:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

يكشنبه 1 مهر 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : كسي كه نهان خود را اصلاح كند ، خدا آشكار او را نيكو گرداند .
 
 
 
 

تفسیر موضوعی قرآن کریم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی

داستان نجاشى و علماى مسيحى حبشه

نخستين هجرت مسلمانان، به حبشه و آن هنگامى بود كه فشار مشركان مكه و آزار آنان بر مسلمين از حد گذشته بود، به ناچار گروه كثيرى از آنها با اذن پيامبر(صلى الله عليه وآله) راهى حبشه شدند، و سلطان حبشه به آنها پناه داد و در نهايت امنيت در آنجا مى زيستند و همين امر از يك سو، سبب نفوذ تدريجى اسلام در حبشه و از سوى ديگر، سبب نفوذ اسلام در مكه شد، زيرا ديگران نيز مى توانستند ايمان بياورند و در صورت فشار مشركان، راهى حبشه شوند.
ابن هشام در تاريخ معروف خود مى نويسد: هنگامى كه قريش مشاهده كردند كه ياران رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در سرزمين حبشه در امن و امان زندگى مى كنند ـ آن را خطرى براى آينده خود احساس كردند ـ و به مشورت پرداختند و قرار بر اين شد كه دو نفر از افراد زيرك و فعال را انتخاب كنند و نزد نجاشى بفرستند تا مسلمانان را از حبشه به مكه باز گردانند، و در مكّه فشارهاى بيشترى بر آنان وارد كنند. عبدالله بن ابى ربيعه و عمرو بن عاص را با هدايايى براى نجاشى و فرماندهان لشگرش فرستادند و دستور دادند كه قبل از آن كه با نجاشى سخن بگويند، هداياى فرماندهان را به آنها برسانند، سپس با هداياى مخصوص نزد نجاشى حضور يابند و تقاضا كنند مسلمانان را بدون پرس و جو و سؤال به آنها بسپارند، آنها چنين كردند و قبلاً ذهن فرماندهان را از اين مسأله پر كردند كه به كشور سلطان شما عده اى جوانان سبك مغر ما پناهنده شده اند كه دست از آيين خود برداشته و در آيين شما نيز وارد نشدند، يك دين ساختگى بدعت گذاردند كه نه براى ما و نه براى شما آشنا نيست، و اشراف قوم ما، ما را به سوى سلطان شما فرستادند تا آنها را بازگرداند، هر گاه سلطان با شما سخن گفت، شما اين نظر را تأييد كنيد كه قبل از حرف زدن مسلمانان آنها را به ما بسپارند، چرا كه طايفه ما به وضع آنها آشناترند. فرماندهان لشكر نجاشى اين پيشنهاد را پذيرفتند.
سپس آن دو فرستاده قريش نزد سلطان حبشه آمدند و آن مطالب را گفتند، فرماندهان نيز آن دو را تصديق كرده گفتند: «راست مى گويند آنها افراد خود را بهتر از ما مى شناسند».
نجاشى خشمگين شد و گفت: «امكان ندارد گروهى را كه به كشور من پناه آورده اند و آن را بر مناطق ديگر ترجيح داده اند، به دست دشمنانشان بسپارم، مگر اين كه آنها را فرا بخوانم و در مورد ايشان تحقيق كنم، اگر مطلب آن گونه باشد كه اين دو مى گويند، به آنها تحويلشان مى دهم، و اگر غير از آن باشد آنها را با خوش رفتارى در پناه خود مى گيرم».
دستور داد تا از مسلمانان دعوت به عمل آورند. نجاشى اسقف ها و علماى بزرگ مسيحيت را نيز با كتاب هاى مذهبى براى اين مجلس فرا خواند.
در آن مجلس بزرگ، نجاشى از مسلمانان پرسيد: «اين دينى كه شما غير از آيين قوم خود پذيرفته ايد كه مغاير با دين ما و همه اديان جهان است چيست؟» جعفر بن ابى طالب لب به سخن گشود و گفت: «اى زمامدار! ما قومى اهل جاهليت بوديم، بت ها را پرستش مى كرديم، گوشت مردار را مى خورديم، و كارهاى زشت و قبيحى انجام مى داديم و پيوند خويشاوندى را قطع، و پناهندگى را به فراموشى مى سپرديم، و نيرومندان ضعيفان را مى خوردند و نابود مى كردند. ما بر اين حال بوديم تا اين كه خداوند پيامبرى از ما به سوى ما فرستاد كه نسب او را به خوبى مى شناختيم و به صدق و امانت و پاكدامنى او ايمان داشتيم، او ما را به خداوند يگانه دعوت كرد و دستور داد پرستش سنگ ها و بت ها را كه آيين نيكان ما بود رها كنيم و به ما دستور داد راست بگوييم، اداى امانت كنيم، صله رحم به جا آوريم و به همسايگان نيكى نماييم و ما را از گناهان زشت و سخنان باطل و خوردن مال يتيم و تهمت به افراد پاكدامن نهى كرد. به ما دستور داد خداى يگانه را بپرستيم و شريكى براى او قرار ندهيم، به ما دستور داد نماز بخوانيم و زكات بدهيم و روزه بگيريم...(همچنين ساير دستورات اسلام را بر شمرد). ما سخن او را تصديق كرديم و به او ايمان آورديم و از او پيروى نموديم ولى قوم ما بر ما تعدّى كردند و شكنجه ها دادند و اصرار داشتند ما را از آيين توحيد به عبادت بت ها باز گردانند، و نيز اصرار داشتند كه همان آلودگى هاى سابق را حلال بشمريم. هنگامى كه ما را مقهور و مورد ستم قرار دادند و بر ما تنگ گرفتند، ما چاره اى جز اين نديديم كه به كشور شما پناهنده شويم، و شما را بر ديگران ترجيح دهيم و اميد ما اين بود كه در پناه شما مورد ستم واقع نشويم»
نجاشى به او گفت: «آيا چيزى از كتاب آسمانى او با تو هست؟» جعفر گفت: «آرى» «نجاشى گفت: «بخوان».
جعفر آيات آغاز سوره مريم را بر او تلاوت كرد:«كهيعص   ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا...»
اين آيات كه با فصاحت و بلاغت خاصى داستان مريم و تولد مسيح(عليه السلام) را كه (مورد علاقه نجاشى و اهل حبشه بود) به زيباترين وجهى بيان مى كند، در دل نجاشى بسيار اثر كرد، تا آنجا كه نجاشى گريه كرد، به قدرى كه محاسن او تر شد، اسقف ها و علماى مسيحى نيز آنچنان گريستند كه كتب آسمانى كه در دست آنها بود از اشك چشمشان تر شد!
نجاشى رو به حضار كرد و گفت: «اين به خدا، همان چيزى است كه بر عيسى(عليه السلام)نازل شد، هر دو از نور واحدى است.» سپس به آن دو نفر گفت: «به خدا سوگند! آنها را هرگز به دست شما نمى سپارم».
و به اين ترتيب، نمايندگان قريش بعد از آن همه نقشه هاى شيطانى و هزينه ها، شكست خوردند و ناكام برگشتند.(1)



پی نوشت:

1. سيره ابن هشام، جلد 1، صفحه 356 تا 360 (با تلخيص).



 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

کریمی شب هفتم محرم1394

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد