الَّذِى لا إِلهَ إِلّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبّارُ الْمُتَکَبِّرُ): «او خداوند یگانه اى است که معبودى جز او نیست، حاکم و مالک او است، از هر عیب منزّه است، به کسى ستم نمى کند، امنیّت بخش است.»(1)

توضیح و پیام

واژه «سلام» معناى مصدرى دارد و گاه همین مصدر به معناى وصفى به کار مى رود. در صورت اوّل به گفته مقائیس اللّغه به معناى صحت و عافیت است و اسلام را از این جهت اسلام گفته اند که انسان را از امتناع در برابر فرمان حق باز مى دارد و او را به انقیاد و فرمانبردارى وا مى دارد، و نیز «تحیت» را سلام مى گویند چون دعا براى سلامت است.
واژه «سلام» به معناى صلح نیز به کار مى رود، زیرا در آن سلامت از خونریزى و جنگ است، پیش خرید کردن چیزى را «سَلَم» مى نامند از این جهت که خریدار با این که جنس را دریافت نداشته از تسلیم قیمت امتناع نمی‌ورزد، به نردبان نیز «سُلَّم» مى گویند زیرا به وسیله آن انسان به طور سالم از نقاط مرتفع بالا و پائین مى رود.
به هر حال این واژه هنگامى که درباره خداوند به عنوان وصفى از اوصاف او به کار مى رود معانى مختلفى دارد:
بعضى گفته اند: به معناى کسى است که از هرگونه عیب، نقص، فناء و نیستى که دامن مخلوقات را مى گیرد منزّه است.(2)
بعضى گفته اند: به معناى کسى است که با سلامت و بدون اذیت و آزار با تو روبه رو مى شود.(3)
بعضى گفته اند: به معناى وجودى است که سلامت و آرامش و امنیت را به دیگران مى بخشد.(4)
ولى هیچ دلیلى ندارد که ما این وصف را محدود به یکى از معانى فوق کنیم، بلکه مفهوم وسیع و گسترده و جامعى دارد که همه این معانى را در بر مى گیرد، او سالم از هر عیب و نقص، سالم از فنا و نیستى، سالم از ظلم و ستم بر بندگان، سلامت بخش است.
پیام این توصیف از یک سو احساس آرامش و امنیت از عدل خدا است و توجّه به پرهیز از اعمالى است که سلامت روح و جسم انسان را بر باد مى دهد،از سوى دیگر متخلّق شدن به این وصف الهى به انسان مى گوید: چنان زندگى کن که تمام مردم از دست و زبان تو در امن و امان و سلامت باشند و نیز با همه انسان ها در صلح و صفا باش.
واژه «مُؤْمِن» از ماده «امن» گرفته شده و به گفته مقاییس دو معنا نزدیک به هم دارد: یکى امانت در مقابل خیانت که مایه آرامش قلب است و دیگرى تصدیق نمودن چیزى است.
ولى راغب در مفردات یک معناى براى آن بیشتر ذکر نکرده و آن آرامش نفس و از بین رفتن خوف و ترس است، و از آنجا که قبول اصول اعتقادى، امنیت و آرامش به انسان مى دهد، واژه «ایمان» بر آن اطلاق شده است و هنگامى که بعد از دعا مى گوئیم: «آمین»، مفهومش این است که خداوندا آن را تصدیق کن و تحقق بخش، لذا آن را به معناى تقاضاى استجابت تفسیر کرده اند، و نیز عرب به شترى که مورد اطمینان است و سستى نمى کند و لغزش ندارد «امون» مى گوید.
به هر حال هنگامى که این واژه به عنوان نامى از نام هاى خدا ذکر مى شود و خدا را مؤمن مى نامیم، به این معنا است که اولیاء و دوستانش را امنیت مى بخشد، به آنها ایمان مرحمت مى کند. بعضى نیز گفته اند: از این نظر است که او نخستین کسى است که به ذات پاکش ایمان دارد و آن را تصدیق مى کند.
فخررازى در تفسیر خود، این احتمال را نیز ذکر کرده است که مفهوم مؤمن بودن خداوند این است که پیامبرانش را از طریق اعطاء معجزه تصدیق مى نماید.(5) مرحوم کفعمی در مصباح این احتمال را نیز ذکر کرده که این توصیف براى خداوند از این نظر است که وعده هاى خود را نسبت به بندگانش تصدیق مى کند و تحقق مى بخشد. سپس حدیثى از امام صادق(علیه السلام) نقل مى کند که فرمود: «سُمِّىَ سُبْحانَهُ مُؤْمِناً لِأنَّهُ یُؤمِّنُ عَذابَهُ مَنْ اَطاعَهُ»: «خداوند سبحان مؤمن نامیده شده از این نظر که مطیعان فرمانش را در برابر عذاب امنیت مى بخشد.» بعضى دیگر از مفسّران نیز گفته اند: مؤمن کسى است که بندگانش را از ظلم و ستم خویش امنیت بخشد.(6) در تفسیر روح البیان معنای جامعی برای آن ذکر شده که غالب معانى فوق را در بر مى گیرد و آن کسى است که هیچ گونه امنیت و آرامش جز از ناحیه او حاصل نمى شود.
مرحوم صدوق در کتاب توحید نیز سه معنا براى آن ذکر کرده: «کسى که وعده هاى خود را تحقق مى بخشد و کسى که با آیات و نشانه هایش حقیقت ایمان را به بندگان آموخته و کسى که بندگان را از ظلم و ستم امنیت بخشیده است.»(7)
ولى انصاف این است که مفهوم «مؤمن» در هیچ یک از این معانى محدود نمى گردد، بلکه معناى جامعى دارد که همه آنچه را گفته شد شامل مى شود و استعمال واژه «مؤمن» که از صفات الهى است در این معنای وسیع و گسترده موجب استعمال لفظ در معانى متعدّد نیست، چون قدر جامع دارد (بعلاوه استعمال لفظ مشترک در معانى متعدّد نیز بى مانع است.)
بنابراین خداوند مؤمن است، زیرا به مؤمنان امنیت (در جهات مختلف) مى بخشد و نیز ایجاد روح ایمان براى بندگان از طریق اظهار آیات آفاقى و انفسى مى کند، علاوه بر این پیامبرانش را از طریق اظهار معجزات تأیید و تصدیق مى نماید، همچنین وعده هایى را که به بندگانش داده، اعم از پاداش و عقاب، تحقق مى بخشد.



پیامى که این توصیف الهى مى دهد از یک سو عظمت مقام مؤمن است، چرا که این نام یکى از نام هاى خدا است و از سوى دیگر در سایه این وصف الهى احساس امنیت و آرامش مى کند، چرا که سرچشمه تمام آرامش ها او است.
از سوى سوم به عنوان تخلّق به اخلاق الهى کوشش مى کند که دیگران را نیز در این امنیت و آرامش سهیم کند و مردم از دست و زبان و حتّى فکر او در امان باشند!
لذا در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که فرمود: «الْمُؤْمِنُ مَنْ آمَنَ جارُهُ بَوائقَهُ»: «مؤمن کسى است که همسایه اش از مزاحمت هاى او در امان باشد.»
در حدیث دیگرى از همان حضرت(علیه السلام) آمده است: «الْمُؤْمِنُ الَّذى یَأتَمِنُهُ الْمُسْلِمُوْنَ عَلَى اَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ»: «مؤمن کسى است که مسلمانان او را بر مال و جان خود امین شمرند.»(8)

 


پی نوشتها :

1. سوره حشر، آیه 23. 2. مقائیس اللغه، مصباح کفعمى، لسان العرب، مجمع البحرین.
3. تفسیرالمیزان، جلد 19، صفحه 256.
4. مصباح کفعمى، صفحه 318 و فى ظلال القرآن، جلد 8، صفحه 50.
5. تفسیر فخررازى، جلد 29، صفحه 293.
6. تفسیر قرطبى، جلد 9، صفحه 6525 (این معنا را به عنوان یکى از احتمالات آورده است).
7. توحید صدوق، صفحه 205 (باب اسماء الله تعالى).
8. هر دو حدیث از توحید صدوق صفحه 205، حدیث اول و در اصول کافى، جلد 2، صفحه 668 نقل شده است (باب «حق الجواز»، حدیث 12).


 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

کریمی شب هفتم محرم1394

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد