:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

يكشنبه 1 مهر 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند : هر كه مشكلي را از مؤمني حل كند ، خداوند مشكلش را حل خواهد نمود .
 
 

   
تفسير موضوعي قرآن كريم

برگرفته شده از کتاب پيام قرآن نوشته آيت الله العظمي مکارم شيرازي



صراط و مرصاد (مقدمه)
 


در روايات به طور صريح، و در آيات به طور اشاره، مطالبى درباره «صِراط» يعنى پلى که بر روى دوزخ کشيده شده و همگان بايد از آن بگذرند آمده است، و همچنين اشاراتى به «مِرْصادْ» که گاه به همان معناى صراط تفسير شده و گاه به معناى گذرگاه مخصوص از همان صراط.
مجموع اين تعبيرات نشان مى دهد که براى وصول به کانون رحمت الهى يعنى بهشت بايد از روى جهنم گذشت، و اين کار جز براى نيکان و پاکان ميسر نيست.
افراد آلوده و مجرم و ظالم و تبهکار هرگز قدرت عبور از اين پل و گذرگاه را ندارند، و به زودى سقوط در دوزخ مى کنند.
در تفسير اين دو لفظ و همچنين حقيقت «صراط» و «مرصاد» سخنان فراوانى در روايات اسلامى و بحث هاى مفسّران آمده است که توجّه به آنها، علاوه بر اينکه بخشى از مسائل مربوط به معاد را روشن مى سازد، اثر تربيتى قابل توجهى در دل هاى افراد آماده دارد.
با اين اشاره به قرآن مجيد باز مى گرديم و به آيات زير گوش جان فرا مى دهيم:

1- (وَ اِنْ مِنْکُمْ اِلا وارِدُها کانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِيّاً - ثُمَّ نُنِّجى الَّذينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِلمينَ فيها جِثِاً)(مريم 71 و 72).
2- (اِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ) (فجر 14).
3- (وَلَوْ نَشاءُ لَطَمَسْنا عَلَى اَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ فَاَنَّي يُبْصِرُوْنَ) (يس 66).
4- (اِنَّ جَهَنَّمَ کانَتْ مِرْصاداً - لِلطّاغينَ مَآباً) (نبأ 21 و 22).

ترجمه 

1- همه شما (بدون استثناء) وارد جهنم مى شويد! اين امرى است حتمى و فرمانى است قطعى از پروردگارتان! سپس آنها را که تقوا پيشه کردند از آن رهايى مى بخشيم، و ظالمان را در حالى که (از ضعف و ذلت) به زانو در آمده اند در آن رها مى سازيم.
2- مسلماً پروردگار تو در کمينگاه است.
3- و اگر بخواهيم چشمان آنها را محو مى کنيم، سپس براى عبور از راه مى خواهند به يکديگر پيشى بگيرند، امّا چگونه مى توانند ببينند؟!
4- جهنم کمينگاهى است بزرگ! - و محل بازگشتى براى طغيانگران.


تفسير و جمع بندى

راه بهشت از دوزخ مى گذرد


در نخستين آيه روى سخن را به همه انسان ها کرده مى فرمايد:

«همه شما (بدون استثناء) وارد دوزخ مى شويد، و اين بر پروردگار تو امرى است حتمى و قطعى» (وَ اِنْ مِنْکُمْ اِلاّ وارِدُها کانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِاً).
بعد مى افزايد: «سپس آنها را که پرهيزگار بوده اند رهايى مى بخشيم، و ستمگران را در حالى که به زانو در آمده اند در آن وا مى گذاريم» ثُمَّ نُنَجِّي الَّذينَ اتَّقَوا وَ نَذَرُ الظَّالِمينَ فيها جَثِيّاً.
در اينکه منظور از ورود در جهنم در اينجا چيست؟ مفسّران سخن بسيار گفته اند، و تفسيرهاى گوناگونى دارند:
عده اى بر اين عقيده اند که «ورود» در اينجا به معناى دخول نيست، زيرا اين واژه در اصل به معناى قصد آب کردن است، لذا هنگامى که شتران را به سوى آب مى برند تعبير به «اَوْرَدْتُ الابِلَ اَلْماءَ» مى شود، قرآن مجيد نيز درباره موسى(عليه السلام) هنگامى که در کنار چاه آب شهر مدين رسيد مى فرمايد: وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ «هنگامى که موسى وارد آب مدين شد» (قصص 23).
مفهوم اين سخن اين است که همه انسان ها به نزديکى جهنم مى آيند و اين همان چيزى است که از آن تفسير به «صراط» يعنى پلى که بر روى دوزخ است شده که همه بايد از آن بگذرند، مجرمان در همان جا مى مانند و سقوط مى کنند و مؤمنان به سرعت از آن مى گذرند و داخل بهشت، مى شوند، کوتاه سخن اينکه به گفته الميزان «ورود چيزى بيش از حضور و اشراف توأم با قصد نيست».
يا به تعبير فخر رازى (يکى از دو تفسيرى که ذکر کرده) ورود به معناى نزديکى است.
ولى از مجموع آيات مختلف قرآن که اين واژه در آن به کار رفته است چنين استفاده مى شود که اين واژه هم به معناى حضور و نزديکى به کار رفته و هم به معناى دخول، يعنى مفهوم عامى دارد که هر دو را شامل مى شود لذا خطاب به بت پرستان مى گويد: اِنَّکُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُوَنِ اللهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ اَنْتُمْ لَها وارِدونَ - لَوْ کانَ هَؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها وَ کلٌ فيها خالِدونَ: «شما و آنچه غير از خدا مى پرستيد هيزم جهنميد! همگى در آن وارد مى شويد، اگر اينها خدايان بودند هرگز در آن وارد نمى شدند، و همه جاودانه در آن خواهند بود» (انبياء 98 و 99).
بنابراين مانعى ندارد که ورود در آيه مورد بحث به معناى قرب و نزديکى و اشراف تفسير شود و اشاره اى به پل صراط باشد.
شاهد اين تفسير حديثى است که از امام صادق(عليه السلام) آمده است که در تفسير آيه فوق فرمود: اَما تَسْمَعُ الرَّجُلَ يقولُ: وَرَدْنا مَاءَ بَنى فُلان، فَهُوَ الوُرُودُ، وَ لَمْ يَدْخُلْه: «آيا نمى شنوى که کسى مى گويد ما وارد آب فلان طائفه شديم (يعنى در کنار آن قرار گرفتيم) اين ورود است در حالى داخل نشده است».(1)
از اين تعبير روشن تر حديث کوتاهى است که قرطبى طبق روايتى از پيغمبر اکرم(صلى الله عليه وآله وسلم)نقل مى کند به اين مضمون که فرمود: اَلوُرُودُ الَمَمرُّ عَلَى الصِّراطِ: «ورود همان عبور از صراط است».(2)
تفسير ديگرى که طرفداران فراوانى در ميان مفسرين دارد اين است که واقعاً همه انسان ها داخل دوزخ مى شوند، منتها بر مؤمنان سرد و سالم خواهد بود، همان گونه که آتش نمرودى بر ابراهيم(عليه السلام) سرد و سالم شد، و بر کافران و مجرمان سوزنده و شعلهور خواهد بود.
گويى مؤمنان به خاطر عدم سنخيت با آتش همانند يک ماده خاموش کننده آتشند، در حالى که کفار به خاطر سنخيتشان همچون موادى هستند که وقتى بر آتش مى ريزد شعله ورتر مى گردد! (دقت کنيد).
شاهد اين تفسير روايتى است که از «جابر بن عبدالله انصارى» نقل شده که شخصى از او درباره تفسير اين آيه سؤال کرد، «جابر» به گوش هاى خود اشاره کرد و گفت: با اين دو گوش خود از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)شنيدم که اگر دروغ بگويم هر دو کر باد، مى فرمود: «ورود به معناى دخول است، هيچ نيکوکار و بدکارى نيست مگر اينکه داخل جهنم مى شود منتها نسبت به مؤمنان سرد و سالم خواهد بود همان گونه که بر ابراهيم شده».(3)
اگر اين تفسير را انتخاب کنيم آيه دليلى بر مسأله پل صراط نخواهد بود.

در دوّمين آيه به عنوان تهديدى نسبت به طغيان گران، بعد از ذکر عذاب دنيوى آنها و مجازات هاى دردناکى که دامن گير آنها شده، مى فرمايد: «پروردگار تو مسلماً در کمينگاه است» (اِنَّ رَبّکَ لَبِالمِرْصادَ).
«مرصاد» از ماده «رصد» (بر وزن حَسَدْ) به معناى آمادگى براى مراقبت از چيزى است، و اين همان است که در فارسى از آن تعبير به در کمين بودن مى کنيم، بنابراين «مرصاد» به معناى «کمينگاه» است.
در اينکه منظور از «مرصاد» در اينجا چيست؟ بعضى گفته اند يعنى خداوند در کمين گردنکشان در اين دنياست و به موقع آنها را در هم مى کوبد، و به تعبيرى که در تفسير الميزان آمده «خداوند مراقب اعمال بندگان خويش است، تا زمانى که طغيان و فساد را از حد بگذرانند آنها را به اشدّ عذاب مجازات مى کند».(4)
در اين صورت در آيه اشاره اى به مسأله «صراط» نيست، ولى در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم که فرمود: المِرْصادُ قَنْطَرَةٌ عَلَى الصِّراطِ لا يَجُوْزُها عَبْدٌ بِمَظْلَمَة: «مرصاد پلى است بر صراط، کسى که حق مظلومى بر گردن او باشد از آن نخواهد گذشت»!.(5)
در حديث ديگرى که در روضه کافى از امام باقر(عليه السلام) از پيغمبر اکرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده مى خوانيم که بعد از ذکر مشخصات پل صراط فرمود: وَ هُوَ قَوْلُ الله تَبارَکَ وَ تَعالى اِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ: «اين همان چيزى است که خداوند متعال فرموده ان ربک لبالمرصاد».(6)
از اين دو حديث که ناظر به تفسير آيه فوق است استفاده مى شود که آيه مزبور ناظر به قيامت و پل صراط است.
البته هيچ مانعى ندارد که آيه ناظر به هر دو باشد، يعنى خدا در کمينگاه طغيانگران هم در اين جهان، و هم در جهان ديگر در کنار صراط است، ولى به هر حال آيه مفهوم مکانى ندارد، چرا که از براى خداوند مکانى نيست، بلکه منظور احاطه وجودى خداوند بر همه اين امور است.
در حديثى نيز از ابن عباس آمده است که مى گفت بر جهنم هفت پل قرار دارد، نزد پل اوّل از «ايمان» سؤال مى شود اگر آن را به طور کامل ارائه دهد به پل دوّم مى رود، و در آنجا از «نماز» سؤال مى شود، اگر به طور کامل ارائه دهد به پل سوّم مى رود، در آنجا سؤال از «زکات» مى شود، اگر آن را ارائه دهد به پل چهارم مى رود، در آنجا از «روزه» ماه مبارک رمضان سؤال مى شود، اگر آن را ارائه دهد به پل پنجم مى رود، در آنجا از «حج و عمره» سؤال مى شود، اگر آنها را ارائه دهد به پل ششم مى رود، و در آنجا از «صله رحم» سؤال مى شود اگر آنرا ارائه دهد به پل هفتم مى رود، در آنجا از «مظالم و حقوق بندگان» از او سؤال مى کنند... و اين است معناى سخن خداوند اِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ.(7)
بسيار بعيد به نظر مى رسد که اين سخن با اين تفصيلات استنباط شخصى ابن عباس بوده باشد، قاعد تا آن را به صورت يک روايت از رسول خدا يا على(عليه السلام) شنيده است.
تعبير به «مرِصاد» در آيه 21 سوره نبأ نيز آمده است آنجا که مى فرمايد: اِنَّ جَهَنّمَ کانَتْ مِرصاداً «مسلماً دوزخ کمينگاه است» (براى طغيانگران).
ولى ظاهر اين آيه اين است که خود دوزخ کمينگاه طغيانگران و مجرمان است، اما با توجه به آنچه در آيه قبل آمد جمعى از مفسّران گفته اند منظور از مرصاد در اينجا پلى است که از روى جهنم مى گذرد، آنجا کمينگاه اين گروه مى باشد و چون قادر بر عبور از آن نيستند در جهنم سقوط مى کنند(8)«کمينگاه» معمولا در مورد طرق و گذرگاه ها به کار مى رود و جهنم که به اصطلاح آخر خط است تناسب چندانى با مسأله کمينگاه ندارد، و اين قرينه ديگرى بر تفسير فوق است.

در سوّمين و آخرين آيه بعد از اشاره به وضع کفار و مجرمان در قيامت، و اينکه در آن روز بر دهان آنها مهر نهاده مى شود و تنها دست و پايشان سخن مى گويد، مى فرمايد: «و اگر بخواهيم چشمان آنها را محو و نابوده مى کنيم سپس براى عبور از صراط مى خواهند بر يکديگر پيشى بگيرند، اما چگونه مى توانند ببينند» (وَلَوْ نَشاءُ لَطَمَسْنا عَلَى اَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ فَاَنّى يُبْصِرُونَ).(9)
بسيارى از مفسّران اين آيه را ناظر به وضع اين گروه در دنيا دانسته اند و «صراط» را به معناى «طريق حق» تفسير کرده اند، يعنى آنها مى کوشند طريق حق يا طريق نجات را پيدا کنند در حالى که خداوند به خاطر اعمالشان چشم هايشان را نابينا ساخته و قادر به مشاهده آن نيستند!
ولى اين احتمال نيز وجود دارد که آيه ناظر به وضع اين گروه در قيامت به هنگام عبور از صراط (پل دوزخ) باشد، در آنجاست که اگر خدا اراده کند چشمانشان را به کلى محو مى سازد تا نتوانند از آن پل بگذرند هر قدر تلاش و کوشش کنند.
ظاهر عبارت تفسير «في ظلال» همين معناست، در تفسير قرطبى نيز به عنوان يک احتمال به آن اشاره شده، بعلاوه از «عبدالله بن سلام» در تفسير اين آيه چنين نقل شده: «هنگامى که روز قيامت گردد و صراط (روى دوزخ) کشيده شود، منادى صدا مى زند محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) و امتش برخيزند! همه امت اعم از خوب و بد بر مى خيزند، و به دنبال حضرتش حرکت مى کنند، تا از صراط بگذرند، وقتى روى صراط آمدند، خداوند چشمان فاجران آنها را نابينا مى سازد، آنها مى خواهند از «صراط» بگذرند، ولى چگونه مى توانند ببينند»؟.(10)
بسيار بعيد به نظر مى رسد که اين بيان استنباط شخصى «عبدالله بن سلام» باشد، زيرا اينها از اخبار غيبى آينده است که جز معصومين(عليهم السلام) از آن آگاه نبودند، به همين دليل بعيد نيست که آن را به عنوان روايتى از رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) تلقى کنيم.(11)

توضيحات: حقيقت صراط چيست؟

گرچه همان گونه که بارها گفته ايم که آگاهى تفصيلى نسبت به حقايق مربوط به قيامت و جهان پس از مرگ که عالمى است برتر و بالا از اين جهان، براى اهل دنيا غير ممکن است، ولى اين امر مانع از آگاهى اجمالى نسبت به آن نخواهد بود!
آنچه از آيات و روايات اسلامى استفاده مى شود، اين است که صراط پلى است بر دوزخ در مسير بهشت که نيکان و بدان بر آن وارد مى شوند، نيکان به سرعت از آن مى گذرند و به نعمت هاى بى پايان حق مى رسند، و بدان سقوط کرده، سرازير دوزخ مى شوند!، حتى از پاره اى از روايات استفاده مى شود که سرعت عبور مردم از آن بستگى به ميزان ايمان و اخلاص و اعمال صالح آنها دارد.
در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مِثْلَ الْبَرْقِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مِثْلَ عَدوْ الفَرَسِ، وَ مِنْهُمُ مَنْ يَمُرُّ حَبْواً، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مَشْياً، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مُتَعَلِّقاً قَدْ تَاُخُذُ النَّارُ مِنْهُ شَيْئاً وَ تَتْرُکُ شَيْئاً!: «بعضى مانند برق از آن مى گذرند، و بعضى همچون اسب تيزرو، بعضى با دست و زانوها، بعضى همچون بيادگان، و بعضى به آن آويزان مى شود (و مى گذرند) گاه آتش دوزخ از آنها چيزى را مى گيرد و چيزى را رها مى کند».(12)
چرا بايد از روى جهنم به سوى بهشت رفت؟ در اينجا نکات لطيفى است.
از يکسو بهشتيان با مشاهده دوزخ قدر عافيت بهشت را بهتر مى دانند، و از سوى ديگر وضع صراط در آنجا تجسمى است از وضع ما در اينجا، بايد از روى جهنم سوزان شهوات گذر کرد و به بهشت تقوا رسيد، و از سوى سوّم تهديدى است جدّى براى همه مجرمان و آلودگان که سرانجام گذرگاهشان از اين راه باريک خطرناک است.
لذا در حديث «مفضل بن عمر» مى خوانيم که مى گويد از امام صادق(عليه السلام) درباره «صراط» سؤال کردم فرمودند صراط همان طريق به سوى معرفت و شناخت خداوند متعال است.
سپس افزود: هُما صِراطانِ: صِراطٌ في الدُّنْيا، وَ صِراطٌ في الاخِرَةِ، فَامَّا الصِّراطُ الذِّي في الدُّنْيا فَهُوَ الامامُ الْمَفْرُوضُ الطّاعَةِ، مَنْ عَرَفَهُ في الدُّنْيا وَ اقْتَدَى بِهُداهُ مَرَّ عَلَى الصِّراطِ الذَّي هُوَ جِسْرُ جَهَنَّمَ في الاخِرَةِ، وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفُهُ في الدُّنْيا زَلَّتْ قَدَمُهُ عَنِ الصِّراطِ في الاخِرَةِ، فَتَردَّى في نارِ جَهَنَّمَ: دو صراط است، صراطى در دنيا و صراطى در آخرت، و امّا صراط در دنيا همان امام واجب الاطاعه است، هرکس او را بشناسد و به هدايت او اقتدى کند از صراطى که پلى است بر جهنم در آخرت مى گذرد، و هرکس او را در دنيا نشناسد قدمش بر صراط آخرت مى لرزد و در آتش جهنم سقوط مى کند».(13)
در تفسير امام حسن عسکرى(عليه السلام) اين دو صراط (صراط دنيا و آخرت) به صراط مستقيم معتدل بين «غلّو» و «تقصير» و «صراط آخرت» تفسير شده است.(14)
اين نکته نيز قابل توجّه است که در روايات اسلامى عبور از اين راه پر خطر مشکل شمرده شده است، در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) (وهم از امام صادق(عليه السلام) آمده است: اِنَّ عَلَى جَهَنَّمَ جِسْراً اَدَقُّ مِنْ الشَّعْرِ وَاَحَدُّ مِنْ السَّيفِ: «بر دوزخ پلى است باريک تر از مو و تيزتر از شمشير»!.(15)
صراط «مستقيم» و حقيقت «ولايت» و «عدالت» در اين دنيا نيز چنين است، باريکتر از مو، و تيزتر از شمشير، چرا که خطّ مستقيم خط باريکى بيش نيست، و بقيه هر چه هست خطوط انحرافى در چپ و راست است.
و طبيعى است که صراط قيامت که تجسّم عينى از اين صراط است چنين باشد.
ولى با اين حال همان گونه که قبلا نيز اشاره شد گروهى با سرعت در سايه ايمان و اعمال صالح از اين جاده خطرناک مى گذرند.
بدون شک ارتباط با پيغمبر اکرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و خاندان رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) مى تواند عبور از اين جاده مخوف را آسان سازد، در حديثى از پيغمبر اکرم(صلى الله عليه وآله وسلم) مى خوانيم: اِذا کانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ وَ نُصِبَ الصِّراطُ عَلَى جَهَنَّمَ لَمْ يَجُزْ عَلَيْهِ اِلا مَنْ کانَ مَعَهُ جَوازٌ فيه وَلايَةُ عَليِّ بْنِ اَبي طالِب(عليه السلام)!: «روز قيامت هنگامى که صراط روى جهنم قرار داده شود تنها کسانى از آن عبور مى کنند که اجازه اى داشته باشند و در آن اجازه ولايت علي بن ابي طالب(عليه السلام) بوده باشد».(16)
نظير همين معنا به تعبير ديگر درباره بانوى اسلام فاطمه زهرا(عليها السلام) آمده است.
بديهى است ولايت على(عليه السلام) و فاطمه(عليها السلام) از ولايت پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و علاقه به قرآن و اسلام و ساير پيشوايان معصوم جدا نيست، در واقع تا ارتباطى از نظر ايمان و اخلاق و عمل با اين پيشوايان بزرگ برقرار نباشد عبور از صراط ممکن نيست، و در اين زمينه روايات متعددى وارد شده است، (علاقمندان براى آگاهى بيشتر مى توانند به بحار الانوار، جلد 8 فصل صراط، مخصوصاً روايات 12، 13، 14، 15، 16، 17 مراجعه کنند).
آخرين سخن در اينجا درباره بُعد تربيتى ايمان به چنين صراطى است، گذرگاهى مخوف، لغزنده، خطرناک، باريک تر از مو، تيزتر از شمشير، گذرگاهى که مواقف و ايستگاه هاى متعددى دارد، و در هر موقف از چيزى سؤال مى کنند، در يک جا از نماز، جاى ديگرى از امانت وصله رحم، جايى از عدالت، و مانند آن، گذرگاهى که اجازه عبور از آن بدون ولايت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و اميرمؤمنان على(عليه السلام) و تخلّق به اخلاق آنها امکان پذير نيست، و بالاخره گذرگاهى که هرکس به مقدار نور ايمان و عمل صالحش توانايى عبور از آن را دارد، و اگر کسى نتواند به سلامت از آن بگذرد سقوطش در دوزخ حتمى است، و هرگز به کانون نعمت هاى معنوى و مادى پروردگار، يعنى بهشت راه نخواهد يافت.
توجّه به اين معانى، و ايمان به آن بدون شک بازتاب گسترده اى در اعمال انسان و تربيت او خواهد داشت، و او را به دقت هرچه بيشتر در انتخاب راه هاى زندگى، و جدا سازى دقيق حق از باطل، و تخلق به اخلاق اولياء الله وادار مى سازد.



پي نوشتها:

(1). تفسير برهان، جلد 3، صفحه 20.
(2). تفسير قرطبى، جلد 6، ذيل آيه مورد بحث.
(3). تفسير ابو الفتوح رازى، جلد 7، صفحه 431 (اين حديث را جمعى ديگر از مفسّران از جمله در نور الثقلين و تفسير فخررازى نقل کرده اند).
(4). تفسير الميزان، جلد 20، صفحه 409 (صفحه 281 طبع بيروت).
(5). بحارالانوار، جلد 8، صفحه 64 - همين روايت در تفسير برهان، جلد 4، صفحه 458 به عنوان تفسيرى بر آيه شريفه (ان ربک لبالمرصاد) از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است.
(6). نورالثقلين، جلد 5، صفحه 572 - تفسير برهان، جلد 4، صفحه 458.
(7). تفسير قرطبى، جلد 10، ذيل آيه مورد بحث.
(8). اين تفسير را مرحوم «علاّمه طباطبايى» در الميزان و «فخر رازى» در تفسير کبير و «راغب» در مفردات و «قرطبى» در تفسير خود، ذيل آيه سوره نبأ به عنوان تنها تفسير يا به عنوان يکى از تفاسير ذکر کرده اند.
(9). «طَمَسْنا» از ماده «طَمْس» (بر وزن شمس) به معناى محو و نابود کردن آثار چيزى است، و در اينجا ممکن است به معناى محو کامل چشم يا محو کامل نور آن باشد.
(10). تفسير قرطبى، جلد 8، صفحه 5494 (ذيل آيه مورد بحث).
(11). «عبدالله بن سلام» از علماى اهل کتاب بود که اسلام را انتخاب کرد، و نام اصليش «الحصين» بود که بعد از اسلام، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) آن را به «عبدالله» تبديل کردند، بعضى از علماى رجال او را مجهول الحال دانسته، و گاه بعضى قرائن بر ضعف او شمرده اند، ولى از آنجا که ابن داود او را در قسم اوّل کتابش که مربوط به رجال معتبر است ذکر کرده آن را قرينه اى بر حسن حال او دانسته اند.
(12). امالى صدوق، مجلس 33.
(13). معانى الاخبار، صفحه 32، حديث 1.
(14). بحار، جلد 8، صفحه 69، حديث 18.
(15). ميزان الحکمه، جلد 5، صفحه 348 - در حديث امام صادق(عليه السلام) به جاى جمله: اِنَّ عَلَى جَهَنَّمَ جِسْراً کلمه الصراط آمده است (بحار، جلد 8، صفحه 64، حديث 1).
(16). بحارالانوار، جلد 8، صفحه 68، حديث 11.

 


 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

کریمی شب هفتم محرم1394

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد