:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

چهارشنبه 28 شهريور 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : قناعت مالي است كه پايان نمي پذيرد .
 
 
 
تفسير موضوعي قرآن كريم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی
 

مالک - مَلِک - حاکِمْ - حکیم - ربّ

این اوصاف چهارگانه که از صفات فعل خداوند است نیز مفهوم بسیار وسیعى دارد که شامل همه موجودات جهان مى شود و از نظر ترتیب منطقى بعد از خلقت و آفرینش قرار گرفته است، و به همین دلیل ما نیز به دنبال بحث از خالقیت خداوند به سراغ این اوصاف مى رویم و در این راستا به آیات زیر گوش دل فرا مى دهیم:

1. (قُلِ اللّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ): «بگو:بار الها! اى مالک حکومتها!»(1) - (مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ): «مالک روز جزاست»(2)

2. (فَتَعالَى اللهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ): «پس بلند مرتبه است خداوندى که فرمانرواى حقیقى است!»(3)

3. (...وَ هُوَ خَیْرُ الْحاکِمینَ): «او بهترین داوران است»(4)

4. (قُلْ أَ غَیْرَ اللهِ أَبْغی رَبّاً وَ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ): «بگو: آیا غیر خدا پروردگارى را بطلبم، در حالى که او پروردگار همه چیز است؟!»(5)

5. (فَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ عَزیزٌ حَکیمٌ) «بدانيد خداوند توانا و حکیم است»(6)

توضیح و پیام

«مَلِکْ» و «مالِکْ» و «مَلیکْ»، هر سه از ماده «مُلْک» (بر وزن مرغ) است و به گفته مقاییس اللّغه، در اصل دلالت بر قوّت و قدرت دارد و از آنجا که صاحبان اموال مختلف، و همچنین حکمرانان و فرمانروایان داراى قدرت و قوّتند این اوصاف برآنان اطلاق شده است.
راغب در مفردات مى گوید: «مَلِک» به کسى گفته مى شود که در توده مردم از طریق امر و نهى تصرّف کند...
«مَلِک» معمولاً در مالکیت سیاسى گفته مى شود، و «مالک» در مسائل مالى بعضى گفته اند: مالک جامع‌تر از «مَلِک» است زیرا هر مالکى، مَلِک و حکمران آن چیز است، ولى هر مَلِک، مالک نخواهد بود.(7)
بعضى نیز گفته اند که «مالک» اختیاردار هرگونه تصرفى در ملک خود مى باشد، در حالى که «مَلِک» (حکمران) اختیار هرگونه تصرف را ندارد، بعلاوه مملوک نمى تواند به میل خود از تحت مالکیت مالک خویش درآید، در حالى که رعیّت مى توانند خود را از تحت حکومت حکمران خویش بیرون برند.(8)
البتّه این دو واژه هنگامى که به عنوان وصف خداوند به کار مى رود اشاره به مصداق اتم و اکمل آن و به یک معنا، اشاره به تنها مصداق حقیقى آن است، لذا مرحوم کفعمى در مصباح هنگامى که به واژه «مَلِک» مى رسد مى گوید: او کسى است که مالکیتش شامل تمام اصناف مملوکات مى شود، و هرگونه تصرف و امر و نهى در مورد مأموران خود دارد، کسى که در ذات و صفاتش از همه موجودات بى نیاز است و تمام موجودات در ذات و صفاتشان به او نیازمندند.(9)
این نکته نیز قابل توجّه است که مالکیّت و حاکمیّت مولود خالقیت است، و از آنجا که خالق به معناى حقیقى در عالم هستى تنها خدا است در حقیقت مالک اصلى نیز خدا مى باشد و اطلاق «مالِک» و «مَلِک» بر غیر او از این نظر یک اطلاق مجازى است.
«حاکم» از ماده «حکم» به گفته مقائیس اللّغه در اصل به معناى منع است و قبل از هر چیزى به معناى منع از ظلم و ستم مى باشد و «حکیم» را از آن نظر حکیم مى گویند که نیروى باز دارنده اى در مقابل کارهاى خلاف دارد.
توصیف خداوند به این صفت به خاطر آن است که همه موجودات را چه در عالم تکوین و چه در عالم تشریع از خلافکارى باز مى دارد و نهى مى کند. واژه «حکیم» از آن نظر که حکایت از علم خدا مى کند جزء صفات ذات است و از آن نظر که اشاره به آفرینش موجودات براساس نظم خاص، و تشریع قوانین براساس مصالح کامل و متقن دارد، جزء صفات فعل محسوب مى شود. (دقّت کنید.)
در کتاب التحقیق آمده است که فرق بین «حاکِمْ» و «حَکیمْ» و «حَکَمْ» به خاطر تفاوت هایى است که از هیئت اشتقاق آنها حاصل مى شود. «حکیم» به معناى کسى است که «حکم» براى او ثابت است و «حاکم» کسى است که حکم از او صادر مى شود و «حکم» همین معنا را توأم با ثبات بیشترى بیان مى کند.
ابن اثیر در نهایة مى گوید: «حَکَم» و «حکیم» در نام هاى خداوند به معناى حاکم است، سپس براى آن چند معنى ذکر مى کند: کسى که اشیاء را به نحو احسن ایجاد مى کند، کسى که از افضل اشیاء به بهترین وجهى آگاه است، کسى که از کارهاى خلاف (مخصوصاً ظلم و ستم) جلوگیرى مى کند.
«ربّ» چنانکه قبلاً هم اشاره کرده ایم داراى یک مفهوم اصلى و یک سلسله لوازم و شاخ و برگ هاى بسیار است و به همین دلیل موارد استعمال بسیارى دارد.
مفهوم اصلى آن چنانکه در مفردات آمده تربیت کردن و سوق دادن به سوى کمال است و از آنجا که این کار با مفاهیم دیگرى مانند اصلاح و تدبیر، مالکیت، حکومت، سیادت، تعلیم و تغذیه همراه است به هریک از این مفاهیم نیز اطلاق شده است. در لسان العرب مى خوانیم که «ربّ» علاوه بر این که بر ذات پاک خداوند اطلاق مى شود به معناى مالک، آقا، مدبّر، مربىّ، قیّم و منعم نیز آمده است.
در مصباح کفعمى نیز مى خوانیم که «ربّ» در اصل به معناى تربیت و سوق تدریجى چیزى به سوى کمال است، سپس این معناى مصدرى به عنوان مبالغه در معناى وصفى به کار رفته است، بعداً چهار قول درباره مفهوم اصلى آن ذکر مى کند: مالک، آقا، مدبّر، مربّى، و به ترتیب از مثال هاى «ربّ الدار، اَمّا اَحَدُ کُما فَیَسقِى رَبَّهُ خَمْراً»، و «ربّانیون» و «ربائب» به معناى فرزند زوجه از همسر دیگر استفاده مى کند.
ولى به نظر مى رسد که همه این معانى لازمه همان مفهوم تربیت و پرورش است.
از مجموع آنچه در بالا آمد روشن شد که صفات پنجگانه «ملک» و «مالک» و «حاکم» و «حکیم» و «رب» که همه از صفات فعلند ـ جز «حکیم» که هم به عنوان صفت فعل و هم به عنوان صفت ذات مانند عالم ممکن است تفسیر شود ـ مفاهیمى نزدیک به هم دارند و تقریباً لازم و ملزوم یکدیگرند.
ربوبیّت خداوند از مالکیت و حاکمیت او جدا نیست و مالکیت و حاکمیت او آمیخته با ربوبیّت او است.
ایمان و توجّه به این اوصاف پیام ها و آثار تربیتى فراوانى براى انسان دارد، مخصوصاً با توجّه به این که این اوصاف به معناى واقعى کلمه مخصوص ذات پاک خدا است، ایمان به مالکیت او سبب مى شود که من خود را در اموال خویش امانتدار بدانم و باید طبق دستور مالک اصلى در آن رفتار کنم.
ایمان به حاکمیت خداوند مرا از تن در دادن به حکومت ظالمان و طاغوتیان باز مى دارد.
ایمان به ربوبیت او مرا از توجّه به هرچه غیر او است مانع مى شود، یعنى تمام عالم را جلوه او مى دانم و همه را سر بر فرمان او مى بینم و طبعاً مرا از توجّه به مخلوقات ضعیف و فرو رفتن در گرداب بردگى مخلوقات باز مى دارد.


پی نوشتها :

1. سوره آل عمران، آیه 26.
2. سوره حمد، آیه 4. و واژه «مالک» در قرآن فقط سه بار تکرار شده، دو مورد آن درباره خداوند است که در بالا ذکر شده و یک مورد آن درباره فرشته مأمور دوزخ است.
3. سوره طه، آیه 114. و واژه «ملک» یازده بار در قرآن آمده که تنها در پنج مورد ناظر به وصف خداوند است: سوره مؤمنون، آیه 116 - سوره حشر، آیه 23 ـ سوره جمعه، آیه 1 - سوره ناس، آیه 2.
4. سوره اعراف، آیه 87. این واژه پنج بار در قرآن مجید آمده، در هر پنج مورد ناظر به توصیف خدا است، سوره یونس، آیه 109 - سوره هود، آیه 45 - سوره یوسف، آیه 80 - سوره تین، آیه 8.
5. سوره انعام، آیه 164. و بیش از نهصد بار، واژه «ربّ»، در قرآن مجید تکرار شده و این نشانه اهمیّت فوق العاده این وصف الهى است!
6. سوره بقره، آیه 209. و این واژه قریب به یکصد بار در قرآن مجید تکرار شده و غالباً توصیف براى خداوند متعال است.
7. مجمع البیان، جلد اول، صفحه 23.
8. این دو تفاوت را فخررازى در تفسیر خود از بعضى نقل کرده است. (جلد اول، صفحه 237).
9. مصباح کفعمى، صفحه 318.

 


 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

کریمی شب هفتم محرم1394

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد