:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

پنج شنبه 24 آبان 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : شايسته ترين مردم به بزرگواري آن است كه بزرگواران را با او بسنجند .
 
 
 
تفسیر موضوعی قرآن کریم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی


منطق منکران اعجاز

منکران اعجاز، گاه به بعضى از دلایل ظاهراً عقلى متشبّث شده اند که نمونه هاى آن را قبلا گفته و پاسخ داده ایم، بعضى نیز دست به دامن پاره اى از آیات قرآن زده و چنین پنداشته اند که این آیات مسأله معجزات انبیاء، (مخصوصاً پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)) را نفى نمى کند و معجزاتى غیر از قرآن را انکار مى نمایند، عمده ترین آیاتى که به آن تمسّک جسته و یا ممکن است تمسّک جویند آیات زیر است:
1- در سوره اسراء مى خوانیم: (وَقَالُوا لَنْ نُّؤْمِنَ لَکَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الاَْرْضِ یَنْبُوعاً ـ أَوْ تَکُونَ لَکَ جَنَّةٌ مِّنْ نَّخِیل وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الاَْنهَارَ خِلاَلَهَا تَفْجِیراً ـ أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ کَمَا زَعَمْتَ عَلَیْنَا کِسَفاً أَوْ تَأْتِىَ بِاللهِ وَالْمَلاَئِکَةِ قَبِیلاً ـ أَوْ یَکُونَ لَکَ بَیْتٌ مِّنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِی السَّمَاءِ وَلَنْ نُّؤْمِنَ لِرُقِیِّکَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَیْنَا کِتَاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّی هَلْ کُنتُ إِلاَّ بَشَراً رَّسُولاً)(1)

ترجمه

«و گفتند: "ما هرگز به تو ایمان نمى آوریم تا این که چشمه جوشانى از این سرزمین (خشک و سوزان) براى ما خارج سازى ـ یاباغى از نخل و انگور از آن تو باشد و در لابه لاى آن نهرها جارى سازى ـ یا قطعات (سنگ هاى) آسمان را آنچنان که مى پندارى بر سر ما فرود آرى، یا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بیاورى ـ یا براى تو خانه اى (پر نقش و نگار) از طلا باشد یا به آسمان بالا روى و حتّى اگر به آسمان روى، ایمان نمى آوریم مگر آن که نامه اى (از سوى خدا) بر ما فرود آورى که آن را بخوانیم. بگو:" منزّه است پروردگارم (از این سخنان بى معنا)! مگر من جز انسانى فرستاده (از سوى خدا) هستم؟!"»
همان گونه که مى بینیم پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در برابر هیچ یک از معجزاتى که این گروه از مشرکان قریش از او خواستند تسلیم نشد و تنها جوابش این بودکه : منزّه است پروردگار من، مگر من جز بشرى فرستاده خدا هستم؟
2- باز در همان سوره مى خوانیم: (وَمَا مَنَعَنَا أَنْ نُّرْسِلَ بِالاْیَاتِ إِلاَّ أَنْ کَذَّبَ بِهَا الاََْوَّلُونَ): «هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات (در خواست بهانه جویان) را بفرستیم جز این که پیشینیان (که همین درخواست ها را داشتند) آن را تکذیب کردند»(2)اين آيه نيز نشان ميدهد كه به خاطر تكذيب پيشينيان نسبت به آيات الهى، خداوند معجزه اى به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نداد!
3- در سوره هود آمده است: (فَلَعَلَّکَ تَارِکٌ بَعْضَ مَا یُوحى اِلَیْکَ وَ ضَائِقٌ بِهِ صَدْرُکَ اَنْ یَقُولُوا لَوْ لاَ اُنْزِلَ عَلَیْهِ کَنْزٌ اَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَکٌ اِنَّمَا اَنْتَ نَذِیرٌ وَ اللهُ عَلَى کُلِّ شَىْءٍ وَکِیلٌ): «شاید (ابلاغ) بعضي آیاتى را که به تو وحى مى شود، (به خاطر عدم پذیرش آنها) ترک کنى (و به تأخیر اندازى) و سینه ات از این جهت تنگ (و ناراحت) شود که مى گویند:" چرا گنجى بر او نازل نشده و یا چرا فرشته اى همراه او نیامده است؟!" (نگران مباش! چرا که) تو فقط بیم دهنده اى و خداوند، نگاهبان و ناظر بر همه چیز است (و به حساب آنان مى رسد.")»(3)
این آیه نیز شبیه آیه اول است که در برابر تقاضاى کافران مى فرماید: (انمّا انت نذیر): «تو فقط بیم دهنده اى.»
4- در سوره رعد نیز آمده است: (وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْلاَ اُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِّنْ رَّبِّهِ، اِنَّمَا اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ): «کسانى که کافر شدند مى گویند:" چرا آیه (و معجزه اى) از پروردگارش بر او نازل نشده؟!" تو فقط بیم دهنده اى و براى هر گروهى هدایت کننده اى است (و اینها همه بهانه است.)»(4)
آیا این تعبیر نمى گوید که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در برابر خواسته هاى آنها براى معجزه تسلیم نشد؟
5- در سوره انعام نیز مى خوانیم: (و قَالُوا لَوْ لاَ نُزِّلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِّنْ رَّبِّهِ قُلْ اِنَّ اللهَ قَادِرٌ عَلى اَنْ یُنَزِّلَ آیَةً وَلکِنَّ اَکْثَرَهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ): «و گفتند:" چرا نشانه (و معجزه اى) از طرف پروردگارش بر او نازل نمى شود؟!" بگو:" خداوند قادر است که نشانه اى نازل کند" ولى بیشتر آنها نمى دانند.» (5)
مفسّر بزرگ مرحوم امین الاسلام طبرسى در ذیل این آیه مى گوید: «جمعى از ملاحده (کفّار) بر مسلمین به این آیه اعتراض کرده و گفته اند: "آیه دلالت بر این دارد که خداوند آیتى بر محمّد(صلى الله علیه وآله) نازل نکرده است، چرا که اگر نازل کرده بود در پاسخ مشرکان به آن اشاره مى کرد."» (سپس به پاسخ این ایراد پرداخته که بعداً به آن اشاره خواهد شد.)
از کلام این محقّق معلوم مى شود که این گونه وسوسه ها در مورد معجزات از قدیم بوده است و منحصر به عصر و زمان ما نیست.
بعضى آیات دیگر نیز در این زمینه ذکر شده که چون استدلال به آنها ضعیف بود از آن صرف نظر شد.

پاسخ

توجّه به چند نکته مى تواند تفسیر و مفهوم این آیات را روشن سازد و به بهانه ها پایان دهد.
1- روشن است که هیچ یک از این آیات معجزات را به طور مطلق نفى نمى کند، و به فرض که دلالتى بر آنچه استدلال کنندگان به آن مى پندارند داشته باشد، تنها دلیل بر نفى معجزه از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) است. اضافه بر این مسلّماً معجزه بودن قرآن را نفى نمى کند چرا که در چندین آیه از قرآن مجید، این کتاب آسمانى به عنوان یک معجزه جاویدان معرفى شده و از تمام مخالفان دعوت به معارضه گردیده و در مقابل آن عاجز مانده اند. چه معجزه اى از این برتر و بالاتر که جن و انس را دعوت به مقابله کند و امّاتوانایى مقابله نداشته باشند؟(6)
بنابراین به فرض صحت تمام این استدلالات، معجزه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) منحصر به قرآن مجید مى شود، این مسأله ( به فرض صحت) هیچ مشکلى در مسأله نبوّت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)ایجاد نمى کند، همان گونه که هیچ کمکى به مخالفان نبوّت نخواهد کرد.
آیات قرآن پراست از معجزات و خارق عادات پیامبران پیشین، بنابراین معجزات آنها چیزى نیست که قابل انکار باشد و در مورد پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نیز با صراحت از اعجاز قرآن سخن مى گوید، بنابراین چیزى نمى ماند جز نفى معجزات دیگر از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) که به فرض صحت، تنها یک مسأله فرعى و تاریخى خواهد بود و تأثیرى در مسائل اعتقادى نخواهد داشت.
2- لحن این آیات نشان مى دهد که هدف، نفى معجزات حقیقى نبوده بلکه هدف، نفى معجزات اقتراحى بوده است.
توضیح این که: آنچه وظیفه پیامبران است، اثبات صدق دعوى خود از طریق معجزات یا طرق دیگر مى باشد، بنابراین هرگاه به قدر کافى معجزه نشان دهند دیگر هیچ گونه وظیفه اى در این رابطه ندارند، پیامبر(صلى الله علیه وآله) یک خارق العاده گر نیست که در جایى بنشیند و هرکس از در وارد شود مطابق میل و سلیقه خود پیشنهاد معجزه اى کند و پس از مشاهده آن اگر مایل بود باز پیشنهاد دیگرى مطرح کند و قوانین و سنن آفرینش را به بازى بگیرد، و بعد از این همه نیز دعوت پیامبر(صلى الله علیه وآله) را بپذیرد یا اگر میلش اقتضا نکرد به بهانه اى شانه خالى کند.
به تعبیر دیگر: او مأمور است که معجزات را براى حق جویان و حق طلبان به مقدار اتمام حجت ارائه دهد ولى هرگز مأموریّت ندارد به معجزات اقتراحى ـ یعنى معجزاتى را که بهانه جویان، مطابق هوس هاى خود نه براى تحقیق حق، بلکه به خاطر به دست آوردن دستاویزى براى فرار از حقیقت پیشنهاد مى کنند ـ پاسخ گوید.
نوع پیشنهادهایى که در نخستین آیه مطرح شده دلیل بسیار روشنى براى این موضوع است، از یک سو مى بینیم تقاضاى هفت معجزه کردند! در حالى که براى افراد حق جو، یک معجزه کافى است.
از سوى دیگر معجزاتى راطلبیدند که بعضاً مایه نابودى آنها بود، مثلا گفتند: ما ایمان نمى آوریم تا سنگ هاى آسمانى را آن چنان که مى پندارى بر سر ما فرود آرى!:(اَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ کَما زَعَمْتَ عَلَیْنا کِسَفاً)(7)حق جویى معجزه اى را که مایه نابودى او شود نمى طلبد زیرا هدف از معجزه، ایمان است نه مرگ و نابودى.
از سوى سوم امورى را مى طلبیدند که اصلاً محال بوده است ، مثل این که پیشنهاد کردند: باید خدا و فرشتگان را در برابر ما بیاورى! (اَوْ تَأْتِىَ بِاللهِ وَ الْمَلائِکَةِ قَبِیلاً).(8)
واضح است که خداوند مکانى ندارد که از آن جا برخیزد و نزد این بهانه جویان آید.
از سوى چهارم بعد از تقاضاى معجزه اى که خودشان مطرح کرده بودند با صراحت مى گویند: اگر این کار را هم انجام دهى از تو نمى پذیریم تا فلان کار دیگر را انجام دهى!وچنین گفتند: «یا به آسمان بالا روى، و حتّى اگر به آسمان روى، ایمان نمى آوریم مگر آن که نامه اى (از سوى خدا) بر ما فرود آورى که آن را بخوانیم»!: (اَوْ تَرْقى فِى السَّمَاءِ وَلَنْ نُّؤْمِنَ لِرُقِیِّکَ حَتّى تُنَزِّلَ عَلَیْنَا کِتَاباً نَّقْرَؤُهُ).(9)
با توجّه به آنچه گفته شد به وضوح مى فهمیم که هدف آنها چیزى جز معجزات اقتراحى نبوده است و هیچ پیامبرى مأمور نیست که در مقابل این گونه درخواست ها تسلیم گردد.
جالب این که در بسیارى از حوادث تاریخى مربوط به عصر ظهور انبیاء مخصوصاً زمان پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که کفّار بعد از مشاهده معجزات براى فرار از زیر بار مسئولیت و تسلیم شدن در مقابل آنها به بهانه سحر متوسل مى شدند، همان کارى که فرعون و فرعونیان در برابر موسى (علیه السلام)داشتند که حتّى بعد از مشاهده غلبه موسى (علیه السلام)به تنهایى بر آن همه ساحران ورزیده و ماهر و ایمان آوردن ساحران ـ که نشانه روشنى بود بر اعجاز موسى (علیه السلام)و اتکاى آن به نیروى الهى ـ باز دست از سخن خود برنداشتند و گفتند: «به طور مسلم او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است»: (إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ). (10)
لذا در آیه 111 سوره انعام مى فرماید: (وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَیْهِمُ الْمَلاَئِکَةَ وَکَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَیْهِمْ کُلَّ شَیْءٍ قُبُلاً مَّا کَانُوا لِیُؤْمِنُوا إِلاَّ أَنْ یَشَاءَ اللهُ): «و (حتّى) اگر فرشتگان را بر آنها نازل مى کردیم و مردگان با آنان سخن مى گفتند و همه چیز را در برابر آنها جمع مى نمودیم، هرگز ایمان نمى آوردند مگر آن که خدا بخواهد.»
همچنین در آیه 25 سوره انعام مى فرماید: (وَ اِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاَّیُؤْمِنُوا بِهَا): «آنها چنان لجوجند که اگر هر نشانه و معجزه اى را ببینند ایمان نمى آورند.» و نیز در آیه 51 سوره عنکبوت در پاسخ تقاضاى آنها که معجزات مختلفى را طلب مى کردند با صراحت مى فرماید: (اَوَلَمْ یَکْفِهِمْ اَنَّا اَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ یُتْلى عَلَیْهِمْ): «آیا براى آنها کافى نیست که این کتاب آسمانى را بر تو نازل کردیم که پیوسته بر آنها تلاوت مى شود».
مفهوم این سخن آن است که معجزه باید براى اثبات حقانیّت دعوت پیامبر(صلى الله علیه وآله)باشد و این کتاب آسمانى (قرآن) بهترین سند و آیت است، بنابراین چرا آنها اصرار براى معجزات پى در پى دارند؟.
3- مسلّماً معجزات در واقع کار خداوند است و پیامبران هر معجزه اى داشته باشند به اذن و فرمان او است، ولى گاه این تصور براى گروهى از مردم پیدا مى شده که پیامبران در زمینه معجزات فعّال ما یشاء هستند و هرچه بخواهند انجام مى دهند. این امر زمینه غلوّ را درباره انبیاء فراهم مى ساخته و اى بسا سبب مى شده که مردم آنها را همچون خدا بدانند، به همین دلیل گاه انبیاء و پیامبران الهى تسلیم پیشنهاد معجزات نمى شدند و مى گفتند: این کار از ناحیه ما نیست بلکه منوط به اذن و فرمان خداوند است و باید ببینیم او چه اراده کرده است.
شاهد این سخن آن که در آیه 38 سوره رعد مى خوانیم: (وَمَا کَانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِىَ بِآیَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللهِ): «و هیچ پیامبرى نمى توانست معجزه اى بیاورد مگر به اذن خدا». همین معنا به وضوح در سوره انعام آیه 109 نیز آمده است; مى فرماید: (وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آیَةٌ لِّیُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الاْیَاتُ عِنْدَ اللهِ وَمَا یُشْعِرُکُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لاَ یُؤْمِنُونَ): «آنها با نهایت اصرار، به خدا سوگند یاد کردند که اگر معجزه اى براى آنان بیاید، حتماً به آن ایمان مى آورند. بگو: "معجزات فقط به اراده خدا است (و در اختیار من نیست) و شما از کجا مى دانید که هر گاه معجزه اى بیاید (ایمان مى آورند؟ خیر) ایمان نمى آورند!"».
این آیه از یک سو لجاجت آنها را در امر تقاضاى معجزات و از سوى دیگر وابستگى معجزات را به اراده مطلقه پروردگار روشن مى کند.
آخرین سخن در این زمینه این که : قرآن مجید خارق عادات و معجزات فراوانى براى انبیاى سلف بیان کرده است، مسلّماً پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) هرگز نمى توانسته است این معجزات را در کتاب آسمانيش ذکر کند و از طریق وحى الهى از آنها پرده بردارد بدون آن که خودش چیزى از آنها را ارائه دهد، در حالى که خود را به عنوان خاتم انبیاء و بزرگترین آن ها به مردم معرفى مى کند و آیین خویش را آیین جاودانى و برترین آیین هامى دانند.
چگونه مردم قانع مى شوند که انبیاى دیگر آن همه معجزات داشته باشند و پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)با آن همه مقام و عظمتش معجزه اى همچون آنها نداشته باشد.
این تحلیل نشان مى دهد که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) غیر از قرآن مجید معجزات چشم گیر دیگرى (که بى شباهت به معجزات انبیاى سلف نبوده) داشته است. آیاتى از قرآن نیز گواه بر این موضوع است که به خواست خدا در جاى خود خواهد آمد، بنابراین اصرار بر نفى معجزات دیگر از سوى بعضى از ناآگاهان به هیچ وجه صحیح به نظر نمى رسد.



پی نوشتها:

1. سوره اسراء، آیات 90 تا 93.
2. سوره اسراء، آیه 59.
3. سوره هود، آیه 12.
4. سوره رعد، آیه 7.
5. سوره انعام، آیه 37.
6. به آیات 38 سوره یونس و 13 سوره هود و 88 سوره اسراء مراجعه شود.
7. سوره اسراء، آیه 92.
8. همان مدرک
9. سوره اسراء،آیه 93
10. سوره طه، آیه 71.



 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

امام زمان،تو ای عشقو ای تمام وجودم(علی فانی)

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد