:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

چهارشنبه 30 آبان 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : در تربيت خويش تو را بس كه از آنچه بر ديگران نمي پسندي دوري كني .
 
 
 
تفسیر موضوعی قرآن کریم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی


فلسفه وجود امام

اگرچه در بحث گذشته با استفاده از آيه مربوط به امامت ابراهيم(عليه السلام) فلسفه وجود امام اجمالا روشن شد، ولى اين عنوان تا آن حد مهم است كه لازم به نظر مى رسد بحث مستقلّى به آن اختصاص داده شود.
به طور كلى بسيارى از امور كه به عنوان اهداف بعثت پيامبران يا فلسفه وجودى آنان گفته مى شود، در مورد وجود امام نيز صادق است.
خواجه نصير الدين طوسى (قدس سره) درفصل نبوت از كتاب تجريد الاعتقاد به بيان فلسفه هاى بعثت انبياء پرداخته و علامه بزرگوار، علامه حلى در شرح آن كلام مجموعاً به نُه فلسفه اشاره كرده است كه فهرست وار در اينجا از نظر خواننده محترم مى گذرد، و چنان كه خواهيم ديد بسيارى از آنها در مورد نصب امامان معصوم(عليهم السلام)نيز صادق است:
1ـ تقويت شناخت عقلى به وسيله بيان نقلى، به اين ترتيب كه انسان با نيروى عقل بسيارى از حقايق را چه در اصول و چه در فروع دين درك مى كند، ولى گاه در اعماق دلش وسوسه هايى شكل مى گيرد، و همين تزلزل مانع از اعتماد بر آن و عملى كردن آن ادراكات مى گردد. اما هنگامى كه اين احكام عقلى با بيان پيشوايان معصوم و الهى تأييد و تقويت شود هرگونه ابهام و تزلزل زدوده خواهد شد، و انسان با قوّت قلب به سراغ انجام آن مى رود.
2ـ گاه انسان از انجام كارهايى بيم دارد; چرا كه مى ترسد بر خلاف رضاى خداباشد و تصرّف در قلمرو حاكميّت او محسوب گردد، لذا بيان پيشوايان الهى اين بيم و ترس را زايل مى كند و فرد در سايه رهنمودهاى آنان مى تواند استوار و ثابت قدم در مسير كمال گام بردارد.
3ـ تمام اعمال انسان در محدوده حسن و قبح عقلى جمع نمى شوند، و چه بسيار هستند امورى كه عقل انسان حسن و قبح آن را درك نمى كند، در اينجا بايد دست به دامان پيشوايان الهى شود، و خوبى و بدى آنها را درك كند.
4ـ بعضى از اشياء مفيد و بعض ديگر زيان بخش هستند، و انسان تنها با فكر خود و بدون راهنمايى پيشوايان الهى قادر به پى بردن به سود و زيان همه آنها نيست، اينجا است كه احساس نياز به آنها مى كند.
5ـ انسان يك موجود اجتماعى است، يعنى بدون همكارى و تعاون با ديگران قادر بر حل مشكلات زندگى خود نمى باشد. اين نكته نيز مسلّم است كه اجتماع، بدون داشتن قوانينى كه حقوق همه افراد را حفظ كند و آنها را در مسير صحيح پيش ببرد سامان نخواهد يافت، و به كمال مطلوب نخواهد رسيد. تشخيص اين قوانين به طور صحيح و سپس اجراى آنها جز به وسيله رهبران آگاه و پاك و معصوم الهى صورت نخواهد گرفت.
6ـ انسان ها در درك كمالات و تحصيل علوم و معارف و كسب فضائل متفاوت هستند. بعضى توانايى بر حركت در اين مسير را دارند، و بعضى عاجز و ناتوانند. رهبران الهى گروه اول را تقويت مى كنند، و گروه دوم را مدد مى دهند تا هر دو گروه به كمال ممكن برسند.
7ـ نوعاً انسان نيازمند به بهره بردن از وسايل و صنايع و علومى است كه بتواند ادامه زندگى و رفاه خود را تأمين كند، رهبران الهى مى توانند بنيان گذار و محرّك انسان ها در وصول به اين هدف گردند.
8ـ مراتب انسان ها در اخلاق متفاوت است، و براى پرورش اين فضايل تنها راه، بهره گرفتن از فرامين رهبران پاك و معصوم الهى هستند.
9ـ پيشوايان الهى از ثواب و عقاب و پاداش و كيفر الهى در برابر طاعت و گناه، آگاهى كامل دارند و هنگامى كه ديگران را از اين امور آگاه كنند انگيزه نيرومندى براى انجام وظايف در آنان پيدا مى شود. (1)
با توجه به اينكه فلسفه وجودى امامان چيزى جز استمرار خط نبوت نيست، غالب اين فلسفله ها در مورد امامان معصوم(عليهم السلام)نيز ثابت است.
در قرآن مجيد نيز تمام اين امور و حتى فراتر از آن، در سه عنوان تعليم و تربيت و قيام به قسط كه در آيات متعددى به آن اشاره گرديده، خلاصه شده است. در يك جا درباره فلسفه بعثت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) چنين مى فرمايد: ( هُوَ الَّذى بَعَثَ فِى الاُمِّيينَ رَسُولا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُم الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ اِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفى ضلال مُبين): «او كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده، رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنان بخواند و آنها را تزكيه مى كند و به آنان كتاب (قرآن)و حكمت بياموزد و مسلّماً پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند».(2)
در اينجا به مسأله تعليم و تربيت كه اهم مقاصد انبياء و امامان معصوم به شمار مى آيد اشاره شده است.
قرآن در جاى ديگرى مى فرمايد: ( لَقَدْ اَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ اَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْميزانَ لَيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ): «ما پيامبران خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب آسمانى و ميزان (شناسايىِ حق از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند». (3)
در اينجا به مسأله عدالت اجتماعى و قيام به قسط كه زمينه ساز تعليم و تربيت صحيح است اشاره شده است.
آرى رهبران معمولى دنيا اولا: در فكر حفظ موقعيّت خويش و منافع شخصى و يا گروهى خود هستد، و به همين دليل منافع جوامع انسانى را هميشه فداى منافع خويش مى كنند. تنها رهبران پاك و معصوم، و رهروان راه آنها هستند كه مى توانند حقوق بشر و منافع كل جوامع انسانى را آن چنان كه لازم است حفظ كنند.
ثانياً: به فرض اينكه رهبران غير الهى بخواهند عدل و داد را رعايت كنند و جوامع بشرى را به سوى كمال مطلوب پيش برند، تشخيص اين امور براى آنها در بسيارى از موارد غير ممكن است. آنها فقط مى توانند تشخيص ناقصى در اين امور داشته باشند كه هرگز كارساز نيست، و تنها براى پيشوايان الهى كه متّكى به درياى بى پايان علم پروردگار هستند، اين امر ممكن است.
تجربه هفتاد سال حكومت ماركسيسم بر نيمى از مردم كره زمين اين حقيقت را به وضوح ثابت كرد.
آنها در طول اين هفتاد سال وسيع ترين و عظيم ترن دستگاه تبليغاتى را براى تحكيم پايه هاى ماركسيسم به كار گرفتند، و صدها ميليون كتاب و جزوه و مقاله و سخنرانى و خطابه را در اين زمينه ارائه نمودند، و از ماركسيسم به عنوان تنها راه حل مشكلات جوامع انسانى، و تأمين كننده عدالت اجتماعى، و تحقق بخش تكامل نوع انسان، و بهترين وسيله براى تفسير صحيح تاريخ و علوم اجتماعى نام بردند، و تمام مخالفين خود را با طرق مختلف در هم كوبيدند. ولى ديديم محصولى جز بدبختى و پسرفت و خشونت و ديكتاتورى به بار نياورد، و سرانجام همه متفكران آنها ناگزير اعتراف كردند كه آنچه را شاه راه اصلى سعادت مى پنداشتند، بيراهه وحشتناكى بيش نبوده است!
در طول تاريخ شايد اين مسأله نظير نداشته باشد كه اين گونه، گروه عظيمى از متفكران و دانشمندان و دانشگاه ها از مكتبى دفاع كنند و سرانجام اين چنين توخالى و بى محتوا از آب درآيد.
راستى چه تضمينى وجود دارد كه در آينده نيز چنين نشود و مكاتب عقيدتى و اجتماعى زاييده فكر ساير انسان ها به چنين سرنوشتى دچار نگردد؟
اينجا است كه ضرورت بهره گيرى از مكتب انبياء و پيشوايان معصوم(عليهم السلام) كه مصونيت آنان از خطا و اشتباه از سوى خدا تضمين شده است ظاهر مى گردد.
كوتاه سخن اينكه: خداوندى كه نوع بشر را براى پيمودن راه كمال و سعادت آفريده، همان گونه كه بايد براى ارائه طريق و ايصال به مطلوب پيامبرانى را كه متكى به نيروى وحى، و داراى مقام عصمت هستند مبعوث كند، لازم است براى تداوم اين راه بعد از رحلت پيامبران، جانشينان معصومى را براى آنان قرار دهد كه جامعه انسانيت را در مسأله ارائه طريق و ايصال به مطلوب كمك كند و به يقين بدون آن، اين هدف ناتمام خواهد ماند. زيرا:
اولا: عقول انسانى به تنهايى براى تشخيص تمام عوامل و اسباب پيشرفت و كمال قطعاً كافى نيست; و گاه اغلب اقشار آن را تشخيص نمى دهند.
ثانياً: آئين انبياء بعد از رحلت آنان ممكن است دست خوش انواع تحريفات و بدعت هاگردد; به همين دليل بايد پاسدارانى معصوم و الهى از آن پاسدارى كنند و آيين خدا را از تحريف باطل گرايان و دخالت هاى جاهلان و تفسيرهاى صاحبان هوى و هوس مصون دارند.
اين مضمون در حديث معروف اصول كافى از امام صادق(عليه السلام) روايت شده است كه فرمود: « اِنَّ فينَا اَهْلَ الْبَيْتِ فى كُلِّ خَلَف عُدُولا يَنْفُونَ عَنْهُ تَحْريفُ الْغالينَ، وَانْتِحالُ الْمُبْطلينَ، وَ تَأويلُ الْجاهِلينَ!»:
«در ميان ما اهلبيت(عليهم السلام) در هر نسلى، افراد عادلى هستند كه جلو تحريف غلو كنندگان را (از دين اسلام) مى گيرند، و دست بدعت گذاران و دين سازان و اهل باطل را كوتاه مى كنند، و تأويل و تفسير نادرست جاهلان را كنار مى زنند (اشاره به امام معصوم(عليه السلام)است)».(4)
و نيز به همين مضمون حضرت على(عليه السلام) در يكى از كلمات بسيار پر محتواى خود به اين ضرورت اشاره مى كند، و مى فرمايد: «, اللّهم بَلى لاتَخْلُوا الاَرْضَ مِنْ قائِم لله بِحُجَة اِمّا ظاهِراً مَشْهُوراً، وَ اِمّا خائِفاً مَغْمُوراً، لِئَلا تَبْطُلُ حُجَجُ اللهُ وَ بَيَّناتِهِ »: «خداوندا! آرى، هرگز روى زمين از كسى كه به حجت الهى قيام كند، خواه ظاهر و آشكار باشد، و يا ترسان و پنهان; تا دلايل الهى و نشانه هاى او باطل نگردد». (5)
ثالثاً: تشكيل حكومت الهى كه انسان را به اهدافى كه براى آن آفريده شده است برساند، جز از طريق پيروى از ائمه معصومين(عليهم السلام) امكان پذير نيست; زيرا حكومت هاى انسانى بنا به شهادت تاريخ، هميشه در مسير منافع مادى افراد يا گروه هاى خاصى سير كرده و تمام تلاش هاى آنها در همين راستا بوده است، و همان گونه كه بارها آزموده ايم عناوينى مثل دموكراسى و حكومت مردم بر مردم يا حقوق بشر و مانند آن پوششى براى رسيدن به اهداف شيطانى خود از طرق سهل تر است. آنها با استفاده از همين منطق و همين ابزار مقاصدشان را به شكل مرموزى بر مردم تحميل كرده اند.
اين سه اصل (ارائه طريق در آنجا كه عقل از تشخيص آن عاجز است، و حفظ ميراث هاى انبياء و اقامه حكومت عدل) در واقع پايه هاى اصلى فلسفله وجود امام معصوم(عليه السلام) را تشكيل مى دهد.
اين سخن را با حديثى از امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) كه از جامع ترين بيان ها درباره فلسفه امامت است و حديثى از نهج البلاغه اميرمؤمنان على(عليه السلام) پايان مى دهيم:
حديث اول را در مرو در مسجد جامع و در روز جمعه، در حضور جمعى از مردم از سوى آن حضرت ايراد شد كه مسائل زيادى را بازگو مى كند، و در اينجا تنها به يك بخشى از آن اشاره مى شود، كه فرمود:
«اِنَّ الاِمامَةَ هِىَ مَنْزِلَةُ الاَنْبِياءِ، وَ اِرْثُ الاَوصِياءِ، اِنَّ الاِمامَةَ خِلافَةُ اللهِ وَ خِلافَةُ الرَّسُولِ ... اَلاِمامُ الْبَدْرُ الْمُنيرُ، وَالسِراجُ الزاهِرُ، وَالنُّورُ السّاطِعُ، و النَّجْمُ الْهادِى فى غَياهِبِ الدُّجُى ... اَلاِمامُ اَلْماءُ الْعَذْبُ عَلَى الظَّمّاءِ وَ الدالُّ عَلَى الْهُدى، وَالمُنْجِى مِنَ الرَّدى ... اَلاِمامُ السَّحابُ الْماطِرُ، وَالْغيْثُ الْهاطِلُ، والشَّمسُ الْمُضِيئَةُ ... اَلاِمامُ اَمينُ اللهِ فى خَلْقِهِ، وَ حُّجَتُهُ عَلَى عِبادِهِ، وَ خَلِيفَتُه فى بِلادِهِ... نِظامُ الّدِيْنِ، وَ عِزُّ الْمُسْلِمينَ، وَ غَيْضُ الْمُنافِقينَ، وَبَوارُ الْكافِرينَ...»:
«امامت، مقام انبياء و ارث اوصياء است; امامت نمايندگى و جانشينى خدا و جانشينى پيامبر(صلى الله عليه وآله) است; ... امام ماه درخشان، و چراغ پرفروغ، و نور تابان، و ستاره هدايت در ظلمت و تاريكى است و امام رهايى بخش از سقوط و مرگ است ... امام، ابر بارنده و پر بركت و باران پى در پى (و حيات بخش) و خورشيد درخشان است ... امام امين خدا در ميان خلق، و حجت او بر بندگان، و جانشين او در سرزمين هاى الهى است، و دعوت كننده به سوى او، و دفاع كننده از حرمش مى باشد ... و امام مايه نظام دين و عزت مسلمين، و خشم منافقين و هلاك كافران است». (6)
اميرمؤمنان على(عليه السلام) در يك جمله كوتاه، روح امامت را مجسم مى نمايد، و مى فرمايد: «, وَ مَكانُ الْقَيِّمِ بِالاَمْرِ مَكانُ النِّظامِ مِنَ الْخَرْزِ، يَجْمَعُهُ و يَضُمُّهُ، فَاِذا اِنْقَطَعَ النِّظامُ، تَفَرَّقَ الخَرْزُ وَذَهَب، ثُمَّ لَمْ يَجْتَمِعْ بِحَذافيرِهِ اَبَداً »:
«منزلت امامى كه امور مسلمين را به عهده دارد مانند ريسمانى است كه مهره ها را به نظم مى كشد، و آنها را جمع كرده و در كنار يكديگر قرار مى دهد اگر ريسمان از هم بگسلد مهره ها پراكنده مى شود و هر كدام به جايى خواهد افتاد. سپس هرگز نمى توان آنها را جمع آورى كرد و نظام بخشيد (همچنين اگر امام در ميان مردم نباشد شيرازه جامعه مسلمين از هم مى پاشد)».(7)



پی نوشتها :

1. ر. ك: شرح تجريد، صفحه 271 (با كمى تلخيص و اقتباس).
2. سوره جمعه، آيه 2.
3. سوره حديد، آيه 25.
4. اصول كافى، جلد 1، صفحه 32 (باب صفة العلم، حديث2).
5. نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 147.
6. اصول كافى، جلد اول، صفحه 200 حديث1 (باب نادر جامع فى فضل الامام).
7. نهج البلاعه، خطبه 46.



 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

امام زمان،تو ای عشقو ای تمام وجودم(علی فانی)

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد