:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

يكشنبه 1 مهر 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : به دنيا آرامش يافتن در حالي كه ناپايداري آن مشاهده ميگردد ، از ناداني است .
 
 
 
تفسیر موضوعی قرآن کریم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی


معجزه ازقبیل سحرنیست

در این جا سؤال مهّم دیگرى مطرح است که از قدیم الایّام در کلمات دانشمندان عنوان شده. سؤال این است که بسیار دیده شده است که افرادى حتّى از کفار بر اثر ریاضت هاى پرمشقّت و مبارزه با خواسته هاى نفسانى و یا تمرین هاى بسیار سخت، توانایى بر پاره اى از خارق عادات پیدا کرده اند این معنا مخصوصاً در میان مرتاضان هندى زیاد دیده مى شود و در کتب دانشمندان و نشریات امروز نمونه هاى مختلفى از آن را نقل کرده اند و به قدرى ازاین نمونه هازیاد است که جائى براى انکار باقى نمى گذارد حتّى دیر باورترین افراد هنگامى که این صحنه ها را مى بینند قبول مى کنند که امور خارق العاده ممکن است از افراد خاصّى سربزند.حال این سؤال پیدا مى شود که ما چگونه مى توانیم میان این خارق عادات و معجزات انبیاء فرق بگذاریم؟ و اگر تفاوتى دارند تفاوتش درچیست؟ آیا این احتمال وجود ندارد که معجزه مدعیّان نبوّت نیز از قبیل خارق عادات مرتاضان باشد؟!

پاسخ

در پاسخ این سؤال، نخست باید تعریف فشرده اى از سحر داشته باشیم، در این که سحر چیست و از چه تاریخى به وجود آمده است بحث هاى فراوانى وجوددارد .مشکل است تاریخ معیّنى بتوان براى آن تعیین کرد ولى مى توان گفت: سحر در اصل به معناى هر کار و هر چیزى است که سرچشمه آن پنهان باشد و معمولاً به کارهاى خارق العاده اى مى گویند که با استفاده از وسایل مختلف انجام مى شود و هدف از آن اغفال و فریب مردم است.
گاهى از عوامل تلقینى در آن استفاده مى کنند یعنى با تلقین هاى قوى و مؤثر مسائلى را در نظر عوام منعکس مى کنند که واقعیّتى ندارد و گاه از تردستى و خدعه و نیرنگ و به اصطلاح چشم بندى بهره مى گیرند. به این ترتیب که بینندگان را سرگرم مسائلى کرده سپس با سرعت و مهارت چیزهایى را جابه جا و دگرگون مى سازند که ببینندگان هرگز متوجّه این جابجایى و دگرگونى ها نشوند بلکه آن را یک خارق عادت مى پندارند.
گاهى از خواصّ ناشناخته فیزیکى و شیمیایى بعضى از اجسام، یا مسائلى مربوط به چگونگى تابش نور از زوایاى مختلف بهره مى گیرند به طورى که بینندگان، امور خارق عادتى را در برابر خود مى بینند که از اسرار آن بى خبرند.
خلاصه آنکه آنها از طریق ارتباط با ارواح و کمک گرفتن از شیاطین، امور خارق العاده اى را انجام مى دهند و همه اینها در مفهوم جامع لغوى کلمه سحر درج است.
کارهاى مرتاضان را که از طریق تمرین هاى شاقّ و تمرکز نیروهاى روحى و جسمى انجام مى گیرد رانیز مى توان نوعى سحر شمرد، هرچند گاهى آن را خارق عادتى در برابر سحر قرار مى دهند.
به هر حال انجام این امور، از سوى بعضى از انسان ها غیر قابل انکار است. مهم آن است که ویژگى هاى معجزات و سحر و خارق عادات مرتاضان را در نظر بگیریم، تا تفاوت آن با معجزات انبیاء کاملاً روشن شود.
در این جا به چند تفاوت روشن برخورد مى کنیم:
1- معجزات متکّى به نیروى الهى است، در حالى که سحر و خارق عادت ساحران و مرتاضان از نیروى بشرى سرچشمه مى گیرد، لذا معجزات بسیار عظیم و نامحدود است در حالى که سحر و خارق عادت مرتاضان محدود مى باشد.
به تعبیر دیگر آنها فقط کارهایى را انجام مى دهند که تمرین کرده اند و براى انجام آن آمادگى دارند، اما هر کارى که به آنها پیشنهاد شود انجام نمى دهند و تاکنون دیده نشده است که مرتاض یا ساحرى بگوید: من آماده ام که هرچه بخواهید انجام دهم، چرا که هر کدام در رشته اى تمرین و آگاهى دارند.
درست است که انبیاء معجزاتى را شخصاً و قبل از مطالبه مردم ارائه مى کردند ـ مانند: قرآن معجزه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)، و معجزه عصا و ید بیضاى موسى(علیه السلام)، و احیاى مردگان توسط مسیح (علیه السلام) ـ ولى هنگامى که امّت ها به آنها پیشنهادهاى جدیدى مى کردند مانند: شق القمر، یا برطرف شدن انواع بلاها از فرعونیان و یا نزول مائده آسمانى براى حواریون و مانند اینها هرگز از آن استنکاف نداشتند (البتّه به شرط این که براى کشف حقیقت باشد نه به عنوان بهانه جویى لجوجان).
لذا در داستان موسى(علیه السلام) مى بینیم که فرعونیان از او مهلت طولانى خواستند تا تمام ساحران را جمع کنند و مقدّمات کار را فراهم سازند و به عنوان (فَاَجْمِعُوا کَیْدَکُم ثُمَّ ائْتُوا صَفّاً) (1)موسى (علیه السلام)نیازى به این مقدمات نداشت و بعد از مشاهده سحر، ساحران تقاضاى مهلتى براى نحوه مبارزه با آنها نکرد، چرا که او متّکى به نیروى الهى بود و ساحران متّکى به نیروى محدود انسانى بودند.
به همین دلیل خارق عادات بشرى قابل معارضه و مقابله به مثل است و انسان هاى دیگرى مى توانند همانند آن را بیاورند، و نیز به همین دلیل آورنده آن هرگز جرأت نمى کند که تحدّى یعنى دعوت به مقابله کند و بگوید هیچ کس توانایى انجام آنچه را که من انجام مى دهم ندارد در حالى که معجزات چون قطعاً از هیچ انسانى ( با نیروى بشرى) ساخته نیست، همواره توأم با تحدّى بوده است، مثلاً پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) فرمود: «اگر تمام انس و جن جمع شوند که همانند قرآن را بیاورند توانایى ندارند!» به همین جهت هنگامى که خارق عادات بشرى در برابر معجزات قرار گیرند به زودى مغلوب مى شوند و سحر هرگز توانائىمقابله با معجزه را ندارد، درست همان گونه که هیچ انسانى قدرت معارضه در برابر پروردگار را ندارد.
نمونه این مسأله در قرآن مجید به خوبى در داستان موسى(علیه السلام) و فرعون دیده مى شود که آنها تمام ساحران را از شهرهاى کشور مصر جمع آورى کردند و مدت ها مقدّمه چینى براى ارائه سحر داشتند و نقشه ها ریختند و سرانجام در یک چشم بر هم زدن در برابر اعجاز موسى(علیه السلام) همه نقش بر آب شد.

2. معجزات چون از سوى خدا است نیاز به تعلیم و تربیت خاصّى ندارد در حالى که سحر و ریاضت هاى ساحران همیشه مسبوق به یک رشته تعلیم و تمرین هاى مستمر است به گونه اى که اگر شاگرد به خوبى تعلیمات استاد را فرا نگرفته باشد ممکن است در مجلسى که در حضور مردم تشکیل مى دهد به خوبى از عهده آن بر نیاید و رسوا شود. به تعبیر دیگر معجزات الهى در هر لحظه اى وبدون هیچ سابقه اى ممکن است انجام گیرد، در حالى که خارق عادات بشرى امورى هستند که به طور تدریجى و با مرور زمان نسبت به آنهاآشنایى و مهارت حاصل مى شود و هیچ گاه به طور دفعى و ناگهانى انجام پذیر نیستند.
در داستان فرعون و موسى (علیه السلام)نیز به این مسأله اشاره شده که فرعون ساحران را متّهم مى کند که موسى (علیه السلام)بزرگ شما است و او اسرار سحر را به شما تعلیم داده است (اِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذى عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ): (2)ماه ها یا سال ها شاگردان خود را تعلیم مى دهند و با آنها تمرین مى کنند.

3- وضع آورندگان معجزه، گواه صدق آنها است: طریق دیگر براى شناخت معجزات الهى از خارق عادات بشرى، مقایسه حال آورندگان این دو است. آورندگان معجزه از سوى خدا مأموریت هدایت مردم را دارند لذا اوصافى متناسب با آن را دارند در حالى که ساحران و کاهنان و مرتاضان، نه مأمور هدایتند و نه چنین اهدافى را دنبال مى کنند و هدف آنها معمولاً یکى از امور سه گانه زیر است:
1- اغفال مردم ساده لوح.
2- کسب شهرت در میان توده عوام.
3- کسب درآمد مادّى از طریق سرگرم ساختن مردم.
هنگامى که این دو گروه (پیامبران و ساحران و مانند آنها) وارد میدان مى شوند، هرگز نمى توانند براى مدّت طولانى منویّات و اهداف خود را مکتوم دارند، چنانکه ساحران فرعونى قبل از آن که وارد میدان شوند از فرعون درخواست اجر و پاداش مهم کردند و او هم به آنها وعده اجر مهمّى داد:(قَالُوا اِنَّ لَنَا لَأََجْراً اِنْ کُنَّا نَحْنُ الْغالِبینَ ـ قَالَ نَعَمْ وَ اِنَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ).(3)(وَ مَا اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ اَجْرٍ): «من براى این (دعوت،) هیچ پاداشى از شما نمى طلبم»(4)(این تعبیر در چندین آیه قرآن مجید درباره چندین پیامبر آمده است.)
اصولاً همین که مى بینیم ساحران در خدمت فرعون ظالم و مستکبرهستند، براى شناخت سحر از معجزه کافى مى باشد. وناگفته پیدا است که انسان هر قدر مهارت در پرده پوشى بر افکار و اهداف خود داشته باشد باز قیافه واقعى نیا تش از خلال اعمالشان ظاهر مى شود.
کوتاه سخن این که مطالعه در سوابق زندگى این گونه اشخاص و بررسى چگونگى استفاده از خارق عاداتى که انجام مى دادند و همچنین توجّه به هم سویى آنها نسبت به طیف هاى مختلف اجتماعى و نیز طرز رفتار و اخلاق آنها، راهنماى خوبى براى شناخت سحر از معجزه است و قطع نظر از تفاوت هاى دیگرى که در بالا ذکر شد تشخیص معجزات از سحر ودیگر خارق عادات از این طریق کار آسانى است.
قرآن مجید با تعبیرات دقیقى به این حقیقت اشاره کرده است، در یک جا مى گوید: (قَالَ مُوسى مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ اِنَّ اللهَ سَیُبْطِلُهُ اِنَّ اللهَ لاَ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ): «موسى گفت: "آنچه شما انجام دادید سحر است که خداوند بزودى آن را باطل مى کند، چرا که خداوند (هرگز) عمل مفسدان را اصلاح نمى کند»(5)
آرى ساحران افرادى مفسدند و عملشان باطل است و مسلّماً چنین عملى نمى تواند اثر اصلاحى در جامعه داشته باشد.
در جایى دیگر در خطابى که خداوند به موسى(علیه السلام) کرده، مى فرماید: «نترس تو (پیروز) و برترى»: (لاَ تَخَفْ اِنَّکَ اَنْتَ الاََْعْلى) و سپس مى افزاید: (وَ اَلْقِ مَا فِى یَمِینِکَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا اِنَّمَا صَنَعُوا کَیْدُ سَاحِرٍ وَ لاَ یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ اَتى) :«چیزى را که در دست دارى بیفکن، تمام آنچه را آنها ساخته اند مى بلعد! چرا که آنچه آنها ساخته اند تنها مکر ساحر است و ساحر هرجا بیاید رستگار نخواهد شد».(6)
آرى کار ساحر خدعه و نیرنگ است و طبعاً روحیاتى هماهنگ با آن دارد، آنها افرادى متقلّب و خدعه هستند و از خلال صفات و اعمالشان به زودى مى توان آنها را شناخت در حالى که اخلاص و پاکى و صداقت انبیاء سندى است که با اعجاز آنها آمیخته شده و روشنایى بیشترى به آنها مى دهد.(7)



پی نوشتها:

1. سوره طه، آیه 64.
2. سوره طه، آیه 71.
3. سوره اعراف، آیات 113 و 114.
4. سوره شعراء، آیه 109.
5. سوره یونس، آیه 81.
6. سوره طه، آیات 68 و 69.
7. شبیه همین معنا در سوره یونس، آیه 77 نیز آمده است.


 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

کریمی شب هفتم محرم1394

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد