:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

چهارشنبه 28 شهريور 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : پاكدامني زيور تهيدستي و شكرگزاري زيور بي نيازي است .
 
 
 
   
تفسير موضوعي قرآن كريم

برگرفته شده از کتاب پيام قرآن نوشته آيت الله العظمي مکارم شيرازي
چه کسانى در دوزخ مخلّدند؟

در آیات قرآن مجید افراد یا اقوام مختلفى بالخصوص به عنوان افراد مخلّد در آتش نام برده شده اند، از جمله:
1- کافران: اعم از منکران مبدء و معاد یا مشرکان یا تکذیب کنندگان آیات الهى و یا دشمنان خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) یا مرتدان که در آیات مختلف به عنوان کسانى که در دوزخ جاودانه مى مانند ذکر شده اند، از جمله در آیه 116 آل عمران مى خوانیم:
اِنَ الذَّینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِی عَنْهُمْ اَمْوالهُمْ وَ لا اَوْلادُهُمْ مِنْ الله شَیْئاً وَ اُولئِکَ اَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ: «کسانى که کافر شدند هرگز اموال و اولادشان آنها را از خدا بى نیاز نمى کند، آنها اصحاب آتشند و جاودانه در آن خواهند ماند».(1)
2- منافقان: هرچند ظاهراً در سلک اهل ایمان و در زمره مؤمنان بوده باشند، آنها نیز مخلد در آتش دوزخند، چنانکه در آیه 17 مجادله پس از اشاره به بعضى از اعمال و رفتار آنها مى فرماید: لَنْ تُغْنِی عَنْهُمْ اَمْوالُهُمْ وَ لا اَوْلادُهُمْ شَیْئاً وَ اُولئِکَ اَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ: «اموال و اولاد آنها به هیچوجه آنان را از عذاب الهى حفظ نمى کند آنها اصحاب دوزخند و جاودانه در آن مى مانند».
در آیه 140 سوره نساء مى گوید: (اِنَّ الله جامِعُ المُنافِقینَ وَ الکافِرینَ فی جَهَنَّمَ جَمیعاً): «خداوند منافقان و کافران را همگى در جهنّم جمع مى کند».
3- آنها که غرق گناهند: در آیه 81 بقره تعبیرى درباره گروهى از گنهکاران دیده مى شود که بسیار پرمعناست، مى فرماید: (بَلى مَنْ کَسَبَتْ سَیِّئَةً وَ اَحاطَتْ بِهِ خَطیئَتُهُ فَاُولئِکَ اَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ): «آرى کسانى که تحصیل گناه کنند، و آثار گناه سراسر وجودشان را احاطه نماید، آنها اهل آتشند و جاودانه در آن خواهند ماند».
قریب به همین معنا در آیه 27 یونس آمده است که مى فرماید: وَالذَّینَ کَسَبُوا السَّیئِاتِ جَزاءُ سَیِّئَة بِمِثْلِها وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ما لَهُمْ مِنَ الله مِنْ عاصِم کَاَنَّما اُغْشِیَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللّیْلِ مُظْلِماً اُولئِکَ اَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ: «کسانى که مرتکب گناهان شدند کیفر را به مقدار آن دارند، و ذلت و خوارى آنها را فرا مى گیرد، و هیچ چیز نمى تواند آنها را از (مجازات) الهى نگه دارد، گویى صورتهایشان را پاره هایى از شب ظلمانى پوشانیده، آنها اصحاب آتشند و جاودانه در آن خواهند ماند».
در اینکه آیا افراد با ایمان به خاطر گناهان کبیره ممکن است عذاب جاودانه داشته باشند یا نه بحث مشروحى داریم که به خواست خدا بعد از تفسیر این آیات مطرح خواهد شد.

4- قاتلان و جانیان:

از آیات قرآن استفاده مى شود که مرتکبان قتل عمد نیز عذاب جاودانه دارند، جنانکه در آیه 94 نساء مى خوانیم: (وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزائُهُ جَهَنَّمَ خالداً فیها وَ غَضِبَ الله عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَ اَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً): «هرکس فرد با ایمانى را از روى عمد به قتل برساند کیفر او دوزخ است، جاودانه در آن مى ماند، و خداوند بر او غضب مى کند، و او را از رحمتش دور مى سازد، و عذاب عظیمى براى او آماده ساخته است».
در اینجا چهار کیفر براى قاتلان عمد بیان شده است:
خلود در جهنم، غضب الهى، لعن و دور ساختن از رحمت پروردگار و آماده کردن عذاب عظیم براى آنان.
آیا این کیفرها تنها در صورتى است که در مقام توبه و جبران بر نیایند یا به هر حال دامان آنها را مى گیرد، احتمال دوّم بسیار بعید به نظر مى رسد چرا که حتى شرک که بالاترین گناهان است با توبه برطرف مى شود، و مشرکان باپذیرش اسلام بخشوده خواهند شد چگونه مى توان باور کرد که قتل نفس از آن هم بالاتر باشد، بعلاوه در تاریخ اسلام آمده است که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) از قاتل حمزة بن عبد المطلب که نامش «وحشى» بود گذشت نمود، و تو به او را پذیرفت بسیارى دیگر از مسلمانان نیز قاتلان پدران و فرزندان و برادران خود را بعد از اسلام آوردن و توبه کردن پذیرفتند البته مسلم است که توبه از چنین گناه عظیمى کار ساده اى نیست، و تنها با گفتن استغفار مسأله تمام نمى شود بلکه یا تسلیم قصاص شود و یا اولیاء مقتول را به وسیله دیه و غیر آن راضى کند، و با اعمال آینده، گذشته را جبران نماید.
در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) مى خوانیم که فرمود: لَزَوالُ الدُّنیا وَ ما فیها اَهْوَنُ عَلَى الله مِنْ قَتْلِ مُؤْمِن وَلَوْ اَنَّ اَهْلَ سَمواتِهِ وَ اَهْلَ اَرْضِهِ اِشْتَرکُوا فی دَمِ مُؤْمِن لاَدْخَلَهُمْ الله تَعالی النَّارَ: «نابودى دنیا و آنچه در آن است نزد خدا آسان تر است از کشتن مؤمنى، و اگر اهل آسمان ها و اهل زمین در ریختن خون فرد با ایمانى شرکت داشته باشند خداوند همه را در آتش داخل مى کند».(2)
در اینکه چگونه ممکن است قاتل عمد، خلود در آتش دوزخ داشته باشد با اینکه طبق بحثى که در آینده خواهیم داشت تنها کافرانند که مخلّد در آتشند، مفسّران پاسخ هاى گوناگونى گفته اند.
گاه گفته شده چنین افرادى موفق به توبه نمى شوند، یا کمتر موفق به توبه مى شوند، آنها در آخر عمر بى ایمان از دنیا مى روند و به همین جهت مستحق خلود در دوزخ مى شوند.
و گاه گفته اند این کیفر کسانى است که قتل عمد را از روى انکار تحریم آن انجام دهند، خود این امر موجب کفر است.
و گاه گفته شده که خلود در اینجا به معناى مدّت طولانى است نه جاودانگى عذاب.
تفسیر اوّل و دوم مناسب تر به نظر مى رسد.

5- رباخواران:

رباخواران نیز در آیات قرآن تهدید به عذاب جاودانى شده اند آنجا که مى فرماید: فَمَنْ جائَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ اَمْرُهُ اِلَى الله وَ مَنْ عادَ فَاُولئِکَ اَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ: «آن کس که اندرز الهى به او برسد و (از رباخوارى) خوددارى کند، سودهایى را که قبلا (قبل از نزول حکم تحریم) به دست آورده از آن اوست و کار او به خدا واگذار مى شود، اما کسانى که برگردند و مرتکب این گناه شوند، اهل آتشند و همیشه در آن خواهند بود» (بقره - 275).
باز در اینجا این سؤال مطرح شده که چگونه این گروه مخلّد در آتشند، در حالى که گناه کبیره به تنهایى موجب عذاب جاودانه نیست.
پاسخ این سؤال در اینجا آسان تر است چرا که در متن آیه (در جمله هاى قبل) سخن از منکران تحریم ربا به میان آمده، کسانى که مى گفتند: «چه تفاوتى میان بیع و رباست؟ و چگونه خداوند یکى را حلال و دیگرى را حرام کرده است»؟! در حالى که فرق میان این دو روشن بود، خرید و فروش و تجارت و کارهاى مشابه آن به سود جامعه و از فعالیت هاى سالم اقتصادى است، ولى رباخورى جز به زیان جامعه نیست که این شرح مبسوطى دارد و در جاى خود از آن سخن گفته ایم.

6- ظالمان و ستمکاران:

گروه دیگرى که قرآن مجید آنها را از مستحقّان عذاب جاویدان شمرده، ظالمان و ستمکارانند چنانکه در آیه 45 سوره شورى مى خوانیم: (وَ قالَ الذَّینَ آمَنُوا اِنَّ الخاسِرینَ الذَّینَ خَسِرُوا اَنْفُسَهُمْ وَ اَهْلِیهِمْ یَوْمَ القِیامَةِ اَلا اِنَّ الظَّالمِینَ فی عَذاب مُقیم): کسانى که ایمان آورده بودند گفتند: زیانکاران واقعى آنها هستند که خود و خانواده خویش را روز قیامت، از دست داده اند آگاه باشید که ظالمان در عذاب دائمند»!
این تعبیر نشان مى دهد که سرانجام ظلم و ستم، خلود در آتش دوزخ است.
در آیات قبل از آن نیز مکرّر، روى عذاب الیم ظالمان (شورى - 42) و پشیمانى دردناک آنها در آتش دوزخ (شورى - 44) تکیه شده است.
آیا منظور از ظلم و ستم در اینجا ظلم و ستم بر بندگان خدا و مستضعفان است، یا ظلم بر خویشتن و گرایش به شرک، چرا که شرک طبق آیه 13 سوره لقمان «ظُلْمٌ عَظیمٌ» است، و در آیه 254 سوره بقره نیز آمده: وَ الکافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ: «کافران همان ظالمانند».
جمعى از مفسّران معناى دوّم را ترجیح داده اند و شاید جمله قالَ الذَّینَ آمَنُوا نیز گواه بر این معنا باشد که مؤمنان مظلوم که از دست کفّار ظالم ستم هاى فراوان دیده اند چنین سخنى را در قیامت مى گویند.
در آیه 17 سوره حشر نیز بعد از اشاره به خلود شیطان اتباعش در دوزخ مى فرماید: وَ ذلِکَ جَزاءُ الظَّالِمینَ: «این است کیفر ستمکاران».
اما با توجه به اینکه سخن از شیطان و پیروان کفار اوست و در آیه قبل از آن این معنا به روشنى آمده است (کمثل الشیطان اذ قال للأنسان اکفر فلما کفر قال انی بریء منک): «کار آنها همچون شیطان است که به انسان گفت کافر شو (تا مشکلاتت را حل کند) اما هنگامى که کافر شد گفت از تو بیزارم» مى توان گفت که منظور از ظلم در این آیه نیز مصداق اتم آن یعنى کفر است.

7- سبک اعمالان:

از بعضى از آیات قرآن استفاده مى شود که سنگینى میزان عمل در قیامت نشانه رستگارى و نجات است، و سبک بودن میزان عمل که به معناى بى ارزش بودن اعمال است سبب خلود در آتش دوزخ مى شود، در آیه 102 و 103 سوره مؤمنون مى خوانیم: فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ فَاُولئِکَ هُمْ المُفْلِحُونَ - وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ فَاُؤلئِکَ الذَّینَ خَسِرُوا اَنْفُسَهُمْ فی جَهَنَّمَ خالِدُونَ: «کسانى که ترازوهاى (سنجش اعمال) آنها سنگین است آنان رستگارانند، و آنها که ترازوى عملشان سبک مى باشد کسانى هستند که سرمایه وجود خود را از دست داده در جهنم خالدند».
تعبیر به «خَسِرُوا اَنْفُسَهُمْ» (سرمایه وجود خود را زیارت کرده اند) اشاره لطیفى به این حقیقت است که بزرگترین سرمایه انسان، هستى او، عمر و حیات اوست، و این گروه در بازار تجارت دنیا آن را از دست داده اند، بى آنکه در برابر آن چیز ارزشمندى به دست آورده باشند.
این تعبیر نیز ممکن است اشاره به کافران باشد، زیرا اگر کسى ایمان داشته باشد هرچند مرتکب گناهان فراوانى گردد باز در میزان عمل او چیزى وجود دارد، و کاملا سبک نیست، چرا که ایمان و عقائد حق به تنهایى داراى وزن قابل ملاحظه اى است، بنابراین سبکى میزان اعمال این گروه و خالى بودن آن از هر حسنه اى دلیل بر کفر آنهاست، همان گونه که در آیه 105 سوره کهف مى خوانیم: (اُولئِکَ الذَّینَ کَفَرُوا بِآیاتِ رَبَّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبطَتْ اَعْمالُهُمْ فَلا نُقیمُ لَهُمْ یَوْمَ القِیامَةِ وَزْناً): «آنها کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و لقاى او کافر شدند، به همین جهت اعمالشان حبط و نابود شد، لذا روز قیامت میزانى براى آنها برپا نخواهیم کرد».

8- گنهکاران به طور عام:

از پاره اى از آیات نیز برمى آید که گنهکار به طور مطلق، خلود در دوزخ دارند، چنانکه در آیه 23 سوره جن مى خوانیم: و من یعص الله و رسوله فان له نار جهنم خالدین فیها ابداً: «هرکس نافرمانى خدا و رسولش کند، آتش دوزخ مسلّماً براى اوست، جاودانه در آن مى مانند».
همین معنا با اضافه اى در آیه 14 نساء نیز آمده است: وَمَنْ یَعْصِ الله وَ رَسُولَهُ وَ یَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فیها وَ لَهُ عذابٌ مُهینٌ: «کسى که معصیت خدا و پیامبرش کند و از حدود مرزهاى قانون الهى تجاوز نماید او را در آتشى داخل مى کند که جاودانه در آن مى ماند، و براى او عذاب خوار کننده اى است».
شبیه همین تعبیر در آیه 74 زخرف نیز آمده است، آنجا که مى فرماید: اِنَّ المُجْرِمینَ فی عَذابِ جَهَنَّم خالِدُونَ «مجرمان در عذاب جهنم مخلدند».
ولى با توجه به اینکه در آیات قبل (آیه 20 سوره جنّ) سخن از دعوت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به توحید و مبارزه شرک در میان آمده و آیه بعد از آن (آیه 24 سوره جن) سخنان مشرکان مکّه که پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) را به خاطر نداشتن یار و یاور توانمند سرزنش مى کردند نقل مى کند، به نظر مى رسد که که مراد از «عصیان» در اینجا ترک دعوت به توحید و گرایش به شرک و کفر است، بنابراین دلالتى بر خلود همه گنهکاران در آتش دوزخ ندارد.
در ذیل آیه 74 زخرف نیز قرینه اى بر این معنا دیده مى شود چرا که سخن از کسانى است که با حق دشمنى داشتند و گمان مى کردند خداوند از سر و نجواى آنها آگاهى ندارد، و این خود از نشانه هاى کفر است (دقت کنید).
لذا بسیارى از مفسّران در تفسیر آیه مورد بحث، تصریح کرده اند منظور، عصیان در توحید است.(3)
اما این احتمال که منظور از خلود در اینجا عذاب طولانى باشد بسیار بعید به نظر مى رسد، زیرا تأکید «خلود» با «ابداً» دلیل بر این است که منظور جاودانگى عذاب الهى است.

نتیجه:

از مجموع موارد هشتگانه فوق نظر قرآن را درباره خالدین در آتش دوزخ دانستیم، ولى با یک نگاه اجمالى در آیات فوق نیز این نکته معلوم مى شود که آنچه مسلم است خلود کفار و افراد بى ایمان در دوزخ مى باشد، اما درباره هم معصیت کاران این معنا مسلم نیست، مگر اینکه عصیان و گناه آنچنان عظیم یا گسترده باشد که انسان را به کفر و ترک ایمان بکشاند، یا بى ایمان از دنیا برود. شرح بیشتر به زودى از نظرتان خواهد گذشت.



پی نوشتها:

(1). آیات فراوان دیگرى نیز در قرآن همین معنا را دنبال مى کند، مانند اعراف 36، که سخن از تکذیب کنندگان آیات الهى مى گوید، و بینه 6 که مشرکان و اهل کتاب را مخلد مى شمرد، و توبه 17 که در آن سخن از خود مشرکان است، و بقره 217 و آل عمران 88 که از خصوص مرتدان سخن مى گوید، و فصّلت 28 که اشاره به خلود اعداء الله در آتش دوزخ مى کند.
(2). تفسیر روح المعانى، جلد 5، صفحه 104.
(3). به تفسیر مجمع البیان، جلد 9 و 10، صفحه 373 و المیزان، جلد 20، صفحه 52 و روح البیان، جلد 10، صفحه 200 و روح المعانى، جلد 29، صفحه 94 مراجعه گردد.

 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

کریمی شب هفتم محرم1394

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  جزئیات طرح‌های اجرایی مؤسسه «ثامن‌الائمه(ع)» اصفهان تشریح شد
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد