:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

يكشنبه 27 آبان 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : هر كس در جهت ياري مظلومي قدم بردارد ، خداوند قدمهايش را در روزي كه قدمها لرزانند استوار مي گرداند .
 
 
 

 

تفسیر موضوعی قرآن کریم 

خداشناسی و توحید/ راههاي خداشناسی/ برهان ها/ برهان نظم

برهان نظم

مقدمه
گستردهترین برهانى که قرآن مجید در آیات فراوان و سورههاى بسیار در مسأله خداشناسى روى آن تکیه کرده است، برهان نظم است، به طورى که سایر براهین عملا در قرآن تحتالشعاع این برهان قرار گرفته است.
این نشان مىدهد که از دیدگاه این کتاب بزرگ آسمانى بهترین و روشنترین راه براى شناخت خدا و نفى هرگونه شرک، مطالعه نظام آفرینش و اسرار هستى و آیات آفاقى و انفسى است.

امتیازات برهان نظم

این برهان ویژگىهایى دارد که به خاطر آنها تا این حد در قرآن مجید بر آن تأکید و تکیه شده است.
1- برهان نظم هم دانشمندان را قانع مىکند و هم توده مردم را. یعنى هر گروهى به فراخور حال خویش مىتوانند از آن بهره گیرد، چرا که مردم در درک اسرار آفرینش متفاوتند.
2- برهان نظم خشکى استدلالات فلسفى را ندارد، بلکه به عکس داراى لطف خاصّى است که به موازات آگاهى از آن مبدأ بزرگ، عشق و شور و نشاط به انسان مىدهد و حالت جذبه و شوق نسبت به آن مبدأ بزرگ در او ایجاد مىکند و او را به خضوع آمیخته با عشق وا مىدارد. یا به تعبیر دیگر هم عقل انسان را سیراب مىکند، هم عواطف و اخلاق او را.
بالاخره برهان نظم به خاطر بررسى انواع نعمتهاى الهى، ضمن بررسى نظامات این جهان، سر از شکر منعم در مىآورد که آن خود نیز انگیزه دیگرى از انگیزههاى خداشناسى است.
3- برهان نظم یک برهان در حال رشد است و یا به تعبیر دیگر پایان نایافتنى است. چرا که کبراى آن هر چند در جاى خود ثابت است ولى صغراى آن دائمآ جوانه مىزند و شاخ و برگ تازه مىآورد، زیرا هریک از اکتشافات علمى درباره اسرار آفرینش مصداق و صغرى تازه اى براى آن درست مىکند و به این ترتیب همیشه تازه است و هر روز شکل جدیدى به خود مىگیرد و همدوش با پیشرفت علوم و دانشهاى بشرى پیشروى مىکند.
4- برهان نظم انسان را به سیر انفسى و آفاقى دعوت مىکند و این سیر پر برکت هر روز سطح معرفت انسان را بالا مىبرد و به اندیشه او شکوفائى مىبخشد، به خصوص اینکه پایههاى برهان نظم با زندگى انسان آمیخته است و در هر گام با آن روبرو است و مانند بعضى دیگر از استدلالات توحیدى نیست که در کنار مسائل زندگى و بیرون آن قرار دارد.
5- برهان نظم تنها برهانى است که فلاسفه تجربى را که منکر استدلالات خالص عقلى هستند مىتواند به خضوع وا دارد و حربه علم را که در توجیه مادى گرى به آن متوسّل مىشوند بر ضد خود آنها به کار مىگیرد و از این نظر بسیار کارساز است.
بنابراین جاى تعجب نیست اگر قرآن مجید اکثریت قریب به اتفاق مباحث توحیدى خود را بر پایه آن قرار داده، ولى جاى تعجب است که بعضى از پژوهندگان که سخت تحت تأثیر براهین دیگر (براهین خالص فلسفى) قرار دارند اهمّیّت فوق العاده این برهان را نادیده گرفتهاند؛ گوئى از امتیازات و اثرات عمیقش آگاهى کافى ندارند.


 پایه‌هاى برهان نظم
این برهان بر دو پایه اصلى قرار گرفته که به اصطلاح صغرى و کبرائى به صورت شکل اول تشکیل مىدهد.
1- نظام دقیق و حساب شدهاى بر عالم هستى حاکم است.
2- هرجا نظام دقیق و حساب شدهاى است ممکن نیست زائیده رویدادهاى تصادفى باشد، بلکه باید لزوماً از علم و قدرت عظیمى سرچشمه گیرد.
نتیجه اینکه یک مبدأ علم و قدرت عظیم در ماوراى نظام جهان خلقت بوده و هست. خواه او را خدا و الله بنامیم یا نام دیگرى بر او بگذاریم - چرا که اسمگذارى تأثیرى در این بحثها ندارد.

 

رابطه نظم و علم

قبل از هر چیز باید مقدّمه دوّم که به اصطلاح کبراى قیاس است اثبات گردد و براى این معنى لازم است تعریف کوتاهى از نظم داشته باشیم.
مىتوان گفت هر سازمان یا موجودى که روى برنامه ویژهاى کار مىکند و بازده خاصّى دارد، منظّم است و به این ترتیب حساب و برنامه و هدف سه عنصر اصلى نظم را تشکیل مىدهد. مثلا ساعت یک نمونه موجود منظّم است، چرا که اجزاى آن با حساب دقیقى ساخته شده، سپس براى ترکیب آن برنامهاى تنظیم گشته و هدف آن تعیین دقیق وقت است.
براى پى بردن به این رابطه (رابطه نظم و علم) از چند دلیل مىتوان کمک گرفت:
1- نخست وجدان است: با اینکه بسیارى از علماى بزرگ و دانشمندان و مخترعان و هنرمندان چیره دست را هرگز ندیدهایم و تنها اثرى از آنها به جاى مانده، ولى هنگامى که با این آثار، کتابها، صنایع، تابلوهاى نفیس، ساختمانهاى بدیع مواجه مىشویم، بدون احتیاج به هرگونه دلیل، به عقل و ذوق و علم و مهارت صنعتى و هنرى آنها اعتراف مىکنیم.
2- براى اثبات این رابطه علاوه بر وجدان، از دليلى منطقى نیز مىتوان کمک گرفت، زیرا براى به وجود آمدن یک ساختمان منظّم حداقل باید در هفت مرحله انتخابگرى صورت گیرد.مثلا اگر یک عمارت باشکوه و زیبا و محکم را در نظر بگیریم، نخست از نظر جنس مصالح، بعد از نظر مقدار و کمیّت آن، سوم از نظر کیفیّت این مصالح، چهارم از نظر اشکال و اندازههاى مختلف، پنجم از نظر ایجاد هماهنگى در میان اجزاء، ششم از نظر تناسب در میان آنها و هفتم از نظر قرار گرفتن هریک از اجزاء در جاى مناسب خود باید انتخابى حساب شده داشته باشیم.
این انتخابات هفتگانه هریک باید بر طبق علم و آگاهى و حساب و کتاب و گاهى محاسبات بسیار دقیق انجام گیرد و اینجا است که هرگاه با یک چنین عمارتى روبرو مىشویم یقین پیدا مىکنیم که سازنده آن بى شک علم و دانش و آگاهى فراوانى داشته است.
3- این رابطه (رابطه نظم و علم) را از طریق دیگرى (از طریق برهان ریاضى) نیز مىتوان اثبات کرد.
حساب احتمالات که امروز به صورت یک رشته مستقل علمى در دانشگاهها درآمده، در بحث رابطه نظم و علم بسیار کارگشا است و این همان چیزى است که ما در زندگى به طور اجمال آن را درک کردهایم، ولى حساب احتمالات آن را در یک شکل ریاضى روشن منعکس مىکند.
ما هرگز باور نمىکنیم یک انسان بىسواد بتواند با استفاده کردن از تصادفها، کتابى پر محتوا مثلا در زمینه فلسفه یا ادبیات و شعر یا طب به وجود آورد. به این معنى که یک ماشین تایپ در اختیار او بگذاریم و او بى آنکه حروف را بشناسد پشت سر هم انگشتهاى خود را روى دکمههاى ماشین فشار دهد.
نه تنها یک کتاب علمى که حتى یک نامه کوچک هم نمىشود با استفاده از این تصادفها نوشت. زیرا اگر حروف یک ماشین تحریر را فقط سى رقم فرض کنیم - البته بسیار بیشتر است چون بعضى از حروف چند صورت مختلف دارد؛ مثلا «ب» اول و «ب» وسط و «ب» آخر و «ب» مفرد چهار صورت مختلف «ب» را تشکیل مىدهد - در اینجا حساب احتمالات مىگوید پیدایش تصادفى کلمه دو حرفى «من» یک احتمال از نهصد احتمال است ( 900 1 = 30 1 × 30 1) و احتمال پیدایش یک کلمه سه حرفى، یک احتمال از 27 هزار احتمال است، و هنگامى که به کلمه پنج حرفى برسیم از مرز 21 میلیون نیز خواهیم گذشت!
حال اگر حروف موجود در یک نامه کوتاه، فقط یکصد حرف باشد، مجموعه احتمالات آن، یک عدد 30 به توان 100 خواهد بود که نامه مورد توجّه ما یک احتمال از این عدد فوقالعاده عظیم است. یعنى یک عدد کسرى که صورت آن یک و مخرج آن یک عدد 3 که در طرف راست آن یکصد صفر باشد، مخرج این کسر از بزرگى به حساب نمىآید و چیزى در این عالم به بزرگى این عدد نمىرسد.
براى روشن شدن این حقیقت کافى است بدانیم اگر تمام اقیانوسهاى روى زمین را قطره قطره کنیم و بشماریم تعداد آنها از عددى که تنها بیست و یک صفر در کنار آن باشد کمتر است!
با این حساب اگر یک کتاب هزار صفحهاى را حساب کنیم عدد احتمالات به قدرى عظیم مىشود که احتمال تصادفى عدد کسرى آن با صفر مساوى خواهد بود، یعنى عادتاً محال است. (دقت کنید.)
به همین دلیل اگر کسى مدّعى شود؛ مثلا: بو على سینا، نویسنده کتاب قانون در طب مطلقاً سواد نداشته ، سعدى نیز ابداً ذوق شعرى نداشته، انیشتین چیزى از ریاضیات نمى‌دانسته و سازندگان بناهاى معروف تاریخى دنیا کمترین اطلاعى از معمارى نداشتهاند، و آثارى که از همه اینها باقیمانده صرفاً بر اثر تصادف و حرکات ناآگاهانه دست آنها روى صفحات کاغذ و یا روى مصالح ساختمانى پدید آمده! مسلّماً اگر کسى چنین چیزى بگوید، اگر شوخى نکند حتماً دیوانهاش مىخوانیم.
کوتاه سخن اینکه: رابطه نظم و علم آنچنان روشن است که بسیارى از علوم و دانشهاى بشرى بر آن استوار است. مثلا قسمت مهمّى از تاریخ تمدّن بشر، از مطالعه و بررسى آثار جالبى که از پیشینیان باقیمانده است نوشته شده و دانشمندان با مطالعه آثارى که در حفّارىها به دست مىآوردند و یا آثارى که در قبور اقوام پیشین و معابد آنها به دست آمده، پى به سطح فرهنگ و تمدّن و چگونگى اعتقادات آنها مىبرند، در صورتى که اگر رابطه نظم و علم را انکار کنیم همه این استنباط ها فرو مىریزد.
اکنون که رابطه نظم و علم کاملا روشن شد و به اصطلاح کبراى برهان نظم به ثبوت رسید، به سراغ مصداقهاى آن در جهان هستى که قرآن مجید روى آنها تکیه کرده مىرویم.
جالب اینکه در آیات قرآن، مطلقاً سخنى درباره کبراى برهان نظم یعنى رابطه نظم و علم دیده نمىشود، زیرا به قدرى واضح و وجدانى بوده که نیازى به بیان نداشته است و همانگونه که گفتیم اگر کسى این رابطه را منکر شود باید بسیارى از حقایق موجود زندگى خود را نیز انکار کند و بدون شک منکران این رابطه درست شبیه سوفسطائیان هستند، که هنگام سخن گفتن واقعیّتها را انکار مىکند، ولى در زندگى روزمره خود همه واقعیّتها را مثل دیگران قبول دارند. فىالمثل اگر بیمار شوند به سراغ طبیب و دارو مىروند و نسخه هاى طبیب را مو به مو اجرا مىکنند؛ یعنى وجود طبیب و دارو و علم طب و دارو سازى و صدها مطلب دیگرى را که بر این محور دور مىزند به رسمیت مىشناسند!
منکران رابطه نظم و علم نیز از هر اثر علمى و صنعتى و ادبى و هنرى عملا و علمآ پى به وجود مبدئى آگاه و با ذوق و هنرمند مىبرند و هرگز روى احتمالات جنون آمیز تکیه نمىکنند.
اکنون که رابطه نظم و علم کاملا روشن شد و به اصطلاح کبراى برهان نظم به ثوبت رسید، به سراغ مصداقهاى آن که در قرآن مجید روى آنها تکیه شده مىرویم.
ذکر این نکته را نیز ضرورى مىدانیم که جمعى از فلاسفه مادّى که به جنگ برهان نظم (انکار وجود نظم در جهان، یا انکار رابطه نظم و علم) رفتهاند - که قهرمان آنها هیوم است - چیزى جز یک مشت وسوسههاى بى ارزش ارائه نداده اند، وسوسههايى که در زندگى خود هرگز آن را نمىپذیرند.

 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

امام زمان،تو ای عشقو ای تمام وجودم(علی فانی)

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد