:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

شنبه 31 شهريور 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : چيز اندك كه با اشتياق تداوم يابد ، بهتر از فراواني است كه رنج آور باشد .
 
 

   
تفسير موضوعي قرآن كريم

برگرفته شده از کتاب پيام قرآن نوشته آيت الله العظمي مکارم شيرازي

شراب هاى طهور

نوشیدنى ها و شراب هاى طهور بهشتى همچون میوه ها و غذاهاى آن کاملا متنوع و نشاط آفرین است، و قرآن با تعبیرات مختلفى به استقبال آن رفته است.
جالب اینکه بسیارى از آنها به صورت نهرها است که به چهار قسمت آن در آیه 15 سوره «محمّد»(صلى الله علیه وآله وسلم) اشاره شده است، مى فرماید: مَثَلُ الجَنَّةِ التّى وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فیها اَنْهارٌ مِنْ ماء غَیْرِ آسِن وَ اَنْهارٌ مِنْ لَبَن لَمْ یَتَغَیّرْ طَعْمُهُ وَ اَنْهارٌ مِنْ خُمْر لَذَّة لِلّشارِبیْنَ وَ اَنْهارٌ مِنْ غَسَل مُصَفّىً: «وصف بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده چنین است که در آن نهرهایى از آب صاف و خالص است که هرگز بوى آن تغییر نکرده، و نهرهایى از شیر که طعم آن دگرگون نگشته، و نهرهایى از شراب (طهور) که مایه لذت نوشندگان است، و نهرهایى از عسل تصفیه شده»!
این چهار نوشیدنى که در چهار نهر بهشتى (نه در یک نهر، بلکه هر کدام در نهرها جارى است) مجموعه اى از انواع مختلف نوشیدنى ها را بیان مى کند، آب براى رفع عطش، شیر براى تغذیه، عسل براى لذت وقوت و شراب طهور براى نشاط!
این نوشیدنى ها چنان آفریده شده که هرگز گذشت زمان باعث فساد و دگرگونى آنها نمى شود، و همیشه طراوت و تازگى نخستین خود را دارد، گویى بهشت محیطى است که حتى یک میکرب مزاحم و فاسد کننده در آن وجود ندارد، محیطى است پاک از هرگونه آلودگى.
قابل توجّه اینکه آب هاى دنیا بر اثر طول زمان بد بو یا بد رنگ مى شود، ولى نهرهاى آب بهشتى چنان است که همیشه به همان حالت اوّل صاف و زلال و خوشبو است.
شیرهاى دنیا با گذشت زمان به زودى تغییر کرده، و طعم شیرین آن مبدل به ترشى که مقدمه فساد و خرابى است مى شود، ولى شیرهاى بهشتى همیشه تازه و گوارا و شیرین است.
خمر و شراب دنیا نوشیدنش لذت بخش نیست چون همه آنها را توصیف به تلخى و بد طعمى مى کنند، و آنها که مى نوشند به خاطر مستى حاصل از آن، اما شراب هاى پاک بهشتى نوشیدنش لذتبخش، و نشاطش روحانى است نه شیطانى.
عسل هاى دنیا نیز در بسیارى از موارد آمیخته با ناخالصى هاست ولى عسل بهشتى از هر نظر مصفى است.
این نکته نیز قابل توجه است که قرآن مجید عسل را جزء نوشیدنى ها شمرده، و حتى در آیه سوره نحل که درباره زنبوران عسل سخن مى گوید: مى فرماید: یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ اَلْوانُهُ: «از درون شکم آنها نوشیدنى خاصى خارج مى شود به رنگ هاى مختلف» (نحل 69).
این تعبیر شاید به خاطر آن است که اگر عسل به صورت نوشیدنى خورده شود (شربت عسل) لذتبخش تر و مفیدتر و نیرو بخشتر است.
در آیات «سوره دهر» که انواع نعمت هاى بهشتى براى ابرار و نیکان ذکر شده به چند قسمت دیگر از شراب هاى بهشتى اشاره شده است مى فرماید: اِنَّ الابْرارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْس کانَ مِزاجُها کافُوراً - عَیْناً یَشْرَبُ بِها عِبادُ الله یُفْجِّرُونَها تَفْجیراً: «ابرار نیکان) از جامى مى نوشند که با کافور (نوعى از عطر و بوى خوش) آمیخته است - چشمه اى است که بندگان خاص خدا از آن مى نوشند و به هر جا بخواهند آن را جارى مى کنند» (دهر 5 و 6).
و در چند آیه بعد از آن مى افزاید: وَیُسْقَونَ فیها کَاْساً کانَ مِزاجُها زَنْجَبیلا - عَیْناً فیها تُسَمّى سَلْسَبیلا: «آنها از جام هایى در بهشت سیراب مى نوشند که لبریز از شراب طهورى است که با زنجبیل آمیخته شده - از چشمه اى در بهشت که نامش سلسبیل است» (دهر 17 و 18).
و در چند آیه بعد مى فرماید: وَسَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً: «و پروردگارشان شراب طهور به آنها مى نوشاند» (شرابى که ساقیش خداست و پاک و پاک کننده از تمام پلیدى هاست!) (دهر 21).
در این آیات نیز اشاره به چند شراب پاکیزه بهشتى شده است: نخست شراب مخصوصى که آرام بخش است، زیرا کافور در لغت معانى متعددى دارد، یکى از آنها بوى خوش دیگر ماده سفید رنگى است که در خنگى و سفیدى ضرب المثل است و بوى تند مخصوص دارد و آرامبخش درست نقطه مقابل زنجبیل است که گرم و داغ است (زنجبیل هان ریشه معطر و خوش بویى است که در ادویه غذاها و گاه در نوشابه ها به کار مى رود).
به نظر مى رسد که عرب دو نوع شراب با دو حالت مختلف داشته، یکى به اصطلاح محرک و نشاط آور، و دیگرى سست کننده و آرام بخش که اوّلى را با زنجبیل مى آمیخته و دوّمى را با کافور، و از آنجا که حقایق مربوط به جهان دیگر در قالب الفاظ جهان ما مى گنجد، چاره اى جز این نیست که این الفاظ با مفاهیم وسیع تر و والاتر براى بیان آن حقایق عالى استخدام شود.
جمعى از مفسّران نیز گفته اند کافور چشمه اى است در بهشت که در سفیدى و خنکى و خوش بویى همچون کافور است ولى طعم و زیان آن را ندارد (باید دانست که کافور معمولى یک نوع صمغ است که آن را از درختى در جنوب چین یا کشور هند مى گیرند و مصارف طبّى دارد) امّا تفسیرى که در بالا گفتیم مناسب تر به نظر مى رسد چرا که شراب کافور در مقابل شراب زنجبیل قرار گرفته است.
قابل توجه اینکه قرآن مى گوید این شراب زنجبیلى از چشمه اى در بهشت گرفته مى شود که نامش «سلسبیل» است! بسیارى معتقدند که واژه «سلسبیل» از «سَلاسَه» به معناى روانى گرفته شده و اشاره به نوشیدنى بسیار لذیذى است که با راحتى در دهان و گلو جارى مى شود و کاملا گواراست.
بعضى نیز آن را از ماده «تسلسل» که به معناى حرکت پى در پى است مى دانند و باز اشاره به روان بودن آن است.
بعضى نیز این واژه را مرکب از دو کلمه «سال» و «سبیل» که به معناى طلب کردن راه است، مى دانند و آن نیز اشاره به روانى و گوارایى است.
به هر حال از مجموع همه تفسیرها به خوبى استفاده مى شود که چشمه سلسبیل داراى شرابى است لذیذ و کاملا گوارا.
سومین نوشیدنى بهشتى که در آیات فوق به آن اشاره شده بود همان «شراب طهور» است که ساقى آن خداست، و اثر آن پاک کردن تمام آلودگى جسم و جان است (و این شراب مانند دو قسمت سابق مخصوص گروه ابرار و نیکان مى باشد) به عکس شراب دنیا که هم نجس و هم ناپاک است و هم آلوده کننده جسم و جان.
جمعى از مفسّران گفته اند این شراب نوعى نوشیدنى است که آن را بعد از غذاهاى بهشتى مى خورند و همه فضولات درونى را پاک مى کند، و فقط چیزى به صورت عرق خوشبو و معطر از پوست تنشان تراوش مى کند! در تفسیر فخر رازى این معنا به عنوان روایتى ذکر شده است.
در تفسیر المیزان اشاره به پاکسازى هاى روحانى این «شراب طهور» شده که آلودگى هاى غفلت از خداوند و حجاب هاى مانع از توجه به او را بر مى دارد.
در تفسیر «منهج الصادقین» از امام صادق(علیه السلام) آمده است «چون مؤمن شراب طهور بیاشامد ما سوى الله را فراموش کرده و به تمام معنا متوجه خداوند مى شود».(1)

در سوره مطففین باز ضمن شرح نعمت هاى بهشتى «نیکان» مى فرماید: یُسْقَوْنَ مِنْ رَحیق مَخْتُوم: «آنها از شراب زلال دست نخورده و سربسته اى سیراب مى شوند».
سپس مى افزاید: خِتامُهُ مِسْکُ وَ فی ذلِکَ فَلتیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ: «مُهرى که بر آن نهاده شده از مشک است، علاقه مندان باید در کسب چنین نعمتى بر یکدیگر پیشى گیرند»!
و در پایان مى فرماید: وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنیم عَیْناً یَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ: «این شراب ممزوج با تسنیم است، همان چشمه اى که مقربان از آن مى نوشند»!
واژه «رَحیقْ» به گفته غالب مفسّران به معناى شراب خالصى است که از هرگونه غش و آلودگى بر کنار باشد، بعضى نیز افزوده اند زلال و درخشان روشن باشد.
«مَحْتُومْ» به معناى «مهر نهاده» است که امروز به جاى آن تعبیر در بسته و پلمپ شده به کار مى بریم، و تأکید مجددى بر پاکى و خلوص و دست نخوردگى آن است.
و اینکه مى فرماید: «خِتامُهُ مِسْکٌ» اشاره به چیزى است که در گذشته و امروز معمول بوده و هست که براى اطمینان از دست نخورده بودن چیزى آن را در ظرفى مى نهادند و در آن را با ریسمان یا مفتولى مى بستند، سپس آن را گره زده و روى گره مقدارى گل سفت یا خمیر یا لاک و گاهى سرب مى نهادند، و روى آن مهر مخصوصى مى زدند، به طورى که راه یافتن به درون ظرف جز با شکستن آن مهر ممکن نبود، و لذا همیشه بعد از دریافت چنین ظرفى اوّل نگاه به مهر آن مى کردند که آیا دست نخورده است یا نه؟ عرب از آن تعبیر به «مَخْتُوم» (مهر نهاده) مى کرد.
جالب اینکه در آیات فوق مى فرماید: مهرى که بر این ظرف هاى دست نخورده مى نهند از مشک است که ماده عطر آگین بسیار معروفى است، چون بهشتیان این مهر را بشکنند بوى عطر مشک در فضا پراکنده مى شود.
براى این آیه تفسیرهاى دیگرى نیز کرده اند که هیچکدام مناسب با ظاهر آیه نیست.
«تَسْنیم» از مادّه «سَنَم» (بر وزن صَنَم) در اصل به گفته مقاییس به معناى علو و ارتفاع است، و «سَنامُ بَعیر» به معناى کوهان شتر مى باشد، و به همین مناسبت بر بلند شدن شعله هاى آتش و ابرها از سطح زمین و همچنین دود و سنبل گیاهان این واژه اطلاق شده است، بنابراین «چشمه تسنیم» به معناى چشمه اى است که سبب بالا بردن و ارتفاع است شاید از این نظر که مقربّان با شرب آن به مقام قرب الهى و فناى در نور حق نزدیک و نزدیکتر مى شوند.
بعضى نیز گفته اند چشمه تسنیم، چشمه اى است که در طبقات بالاى بهشت قرار دارد، و از آنجا سرازیر مى شود، و گاه شرابى است که از آسمان بهشت فرو مى ریزد، «مقرّبان» آن را به طور خالص مى نوشند و براى «ابرار» مقدارى از آن را با «رحیق مختوم» که نوع دیگرى از شراب هاى بهشتى است مخلوط مى کنند!.
جمع میان این معانى ممکن است، به این ترتیب باشد که هم از نظر مکانى این چشمه جایگاه رفیع و بلندى دارد و از آنجا سرازیر مى گردد، و هم از نظر تأثیر معنوى، روح را در جذبه اى بسیار بلند و نشئه اى فوق العاده روحانى فرو مى برد و به مقام قرب الهى مى رساند.



پی نوشت:

(1). منهج الصادقین، جلد 10، صفحه 110 (طبق نقل تفسیر اثنى عشرى ذیل آیه مورد بحث).

 

 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

کریمی شب هفتم محرم1394

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد