:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

چهارشنبه 2 خرداد 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : بهايي براي جان شما جز بهشت نيست ، پس به كمتر از آن نفروشيدش .
 
 

 
تفسیر موضوعی قرآن کریم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی
محتوای آیه مباهله


همان گونه كه قبلا گفته شد در اين بخش به سراغ آياتى از قرآن مجيد مى رويم كه مستقيماً مسأله خلافت و ولايت امام على(عليه السلام) را بازگو نمى كند; ولى گوياى فضيلتى بزرگ از حضرت على(عليه السلام)است كه مى تواند زواياى اين مسأله را براى كسانى كه در متن جريان قرار نگرفته اند روشن سازد، و در مجموع نشان دهد كه حساب اميرالمؤمنين(عليه السلام) از ديگران كاملا جدا است، و با وجود كسى مثل او در ميان امّت، امامت و خلافت به ديگران نمى رسد.
به عبارت ديگر با انضمام يك مقدمه عقلى روشن، مى توان مسأله امامت و خلافت حضرت على(عليه السلام) را از آن نتيجه گرفت و آن اينكه هرگز خداوند حكيم، مفضول را حاكم و رهبر افضل نخواهد كرد. حتى در ميان عقلاى جهان اگر كسى مرتكب چنين كارى شود، او را ملامت و سرزنش مى كنند و كار او را نشانه عدم تدبير و ضعف مديريت او مى شمرند; چرا كه فرد برتر را تابع فرد پايين تر كرده است!
اين آيات بسيار وسيع و گسترده است، تا آنجا كه بعضى از دانشمندان كتاب مستقلى درباره اين مسأله نوشته اند. ولى ما از ميان اين آيات چند آيه را برگزيده ايم كه مفاهيم روشن ترى دارد و در ضمن با وضع اختصار كتاب سازگارتر است.
باز در اينجا به سراغ منابع معروف اهل سنت مى رويم و از آنچه تنها در منابع پيروان مكتب اهل بيت(عليهم السلام) آمده است كمتر سخن مى گوييم; مبادا كسى تصور كند پيروان اين مكتب چيزى از روى تعصّب گفته اند.
به هر حال اين آيات نيز فراوان است، و ما در اين ميان 24 آيه را برگزيده ايم.

آيه مباهله


در آيه 61 سوره آل عمران مى خوانيم: ( فَمَن حاجَّكَ فيهِ مِن بَعدِ ما جائَكَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا نَدْعُ اَبنائَنا وَ اَبنائَكُمْ وَ نِسائَنا وَ ئِسائَكُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعنَةَ اللهِ عَلى الكاذِبينَ):
«هر گاه بعد از علم و دانشى كه به تو رسيده، (باز) كسانى درباره مسيح با تو به ستيز برخيزند، بگو:"بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما نيز فرزندان خود را; ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما نيز زنان خود را; ما از نفوس خود (و كسى كه همچون جان ما است) دعوت كنيم، شما نيز از نفوس خود; آنگاه مباهله (و نفرين) كنيم; و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم"».
در اينجا چند نكته بايد روشن شود:
نخست: محتواى آيه.
دوم: رواياتى كه در تفسير اين آيه در منابع معروف اسلامى آمده است، چه كسانى را به عنوانمصداق آيه معرفى مى كند؟
سوم: چگونگى استدلال به اين آيه در مسأله برترى على و فاطمه و حسن و حسين.
چهارم: پاسخ به بعضى از خرده گيرى ها در رابطه با اين آيه.

محتواى آيه مباهله

آيه فوق به ضميمه آياتى كه قبل و بعد از آن نازل شده، نشان مى دهد كه در برابر پافشارى مسيحيان در عقايد باطل خود، از جمله ادعاى الوهيت حضرت مسيح(عليه السلام) و عدم كارايى منطق و استدلال در برابر لجاجت آنها، پيامبر(صلى الله عليه وآله) مأمور مى شود كه از طريق مباهله وارد شود، و صدق گفتار خود را از اين طريق خاصّ و روحانى به ثبوت برساند; يعنى با آنها مباهله كند تا راستگو از دروغگو شناخته شود!
مباهله در اصل از ماده بَهْل (بر وزن اَهْل) به معنى رها كردن است. به همين جهت هنگامى كه حيوان را به حال خود واگذارند و پستان آنرا ـ براى جلوگيرى از نوشيدن نوزادش ـ در كيسه قرار ندهند به آن حيوان باهِل مى گويند، و از اين رو ابتهال در دعا به معنى تضرّع و واگذارى كار به خدا است.
و گاه اين واژه را به معنى هلاكت و لعن و دورى از خدا معنى كرده اند آن نيز به خاطر رها كردن و واگذار نمودن بنده به حال خويش و خروج از سايه لطف خدا است، اما از نظر مفهوم متداول كه در آيه به آن اشاره شده; مباهله به معنى نفرين كردن دو نفر به همديگر است. به اين ترتيب كه وقتى استدلالات منطقى سودى نداشت، افرادى كه با هم درباره يك مسأله مهمّ دينى گفتگو دارند در يك جا جمع مى شوند، و به درگاه خدا تضرّع مى كنند و از او مى خواهند كه دروغگو را رسوا سازد و مجازات كند; همان كارى كه پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)در برابر مسيحيان نجران كرد، كه در آيه به آن اشاره شده است.
با توجه به آنچه گفته شد به تفسير آيه توجّه مى كنيم كه، مى فرمايد:
«هر گاه (مسيحيان) بعد از علم و دانشى كه به تو رسيده (درباره نفى الوهيت مسيح(عليه السلام) و تثليت و انحرافاتى از اين قبيل) با تو به بحث و ستيز برخيزند، به آنها بگو: "ما فرزندان خود را دعوت كنيم شما نيز فرزندان خود را ( فَمَن حاجَّكَ فيهِ مَن بَعدِ ما جائَكَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا نَدْعُ اَبنائَنا وَ اَبنائَكُم)، ما زنان خويش را دعوت نماييم و شما نيز زنان خود را، (وَ نِسائَنا وَ نِسائَكُمْ)، ما از نفوس خود (و كسى كه همچون جان ما است) دعوت مى نماييم و شما نيز نفوس خود; ( وَ اَنفُسَنا وَ اَنفُسَكُمْ).
آنگاه مباهله (نفرين) كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم: ( ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللهِ عَلَىَ الكاذِبينَ).
بدون ترديد از نظر تاريخى اين مسئله واقع شد. يعنى پيامبر(صلى الله عليه وآله) گروهى را انتخاب كرد و همراه خود براى مباهله آورد.
در روايات اسلامى كه مفسّران و محدّثان نقل كرده اند آمده است «هنگامى كه آيه فوق نازل شد پيامبر(صلى الله عليه وآله) به مسيحيان نجران پيشنهاد مباهله داد، بزرگان مسيحى از پيامبر(صلى الله عليه وآله)يك روز مهلت خواستند، تا در اين باره به شور بنشينند. اسقف (اعظم) به آنها گفت: "نگاه كنيد، اگر فردا محمد با فرزند و خانواده اش براى مباهله آمد از مباهله با او بپرهيزيد، و اگر اصحاب و يارانش را همراه آورد با او مباهله كنيد كه او پايه و اساسى ندارد".
فردا كه شد كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) آمد، در حالى كه دست على(عليه السلام) را گرفته بود و حسن و حسين(عليهما السلام) پيش روى او حركت مى كردند، و فاطمه(عليها السلام) پشت سر او. مسيحيان و در پيشاپيش آنان" اسقف اعظم آنان بيرون آمدند. هنگامى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) را با همراهان مشاهده كرد، پرسيد: اينها چه كسانى هستند؟" گفتند: "اين يكى، پسر عمو و داماد او است، و اين دختر زاده هاى او هستند، و اين بانو، دختر او است كه از همه نزد او گرامى تر است." اسقف نگاهى كرد و گفت: "من مردى را مى بينم كه مصمّم و با جرأت در مباهله آمده، و مى ترسم او راستگو باشد، و اگر راستگو باشد بلاى عظيمى بر ما وارد خواهد شد." سپس گفت: "اى ابولقاسم (محمد(صلى الله عليه وآله)) ما با تو مباهله نخواهيم كرد; بيا با هم صلح كنيم"»!
و در بعضى از روايات آمده كه اسقف اعظم گفت: «من صورت هايى را مى نگرم كه اگر از خدا بخواهند كوه را از جا بركند چنين خواهد شد! پس مباهله نكنيد كه هلاك خواهيد شد»! (1)
همين مضمون با تفاوت هايى كه به اصل قضيه ضرر نمى زند، در بسيارى از تفاسير ديگر نيز آمده است، مانند تفسير فخر رازى (جلد 8، صفحه 10) و قرطبى (جلد 2، صفحه 1346) و روح البيان (جلد 2، صفحه 44) و روح المعانى (جلد 3، صفحه 188) و بحر المحيط (جلد 2، صفحه 472) تفسير بيضاوى (ذيل آيه مورد بحث) و تفاسير ديگر.



پی نوشت

1. مجمع البيان جلد 1 و 2، صفحه 452 با كمى تلخيص.


 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهر رَمَضانَ

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
  دغدغه جانباز جنگ تحمیلی از بی‌توجهی به قرآن
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد