:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

چهارشنبه 27 تير 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : در آنجا كه بايد سخن گفت خاموشي سودي ندارد و آنجا كه بايد خاموش ماند سخن گفتن خيري نخواهد داشت .
 
 

 
 

تفسیر موضوعی قرآن کریم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی

شروع به تبليغ جديد

با همه اين مشكلات پيامبر دست از كار خود نكشيد و در زمان حج با قبايل مختلف ملاقات مى كرد و اسلام را با آنان در ميان مى گذاشت، از قبيله كنده گرفته تا قبيله كلب و بنى حنيفه وهركس به زيارت خانه خدا آمده بود ، همه جا دعوت خود را به هركس كه وارد مكه مي شد اعلام مي نمود و ابولهب همه جا در پى او حركت مى كرد و حرف هاى او را تكذيب مى نمود(1).

پيامبر و ملاقات با مردم مدينه

سويد بن صامت از طايفه اوس (از مدينه) براى حج به مكه آمده بود. پيامبر او را ملاقات كرد و به اسلام دعوتش نمود و قرآن را بر او خواند، او آن را سخن خوبى شمرد و به مدينه بازگشت و مسلمان از دنيا رفت. پس از آن شخصى به نام ابوحيسر با جمعى از جوانان بنى عبدالاشهل وارد مكه شدند، پيامبر با آنان ملاقات كرد و به اسلام دعوتشان نمود و قرآن برايشان خواند، به يكى از آنان به نام اياس بن معاذ به ابوحيسر گفت: ما به مكّه براى گرفتن هم پيمان آمده ايم و اين مرد، همان است كه مى خواستيم ولى ابو حسير به او پاسخ مثبت نداد. اياس پس از مدت كمى از دنيا رفت امّا بستگانش نقل كردند او همچنان «لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ» و تكبير مى گفت تا از دنيا رفت(2)

بيعت عقبه اول

سال ديگر به هنگام مراسم حج، پيامبر با گروهى از اهل مدينه ـ كه بعداً به انصار معروف شدند ـ ملاقات نمود و اين واقعه در عقبه بود. اين گروه از طايفه خزرج بودند، آنها را به خدا و اسلام دعوت كرد، چون اين گروه شنيده بودند كه يهوديان مى گفتند «خداوند پيامبرى را در همين ايام مبعوث مى كند و ما با كمك او، شما خزرج را از ميان برخواهيم داشت»، به يكديگر نگاه كردند و گفتند: «اين همان پيامبر است»، به آن حضرت پاسخ مثبت دادند و تصديقش نمودند و گفتند: «بين مردم ما اختلاف شديدى حاكم است اميدواريم كه خداوند به وسيله تو، وحدت را بين ما برقرار سازد».
اينان هفت نفر بودند: اسعد بن زراره، عوف بن حارث، رافع بن مالك، عامر بن عبد حادثه، قطبة بن عامر، عقبة بن عامر و جابر بن عبدالله.(2)
پس از پايان مراسم حج آنان وارد مدينه شدند و از پيامبر، براى مردم سخن گفتند و به اسلام دعوتشان كردند تا نام اسلام بين مردم مدينه آشكار شد.
در سال بعد در ايام حج 12 نفر در عقبه با آن حضرت ملاقات نمودند و بيعت نمودند ـ اين بيعت همان عقبه اوّل است ـ و به هنگام بازگشت، پيامبر مصعب بن عمير را براى تعليم اسلام و قرآن همراه آنان فرستاد، مصعب به خانه اسعدبن زراره وارد شد، كسانى كه مسلمان شده بودند اطراف او را گرفتند، او شروع به تبليغ اسلام كرد، مصعب با روش خاص خود مردم مدينه را به اسلام دعوت نمود تا آنجا كه هيچ خانه اى از طايفه بنى عبدالأشهل باقى نماند مگر اين كه افراد آن مسلمان شدند و او همچنان به دعوت خود ادامه داد تا جمع زيادى در مدينه به اسلام گرويدند(4)

بيعت عقبه دوم

گسترش اسلام در مدينه بين انصار موجب شد كه جمعى تصميم بگيرند كه مخفيانه در سفر حج با پيامبر ملاقات كنند و درباره امور خود و دعوت آن حضرت به مدينه با او صحبت نمايند اين جمعيت 72 نفر بودند، (70 مرد و 2 زن) كه مخفيانه به صورت بسيار سرّى پس از گذشتن دو ثلث از شب يكى يكى در مكان معيّنى به حضور آن حضرت رسيدند، عباس عموى پيامبر نيز با آن حضرت بود، در مورد اين كه بايد از پيامبر به خوبى دفاع كنند بسيار سخن گفتند، آنها وعده همكارى دادند و پيامبر نيز وعده وفادارى داد.(5)
كلماتى كه در اين جلسه رد و بدل شده جالب و پربار است.
عباس سخن را آغار كرده و گفت:«اِنَّ مُحَمَّداً مِنّا حَيثُ قَد عَلِمتُم فى عِزٍّ وَ مَنعَة وَ اِنَّهُ قَدْ اَبى اِلاَّ الاِنقِطاعَ اِلَيْكُمْ فَاِنْ كُنْتُمْ تَرَونَ اَنَّكُم وافُونَ لَهُ بِما دَعَوْتُمُوهُ اِلَيهِ وَ مانِعُوهُ وَ اَنتُم ذلِكَ وَ اِن كُنتُم تَرَونَ اَنَّكُم مُسلِمُوهُ فَمِنَ الآنِ فَدَعُوهُ فَاِنَّهُ فى عِزٍّ وِ مَنعَة»:
«مقام و موقعيت محمد(صلى الله عليه وآله)آنچنان است كه مى دانيد او در نهايت عزّت و قدرت است و از او به خوبى دفاع مى شود، ولى اكنون تصميم جدّى گرفته كه در بين شما باشد، اگر مى دانيد به آنچه دعوتش مى كنيد وفا داريد و از او دفاع مى كنيد بسيار خوب، ولى اگر او را به دست دشمن مى سپاريد از همين الآن رهايش كنيد كه او در عزّت و قدت خواهد بود».
انصار به رسول خدا عرض كردند آنچه از ما مى خواهى بفرما:
«فَتَكَلَّمَ وَ تَلاَ القُرآنَ وَ رَغَّبَ فِى الاِسلامِ ثُمَّ قالَ تَمْنَعُونى مِمّا تَمْنَعُونَ مِنْهُ نِسائَكُمْ وَ اَبْنائَكُمْ» :
«سخن گفت و قرآن تلاوت كرد و آنها را به اسلام ترغيب نمود، سپس فرمود: "بايد همان گونه كه از خانواده و فرزندان خود دفاع مى كنيد از من هم دفاع كنيد"».
براء بن معرور دست او را گرفت و گفت: «وَالَّذى بَعَثَكَ بِاْلحَقِّ! لَنَمْنَعَنَّكَ مِمّا نَمْنَعُ مِنْهُ اُزُرنا قَبايِعْنا يا رَسُول اللّهِ فَنَحْنُ وَ اللّهِ! اَهْلُ الْحَرْب»:
«سوگند به كسى كه تو را به حق مبعوث كرد! ما از تو همان گونه دفاع مى كنيم كه از فرزندان و ذرّيّه خود پشتيبانى مى كنيم، اى رسول خدا! با ما بيعت كن كه ما به خدا سوگند مرد جنگيم».
اَبُوالهَيثَم ابنِ يَتَّهان گفت: «يا رَسُولَ اللّهِ اِنَّ بَينَنا وَ بَينَ النّاسِ حِبالا وَ اِنّا قاطِعُوها يَعْنِى الْيَهُودَ فَهَلْ عَسَيْتَ اِنْ اَظْهَرَكَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ اَنْ تَرْجِعَ اِلى قَوْمِكَ وَ تَدَعَنا؟»:
«اى رسول خدا! بين ما و بين مردم (يعنى يهود) رابطه اى بود و مبادا هنگامى كه خداوند تو را بر دشمنانت پيروز ساخت به سوى قوم و قبيله خود برگردى و ما را تنها بگذارى؟»
«فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله عليه وآله) وَ قالَ: بَلِ الدَّمَ الدَّمَ وَ الْهَدْمَ الْهَدْمَ اَنْتُمْ مِنّى وَ اَنَا مَنْكُمْ اُسالِمُ مَنْ سالَمْتُمْ وَ اُحارِبُ مَنْ حارَبْتُمْ وَ قالَ رَسُولُ اللّهِ اَخْرِجُوا اِلَىَّ اِثْنَى عَشْرَ نَقيباً يَكُونُونَ عَلى قَوْمِهِمْ فَاَخْرَجُوهُمْ تِسْعَةٌ مِنَ الْخَزْرَجِ وَ ثَلاثَةٌ مِنَ الاَوْسِ».: «رسول خدا تبسّمى كرد و فرمود: "خير خون در برابر خون، و هدم و خرابى در برابر هدم و خرابى خواهد بود ـ هر چه بر سر شما آمد بر سر ما نيز خواهد آمد ـ شما از من هستيد و من هم از شما، با هر كس صلح كرديد، در صلح خواهم بود و با هر كس نبرد نموديد، نبرد خواهم نمود. اكنون دوازده نفر را به عنوان سرپرست و مسؤول انتخاب كنيد و به من معرفى نمائيد كه هر كدام مسؤوليت طايفه خود را بر عهده بگيرند. «آنها نه نفر را از خزرج و سه نفر را از اوس معرفى كردند.»
در اينجا عباس بن عباده با دورانديشى به نكته جالبى اشاره كرده و گفت:
«يا مَعْشَرَ الخَزرَجِ هَل تَدرُونَ عَلام تُبايِعُونَ هذَا الرَّجُلَ تُبايِعُونَهُ عَلى حَربِ الْاَحْمَرِ وَ الْاَسوَدِ فَاِن كُنتُم تَرَونَ اَنَّكُم اِذا نَهَكَت اَموالُكُم مُصيبَةً وَ اَشرافُكُم قَتلا اَسلَمتُومُوهُ فَمِنَ الْآنِ، فَهُوَ وَالّلهِ خِزىُ الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ وَ اِنْ كُنتُمْ تَرَونَ واخُونَ لَهُ فَخُذُوهُ فَهُوَ وَاللّهِ خَيرُ الدُّنْيا والآخِرَةِ. قالُوا: فَاِنّا نأخُذُهُ عَلى مُصيبَةِ الاَموالِ وَ قَتلِ الْاَشرافِ فَمالَنا بِذلِكَ يا رَسُولَ اللّهِ قالَ: "الْجَنَّةُ" قالُوا: "اَبسِطْ يَدَكَ فَبايَعُوهُ»:
«اى خزرجيان! متوجه هستيد كه بر چه چيز با اين مرد پيمان مى بنديد؟! آنچه من احساس مى كنم اين است كه شما بيعت مى كنيد بر مبارزه با همه انسان ها، سياه و سفيد، اگر مى دانيد آنگاه كه اموالتان از بين رفت بر خود مصيبت مى شماريد و يا اگر اشرافتان به قتل رسيدند او را رها خواهيد كرد از هم اكنون بيعت نكنيد كه رسوايى دنيا و آخرت را به دنبال خواهد داشت; اما اگر مى دانيد به پيمان خود وفادار خواهيد ماند گرداگرد او را بگيرد كه خير دنيا و آخرت در آن است».
گفتند: "ما با او پيمان مى بنديم! هر چند اموالمان در اين راه از بين برود و اشراف و بزرگانمان كشته شوند، امّا سؤالمان از رسول خدا اين است كه در برابر اين فداكارى چه خواهيم داشت؟ "فرمود: "بهشت!" عرض كردند: "دستت را دراز كن تا بيعت كنيم"»(6)
اين پيروزى بزرگ موجب شد مردم مكه به مسلمانان فشار بسيار طاقت فرسايى وارد كنند و همين جا بود كه پيامبر به مسلمانان مكه دستور داد كه به مدينه هجرت كنند(7)



پی نوشتها:

1. كامل، جلد1، صفحه 509، و ابن هشام جزء، 2، صفحه 63، و طبرى جلد 2، صفحه 83 و84.
2. كامل، جلد 1، صفحه 510 و ابن هشام، جزء 2، صفحه 69 و طبرى، جلد 2، صفحه 85.
3. كامل، جلد1، صفحه 510، و ابن هشام، جزء 2، صفحه 70 و طبرى، جلد 2، صفحه 86 تا 88.
4. كامل، جلد 1، صفحه 511 و ابن هشام، جزء 2، صفحه 73.
5. كامل، جلد 1، صفحه 513 و ابن هشام، جزء 2، صفحه 73، و طبرى، جلد 2، صفحه91.
6. كامل، جلد 1، صفحه 513 و ابن هشام، جزء2، صفحه 88.
7. ابن هشام، جزء 2، صفحه 112 و كامل، جلد 1، صفحه 515، و طبرى جلد 2، صفحه 97.



 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

labbaik

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
  دغدغه جانباز جنگ تحمیلی از بی‌توجهی به قرآن
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد