:جستجو
مراکز قرآنی
منتخبين مراكز قرآني
تفسیر نور
تواشیح
پرتال ثامن الائمه
زمان
 

چهارشنبه 2 خرداد 1397

 
 
خلاصه آمار سايت
 
 
 
 
.امام علي (عليه السلام) مي فرمايند : كسي كه براي دين خود كار كند ، خدا دنياي او را كفايت كند .
 
 
 
تفسیر موضوعی قرآن کریم

برگرفته شده از کتاب پیام قرآن نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی


چگونگى ارتباط با جهان غیب
مقدمه:

بدون شک پیامبران الهى رابطه اى با علم غیب و جهان ماوراى طبیعت، و به تعبیر دیگر رابطه ویژه اى با خداوند متعال داشته اند و از آن طریق تعلیمات مخصوص و احکام و قوانین و فرمان هاى الهى را دریافت کرده و به امّت ها مى رسانیده اند.
اما این رابطه چگونه بوده است؟ مسأله اى است بسیار پیچیده که آگاهى اجمالى بر آن آسان ولى علم تفصیلى به آن بسیار مشکل است، چرا که افراد محروم از این رابطه هرگز نمى توانند آن را دقیقاً در یابند، همان گونه که نابینایان مادرزاد اجمالاً احساس مى کنند که افراد بینا داراى حس دیگرى هستند که به وسیله آن از تمام موجودات اطراف خود تا شعاع وسیعى آگاه مى شوند، و رنگ هاى گوناگون و انوار مختلف را درک مى کنند ولى این حس چگونه است و حقیقت رنگ و نور چیست؟ هرگز براى آنان مفهوم نخواهد شد.
بنابراین آنچه در بحث وحى و حقیقت آن مطرح مى شود براى پیدا کردن همان علم اجمالى به ویژگى هاى وحى، و پاسخ گویى به سؤالاتى است که در این جا مطرح مى باشد و به همین دلیل نباید انتظار داشت کنه و ماهیّت وحى با این مباحث روشن شود که این امر براى غیر پیامبران محال است، درست همان گونه که در مثال بالا گفتیم.
در جلد اول این تفسیر (پیام قرآن) در شرح پنجمین منبع از منابع معرفت و شناخت به طور مشروح از مسأله وحى سخن گفتیم و دانستنى هاى مربوط به آن را تا آن جا که امکان داشت روشن ساختیم، و لذا بحث وحى را در این جا به طور فشرده مطرح مى کنیم و توضیحات تازه اى بر آنچه در آن جا گفته شد مى افزاییم، و شرح مسایل دیگر را به آن بحث وا مى گذاریم. با این اشاره به قرآن باز مى گردیم و به آیات زیر گوش جان فرا مى دهیم:
1- (وَ مَا کَانَ لِبَشَرٍ اَنْ یُکَلِّمَهُ اللهُ اِلاَّ وَحْیاً اَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ اَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِىَ بِاِذْنِهِ مَا یَشَاءُ)(1)
2- (نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الاَْمِینُ ـ عَلى قَلْبِکَ)(2)
3- (وَ لَقَدْ جَائَتْ رُسُلُنَا اِبْرَاهیمَ بِالْبُشْرى)(3)
4- (قَالَ یَا بُنَىَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللهُ مِنَ الصَّابِرِینَ)(4)
5- (فَلَمَّا اَتَاهَا نُودِىَ مِنْ شَاطِىءِ الْوَادِ الاََْیْمَنِ فِى الْبُقْعَةِ الْمُبَارَکَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ اَنْ یَا مُوسى اِنّى اَنَا اللهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ)(5)

ترجمه:

1- «و امکان ندارد خدا با هیچ انسانى سخن بگوید، مگر از راه وحى یا از پشت حجابى (همچون ایجاد صوت)، یا رسولى (فرشته اى) مى فرستد و به فرمان خود آنچه را بخواهد وحى مى کند» .
2- روح الامین آن را نازل کرده ـ بر قلب (پاک) تو».
3- «فرستادگان ما (فرشتگان) براى ابراهیم بشارت آوردند».
4- هنگامى که با او به مقام سعى و کوشش (و حد رشد) رسید، گفت: "پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح مى کنم، پس بنگر رأى تو چیست؟" گفت: "پدرم! هر چه دستور دارى اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى یافت»
5- «هنگامى که به سراغ آتش آمد، از کرانه راست درّه، در آن سرزمین پربرکت، از میان درختى ندا آمد که: "اى موسى! منم خداوند، پروردگار جهانیان"».

تفسیر و جمع بندى

طرق ارتباط با عالم غیب

در این آیات طرق مختلفى که پیامبران الهى به وسیله آن با عالم غیب و ماوراى طبیعت ارتباط پیدا مى کردند اجمالاً بیان شده است که چهار یا پنج طریق مختلف است:
در نخستین آیه به سه طریق اشاره شده است: مرحوم طبرسى در تفسیر این آیه مى گوید: «خداوند مى فرماید: "هیچ انسانى ممکن نیست خداوند با او سخن گوید مگر این که وحى به او فرستد، مانند داوود که به قلبش وحى فرستاد و زبور را نوشت، یا از پشت حجاب با او سخن بگوید همچون موسى، و یا پیام آورى به سوى او فرستد مانند جبرئیل که به سوى محمد(صلى الله علیه وآله) فرستاده شد تا فرمان او را ابلاغ کند."»: (وَ مَا کَانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللهُ اِلاَّ وَحْیاً اَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ اَوْ یُرْسِلَ رَسولاً فَیُوحِىَ بِاِذْنِهِ مَا یَشَاءُ)(6)
به این ترتیب گاه این ارتباط از طریق القاى در قلب و گاه از طریق امواج صوتى که پیامبر از بیرون مى شنود و گاه به واسطه نزول فرشته خواهد بود.
اصولاً واژه «وحى» در اصل به معناى اشاره سریع است که گاه با سخنان رمزى و گاهى با صداى خالى از ترکیب لغوى و گاه با اشاره یا با نوشتن صورت مى گیرد.
این سخنى است که راغب در مفردات آورده است، ولى ابن فارس در مقاییس، معناى اصلى آن را، القاء کردن علمى به صورت مخفیانه یا غیر مخفیانه به دیگرى مى داند.
ابن منظور در لسان العرب، معانى نخستین این واژه را رسالت، الهام، کلام مخفیانه، و چیزى که به دیگرى القاء شود، ذکر کرده است. سایر ارباب لغت نیز کم و بیش همین معانى را آورده اند، هرچند خلیل بن احمد در کتاب العین معناى آن را کتابت و نوشتن ذکر کرده است.
ولى در اصطلاح اهل شرع به ابلاغ رسالت هاى الهى از سوى خداوند بزرگ به پیامبران اطلاق مى شود، هر چند در قرآن مجید دایره استعمال آن گسترده تر از این معنا است و هر نوع القاء کردن علم مرموزى را در بر مى گیرد، لذا در مورد غرائز یا علومى که در بعضى از حیوانات مانند زنبور عسل به ودیعه نهاده شده عنوان وحى به کار رفته است، مانند: (وَ اَوحى رَبُّکَ اِلىَ النَّحْلِ)(7)
در مورد آنچه خداوند به قلب مادر موسى درباره نوزادش انداخت مى فرماید: (وَ أَوْحَیْنَا اِلى اُمِّ مُوسى)(8)(علیه السلام) پیامبر نبود، در عین حال در مورد الهام الهى به او تعبیر به وحى شده است. همچنین یوسف(علیه السلام) در کودکى پیامبر نبود، ولى قرآن درباره او مى گوید: (وَ اَوْحَیْنا اِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِاَمْرِهِمْ هَذَا): «به او وحى فرستادیم که آنها را در آینده از این کارشان با خبر خواهى ساخت»(9)
این واژه در قرآن مجید در مورد وسوسه هاى مرموز شیاطین نسبت به پیروانشان(10)و در مورد اوامر مرموز الهي نسبت به موجودات جامد همچون زمين(11)نیزبه كار رفته است.
جمله «من وراء حجاب»: «از پشت حجابى » به معناى آن است که خداوند با امواج صوتى خاصّى با پیامبرش سخن مى گوید که از دیگران مخفى و پنهان است، یا به معناى آن است که پیامبرش، سخن را مى شنود بدون آن که مبدأ سخن را مشاهده کند، درست شبیه سخنانى که از پشت پرده به گوش مى رسد.

در دومین آیه، سخن از نزول فرشته وحى و آوردن قرآن براى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به میان آمده مى فرماید: «به یقین این (قرآن) از سوى پروردگار جهانیان نازل شده است ـ روح الامین آن را نازل کرده ـ بر قلب (پاک) تو، تا از بیم دهندگان باشى»: (وَ اِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعالَمِینَ ـ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الاَْمینُ ـ عَلى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِریِنَ).
قابل توجّه این که فرشته وحى در این جا با دو عنوان توصیف شده است، عنوان «روح» که سرچشمه حیات است و عنوان «امین» که اشاره به امانت یعنى مهم ترین شرط رسالت و پیام آورى است.

از آیات مختلف قرآن و روایات به خوبى استفاده مى شود که فرشته وحى که مأمور ابلاغ رسالت به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بوده است، فرشته اى به نام جبرئیل بوده، در حالى که از سومین آیه مورد بحث برمى آید که گاهى فرشتگان به صورت دسته جمعى، مأمور ابلاغ پیام به انبیاء مى شده اند، مى فرماید:
«فرستادگان ما با بشارت نزد ابراهیم آمدند و بر او سلام کردند و او نیز سلام گفت»:(وَلَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنَا اِبْرَاهِیِمَ بِالْبُشْرى قَالُوا سَلاَماً قَالَ سَلاَمٌ)(12)
بشارتى که این گروه از پیامبران حامل آن بودند همان بشارت به تولد اسماعیل و اسحاق(علیها السلام) بود، زیرا یک عمر طولانى بر ابراهیم(علیه السلام) گذشته بود و هنوز فرزندى نداشت در حالى که آرزو مى کرد فرزند یا فرزندانى که حامل لواى او باشند نصیبش گردند.
البتّه این فرشتگان مأموریت دیگرى نیز داشتند و آن مأموریت درهم کوبیدن شهرهاى قوم لوط بود که در آیات بعد آمده، ولى این مأموریت هیچ گونه منافاتى با مأموریت اول آنها که رساندن پیام بشارت الهى به ابراهیم(علیه السلام) باشد ندارد.

در چهارمین آیه نوع دیگرى از وحى مطرح است و آن پیامى است که در حالت خواب و رؤیا به پیامبر مى رسد و این رؤیا، رؤیاى صادقه است که تفاوتى با بیدارى ندارد. مى فرماید: ابراهیم به فرزندش اسماعیل (علیه السلام)«گفت: "پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح مى کنم، پس بنگر رأى تو چیست؟ "گفت: "پدرم! هر چه دستور دارى اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى یافت»: (قَالَ یَا بُنىَّ اِنِّى اَرى فِى الْمَنَامِ اَنِّى اَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرى قَالَ یَا اَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ)(13)
در آیات بعد از آن مى خوانیم که ابراهیم(علیه السلام) آماده براى اجراى این فرمان شد، مسلّماً اگر این رؤیا همچون رؤیاهاى معمولى بود، هرگز ابراهیم(علیه السلام) آماده قربانى کردن فرزند نمى شد، این نشان مى دهد که این خواب و رؤیا یک وحى قطعى الهى بود.
همین معنا در مورد پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در مورد بشارتى که در خواب به او داده شده بود که مسلمانان در نهایت امنیّت و در حال انجام مناسک خانه خدا وارد مسجد الحرام مى شوند صدق مى کند (لَّقَدْ صَدَقَ اللهُ رَسُولَهُ الرُّءیَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ اِنْ شاءَ اللهُ آمِنِینَ مُحَلِّقِینَ رُؤُسَکُمْ وَ مُقَصِّرِینَ): «خداوند آنچه را به پیامبرش در رؤیا نشان دادبه حق راست گفت ، به طور قطع همه شما به خواست خدا وارد مسجد الحرام مى شوید در نهایت امنیّت و در حالى که سرهاى خود را تراشیده یا کوتاه کرده اید.»(14)
تعبیر به «صَدَقَ اللهُ رَسُولَهُ الرُؤْیَا» به خوبى نشان مى دهد که این خواب یک خواب الهى بود که نوعى از انواع وحى است.

در پنجمین و آخرین آیه مورد بحث، به یکى از طرق ارتباط انبیاء با مبدأ عالم هستى که در نخستین آیه نیز به طور کنایه ( و با تعبیر من وراء حجاب) آمده بود، اشاره کرده، مى فرماید: «هنگامى که به سراغ آتش آمد، از کرانه راست درّه، در آن سرزمین پربرکت، از میان درختى ندا آمد که: "اى موسى! منم خداوند، پروردگار جهانیان»: (فَلَمَّا اَتَاهَا نُودِىَ مِنْ شَاطِىءِ الْوَادِ الاََْیْمَنِ فِى الْبُقْعَةِ الْمُبَارَکَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ اَنْ یَا مُوسى اِنّى اَنَا اللهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ).(15)
آرى موسى(علیه السلام) در این جا سخن خدا را بى هیچ واسطه اى شنید و طبق بعضى از نقل ها موسى (علیه السلام)مى گوید: «این سخن را از تمام اطراف شنیدم و با تمام اعضایم (نه تنها با گوش) استماع کردم.» و این گونه ارتباط به گفته طبرسى در مجمع البیان برترین منازل انبیاء و بالاترین نوع ارتباط آنها با مبدأ عالم هستى است.
بدون شک خداوند جسم نیست و زبان و امواج صدا و سایر عوارض جسمانى ندارد، ولى مى تواند مشیّت خود را با امواج صوتى که مى آفریند به گوش بنده خاصّش برساند و براى این که او بداند این سخن، سخن خدا است، باید همراه با قرائنى باشد که هرگونه احتمال دیگرى را از آن نفى کند و این قرائن در داستان موسى(علیه السلام) و سایر انبیاء وجود داشته است.
یکى از این قرائن ممکن است مشاهده آتش از درون درخت سبز باشد یا شنیدن صدا از تمام جوانب در عین حال که مبدأ آن را از درخت احساس مى کرده، یا شنیدن آن با تمام اعضاى پیکرش، و یا به گفته بعضى هم صدا شدن تمام عالم کون با این صدا، یا محتواى خاصّى که از غیر خدا ممکن نبود یا غیر این قرائن.
از سوره هاى طه، آیه 11، و نمل ،آیه 8 استفاده مى شود که در این لحظه سخنان دیگرى نیز به موسى(علیه السلام) گفته شد. در سوره طه مى خوانیم: (نُودِىَ یَا مُوسى ـ اِنّى اَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ اِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى): «ندا داده شد که: اى موسى! ـ من پروردگار تو هستم، کفشهایت را بیرون آر که تو در سرزمین مقدّس "طوى" هستى»
در آیه 8 سوره نمل مى خوانیم: (نُودِىَ اَنْ بُورِکَ مَنْ فِى النّارِ وَ مَنْ حَوْلَهَا): «ندایى برخاست که: "پر برکت باد آن کس که در آتش است و آن کس که در اطراف آن است"» به هر حال در مجموع آیات فوق، اشکال مختلف ارتباط انبیاء با مبدأ عالم هستى منعکس شده است.
بدیهى است دلایل عقلى در این جا نمى تواند راه گشاى جزئیات مسأله باشد، زیرا این دلائل تنها لزوم ارسال رسل و انزال کتب را که مستلزم ارتباط انبیاء با عالم غیب است روشن مى سازد، بنابراین جزئیات آن را باید از دلایل نقلى استفاده کرد.



پی نوشتها:

1. سوره شورى، آیه 51.
2. سوره شعراء، آیه 194.
3. سوره هود، آیه 69.
4. سوره صافات، آیه 102.
5. سوره قصص، آیه 30.
6. سوره شورى، آیه 51.
7. سوره نحل، آیه 68.
8. سوره قصص، آیه 7.
9. سوره یوسف، آیه 15.
10. سوره انعام، آیه 112.
11. سوره زلزال، آیه 5.
12. سوره هود، آیه 69.
13. سوره صافات، آیه 102.
14. سوره فتح، آیه 27.
15. سوره قصص، آیه 30.

 
عکس روز
 

 
 
نوا
 

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهر رَمَضانَ

 
 
ورود اعضاء
   
 
اخبار قرآني
 
 
  وزارت قرآن تشکیل شود / فعالیت‌های قرآنی، متولی مشخصی در کشور ندارد
  اجرای گروه تواشیح ثامن الائمه علیه السلام در مراسم اعتکاف مساجد اصفهان
  کسب رتبه سوم توسط «مریم شفیعی» در مسابقات قرآن اردن
  معرفی نماینده ایران برای مسابقات بین‌المللی قرآن الجزایر
  آغاز فرآیند صدور کارت ورود به جلسه آزمون سراسری حفظ قرآن
  آغاز مسابقات سراسری قرآن بسیج از 9 اسفند/ تجلیل از پیشکسوتان و خانواده شهدای مدافع حرم
  معارفه مدیر عامل جدید موسسه نسیم رحمت رضوی(ثامن الائمه علیه السلام)
  از سوی مؤسسه الرحمن انجام می‌شود؛ طرح حفظ یک‌ساله قرآن در اصفهان
  بی‌توجهی مراکز پژوهشی به ترجمه‌پژوهی قرآن/ جای خالی ترجمه‌های رسانه‌ای
  دغدغه جانباز جنگ تحمیلی از بی‌توجهی به قرآن
 
 
 
میهمانان دانشجویان خردسالان   فارسی العربیة English
كليه حقوق اين سايت مربوط به مؤسسه ثامن الائمه(ع) ميباشد