:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

جمعه 30 شهريور 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : كسي كه بدون آموزش فقه اسلامي تجارت كند ، به ربا خواري آلوده شود .
 
 
 
تفسیر موضوعی قرآن کریم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی

علم الاسماء چیست؟مقدمه:

بى شک رهبران جوامع انسانى عموماً و رهبران الهى خصوصاً، باید سهم وافرى از علم و آگاهى در شئون مختلف داشته باشند، و از آنجا که مأموریت انبیاء مأموریتى است که قلمروش جسم و جان انسان ها و به تعبیر دیگر، دنیا و آخرت نوع بشر را شامل مى شود، اطلاعات زیادى باید داشته باشند.
اضافه بر این، آگاهى آنها باید خالى از هرگونه نارسایى و نقصان و خطا و اشتباه باشد تا بندگان خدا بر آنها اعتماد کنند، به راه خطا نروند و به عنوان نماینده پروردگار،مردم را به گمراهى نکشانند.
به همین دلیل به گواهى آیات قرآن، خداوند آنها را قبل از هر چیز مجهّز به سلاح علم و دانش مى کرده است، آیات زیر نشان روشنى بر این معنا است که از آدم تا خاتم را شامل مى شود:
1ـ خداوند به آدم(علیه السلام) چنان علم و دانشى داد که ملائکه با آن مقام علمى و آگاهى که در امور عالم دارند در برابر او زانو زدند: (وَ عَلَّمَ آدَمَ الاَْسْمَاءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَةِ فَقَالَ اَنْبِئُونِى بِاَسْمَاءِ هؤُلاءِ اِنْ کُنْتُم صَادِقِینَ ـ قَالُوا سُبْحَانَکَ لاَ عِلْمَ لَنَا اِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ ـ قَالَ یَاآدَمُ اَنْبِئْهُمْ بِاَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا اَنْبَأَهُمْ بِاَسْمَائِهِمْ قَالَ اَلَمْ اَقُلْ لَکُمْ اِنِّى اَعْلَمُ غَیْبَ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ اَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَ مَا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ): «سپس، تمامى علم اسماء (علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات) را به آدم آموخت. آنگاه آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود:" اگر راست مى گویید (و از آدم شایسته تر هستید) اسامى اینها را به من خبر دهید!" ـ گفتند:" منزّهى تو! ما جز آنچه به ما تعلیم داده اى، نمى دانیم، زیرا تویى که دانا و حکیمى. ـ فرمود:" اى آدم! آنان را از اسامى (و اسرار) این موجودات آگاه کن". هنگامى که آدم آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود:" آیا به شما نگفتم که من غیب آسمانها و زمین را مى دانم؟! و مى دانم آنچه را شما آشکار مى کنید و آنچه را پنهان مى داشتید!"».(1)
براى تکمیل این بحث باید بدانیم:

علم اسماء چیست؟

در این که علم اسماء که بزرگ ترین موهبت الهى نسبت به آدم(علیه السلام) و منشأ فضیلت و افتخار او و شایستگى براى مقام خلیفة اللّهى شد، چه بوده است؟ در میان مفسران سخن بسیار است:
گاه گفته اند: منظور علم لغات است، در حالى که دانستن یک مشت لغت هرگز سرچشمه چنین فضیلتى نخواهد بود و به علاوه با تعبیرى که در این آیات وارد شده سازگار نیست، زیرا تعبیر به (غَیْبَ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ) نشان مى دهد که این علم مربوط به اسرار پنهانى آسمان و زمین بود که از دید ملائکه مکتوم مانده بود.
گاه گفته اند که: منظور اسامى حجّت هاى الهى مخصوصاً ائمه معصومین(علیهم السلام)است که ارواحشان از قبل آفریده شده بود، و در بعضى از روایات چنین تفسیرى وارد شده است.
ولى مسلّم است که این گونه روایات اشاره به بعضى از مصداق هاى مهّم این عنوان کلى است، همان گونه که روش روایات تفسیرى بر آن است، نه این که علم اسماء محدود به آن باشد.
بسیارى از مفسّران گفته اند: که منظور از اسم در این جا مسمّى است، یعنى خداوند جمیع علوم مربوط به زمین و آسمان و انواع صناعات و استخراج معادن و غرس اشجار و خواص و منافع آنها، همه و همه را به آدم (علیه السلام)تعلیم داد (یا در طبیعت و استعداد او به طور فشرده قرار داد).
به این ترتیب آدم به تمامى اسرار جهان آشنا شد و شایستگى و استعداد درک همه این اسرار را براى فرزندان خود گذارد. چه فضیلتى از این برتر و بالاتر که او داراى چنین علمى شود و استعداد دستیابى بر آن را براى فرزندان خود نیز به یادگار بگذارد.
لذا در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که در تفسیر این آیه فرمود: «اَلاَْرَضِینَ وَ الْجِبَالَ وَ الشَّعَابَ وَ الاَْوْدِیَةَ، ثُمَّ نظر اِلى بِسَاط تَحْتَهُ فَقَالَ" هذا الْبِسَاطُ مِمَّا عَلِمَهُ"»: «منظور تمام زمین ها، کوه ها، درّه ها و بستر رودخانه ها ـ و خلاصه تمامى موجودات جهان ـ است، سپس به فرشى که زیر پایش گسترده بوده نظر افکند و فرمود: "حتّى این فرش هم از امورى بوده که خدا به آدم(علیه السلام) تعلیم داد"»!(2)
این تعبیر نشان مى دهد که آدم تمام این علوم را دارا بود.
مرحوم علاّمه طباطبایى در المیزان سخنى دارد که حاصلش این است: «اوّلاً: از تعبیرات آیه استفاده مى شود که این اسماء یک سلسله امور پنهانى از عالم آسمانى و زمینى و خارج از محیط جهان ماده بود. ثانیاً: این اسماء مفهوم عام و گسترده اى دارد که واژه کُلَّها به آن اشاره مى کند. ثالثاً: ذکر ضمیر جمع مذکر "هُمْ" دلیل بر این است که تمام آنها داراى حیات و علم بودند و در عین حال تحت حجاب عالم غیب قرار داشتند».
سپس از مجموع سه جمله چنین نتیجه مى گیرد: «اینها همان چیزى است که در آیه 21 سوره حجر اشاره شده (وَ اِنْ مِن شَىْءٍ اِلاَّ عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَ مَا نُنَزِّلُهُ اِلاَّ بِقَدَرٍ مُعْلُومْ): «و هیچ چیز نیست مگر آنکه خزاین آن نزد ماست ولى ما جز به اندازه معیّنى آن رانازل نمى کنیم».
سپس مى افزاید: «نتیجه نهایى این است که آنها موجودات عالیه محجوب به حجاب غیبى بودند که هر اسمى در این جهان به خیر و برکت آنها نازل شده و از نورانیت آنها بهره مى گیرد».(3)
به هر حال علم اسماء علم بسیار گسترده اى بود که حقایق مهّم این جهان را در بر مى گرفته است.
2ـ در مورد موسى بن عمران (علیه السلام)مى فرماید: (وَ لَمَّا بَلَغَ اَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَیْنَاهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِى الْمُحْسِنِینَ): «و هنگامى که (موسى) به رشد و کمال رسید، حکمت و دانش به او دادیم و این گونه نیکوکاران را پاداش مى دهیم».(4)
3- درباره داوود(علیه السلام) مى فرماید: (وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللهُ الْمُلْکَ وَالْحِکْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا یَشَاءُ): «و "داوود" (نوجوان شجاعى که در لشکر "طالوت" بود)،" جالوت "را کشت و خداوند، حکومت و دانش را به او بخشید و از آنچه مى خواست به او تعلیم داد».(5)
4- و در مورد داوود و سلیمان(علیه السلام) مى فرماید: (وَکُلّاً آتَیْنَا حُکْماً وَعِلْماً): «و به هر یک از آنان (شایستگى) داورى و علم فراوانى دادیم».(6)
5ـ و درباره لوط پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: (وَلُوطاً آتَیْنَاهُ حُکْماً وَعِلْماً): «و لوط را (به یادآور) که به او نبوّت و علم دادیم».(7)
6ـ همین معنا را در مورد یوسف(علیه السلام) تکرار مى کند و مى فرماید: (وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُکْماً وَعِلْماً) (8)
توجّه به این نکته لازم است که واژه «عِلماً» در این آیات به صورت نکره ذکر شده که براى بیان عظمت است آن چنان که حد و حدودش براى ما ناشناخته است.
واژه «حُکم» را در این آیات بعضى به معناى مقام قضاوت و بعضى به معناى مقام نبوّت و بعضى به معناى آگاهى خاصّى که سبب مى شود انسان حق و باطل را از هم جدا کند و به تعبیر دیگر منظور از عقل ، فهم و قدرت بر داورى صحیح و جدا ساختن حق از باطل است(9)
7ـ درباره حضرت مسیح(علیه السلام) مى فرماید: (وَإِذْ عَلَّمْتُکَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالاِْنجِیلَ): «به خاطر بیاور) هنگامى را که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم».(10)
8- درباره پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: (وَأَنزَلَ اللهُ عَلَیْکَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمْ وَکَانَ فَضْلُ اللهِ عَلَیْکَ عَظِیماً):(11)
و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل کرد، و آنچه را نمى دانستى به تو آموخت و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است».
9ـ در جاى دیگر بعد از اشاره به گروهى از انبیاى بزرگ یعنى ابراهیم و اسحاق و یعقوب و نوح و داوود و سلیمان و ایّوب و یوسف و موسى و هارون و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط (علیه السلام)مى فرماید: (أُوْلَئِکَ الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّةَ): «آنها کسانى هستند که کتاب آسمانى و حکم و نبوّت به آنان دادیم».(12)
به این ترتیب خداوند سه امتیاز مهم به این هجده پیامبر بزرگ ارزانى داشته که مسلّماً مخصوص آنها نبوده و سایر انبیاى الهى را شامل مى شده است: کتاب آسمانى و حکم و نبوّت. البتّه مفهوم این سخن آن نیست که هر کدام کتاب مستقلّى داشته اند، بلکه گروهى آورنده کتاب بودند و گروهى حافظان کتاب پیشین.
10ـ تعبیر پر معناى دیگرى در این زمینه در آیات قرآن در مورد پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)و جانشینان معصوم او به چشم مى خورد، و آن تعبیر «رَاسِخُونَ فِى العِلمِ» است که بعد از تقسیم آیات قرآن به محکمات (آیات صریح و روشن) و متشابهات (آیاتى که چنین نیست) مى فرماید: (مَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُوا الاَْلْبَابِ): «در حالى که تفسیر آنهارا جز خدا و راسخان در علم، نمى دانند. (آنها که به دنبال درک اسرار آیات قرآنند) مى گویند: "ما به آن ایمان آوردیم، تمامى آن از جانب پروردگار ماست. "و جز خردمندان، متذکّر نمى شوند (و این حقیقت را درک نمى کنند)».(13)
البتّه مى دانیم در تفسیر این آیه گفتگوى مفصّلى میان مفسّران است که آیا بعد از نام «الله» باید وقف لازم بشود و جمله (وَالرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ) جدا گرددکه درآن صورت مفهومش این است که: راسخان در علم هرچند آگاهى از تأویل آیات متشابه ندارند، ولى در برابر آن به طور اجمال ایمان دارند یا این که راسخون در علم عطف بر «الله» است، یعنى هم خدا از تأویل این آیات آگاه است و هم راسخان در علم و ما در تفسیر نمونه دومى را برگزیدیم و شواهد چهارگانه اى براى آن ذکر کرده ایم.(14)
به هر حال راسخون در علم تعبیرى است که نشان مى دهد این پیشوایان بزرگ سهم زیادى از علم دارند، زیرا واژه رسوخ به گفته مفردات به معناى ثبات کامل و پابرجاى چیزى است و به گفته او رسوخ در علم به معناى آگاهى کاملى است که هیچ گونه شک و شبهه عارض آن نشود.
از مجموع این آیات به خوبى نتیجه مى گیریم که پیامبران الهى سهم وافرى از علوم و دانش ها داشتند.



پی نوشتها:

1. سوره بقره، آیات 31 تا 33.
2. مجمع البیان، جلد 1، صفحه 76.
3. تفسیر المیزان، جلد 1، ذیل آیات مورد بحث ( ممکن است منظور علاّمه از این سخن سربسته چیزى شبیه مُثُل افلاطونیه یا عقول عشره باشد).
4. سوره قصص، آیه 14.
5. سوره بقره، آیه 251.
6. سوره انبیاء، آیه 79.
7. سوره انبیاء، آیه 74.
8. سوره یوسف، آیه 22.
9. به تفسیر مجمع البیان، جلد 5، صفحه 222 مراجعه کنید (ذیل آیه 22سوره یوسف).
10. سوره مائده، آیه 110.
11. سوره نساء،آیه 113
12.سوره انعام، آیه 89.
13. سوره آل عمران، آیه 7.
14. به جلد دوّم تفسیر نمونه، ذیل آیه مورد بحث مراجعه فرمایید.

 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

کریمی شب هفتم محرم1394

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد