:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

چهارشنبه 28 شهريور 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : كسي كه به روزي خدا خشنود باشد ، بر آنچه از دست رود اندوهگين نباشد .
 
 
 
   
تفسير موضوعي قرآن كريم

برگرفته شده از کتاب پيام قرآن نوشته آيت الله العظمي مکارم شيرازي


جاودانگى کیفرها مقدمه:

بى شک میان «جرم» و «جریمه» همیشه تناسبى بر قرار است، هر قدر جرم سنگین تر باشد مجازات و جریمه سنگین تر است، این در مجازات هاى قراردادى است. ولى در آثار وضعى و طبیعى اعمال انسان، مسأله طور دیگرى است، گاه انسان بر اثر یک لحظه سهل انگارى و ندانم کارى گرفتار عارضه اى مى شود که قابل درمان و جبران نیست، زیرا ضربه جهل و سهل انگارى آنچنان سخت و سنگین است که مثلا عضوى را براى همیشه ناقص و فلج مى کند، و تا پایان عمر باید کفّاره آن را بدهد و جریمه اش را تحمل کند، در حالى که فقط یک لحظه مرتکب خطا شده است.
از آیات قرآن به خوبى استفاده مى شود که گروهى در عذاب جاودانى خواهند بود یا به تعبیر دیگر در دوزخ مخلّدند، و این مسأله (خلود) سؤالات گوناگونى را بر انگیخته، و تفسیرهاى گوناگونى را براى آن کرده اند که شرح آن به خواست خدا خواهد آمد.
نخست به سراغ قرآن مى رویم و به آیات زیر که هر کدام تعبیر تازه اى از مسأله جاودانگى عذاب را در بر دارد گوش فرا دهیم:
1- (وَ الذَّینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبوا بِآیاتِنا اُولئِکَ اَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ)(بقره 39).
2- (یُریدُونَ اَنْ یَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَ ما هُمْ بِخارِجینَ مِنْها وَلَهُمْ عَذابٌ مُقیمٌ)(مائده 37).
3- (فَاَمَّا الذَّینَ شَقُوا فَفِی النَّارِ لَهُمْ فیها زَفیرٌ وَ شَهیقٌ - خالِدینَ فیها ما دامَتِ السَّمواتُ وَ الأرْضُ اِلاّ ما شاءَ رَبُّکَ اِنَّ رَبَّکَ فَعّالٌ لِما یُریدُ) (هود 106 - 107).
4- (وَنادُوا یا مالِکَ لِیَقْضِ عَلَیْنا رَبُّکَ قالَ اِنَّکُمْ ماکِثُونَ)(زخرف 77).
5- (وَ قالَ الذَّینَ اتَّبَعُوا لَوْ اَنَّ لَنا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَما تَبَروُّا مِنَّا کَذلِکَ یُریهِمْ اللهُ اَعْمالَهُمْ حَسَرات عَلَیْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجینَ مِنَ النَّارِ) (بقره 167).

ترجمه:

1- و کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.
2- آنها پیوسته مى خواهند از آتش خارج شوند ولى نمى توانند خارج شوند، و براى آنها مجازات پایدارى است.
3- امّا آنها که شقاوتمند شدند در آتشند و براى آنها زفیر و شهیق (ناله هاى طولانى دم و باز دم) است - جاودانه در آن خواهند ماند تا آسمان ها و زمین برپاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد که پروردگارت هرچه را اراده کند انجام مى دهد.
4- آنها فریاد مى شکند اى مالک دوزخ! آرزو داریم پروردگارت ما را به میراند (تا آسوده شویم!) مى گوید: شما در اینجا ماندنى هستید!.
5- و (در این موقع) پیروان مى گویند کاش بار دیگر ما به دنیا بر مى گشتیم تا از این پیشوایان گمراه بیزارى جوییم آنچنان که آنها (امروز) از ما بیزارى جستند (آرى) این چنین خداوند اعمال آنها را به صورت حسرت زایى به آنها نشان مى دهد و هرگز از آتش (دوزخ) خارج نخواهند شد.

تفسیر و جمع بندى

عذاب خلد یا (عذاب جاویدان)

در نخستین آیه به تعبیر معروف «خلود» (جاودانگى) برخورد مى کنیم، مى فرماید: کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل آتشند و در آن خلود دارند (وَالذَّینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا اُولئِکَ اَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ).
این در حالى است که در بعضى از آیات قرآن به دنبال واژه «خلود» تعبیر به «ابدیت» شده که تأکید مجددى براى آن محسوب مى شود، از جمله مى فرماید: «کسى که نافرمانى خدا و رسولش کند آتش دوزخ از آن اوست، جاودانه تا ابد در آن خواهند ماند» (وَ مَنْ یَعصِ الله وَ رَسُولَهُ فِاِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها اَبَداً) (جن - 23).
همین معنا در آیه 45 سوره احزاب نیز آمده که در آنجا نیز «خلود» با ابدیّت آمیخته و توأم شده است.
تعبیر به خلود در مورد آتش دوزخ در آیات زیادى از قرآن مجید آمده گاه به صورت وصفى (خالِدُونَ، خالِدینَ) و گاه به صورت فعلى و مانند 69 فرقان درباره مشرکان و قاتلان و زناکاران، بعد از اشاره به عذاب مضاعف آنها در قیامت، مى فرماید: ویَخْلُدُ فیه مُهاناً «همیشه با خوارى در آن خواهد ماند».
و گاه این عنوان به صورت قیدى براى عذاب بیان شده، چنان که در آیه 52 یونس مى خوانیم: (ثُمَّ قیلَ لِلَّذینَ ظَلَمُوا ذوقُوا عَذابَ الخُلْد): «سپس به ظالمان گفته مى شود بچشید عذاب خلد را».
تعبیر «خلود» در اشکال مختلف آن (فعلى، وصفى و مصدرى) در مورد عذاب دوزخ بیش از سى بار در آیات قرآن مجید دیده مى شود، و تأکید قرآن بر این عنوان، مفهوم خاصّى دارد که دلیلش در بحث هاى آینده به خواست خدا روشن خواهد شد.
البته این واژه در مورد نعمت هاى بهشتى نیز در آیات فراوانى از قرآن مجید آمده است که در بحث نعمت هاى بهشتى به آن اشاره شد.
اکنون ببینیم «خلود» در لغت و کلمات مفسّران به چه معناست:
در لسان العرب، «خُلْد» به معناى دوام بقاى در سرایى که انسان از آن خارج نمى شود تفسیر شده است، اضافه مى کند اینکه آخرت را «دار الخُلْدِ» گفته اند به خاطر آن است که مردم همیشه در آن مى مانند.
در «مقاییس اللّغه» معناى واحدى براى ریشه آن ذکر شده، و آن ثبات و بقاء و ملازمت است.
همین معنا در «صحاح اللّغه» و کتب دیگر نیز آمده.
ولى راغب در «مفردات» معناى اصلى آن را دور ماندن چیزى از فساد و باقى ماندن بر حالت اصلى مى داند، و مى گوید: «هر چیزى به زودى تغییر نکند و فاسد نشود، عرب آن را به «خلود» توصیف مى کند، و لذا به معناى طول عمر و بقاء مدّت طولانى نیز آمده است.
«راغب» در جاى دیگر از کلماتش مى گوید: رَجُلٌ مُخَلَّدٌ (مرد جاودانه) به معناى کسى است که دیر پیر مى شود).
به هر حال از مجموع کلمات اهل لغت دو نظر مختلف به دست مى آید: نخست اینکه معناى اصلى آن همان جاودانگى و همیشگى و ابدیت است، و اگر به طول عمر اطلاق مى شود از باب تشبیه است، دوّم اینکه معناى اصلى آن طول عمر است و اگر به جاودانگى و ابدیت گفته مى شود از باب بیان مصداق واضح و روشن مى باشد.
«مفسّران» نیز در این زمینه تعبیرات متفاوتى دارند:
بعضى از مفسّران تصریح کرده اند که «خلود» در اینجا به معناى دوام است و هرگز انتهایى ندارد.(1)
بعضى دیگر گفته اند که معناى اصلى آن دوام، و معنى مجازى آن مدت طولانى است و هنگامى که در قرآن به کار مى رود همان معناى اوّل یعنى دوام را دارد.(2)
بعضى همین معنا را به تعبیر دیگرى ذکر کرده اند و آن اینکه خلود در لغت به معناى مکث طویل است، همان گونه که در مورد زندان هاى طویل المدّه گفته مى شود خُلِّدَ فُلانٌ فی السِّجْنِ، ولى در لسان شرع به معناى دوام و ابدیت است.(3)
در المنار آمده است که بعضى از مدّعیان استقلال فکرى در عصر ما با بهره گیرى از تأویلاتى که در مورد خلود در پاره اى از کلمات پیشینیان آمده جرئت پیدا کرده بگویند: معناى خلود کافران در عذاب این است که مدّت طولانى در آن مى مانند، زیرا خداوند رحمان رحیم، که رحمتش بر غضبش پیشى گرفته هرگز کسى از بندگان خود را عذاب بى نهایت نمى کند.(4)
بعضى نیز مى گویند: گرچه کافران و گردنکشان طاغى و باغى که گناه سراسر وجودشان را قرار گرفته همیشه در دوزخ مى مانند ولى دوزخ همیشه به یک حال باقى نمى ماند، زمانى فرا مى رسد که آتش آن خاموش مى گردد و دوزخیان آرامش مى یابند!.
این احتمال نیز داده شده که با گذشت زمان طولانى و تحمل مجازات هاى فراوان سر انجام یک نوع سازش با محیط در دوزخیان به وجود مى آید، کم کم به آتش خو مى کنند و در این حال احساس ناراحتى ندارد!.
البته اینگونه احتمالات از سوى علماى اسلام و مفسّران قرآن مردود شناخته شده، چرا که بر خلاف صریح آیات قرآن است، زیرا همان گونه که در آیات مورد بحث مى خوانیم تنها تعبیر به خلود نشده است که قابل اینگونه تفسیرها باشد تعبیرات دیگرى در این زمینه در قرآن مجید آمده که قابل این توجیهات نیست (دقت کنید).
خلاصه چنین به نظر مى رسد که عجز و ناتوانى بعضى در برابر حل مشکل خلود و جاودانه بودن عذاب سبب گرایش به این گونه توجیهات نادرست شده، وگرنه دلالت آیات قرآن و روایات اسلامى در مورد جاودانگى عذاب درباره گروهى از مجرمان قابل گفتگو نیست.
در دوّمین تعبیر به واژه «اقامت» برخورد مى کنیم مى فرماید: «کافران مى خواهند از آتش خارج شوند ولى هرگز نمى توانند و براى آنها عذاب «مقیم» و پایدار است (یُریدُونَ اَنْ یَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَ ماهُمْ بِخارِجینَ مِنْها وَلَهُمْ عَذابٌ اَلیمٌ).
توصیف عذاب به «مقیم» به خوبى نشان مى دهد که این مجازات در مورد آنها پایدار و برقرار است.

ابدیت عذاب ها

در سوّمین آیه مسأله ابدیت عذاب دوزخ براى گروهى از دوزخیان با تعبیر دیگرى که توأم با صراحت بیشترى است منعکس شده است مى فرماید: «اما آنها که شقاوتمند شدند در آتش (دوزخند) و براى آنها زفیر و شهیق (ناله هاى طولانى) است - همیشه در آن خواهند ماند تا آسمان و زمین برپاست» (فَاَمَّا الذَّینَ شَقُوا فَفی النَّارِ لَهُمْ فیها زَفیرٌ وَ شَهیقٌ - خالِدینَ فیها ما دامَتِ السَّمواتُ وَ الأرْضُ).
و در پایان آیه مى افزاید «مگر آنچه پروردگارت بخواهد، مسلماً پروردگارت هرچه را بخواهد انجام مى دهد» (اِلاّ ما شاءَ رَبُّکَ اِنَّ رَبَّکَ فَعَّالٌ لِما یُریدُ).
(مسلماً در آن روز آسمان و زمینى وجود دارد، و آن آسمان و زمینى است که طبق آیات قرآن بعد از ویران شدن آسمان و زمین دنیا برپا شده است، و این آسمان و زمین جاودانه و ابدى است).
بعضى نیز گفته اند که این تعبیر در لسان عرب کنایه از ابدیت است، زیرا در ادبیات عرب تعبیرات زیادى داریم که به معناى ابدیت به کار مى رود مثل «مالاح کَوْکَبُ» (مادام که شب و روز پى در پى فرا مى رسد) و مانند آنچه در کلام امیرمؤمنان على(علیه السلام) آمده است که وقتى خرده گیران ناآگاه رعایت مساوات در تقسیم بیت المال را بر امام(علیه السلام) خرده گرفتند و انتظار داشتند همانند زمان خلیفه سوم در میان افراد تبعیضى قائل شود تا پایه هاى حکومت خود را از این طریق به گمان آنها محکم تر سازد امام فرمود: اَتَأمُرُنی اَنْ اَطْلُبَ النَّصَرَ بِالجَوْرِ فیمَنْ وُلِّیتُ عَلَیْهِ، وَ الله لااَطُورُ بِهِ ما سَمَرَ سَمیرٌ وَ ما اَمَّ نَجْمٌ فی السَّماءِ!:(5)آیا به من دستور می دهید که برای پیروزی خود دست به ستم نسبت به کسانی که تحت حکومت من هستند بزنم، به خدا سراغ این کار نمى روم مادام که مردم شب ها به بحث مى نشینند، و ستارگان آسمان یکى بعد از دیگرى طلوع و غروب دارند».
در ابیات سایر زبان ها نیز تعبیراتى شبیه آن دیده مى شود که هم کنایه از دوام و استمرار و ابدیت است.
تنها سؤالى که در اینجا باقى مى ماند این است که اگر آیه فوق اشاره به ابدیت مجازات دارد استثنائى که در پایان آیه آمده چه مفهومى مى تواند داشته باشد؟ «اِلاّ ما شاءَ رَبُّکَ» (مگر آنچه پروردگارت بخواهد) زیرا ظاهر این استثناء لااقل عدم ابدیت عذاب در مورد گروهى از آنان است، بلکه احتمال دارد شامل همه آنان بشود و در این صورت نتیجه معکوس مى دهد.
بعضى از مفسّران مانند مفسّر بزرگ مرحوم طبرسى در مجمع البیان در تفسیر این استثناء ده وجه از علماى تفسیر نقل کرده که چون بسیارى از آنها سست و بى اعتبار است از نقل آنها چشم مى پوشیم (مرحوم طبرسى نیز ظاهراً براى ذکر تمام اقوال به سراغ آنها رفته نه به عنوان پذیرش) و تنها قناعت به ذکر آنچه قابل توجه است مى کنیم:
نخست اینکه هدف از ذکر این استثناء بیان حاکمیت و قدرت مطلقه و مشیت کامله خداوند است که گمان نکنید این خلود و ابدیت بدون اراده او صورت گرفته، اگر بخواهد مى تواند همه چیز را دگرگون سازد، ولى اراده کرده که این گروه از دوزخیان تا ابد بمانند.
لذا همین تعبیر در مورد بهشتیان در آیات قبل از آن آمده، در عین حال به دنبال آن مى فرماید: عَطاءاً غَیْرَ مَجْذُوذ (این عطائى است که هرگز قطع نمى شود).
این جمله به خوبى نشان مى دهد که منظور از استثناء قطع عذاب یا نعمت نیست بلکه صرفاً براى بیان قدرت خداست.
دیگر اینکه منظور استثناء کسانى است که استحقاق جاودانگى عذاب را ندارند مانند مؤمنان گنهکار که مدتى در دوزخ مى مانند و پاک مى شوند، سپس به بهشت مى روند، و جمله الا ما شاء الله در اینجا فقط ناظر به این گروه است، اما کافران بى ایمان همچنان در دوزخ خواهند ماند (و به اصطلاح آنها جزء مستثنى منه هستند نه مستثنى).
نظیر همین معنا درباره بهشتیان گفته مى شود که آنها جاودانه در بهشتند مگر مؤمنان خطاکار که قبلا به دوزخ مى روند و بعد به بهشت.
به هر حال این استثناء مشکلى در دلالت آیه بر ابدیّت عذاب ایجاد نمى کند.

در چهارمین آیه بعد از تصریح به مسأله خلود و عدم تخفیف در عذاب مجرمان و تصریح به اینکه خدا بر آنها ظلم و ستمى روانداشته، بلکه آنها خود بر خویشتن ستم کرده اند، مى فرماید: «آنها فریاد مى زنند اى مالک (دوزخ) اى کاش پروردگار تو ما را مرگ مى داد (تا راحت شویم) ولى او مى گوید شما در اینجا مکث و درنگ خواهید کرد» (وَنادَوا یا مالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنا رَبُّکَ قالَ اِنَّکُمْ ماکِثُونَ).
تعبیر به مکث به طور مطلق و نامحدود دلیل دیگرى بر جاودانگى عذاب آنهاست.(6)
و لذا مرحوم طبرسى در مجمع البیان تصریح مى کند که «ماکِثُونَ» در اینجا به معناى «دائِمُونَ» است.
گرچه در آیه فوق بیان نشده که مالک دوزخ این سخن را بلافاصله مى گوید، یا بعد از مدتى، ولى جمعى از مفسّران گفته اند که این پاسخ با مدّتى تأخیر به عنوان تحقیر و بى اعتنایى گفته مى شود، بعضى بعد از چهل سال و بعضى یکصد سال، و از ابن عباس نقل شده که بعد از هزار سال این جواب منفى را به آنها مى گویند،(7)
این آیه به خوبى نشان مى دهد که در آنجا مرگ و میرى نیست، بلکه دائماً زنده و در رنج و عذاب است.

بالاخره در پنجمین و آخرین تعبیر به مسأله «عدم خروج از دوزخ» به طور مطلق برخورد مى کنیم که آن نیز تعبیر دیگرى از جاودانگى است، در این آیه بعد از اشاره به بیزارى «رهبران اغواگر» از «پیروان گمراه» و تصمیم آنها بر بیزارى متقابل در صورت بازگشت به دنیا، مى فرماید: «این چنین خداوند اعمالشان را به صورت حسرت بارى به آنها نشان مى دهد و هرگز از آتش خارج نخواهند شد» (کَذلِکَ یُریِهُمْ اللهُ اَعْمالَهُمْ حَسَرات عَلَیْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجینَ مِنَ النَّارِ).
آرى از آنها کارى جز حسرت و اندوه برگذشته ساخته نیست، حسرت بر تقلید کورکورانه و پیروى چشم و گوش بسته از پیشوایان گمراه، و حسرت بر عمرى که بیهوده تلف کردند، و اموالى که از حرام اندوختند و براى دیگران گزاردند، و فرصت هایى که براى توبه و بازگشت از دست دادند، حسرتى بیهوده و بى فائده چرا که راهى براى بازگشت و جبران نیست.
مرحوم علاّمه طباطبایى بعد از ذکر این آیه در المیزان مى گوید این دلیلى است بر ضد کسانى که معتقد به انقطاع عذاب دوزخند.

نتیجه:
 
از مجموع تعبیرهاى پنجگانه بالا به خوبى مى توان نتیجه گرفت که عذاب دوزخ جاودانه است، همان گونه که نعمت هاى بهشتى جاودانى مى باشد، و آنها که با پیشداورى هاى خود عذاب را منقطع مى دانند راهى جز گام برداشتن بر ضدّ این آیات (و امثال آن) و پیمودن طریقه «تفسیر به رأى» ندارند.
درست است که اعتقاد به جاودانگى عذاب - هرچند در مورد گروه خاصى از دوزخیان است - مشکلات و پیچیدگى هایى دارد ولى با توجه به صراحت یا ظهور آیات قرآنى در این زمینه باید پیچیدگى ها را از طریق منطق و استدلال حل کرد، نه اینکه اصل موضوع را نادیده گرفت و انکار نمود.



پی نوشتها:

(1). طبرسى در مجمع البیان.
(2). تفسیر قرطبى، جلد اوّل، صفحه 207.
(3). تفسیر مراغى، جلد 1، صفحه 69.
(4). المنار، جلد 1، صفحه 364.
(5). نهج البلاغه، خطبه 126.
(6). «مکث» به معناى باقى ماندند توأم با انتظار است (همان گونه که راغب در مفردات گفته) البته به توقف هاى موقف نیز مکث گفته مى شود، اما هنگامى که به طور مطلق و بى قید و شرط ذکر شود به معناى توقّف دائمى است.
(7). تفسیر فخررازى، جلد 27، صفحه 227، و تفسیر قرطبى، جلد 9، صفحه 5937 - در تفسیر مجمع البیان نیز مسأله چهل سال و هزار سال نقل شده است.


 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

کریمی شب هفتم محرم1394

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد